به نظر من اگر معرفت و شناخت آدم ها نسبت به مسائل سياسي، فرهنگي، ديني،
اسلام، شيعه، سنت پيغمبر صلي الله عليه و آله و رفتار و منش ائمه اطهار،
انقلاب اسلامي، رهبر كبير انقلاب و رهبر معظم انقلاب بيشتر شود، خودشان در
ساخت فرهنگ صحيح و جلوگيري از تبعات منفي، كار بسيار ارزشمندي انجام خواهند
داد.
اولين وظيفه كارهاي فرهنگي در اين راستا، بايد افزايش دادن شناخت و معرفت
دانشجويان، كارمندان و اعضاي هيئت علمي در اين زمينه ها باشد و همچنين هدف
برنامه ها بايد پيگيري اين مسائل باشد؛ البته اين گونه نيست كه بخواهيم از
امروز برنامه ها را از «ب» بسم الله شروع كنيم.
اولين بازخوردي كه از اين طرق دريافت كرديم، اين بود كه تا به امروز تمركز
ما روي دانشجويان بوده است، يعني وقتي مي گفتيم معاون فرهنگي مثل اين بوده
كه مي گفتيم معاون فرهنگي دانشجويي. به نظر مي رسد معاونت فرهنگي بايد ابعاد گسترده تري بگيرد و به معاونت
فرهنگي دانشجويي، كارمندي و اعضاي هيئت علمي تبديل شود، بنابراين بايد
برنامه هاي فرهنگي براي اعضاي هيئت علمي تبيين شود؛ چرا كه اگر اين برنامه
ها براي اعضاي هيئت علمي درست تبيين شود، از آنجا كه اعضاي هيئت علمي ما هم
انسان هاي شريفي هستند، قطعاً هر كدامشان مي توانند نفرات زيادي را از
رفتار خود متاثر كنند.
خداي ناكرده اگر برعكس يك استاد فكر و ذهنش جور ديگري باشد، تاثير آن مي
تواند 20 ، 30 يا 40 نفر را متاثر كند. بنابراين نقطه اول هدف ما نفوذ در
قلب و نشستن در قلب و فكر و مغز انسان ها
از راه دوستي و صميميت مي باشد و تبيين آن، راه فرهنگ شناخت معرفت است.
بدون شك يكي از كارهايي كه در فرهنگ سازي در
موارد مختلف از جمله پيگيري مطالبات رهبري و مطالبات انقلاب مي توان انجام
داد، حضور فعال تشكل ها در دانشگاه آزاد است، ما قبلاً شاهد بوديم كه حضور
تشكل ها در دانشگاه آزاد با كمي نوسان مواجه بود و در برخي موارد عدم
برخورداري از مجوز و يا مسير پر پيچ و خم براي دريافت مجوز، حضور اين تشكل
ها را كمي با سختي و دشواري همراه مي كرد. در دوران شما مجوز دادن به تشكل
هاي دانشجويي در دانشگاه آزاد چطور خواهد بود.
به حرمت خون شهداي انقلاب و
انقلاب اسلامي، نام جمهوري اسلامي در اين كشور استوار شده است. اين نظام
نامش جمهوري اسلامي است و ريشه آن مردم سالاري ديني است؛ مردم
سالاري ديني يك تظاهر نيست، بلكه يك باور عميق است كه در بين كساني كه در
ايجاد انقلاب نقش داشتند، به بك اعتقاد و باور تبديل شده است.
شما نگاه كنيد رفتار و سنت و منش امام و همچنين رفتار و منش مقام معظم
رهبري را، در بسياري از جاها بسياري از ما صبرمان كم مي شود و مي گوييم چرا
رهبري كاري نمي كنند، يا چرا اين حرف را نمي زنند؛ اين چراها به مردم
سالاري ديني بر مي گردد. يعني حكومت مردم بر مردم بر اساس دين مبين اسلام؛
يعني با كسي شوخي نداريم و تظاهر نمي كنيم و اين مسئله را باور دارم.
بستر مردم سالاري ديني فراهم شده و ابزار و شاكله ها و شاخصه هاي آن،
فعاليت هاي آن است، فعاليت ها بايد در يك جايي سازماندهي شود؛ همان طور كه
در جامعه، در احزاب، در هيئت ها و مساجد و در گوش دادن به خطبه ها
سازماندهي مي شود.
در دانشگاه اما، تشكل ها براي آن كار تعريف شدند، در دانشگاه آزاد اسلامي
نيز براي تشكل ها يك ساز و كار و مديريتي ديده شده است كه تشكل ها را جمع
كرده، به آنها امكانات داده و هدايت عاليه و كلي نموده؛ البته نه اينكه فقط
اين تشكل ها در كار هم دخالت كنند، بلكه آنها بايد پشتيبان هم باشند.
اخيرا برخي موضوعات به خصوص طي 6 ماه اخير كه
صحبت انتساب شما پيش آمده، مطرح شده است مبني بر اينكه در جلسات شوراي
عالي انقلاب فرهنگي شما را گزينه دكتر احمدي نژاد معرفي كرده و برخي هم
گفتند كه شما گزينه آقاي هاشمي نيستيد، بالاخره آقاي فرهاد دانشجو گزينه چه
كسي هستند و گزينه چه كسي بودند؟
اينكه آقاي رئيس محترم هيئت امنا نظرشان چيست كه بايد با
ايشان وارد بحث شويد كه به نظر مي رسد وي نظرشان را در جلسات متعدد خيلي
واضح عنوان كردند و به هر طريقي نشان دادند كه در آن زمان نظرشان چه بوده و
كاملا مشخص است و من فكر نمي كنم كه مسئله مجهولي باشد.
مي توانم سوال شما را خيلي صريح پاسخ بدهم آن هم اينكه قسمت اينگونه بود؛
يعني در حقيقت گزينه كسي نبودم و قسمت اين بود كه فرهادي كه دوست نداشت اين
مسئوليت به عهده اش گذاشته شود، چون فكر مي كرد آدم هاي خيلي زيادي هستند
كه بهتر از وی مي توانستند اين كار را انجام دهند، رئیس دانشگاه شود.
حتي بعضي از گزینه ها را خودم پیشنهاد دام، چون تكليفي احساس نمي كردم و
به نظرم آدم هاي بهتر از من بودند كه فكر مي كردم بهتر از من مي توانند
انجام وظيفه كنند.
به هر صورت اينها آمدند و عنوان كردند كه خود شما بايد باشي يعني همان هايي
كه من فكر مي كردم بهتر از من هستند، گفتند كه نه خودت بايد در آن جا باشي
به هر صورت اينگونه شد كه تكليف تعيين شد و احساس ديني به وجود آمد و حالا
ديگر نمي توانم از زير اين مسئوليت شانه خالي كنم و بعد از همه اين مسائل
قسمت اين طور شد.
روزي كه رئيس دانشگاه شدم با خودم گفتم كه چقدر آدم ها سعي مي كنند چه
كارهايي را بكنند و من چقدر سعي كردم كه مسئول اين كار نشوم ولي در حقيقت
شايد خداوند مي خواست به من بگويد كه هيچ چيزي در دست تو نيست تو فقط نظرت
را بگو بقيه همه تقدير و قسمت است ولي حالا كه مسئول شدم با تمام توان و
عشق در خدمت دانشگاه آزاد اسلامي هستم.
من گزينه آقاي جاسبي و آقاي هاشمي رفسنجاني نبودم اين كاملا واضح است.
يكي از مسائلي كه بعد از انتساب شما
دانشجويان را به فكر فرو برد حرف شما در مجلس بود كه فرموديد هر كسي كه من
را دوست دارد به آقاي جاسبي محبت كند ماجراي اين حرف شما چه بود؟
در جلسه ميثاق مجدد با امام در حرم مطهر امام
خميني بود و جمله اي كه من گفتم اين بود كه هر كس كه من را دوست دارد، به
دكتر جاسبي احترام بگذارد.
ما در نظام جمهوري اسلامي هستيم بنابراين اخلاق مداري بايد اولين چيزي باشد
كه براي ما به اهميت دارد، بچه هاي حرب اللهي و بسيجي بايد از كساني كه
اين كار را نمي كنند سوال كنند كه بايد از زحمات كسي كه 29 سال براي اين
مملكت در اين دانشگاه ها زحمت كشيده، تشكر كرد.
اين دانشگاه پروژه موفق نظام جمهوري اسلامي ايران است؛ اين دانشگاه،
دانشگاهي نيست كه ما بخواهيم به راحتي از كنار آن بگذريم، با همه كاستي ها و
دارايي هايش 3.5 ميليون نفر فارغ التحصيل تحويل داده است.
به هر صورت 1.5 ميليون همين الان در حال تحصيل هستند نمي شود و نبايد من و
شما از اين قضيه بگذريم و فقط دست بر روي نكات منفي بگذاريم.
نابراين بر مبنای اخلاق و حفظ معنويات من تشكر مي كنم از كسي كه با موي سياه وارد دانشگاه شد و با موي سفيد از دانشگاه رفت.
اين معنايش آن نيست كه در آن زمان بعضي كارها اشتباه نبوده، شايد صدها كار اشتباه انجام شده كه از ديد من شايد اشتباه است.
ممكن است پنج سال ديگر يا 10 سال ديگر هم من بروم و كس ديگري بيايد و به زعم او برخي كارهايي كه من كردم درست نباشد، ايرادي هم نيست.
آيا مي توان گفت كه مهم ترين نقد شما
به مديريت سابق دانشگاه آزاد سياسي بودن آن بوده يا اگر اين نيست مهم ترين
نقد شما به مديريت سابق دانشگاه آزاد و مهم ترين نقطه قوت آن چيست؟
مهم ترين نقطه قوت دانشگاه آزاد اسلامي به عنوان
يك پروژه موفق نظام جمهوري اسلامي توفيق در فارغ التحصيل كردن بيش از 3.5
ميليون دانشجو و فراهم كردن امكانات تحصيل براي بيش از 1.5 ميليون دانشجو
بوده كه فقط مربوط به مديران قبل نمي شود، بلكه مربوط به همه دانشجوياني مي
شود كه با نداري كار كردند، كارمنداني كه با نداري يا تبعيض كار كردند و
هيئت علمي كه با همه شرايط كار كردند.
اينها زحمت كشيدند، ائمه جمعه اي كه واسط شدند و پول آوردند و امكانات مردم
را جمع كردند، استانداري ها و شهرداري هايي كه زمين در اختيار قرار دادند و
خيريني كه وارد اين ماجرا شدند و در عين حال مسئولاني كه در طول اين تاريخ
30 ساله رئيس واحد و مدير گروه شدند، معاون و رئيس دانشگاه و اعضاي هيئت
امنا و اعضاي هيئت علمي شدند و در راس همه آنها دعاي امام و يك ميليون
توماني كه امام براي اين كار دادند و آن كار خيري كه شروع شد و پشتيباني
هايي كه مقام معظم رهبري در طول اين سال ها از اين دانشگاه داشتند.
به هر صورت همه اينها بايد در يك جرياني قرار مي گرفت كه دكتر جاسبي و ديگران و هيئت امنا زحمت كشيدند كه جاي تقدير دارد.
اما مهم ترين نقطه اي كه بايد از حالا به بعد به آن نگاه شود تا نكات منفي
گذشته را پوشش دهد، ارتقاي كيفي آموزش و كيفيت در پژوهش است.
در دوران گذشته نه اينكه به كيفيت نگاه نمي كردند اما توسعه كمي اولويتي بوده كه توسعه كيفي را تحت الشعاع قرار مي داده است.
الان واحدهايي را داريم كه از لحاظ كيفي خيلي خوب هستند اما خيلي از واحدها
هم هستند كه از نظر كيفي با استانداردهايي كه در ذهن ماست فاصله دارند، ما
بايد به سمت ارتقاي كيفيت حركت كنيم.
بنابراين شايد بزرگترين نقد به مديريت قبلي يا عملكرد گذشته اين است كه
شايد اگر توسعه كمي و كيفي يك ريتم و هم فاز با هم جلو مي رفتند شايد امروز
وضعيت ارتقاي كيفي در اين دانشگاه بهتر بود، اما من هم مدير بودم و ديدم
كه در زمان توسعه كمي يك الزاماتي به وجود مي آيد كه اگر ذهن انسان خيلي
معطوف به آن نشود شايد اصلا توسعه كمي امكان پذير نباشد.
بنابراين به عنوان يك نكته منفي به آن مديريت نگاه نمي كنم ولي نكاتي هم است كه از حالا به بعد بايد به آن توجه كرد.
من مدير دانشگاه آزاد اسلامي از تاريخ 8 اسفند ماه سال 90 به بعد هستم، از
اين تاريخ به قبل را جستجو نمي كنم، اگر نظام جمهوري اسلامي به دنبال جستجو
است خودش محفلي درست كند، بيايد و جستجو كند.
من فرصت اين را ندارم كه به 30 سال گذشته برسم، براي يك سال آنقدر كار در
برابر من هست كه اگر بخواهم تمام زمانم را وقف آن بكنم باز هم وقت كم مي
آورم اما اين بدان معني نيست كه اگر به خطايي در مسير آينده برسيم و ريشه
هاي آن خطا در گذشته باشد آن را اصلاح نمي كنيم.
اين در حالي است كه هر چيزي كه در مسير آينده احساس كنيم كه به گذشته بر مي گردد آن را اصلاح خواهيم كرد.
هميشه در طول دوران مديريت قبلي
دانشگاه مواردي از نوع هاي مختلف تخلف از سوي نمايندگان و دانشجويان مطرح
بوده كه همواره پيگيري آن مورد دغدغه دانشجويان بوده، آقاي دانشجو چقدر
براي بررسي اين تخلفات كه چندين بار از سوي مراجع مسئول مطرح شده و چندين
بار هم از سوي خود شما مطرح شده است، سعي مي كنند؟
بنده رئيس دانشگاه آزاد اسلامي از تاريخ 8 اسفند
ماه سال 91 به بعد هستم و وقت، پولم و نيروهاي دانشگاه را صرف ساختن آينده
دانشگاه مي كنم.
پول و انرژي دانشگاه را صرف چسباندن دانشگاه بيشتر از گذشته به نظام جمهوري
اسلامي، صرف بستر سازي براي اينكه نظام جمهوري اسلامي در اينجا الگوي هر
دانشجو، هر كارمند و هر عضو هيت علمي شود و صرف ساختن دانشگاه در حوزه كمي و
كيفي مي كنم.
اگر بخواهم به 30 سال گذشته نگاه كنم، يك سال به عقب برگردم، دو سال به عقب
برگردم، شما خودتان تصديق مي كنيد كه اگر بخواهيم به عقب برگرديم بايد به
1/1/1 برگرديم، يعني روز اول به وجود آمدن دانشگاه، از آنجا نگاه كنيم و
وارد اين فضا شويم.
به نظرم مي رسد شما دانشجوها بايد كار خودتان را بكنيد و ما هم كار خودمان
را بكنيم، شما بايد خواسته هاي خودتان را مطرح كنيد، اينكه شما آرمان خواه
هستيد و مي خواهيد كه حتما مشكلات حل شود كار درستي است ولي در توان فرهاد
دانشجو نيست، شما كمك كنيد.
فرهاد دانشجو نمي تواند ايرادات گذشته را در بياورد، در توانش نيست ولي اگر
جايي مثل مجلس يا شوراي عالي انقلاب فرهنگي كميته اي را براي تحقيق و تفحص
مشخص كند، فرهاد دانشجو دستور مي دهد كه تمام دانشگاه صد درصد در خدمت آن
گروه باشد تا اطلاعات و آمار درست از آب دربيايد.
من در همين چهار ماهي كه رئيس دانشگاه بودم، مجوز بيش از 1500 رشته را از
وزارت علوم و وزارت بهداشت گرفتم كه به زعم بعضي از اعضاي شوراي عالي
انقلاب فرهنگي اين كار 5 سال به طول كشيده است، ضمنا اينطور نيست كه مثلا
وزير علوم برادر من است بگويد بشود، كاري بشود.
در وزارت علوم هر كسي كار خودش را مي كند و در خصوص مجوزها بايد قانع شوند،
من و معاونينم هم توانستيم قانع كنيم كه به اين دلايل و با اين اسناد، اين
مجوز ها بايد صادر شوند.
چهار آزمون بسيار بزرگ برگزار كرديم كه برخي هدفشان اين بود كه اين آزمون
ها را برهم بزنند، تا عدم توانمندي هيئت رئيسه جديد را اثبات كنند.
آدم هايي كه كاسه هاي داغ تر از آش هستند، خود آش شايد اصلا به دنبال اين
كار نيست و يك عده اي كه كاسه داغ تر از آش هستند اين كارها را مي كنند.
وقتي در سطح شهر 10 هزار اس ام اس مي زنند كه شما دكتراي سال 89 قبول نشديد
و اشتباهي شده، بياييد؛ به اين معني است كه مي خواهند خلل ايجاد كنند يا
اينكه اطلاعات ناقصي را اس ام اس مي كنند و مي خواهند خلل ايجاد كنند؛
البته ما با پليس فتاح هماهنگ كرديم و بعضي از اين ها را شناسايي كرديم و
بعضي ها را گرفتيم و از بعضي هايشان شكايت كرديم.
مثلا وقتي رئيس يك واحد حذف مي شود و يكباره سيم هاي سيستم آموزش كنده مي
شود، معلوم است كه منفعت مالي براي كسي ندارد و هدفش تخريب است.