کد خبر: ۸۹۷۴۱۱
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۸
واکاوی شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان در آینه اندیشکده‌های غربی
در سیاست آمریکا قانونی نانوشته اما دیرینه حکمفرماست: شهروندان آمریکایی هنگام رأی دادن به جیب خود و قیمت اقلام مصرفی نگاه می‌کنند، نه به بحران‌های آن‌سوی مرزها.

گروه بین الملل در سیاست آمریکا قانونی نانوشته اما دیرینه حکمفرماست: شهروندان آمریکایی هنگام رأی دادن به جیب خود و قیمت اقلام مصرفی نگاه می‌کنند، نه به بحران‌های آن‌سوی مرزها. اما انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ و تسخیر هر دو مجلس سنا و نمایندگان توسط دموکرات‌ها، این قاعده تاریخی را به کلی دگرگون کرد. زمانی که شعله‌های جنگ فرسایشی با ایران از آب‌های تنگه هرمز به پمپ‌بنزین‌های شهرهای آمریکا رسید، سیاست خارجی به اصلی‌ترین متغیر تعیین‌کننده در سیاست داخلی ایالات متحده تبدیل شد.

به گزارش بولتن نیوز ، همان‌طور که کری لی و درو هوگان در گزارش تحلیلی صندوق مارشال آلمان (GMFUS) با عنوان «ایستاده در شکاف؟ پیامدهای انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ برای امنیت فراآتلانتیک» و همچنین پژوهشگران شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) در گزارش «دموکرات‌ها کنترل کنگره را به دست گرفتند؛ این پیروزی چگونه می‌تواند بر سیاست خارجی آمریکا تأثیر بگذارد؟» استدلال می‌کنند، این انتخابات استثنایی بزرگ بر قواعد پیشین بود؛ چراکه ملموس‌ترین دغدغه معیشتی مردم یعنی گرانی سوخت و تورم، مستقیماً به دو تصمیم کلان دونالد ترامپ در حوزه سیاست خارجی یعنی «جنگ علیه ایران» و «تعرفه‌های تجاری» گره خورده بود.

تصویر دقیق‌تر این پیوند اقتصادی و سیاسی را جک داتون در گزارش المانیتور (Al-Monitor) تحت عنوان «رشد بازارهای خلیج فارس و کاهش قیمت نفت در پی پیروزی دموکرات‌ها در کنگره» ترسیم کرده است؛ گزارشی که یادآور می‌شود چگونه جنگ هشت‌ماهه با ایران قیمت نفت برنت را از ۷۰ دلار به بالای ۱۰۰ دلار رساند و بهای گازوئیل در داخل آمریکا را در ماه سپتامبر به رکورد بی‌سابقه ۶.۵۳ دلار در هر گالن جهش داد. همین فشار کمرشکن معیشتی دستمایه اصلی کارزار دموکرات‌ها شد. ریچل اسوالد در مقاله‌ای در نشریه فارن پالیسی (Foreign Policy) با تیتر «سیاست خارجی چگونه این ۳ رقابت سرنوشت‌ساز انتخابات میان‌دوره‌ای را شکل داد»، با کالبدشکافی رقابت‌های کلیدی از جمله پیروزی تاریخی عبدالالسید در سنای میشیگان و چرخش غیرمنتظره کرسی سنای تگزاس، نشان می‌دهد که نامزدهای دموکرات چگونه توانستند هزینه ۴۷ میلیارد دلاری جنگ با ایران و نارضایتی رأی‌دهندگان جوان و مستقل از حمایت‌های بی‌قیدوشرط از اسرائیل را به سبد رأی خود متصل کنند و شکست سنگینی را به جمهوری‌خواهان تحمیل نمایند.

راوی آگراوال، سردبیر فارن پالیسی نیز در یادداشتی با عنوان «آغاز پایان ترامپیسم» این رخداد را نقطه عطفی می‌داند که در آن، رأی‌دهندگان حامی ترامپ در سال ۲۰۲۴ که به امید پرهیز از جنگ‌های خارجی و مهار تورم به او رأی داده بودند، این بار برای ثبت اعتراض خود به جنگی بی‌پایان و فرسوده شدن ذخایر تسلیحاتی ارتش آمریکا به پای صندوق‌ها آمدند.

سنگینی این شکست به قدری بود که بلافاصله پس از اعلام نتایج، شکافی بی‌سابقه در بالاترین سطوح کاخ سفید دهان باز کرد. جان هالتی‌وانگر در گزارش تحلیلی فارن پالیسی با عنوان «ونس جنگ ایران را عامل شکست سنگین جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای دانست» و همچنین گزارش اختصاصی المانیتور با تیتر «برائت جی‌دی ونس از جنگ ایران پس از شکست انتخاباتی در آمریکا»، به پیام جنجالی معاون رئیس‌جمهور آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس پرداخته‌اند؛ جایی که ونس صراحتاً نوشت «دلیل شکست ما جنگ است» و با اشاره به هزینه ۴۷.۱ میلیارد دلاری جنگ، کشته شدن ۲۳ نظامی و زخمی شدن ۸۶۵ تن دیگر، جناح جنگ‌طلب حزب خود را به چالش کشید که آیا از دست دادن سنا برای شش سال آینده بهایی ارزشمند برای این جنگ بوده است یا خیر. به نوشته المانیتور، این موضع‌گیری که عملاً آغاز غیررسمی کارزار انتخاباتی ۲۰۲۸ ونس با شعار احیای «اول آمریکا» محسوب می‌شود، کاخ سفید را در بهت فرو برد و موقعیت پیت هگست، وزیر دفاع، را به شدت متزلزل کرد. فیل استوارت نیز در گزارش دیگری در المانیتور با عنوان «هگست وعده داد به نبرد از پنتاگون ادامه دهد و از جنگ ایران دفاع کرد» روایت می‌کند که وزیر دفاع در برابر موج درخواست‌های برکناری و استیضاح از سوی دموکرات‌ها و حتی برخی جمهوری‌خواهان، ناگزیر به انتشار ویدئویی چهار دقیقه‌ای برای دفاع از عملکرد خود در جنگ ایران شده است.

در آن‌سوی میدان، بازتاب این زلزله سیاسی با کنایه‌های دیپلماتیک و البته محاسبات پیچیده امنیتی همراه بود.

سمیه نخول در تحلیل جامعی در المانیتور (به نقل از رویترز) با تیتر «تحلیل: ترامپِ شکست‌خورده در خانه، در برابر دوراهی سخت توافق یا تشدید تنش با ایران»، به طنز تلخ این نبرد اشاره کرده و می‌نویسد دونالد ترامپ با هدف «تغییر رژیم در ایران» وارد جنگ شد، اما در عمل جایگاه سیاسی خود او در واشنگتن فرو ریخت؛ تا جایی که یک منبع نزدیک به متحدان خلیج فارس به کنایه گفته است «ایران موفق به تغییر رژیم در آمریکا شد».

هم‌زمان، جان هالتی‌وانگر و ریشی آینگار در گزارش وضعیت فارن پالیسی با عنوان «واکنش دشمنان آمریکا به شکست سنگین جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای» واکنش قدرت‌های رقیب را در یک جمله خلاصه کردند: «ایران ابراز شادمانی کرد، چین شانه بالا انداخت و روسیه ابراز خوش‌بینی کرد.» پریسا حافظی نیز در گزارش المانیتور با تیتر «ابراز خرسندی مقامات ایرانی در پی ضربه رأی‌دهندگان آمریکایی به ترامپ» به فضای رسانه‌ای و سیاسی تهران پرداخته که در آن روزنامه همشهری تیتر «سایه ایران بر انتخابات آمریکا» را برگزید، محافل خبری با کنایه نوشتند «ترامپ در تغییر رژیم در ایران شکست خورد اما در تگزاس موفق شد»، و محمدباقر قالیباف ضمن تأیید پیام «نه به جنگ» مردم آمریکا، در پاسخی طعنه‌آمیز به جی‌دی ونس نوشت که به جای سخنرانی در فضای مجازی، جلوی رئیس خود را بگیرد که «مانند یک قمارباز بازنده» در پی طراحی حملات جدید است.

اکنون پرسش محوری در پایتخت‌های جهان این است که کنگره جدید با اکثریت دموکرات تا چه اندازه می‌تواند ماشین جنگی ترامپ را مهار کند. پیتر فیور و هایدی اوربن در مقاله‌ای در نشریه فارن افرز (Foreign Affairs) با عنوان «کنگره جدید می‌تواند روابط غیرنظامی-نظامی را ترمیم کند: چگونه قوه مقننه می‌تواند اختیارات قانون اساسی خود را بازپس گیرد» تأکید می‌کنند که در پی فضای رعب و برکناری فرماندهان در پنتاگون، کنگره صد و بیستم وظیفه دارد از ژانویه ۲۰۲۷ نقش خود را در مجوزدهی به جنگ احیا کند و اگر جنگ با ایران را فاقد مجوز قانونی می‌داند، با بستن خلأهای قانونی و قطع بودجه، قوه مجریه را متوقف سازد. با این حال، جنیفر هندریکسون وایت در مقاله موقوفه کارنگی برای صلح بین‌المللی (Carnegie Endowment) تحت عنوان «سه روشی که کنگره دموکرات جدید می‌تواند سیاست خارجی ترامپ را مهار کند» و سارا یرکس و همکارانش در گزارش دیگر کارنگی با تیتر «آنچه کنگره دموکرات جدید در سیاست خارجی می‌تواند و نمی‌تواند انجام دهد» یادآور می‌شوند که دموکرات‌ها فاقد اکثریت دوسوم برای شکستن وتوی مستقیم ترامپ در قطعنامه‌های مستقل هستند.

در نتیجه، همان‌طور که جرد شوبا در گزارش المانیتور با عنوان «کنگره دموکرات جدید چه معنایی برای جنگ ایران و بودجه ۱.۵ تریلیون دلاری پنتاگون دارد؟» و جان هالتی‌وانگر در مطلب فارن پالیسی با تیتر «جاهایی که دموکرات‌ها می‌توانند سیاست خارجی ترامپ را خنثی کنند» توضیح می‌دهند، اصلی‌ترین سلاح دموکرات‌ها «قدرت کیسه پول» خواهد بود؛ یعنی مسدود کردن درخواست بودجه متمم ۹۰ میلیارد دلاری جنگ ایران، مشروط ساختن لایحه مجوز دفاع ملی (NDAA) در ضرب‌الاجل ۱۱ دسامبر، و به راه انداختن موجی از احضاریه‌ها و تحقیقات کنگره درباره نحوه اجرای جنگ و معاملات تجاری در خلیج فارس.

اما درست در همین نقطه است که خطرناک‌ترین پارادوکس پس از انتخابات شکل می‌گیرد: فاصله زمانی نوامبر ۲۰۲۶ تا ژانویه ۲۰۲۷ (دوره موسوم به اردک لنگ) و دو سال پایانی حضور ترامپ در کاخ سفید. در شرایطی که به گزارش المانیتور («اصابت به نفتکش‌ها در تنگه هرمز هم‌زمان با ادامه فشار ایران پس از انتخابات آمریکا») و ساوت چاینا مورنینگ پست («ایران از آتش گرفتن ۵ نفتکش پس از برخورد با مین‌های دریایی در تنگه هرمز خبر داد») نبرد دریایی همچنان ادامه دارد و هم‌زمان تهران طبق گزارش دیگر المانیتور («ایران از طریق قطر پیشنهاد هسته‌ای برای آمریکا ارسال کرد») مذاکره هسته‌ای را مشروط به اجرای هفت شرط اساسی خود کرده است، بسیاری از تحلیلگران از واکنش غیرقابل پیش‌بینی رئیس‌جمهور زخم‌خورده آمریکا بیمناک‌اند.

تیم ویلاسی-ویلسی در تحلیل مؤسسه سلطنتی خدمات متحد بریتانیا (RUSI) با عنوان «انتخابات میان‌دوره‌ای، سیاست خارجی آمریکا و بریتانیا: خطر ترامپ خشمگین برای ایران و جهان» صراحتاً هشدار می‌دهد که «یک ترامپ تلخ‌کام و خشمگین در صحنه جهانی برای دو سال آینده، خطری بسیار جدی برای ایران، اوکراین و همه ماست.» جرمی شاپیرو نیز در گزارش شورای اروپایی روابط خارجی (ECFR) با تیتر «درنگ در اعلام پایان کار: ترامپ هنوز رئیس‌جمهور است» و کوری آلپرت در مقاله مؤسسه لووی استرالیا (Lowy Institute) با عنوان «ترامپ انتخابات میان‌دوره‌ای را باخت، اما نه تسلطش بر سیاست خارجی را»، استدلال می‌کنند که محدود شدن دست رئیس‌جمهور در سیاست داخلی توسط کنگره دموکرات، او را بیش از پیش به سمت

استفاده از اختیارات اجرایی بلامنازعش در سیاست خارجی و نظامی سوق می‌دهد.

این نگرانی در هشدارهای اقتصادی و حقوقی داخل آمریکا نیز به وضوح دیده می‌شود. دزموند لاکمن در مقاله مؤسسه امریکن انترپرایز (AEI) با عنوان «دولت و کنگره دوپاره، نشانه شومی برای اقتصاد آمریکا» و همچنین آرین طباطبایی و همکارانش در تحلیل نشریه حقوقی-امنیتی لافر (Lawfare) با تیتر «امنیت عقلانی: نسخه ویژه موج آبی انتخابات»، هشدار می‌دهند که چشم‌انداز آغاز به کار کنگره مخالف جنگ در ژانویه ۲۰۲۷، ممکن است ترامپ را ترغیب کند تا در فرصت دوماهه باقی‌مانده از سال ۲۰۲۶، برای فرار از ثبت یک شکست تاریخی در کارنامه خود، دست به قمار نظامی جدید و حملات گسترده علیه ایران بزند؛ اقدامی که شوک نفتی ویرانگری را به اقتصاد بدهکار آمریکا و بازارهای جهانی تحمیل خواهد کرد.

بدین ترتیب، اگرچه ایران توانست سایه سنگین خود را بر صندوق‌های رأی آمریکا تحمیل کند و معماران جنگ را در واشنگتن با شکستی تاریخی روبه‌رو سازد، اما خاورمیانه اکنون در حساس‌ترین برزخ خود میان یک توافق بزرگ دیپلماتیک یا طوفان نظامی یک رئیس‌جمهور خشمگین در دوره «اردک لنگ» ایستاده است.

برچسب ها: رای کاخ سفید

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :