گروه اقتصادی : نزدیک چهار سال از انعقاد قرارداد مولد اضطراری ۵۵ مگاواتی شرکت آلومینیوم ایران (ایرالکو) میگذرد؛ پروژهای که با وجود ثبت بیش از ۶۶۱ میلیارد تومان مانده پیشپرداخت، تا پایان شهریور ۱۴۰۵ همچنان در مرحله نصب تجهیزات بوده است. از سوی دیگر، حادثه برق خط ۶، برنامه فروش سالانه این شرکت را ۴۳۳۳ میلیارد تومان کاهش داده است. حالا پرسش جدی این است که چرا پروژه تأمین برق اضطراری پس از این مدت به بهرهبرداری نرسیده و چه کسانی باید درباره سرنوشت منابع مالی، حفاظت از تولید و پیامدهای سنگین حادثه پاسخگو باشند؟
بولتننیوز پیشتر هشدار داده بود؛ برق پایدار روی کاغذ، توقف تولید در کارخانه
ماجرای اختلال برق و خروج تعدادی از دیگهای احیای خط ۶ آلومینیوم ایران از مدار، دیگر موضوعی نیست که بتوان با چند جمله درباره نقص فنی از کنار آن گذشت.
بولتننیوز پیشتر در گزارشی با عنوان «برق پایدار روی کاغذ، توقف تولید در کارخانه؛ چه کسی پاسخگوی ضربه سنگین به ایرالکو است؟» به فاصله میان اعلام خرید برق پایدار و حادثه خط ۶ پرداخته بود.
ایرالکو در ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ از خرید برق پایدار خبر داده بود، اما در مهرماه همان سال تعدادی از دیگهای احیای خط ۶ بر اثر اختلال برق از مدار خارج شدند.
ابعاد حادثه در افشای تکمیلی ۹ آبان آشکار شد؛ کاهش هزاران تنی برنامه تولید و فروش مقداری و کاهش حدود ۴۳۳۳ میلیارد تومانی برنامه فروش سالانه.
در گزارش قبلی، کاهش پیشبینی تولید ۷۰۱۵ تن و کاهش پیشبینی فروش مقداری ۶۹۵۵ تن اعلام شده بود. رقم کاهش تولید برای انتشار نهایی باید با جدول اصلی افشای کدال تطبیق داده شود.
گزارش قبلی بولتننیوز درباره حادثه خط ۶
اکنون اسناد مالی ایرالکو، پرسش تازه و مهمتری را مطرح میکند: در سالهایی که تأمین برق مطمئن یکی از ضرورتهای صنعت آلومینیوم بوده، پروژه مولد اضطراری این شرکت چه سرنوشتی پیدا کرده است؟
قراردادی از سال ۱۴۰۱؛ چرا هنوز بهرهبرداری اعلام نشده است؟
بر اساس یادداشت ۱۲-۷-۱ صورتهای مالی ششماهه ۱۴۰۵ آلومینیوم ایران، قرارداد خرید، نصب و راهاندازی مولد اضطراری ۵۵ مگاواتی فریم ۶ در تاریخ ۲۲ آبان ۱۴۰۱ با شرکت اوکسین دویچلند منعقد شده است.
در همین سند، بخش ارزی قرارداد ۵ میلیون و ۸۰۰ هزار یورو اعلام شده و وضعیت پروژه تا پایان شهریور ۱۴۰۵ «در مرحله نصب تجهیزات» گزارش شده است.
یعنی نزدیک چهار سال از انعقاد قرارداد گذشته، اما در صورتهای مالی مورد بررسی هنوز بهرهبرداری از این مولد اعلام نشده است.
پرسش اینجاست: موعد اولیه راهاندازی چه زمانی بوده است؟ چه عواملی اجرای پروژه را طولانی کردهاند؟ آیا تجهیزات مطابق برنامه تحویل شدهاند و مدیریت ایرالکو برای جلوگیری از طولانیشدن اجرای پروژه چه اقداماتی انجام داده است؟
اگر زمانبندی اولیه تغییر کرده، مستندات تمدید قرارداد کجاست؟ اگر پیمانکار به تعهدات خود عمل نکرده، شرکت چه اقدام حقوقی و قراردادی انجام داده است؟
این پرسشها با انتشار قرارداد، الحاقیهها و گزارش پیشرفت پروژه پاسخپذیرند.
بیش از ۶۶۱ میلیارد تومان مانده پیشپرداخت؛ نتیجه عملیاتی کجاست؟
بر اساس یادداشت ۱۲-۸-۲ صورتهای مالی، مانده پیشپرداخت سرمایهای مرتبط با شرکت اوکسین دویچلند در پایان سال ۱۴۰۴ حدود ۹۹ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان بوده است.
این رقم در پایان شهریور ۱۴۰۵ به حدود ۶۶۱ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان رسیده؛ افزایشی بیش از ۵۶۲ میلیارد تومان در شش ماه.
البته مانده پیشپرداخت به معنای آن نیست که تمام این مبلغ چهار سال پیش پرداخت شده یا افزایش آن الزاماً ناشی از پرداخت نقدی جدید بوده است. تعیین ماهیت دقیق تغییرات نیازمند بررسی گردش حساب و اسناد مالی است.
اما این توضیح حسابداری، پرسش مدیریتی را از بین نمیبرد.
وقتی منابع قابلتوجهی برای یک پروژه زیرساختی ثبت شده، مدیریت شرکت باید روشن کند در برابر این منابع چه میزان تجهیزات، خدمات و ظرفیت عملیاتی دریافت شده است.
سرمایهگذاری در مولد اضطراری زمانی به هدف خود میرسد که تجهیزات راهاندازی شوند و قابلیت واقعی پشتیبانی از تولید را داشته باشند؛ نه صرفاً زمانی که قرارداد امضا یا پیشپرداخت ثبت شود.
ضربه به خط ۶؛ پیامدهایی که نمیتوان نادیده گرفت
بر اساس افشای تکمیلی ۹ آبان ۱۴۰۵، حادثه برق خط ۶ موجب کاهش ۶ هزار و ۹۵۵ تنی پیشبینی فروش مقداری و کاهش حدود ۴ هزار و ۳۳۳ میلیارد تومانی برنامه فروش سالانه ایرالکو شده است.
این رقم، کاهش پیشبینی فروش است و نباید بدون محاسبه هزینهها و آثار نهایی، معادل زیان خالص شرکت معرفی شود.
بااینحال، کاهش برنامه فروش در چنین ابعادی، نشاندهنده اهمیت اقتصادی حادثه برای یک واحد بزرگ صنعتی است.
از سوی دیگر، شرکت برای خارجکردن دیگهای آسیبدیده از مدار و راهاندازی مجدد آنها نیز هزینههایی را برآورد کرده است.
مدیریت ایرالکو باید توضیح دهد چه تمهیداتی برای حفاظت از دیگهای احیا در برابر اختلال برق پیشبینی شده بود، چرا این تمهیدات نتوانستند از وقوع حادثه جلوگیری کنند و برای پیشگیری از تکرار آن چه اقداماتی انجام شده است.
آیا مولد اضطراری میتوانست از حادثه جلوگیری کند؟
این پرسش، مهمترین موضوع فنی پرونده است.
وجود قرارداد مولد اضطراری ۵۵ مگاواتی، بهتنهایی ثابت نمیکند که این مولد برای حفاظت از خط ۶ طراحی شده یا در صورت بهرهبرداری میتوانسته مانع حادثه مهرماه شود.
برای پاسخ قطعی باید طراحی شبکه برق کارخانه، ظرفیت موردنیاز خطوط احیا، نحوه اتصال مولد اضطراری و گزارش کارشناسی حادثه بررسی شود.
اما مدیریت ایرالکو نمیتواند اهمیت این پرسش را نادیده بگیرد.
اگر مولد اضطراری برای پشتیبانی از بخشهای حساس تولید پیشبینی شده، چرا تا تاریخ گزارش مالی به بهرهبرداری نرسیده بود؟ و اگر چنین نقشی نداشته، چه زیرساخت دیگری مسئول حفاظت از خطوط احیا در برابر اختلال برق بوده است؟
پاسخ به این پرسشها میتواند روشن کند آیا با یک حادثه فنی اجتنابناپذیر روبهرو بودهایم یا کاستیهایی در برنامهریزی، پیشگیری و مدیریت زیرساختهای حیاتی کارخانه وجود داشته است.
مسئولیت مدیریت با ارجاع موضوع به پیمانکار پایان نمییابد
پیمانکار مسئول اجرای تعهدات قراردادی خود است؛ اما مدیریت شرکت نیز در برابر برنامهریزی، نظارت بر اجرای قرارداد، صیانت از منابع و استمرار تولید مسئولیت دارد.
به همین دلیل، بررسی این پرونده نباید صرفاً به پرسش از شرکت اوکسین دویچلند محدود شود.
هیئتمدیره و مدیران مسئول پروژه باید درباره زمانبندی، نظارت، پرداختها، تحویل تجهیزات، تضمینهای قراردادی و اقدامات انجامشده برای راهاندازی مولد توضیح دهند.
همچنین لازم است روشن شود چه میزان از دوره اجرای پروژه مربوط به مدیریت فعلی و چه میزان مربوط به دورههای پیشین بوده است تا مسئولیت هر تصمیم در زمان خودش بررسی شود.
در صورت احراز نقض تعهدات یا قصور مدیریتی، مراجع ذیصلاح باید آثار مالی و حقوقی آن را بررسی کنند.
سازمان بازرسی و نهادهای نظارتی چه چیزی را باید بررسی کنند؟
با توجه به اهمیت استمرار تولید در صنعت آلومینیوم، انتظار میرود نهادهای نظارتی در چارچوب صلاحیت قانونی خود، زمانبندی اولیه و الحاقیههای قرارداد مولد اضطراری، میزان پیشرفت واقعی پروژه و انطباق آن با پرداختها و ثبتهای مالی، تعهدات پیمانکار و اقدامات شرکت برای اجرای آنها، گزارش فنی حادثه خط ۶ و کفایت تمهیدات حفاظتی برق را بررسی کنند.
همچنین مسئولیتهای احتمالی مدیران و پیمانکاران در صورت اثبات قصور یا نقض تعهدات باید روشن شود.
هدف از این بررسی، صدور حکم پیش از رسیدگی نیست؛ هدف آن است که مشخص شود برای حفاظت از سرمایه صنعتی کشور چه تصمیمهایی گرفته شده و نتایج آنها چه بوده است.
چرا ارزش افزوده کشور پایین میماند؟ چرا اشتغال تحصیلکردگان با مشکل روبهروست؟
ماجرای ایرالکو فقط یک قرارداد و یک حادثه صنعتی نیست؛ این پرونده به یکی از پرسشهای بنیادی اقتصاد کشور راه میبرد.
چرا در کشوری با ظرفیتهای گسترده صنعتی، منابع مالی و نیروی انسانی متخصص، بخشی از پروژهها سالها در مسیر تکمیل باقی میمانند؟
چرا سرمایهگذاریهایی که باید به افزایش ظرفیت تولید منجر شوند، گاهی دیرتر از زمان مورد انتظار به بهرهبرداری میرسند؟
چرا ارزش افزوده صنعتی متناسب با ظرفیتهای کشور رشد نمیکند و چرا جوانان تحصیلکرده، مهندسان و متخصصان برای دستیابی به اشتغال متناسب با دانش خود با دشواری روبهرو هستند؟
پاسخ همه این پرسشها در یک پرونده خلاصه نمیشود. اما فاصله میان تخصیص منابع و بهرهبرداری واقعی، یکی از موضوعاتی است که باید در ارزیابی عملکرد صنعتی کشور بررسی شود.
هر پروژهای که به بهرهبرداری میرسد میتواند زمینه افزایش تولید، تقاضا برای خدمات مهندسی، تعمیرات تخصصی، توسعه فناوری و فرصتهای شغلی را فراهم کند. طولانیشدن اجرای پروژهها نیز میتواند دستیابی به این منافع را به تأخیر بیندازد.
در چنین شرایطی، مدیران صنعتی باید نه با تعداد قراردادهای منعقدشده، بلکه با ظرفیت عملیاتی ایجادشده، استمرار تولید و نتایج قابلاندازهگیری عملکرد خود ارزیابی شوند.
پرسش پایانی این است: وقتی برای تأمین زیرساخت حیاتی یک کارخانه منابع قابلتوجهی ثبت میشود، پروژه پس از سالها هنوز در مرحله نصب گزارش میشود و تولید نیز با ضربه سنگین ناشی از اختلال برق روبهرو میشود، چه کسی باید با سند و مدرک درباره این وضعیت پاسخ دهد؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان به توضیحات کلی درباره مشکلات فنی محدود کرد.
مدیریت ایرالکو باید قرارداد، زمانبندی، گزارش پیشرفت مولد اضطراری، اسناد مالی مرتبط و نتایج بررسی حادثه خط ۶ را شفاف کند.
حفاظت از تولید ملی، مسئولیتی است که باید نتیجه آن در عملکرد واقعی کارخانه دیده شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com