گروه بین الملل کریس پاپاس، نماینده همجنسگرای دموکرات، در شب پیروزیاش در کنار مرد دیگری که همسرش بود ایستاد و گفت: «چه ببرم، چه ببازم یا مساوی کنم، باز هم خوششانسترین مرد دنیا هستم؛ چون با مردی ازدواج کردهام که عاشقشم.» و سپس اعلام کرد: «عشق و حقیقت پیروز شدند.»
به گزارش بولتن نیوز نقد اینجا صرفاً به «انسان» نیست؛ به ایدئولوژی و سیاستسازی است. در سنت ابراهیمی، رابطه همجنسگرایانه خارج از چارچوب ازدواج مرد و زن، گناه و انحراف شمرده میشود. قرآن درباره قوم لوط نه فقط از عمل جنسی سخن میگوید، بلکه از اسراف، تجاوز، قطع راه و منکر در محافل هم یاد میکند: «بل أنتم قوم مسرفون» و «بل أنتم قوم تجهلون». یعنی سقوط آنان صرفاً یک عمل فردی نبود؛ یک نظام اجتماعی فاسد بود که منکر را عادی کرد و اشرافیت مست را به ویرانی کشاند. بنابراین، خطر اصلی عادیسازی سازمانیافته منکر است، نه عمل تکتک انسانها.
از منظر دینی، سقوط تمدنها با جایگزینی فضیلت با برند آغاز میشود. وقتی عشق به یک فساد جنسی و آن فساد به آگهی انتخاباتی تبدیل میشود، وقتی هویت به کالا بدل میشود، وقتی «خوششانسترین مرد دنیا» بودن جای «عادلترین سیاست» را میگیرد، آن تمدن در مسیر اسراف و غفلت قرار گرفته است. قوم لوط هم با همین عادیسازی و اشرافیت مست سقوط کرد. این یک پیشبینی قطعی نیست؛ یک هشدار تمدنی است.
سخنرانی پاپاس یک لحظه تاریخی است چون آینهای است که در آن سقوط تمدنی را میتوان دید. و درس قوم لوط برای بازماندگان این نجسها این است: عادیسازی منکر و اشرافیت مست، پایان تمدن است. نقد این وضعیت صرفاً با نفرین به مردم آغاز نمیشود؛ با افشای سیاستی آغاز میشود که منکر را میفروشد و عدالت را به حاشیه میراند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com