به گزارش بولتن نیوز، برای بسیاری از بازنشستگان، اعداد چند هزار میلیارد تومانی صورتهای مالی شرکتهای سرمایهگذاری معنای سادهای دارد: مجموعههایی که با داراییهای متعلق به نظام بازنشستگی فعالیت میکنند، باید بتوانند به تقویت توان مالی صندوقها کمک کنند.
اما واقعیت حسابداری همیشه به سادگی اعدادی نیست که در گزارشهای مالی دیده میشود.
گاهی ارزش یک دارایی افزایش پیدا میکند، بدون آنکه فروخته شده باشد.
گاهی سودی در حسابها شناسایی میشود، بدون آنکه پولی به حساب بانکی شرکت واریز شده باشد.
و گاهی میان ارزش داراییهای یک شرکت سرمایهگذاری و منابع نقدی قابل استفاده برای صندوق بازنشستگی فاصله قابل توجهی وجود دارد.
تازهترین شفافسازی گروه سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی کشوری، نمونهای روشن از همین تفاوت است.
۱۳ هزار میلیارد تومان؛ پولی که هنوز وارد حساب نشده است
بر اساس شفافسازی منتشرشده در دوم آبان ۱۴۰۵، گروه سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی کشوری اعلام کرده تغییر بیش از ۳۰ درصدی سود یا زیان عملیاتی دوره ششماهه منتهی به شهریور، ناشی از تغییر مبنای اندازهگیری سرمایهگذاریها بر اساس استاندارد حسابداری شماره ۱۵ بوده است.
در این گزارش، مبلغ ۱۳۱ میلیون و ۷۸۷ هزار و ۷۳۶ میلیون ریال، معادل حدود ۱۳ هزار و ۱۷۹ میلیارد تومان، بهعنوان مابهالتفاوت ارزش دفتری و ارزش منصفانه سرمایهگذاریهای جاری شناسایی شده است.
اما نکته مهمتر، توضیح خود شرکت است.
این افزایش ارزش، به معنای ورود وجه نقد نبوده است.
یعنی داراییها بر اساس مبنای جدید حسابداری ارزشگذاری شدهاند، اما صرف این تغییر، پول تازهای به شرکت وارد نکرده است.
این موضوع بهخودیخود ایراد حسابداری محسوب نمیشود؛ بااینحال، برای ارزیابی عملکرد مدیریت باید میان افزایش ارزش دارایی و درآمد نقدی تفاوت گذاشت.
پرسش اینجاست: اگر ارزش سرمایهگذاریها بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان افزایش یافته، چه میزان از این افزایش واقعاً قابلیت تبدیل به منابع مالی قابل استفاده را دارد؟
بازنشسته با افزایش ارزش دفتری زندگی نمیکند
افزایش ارزش سرمایهگذاریها میتواند خبر مثبتی باشد.
اگر داراییهای یک شرکت سرمایهگذاری ارزشمندتر شوند، ممکن است توان مالی و ظرفیت سرمایهگذاری آینده آن نیز تقویت شود.
اما این افزایش ارزش تا زمانی که به سود نقدی، فروش واقعی دارایی یا سایر جریانهای نقدی تبدیل نشده باشد، الزاماً منابع تازهای برای پرداخت تعهدات ایجاد نمیکند.
این تفاوت برای مجموعههای مرتبط با صندوقهای بازنشستگی اهمیت بیشتری دارد.
زیرا هدف نهایی مدیریت داراییهای بازنشستگی صرفاً نمایش ارزش بالاتر در صورتهای مالی نیست؛ بلکه حفظ قدرت مالی بلندمدت و کمک به ایفای تعهدات صندوقهاست.
البته نباید تصور کرد هر مبلغی که در صورتهای مالی شرکت سرمایهگذاری شناسایی میشود، باید بلافاصله میان بازنشستگان توزیع شود.
داراییهای این شرکتها ممکن است برای سرمایهگذاری بلندمدت، توسعه بنگاهها یا حفظ ارزش ذخایر مورد استفاده قرار گیرند.
اما مدیران باید بتوانند توضیح دهند که افزایش ارزش داراییها چگونه به تقویت واقعی منابع صندوق کمک خواهد کرد.
مدیران توضیح دهند؛ این افزایش ارزش از کدام شرکتها آمده است؟
یکی از پرسشهای مهم درباره شفافسازی اخیر، ترکیب سرمایهگذاریهایی است که افزایش ارزش آنها شناسایی شده است.
چه میزان از رقم ۱۳ هزار و ۱۷۹ میلیارد تومان مربوط به سهام شرکتهای پتروشیمی است؟
سهم شرکتهای صنعتی، معدنی و سایر سرمایهگذاریها چقدر بوده است؟
آیا افزایش ارزش عمدتاً به چند شرکت بزرگ وابسته است یا در مجموعهای گسترده از سرمایهگذاریها توزیع شده است؟
این پرسشها اهمیت دارد؛ زیرا تمرکز افزایش ارزش در تعداد محدودی دارایی، میتواند ریسک متفاوتی نسبت به رشد متوازن ارزش سبد سرمایهگذاری ایجاد کند.
همچنین باید روشن شود چه میزان از داراییهای ارزشگذاریشده قابلیت فروش سریع در بازار دارند و چه بخشی با محدودیت نقدشوندگی مواجهاند.
سود حسابداری با سود نقدی چه تفاوتی دارد؟
یک شرکت سرمایهگذاری ممکن است از چند مسیر درآمد کسب کند.
نخست، سود نقدی شرکتهایی که سهام آنها را در اختیار دارد.
دوم، سود حاصل از فروش واقعی سرمایهگذاریها.
سوم، تغییر ارزش سرمایهگذاریهایی که مطابق استانداردهای حسابداری در صورتهای مالی منعکس میشود.
این سه مسیر آثار یکسانی بر نقدینگی ندارند.
سود نقدی دریافتشده و وجه حاصل از فروش دارایی میتوانند منابع مالی شرکت را افزایش دهند.
اما افزایش ارزش ثبتشده بدون فروش دارایی، لزوماً پول نقدی ایجاد نمیکند.
بنابراین انتظار میرود مدیران گروه سرمایهگذاری صندوق بازنشستگی کشوری، ترکیب سود گزارششده را بهگونهای تشریح کنند که سهامداران و ذینفعان بتوانند سهم درآمدهای نقدی و آثار ارزشگذاری را از یکدیگر تشخیص دهند.
ارزش واقعی عملکرد مدیریت را نمیتوان تنها با تغییر عدد داراییها سنجید؛ باید دید این داراییها چه بازده اقتصادی پایداری ایجاد کردهاند.
آیا صندوق مادر از این افزایش ارزش منفعت نقدی برده است؟
موضوع مهم دیگر، رابطه مالی شرکت سرمایهگذاری با صندوق بازنشستگی کشوری است.
باید مشخص شود گروه سرمایهگذاری در دوره مورد بررسی چه میزان سود نقدی به سهامداران خود پرداخت کرده و چه مقدار از این منابع، در صورت تعلق، به صندوق مادر رسیده است.
همچنین لازم است روشن شود آیا برنامهای برای تبدیل بخشی از افزایش ارزش سرمایهگذاریها به منابع نقدی وجود دارد یا مدیریت حفظ داراییها را از نظر اقتصادی مناسبتر میداند.
هیچیک از این دو تصمیم را نمیتوان بدون بررسی شرایط بازار و منافع بلندمدت ذینفعان درست یا نادرست دانست.
اما توضیح درباره منطق تصمیمات، بخشی از مسئولیت مدیریت است.
مقررات جدید چه انتظاری از مدیران دارد؟
ضوابط سرمایهگذاری سازمانها و صندوقهای بازنشستگی که در سال ۱۴۰۴ به تصویب هیئت وزیران رسید، بر موضوعاتی مانند سودآوری، نقدشوندگی، مدیریت ریسک و تدوین سیاست سرمایهگذاری تأکید دارد.
این مقررات نشان میدهد ارزیابی عملکرد صندوقها نباید تنها بر ارزش اسمی یا دفتری داراییها متکی باشد.
مدیریت باید بتواند درباره بازده سرمایهگذاریها، ترکیب داراییها، برنامه خروج از سرمایهگذاری و آثار تصمیمات خود بر توان مالی صندوق توضیح دهد.
از این منظر، شفافسازی اخیر فرصتی برای طرح پرسشهای دقیقتر درباره کیفیت مدیریت داراییهای مرتبط با بازنشستگی است.
پنج پرسش که مدیران باید پاسخ دهند
نخست اینکه رقم ۱۳ هزار و ۱۷۹ میلیارد تومان افزایش ارزش، به تفکیک مربوط به کدام سرمایهگذاریها بوده است؟
دوم اینکه چه میزان از سود عملیاتی گزارششده شرکت ناشی از تغییر ارزش سرمایهگذاریها و چه میزان حاصل درآمدهای نقدی و فعالیتهای مستمر بوده است؟
سوم اینکه چه بخشی از سرمایهگذاریهای ارزشگذاریشده نقدشونده است و چه محدودیتهایی برای فروش آنها وجود دارد؟
چهارم اینکه در دوره مورد بررسی، چه میزان سود نقدی از شرکتهای زیرمجموعه دریافت و چه مبلغی به سهامداران شرکت سرمایهگذاری پرداخت شده است؟
پنجم اینکه برنامه مدیریت برای تبدیل رشد ارزش داراییها به بازده اقتصادی پایدار و تقویت توان مالی صندوق بازنشستگی چیست؟
انتظار میرود مدیران شرکت سرمایهگذاری و مسئولان صندوق بازنشستگی کشوری، هرکدام در حدود مسئولیت قانونی خود، پاسخهای مستند و قابل سنجش ارائه دهند.
دارایی بازنشستگان محل نمایش اعداد نیست
افزایش ارزش سرمایهگذاریها میتواند نشانه مثبتی از وضعیت داراییهای یک مجموعه باشد؛ اما نباید جایگزین ارزیابی بازده واقعی و مدیریت نقدینگی شود.
در مجموعههایی که با منافع بلندمدت بازنشستگان ارتباط دارند، اهمیت این موضوع دوچندان است.
بازنشستگان بیش از آنکه به ارقام بزرگ حسابداری نیاز داشته باشند، به اطمینان از حفظ ارزش داراییها، پایداری منابع و مدیریت مسئولانه سرمایهگذاریها نیاز دارند.
۱۳ هزار میلیارد تومان افزایش ارزش، عدد کوچکی نیست؛ اما پرسش مهمتر این است که این افزایش ارزش چگونه و در چه زمانی به منفعت اقتصادی واقعی تبدیل خواهد شد.
مدیران باید نشان دهند که پشت اعداد بزرگ صورتهای مالی، برنامهای روشن برای حفظ و تقویت سرمایههای بازنشستگی وجود دارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com