گروه بین الملل در روزهایی که معادلات ژئوپلیتیک منطقه در حال پوستاندازی است و اقتدار دفاعی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به همراه حضور پرشور و تعیینکننده مردم در میدانهای سرنوشتساز، محاسبات راهبردی دشمنان قسمخورده این مرز و بوم را به هم ریخته است، بار دیگر صدای آشنا اما ناهنجاری از اردوگاه جریان موسوم به اعتدال و اصلاحات غربگرا به گوش میرسد. اظهارات و تحرکات اخیر چهرههایی همچون حسن روحانی، محمدجواد ظریف، حسین مرعشی و غلامحسین کرباسچی، بیش از آنکه دغدغهمندی برای منافع ملی باشد، تقلایی هماهنگ برای بازتولید گفتمان «ترس و سازش» در حساسترین مقطع تاریخی کشور است. گویی این جریان سیاسی، که حیات خود را همواره در دوقطبیسازیهای کاذب و تئوریزه کردن «عدم توانایی ما» جستجو کرده است، اکنون که سپر دفاعی و بازدارندگی ایران اسلامی در اوج قله قرار دارد، مأموریت یافته تا با ارسال پالسهای ضعف و انشقاق داخلی، به دشمن زخمخورده و مأیوس، تنفس مصنوعی بدهد.
مهندسی یأس و تضعیف دستاوردهای میدان:
به گزارش بولتن نیوز، یکی از شگردهای دیرینه جریان تکنوکرات و غربگرا در ایران، ایجاد تقابل ساختگی میان «میدان» و «دیپلماسی» یا «معیشت» و «امنیت» بوده است. در شرایطی که عملیاتهای مقتدرانه نیروهای مسلح، هیمنه پوشالی رژیم صهیونیستی و حامیان غربیاش را شکسته و معادله بازدارندگی را به نفع ملت ایران تثبیت کرده است، ورود چهرههایی نظیر مرعشی و کرباسچی به میدان رسانهای با ادبیاتی که اصل دفاع مشروع و اقتدار ملی را زیر سؤال میبرد، هدفی جز خنثیسازی دستاوردهای روانی و استراتژیک این پیروزیها ندارد.
تلاش این طیف برای القای این گزاره که «کشور توان تقابل ندارد» یا «باید به هر قیمتی از تنش پرهیز کرد و به آغوش غرب بازگشت»، دقیقاً همان چیزی است که اتاقهای فکر واشنگتن و تلآویو به دنبال آن هستند. دشمن زمانی جرات اقدام خصمانه علیه یک ملت را پیدا میکند که احساس کند در داخل آن کشور، شکاف سیاسی وجود دارد و نخبگان آن جامعه ارادهای برای دفاع ندارند. از این منظر، اظهارات اخیر این چهرهها نه یک «تحلیل سیاسی»، بلکه یک «خطای راهبردی» و بازی در زمین جنگ شناختی دشمن برای شکستن روحیه مقاومت ملی و بیاثر کردن خون شهدا و ایستادگی مردم غیرتمند است.
کارنامه سیاه یک دهه شرطیسازی؛ میراث شوم تدبیر و امید:
شگفتآورترین بخش ماجرا، طلبکاری سیاسی کسانی است که به مدت هشت سال (در دهه نود خورشیدی) تمامی اهرمهای اجرایی، اقتصادی و دیپلماتیک کشور را در اختیار داشتند و نتیجهای جز خسارت محض برای ملت به ارمغان نیاوردند. بازخوانی کارنامه حسن روحانی، محمدجواد ظریف و متحدانشان در حزب کارگزاران، برای روشنگری افکار عمومی و نسل جوان یک ضرورت تاریخی است تا مشخص شود منتقدان امروز اقتدار ملی، در دوران مسئولیت خود چه بر سر کشور آوردند:
فلج کردن اقتصاد به بهانه مذاکره: دولت روحانی با گره زدن تمامی شئون کشور—حتی آب خوردن مردم—به مذاکرات هستهای، اقتصاد ایران را به مدت هشت سال شرطی و معطل لبخند دیپلماتهای غربی نگه داشت. نتیجه این رویکرد، ثبت یکی از پایینترین نرخهای رشد اقتصادی تاریخ معاصر، سقوط ارزش پول ملی، جهشهای چندبرابری نرخ ارز و کوچک شدن سفره کارگران و طبقه متوسط بود.
خسارت محض برجام و بتنریزی در قلب صنعت هستهای: محمدجواد ظریف و تیم او با خوشبینی مفرط به وعدههای کاغذی آمریکا، پیشرفتهترین دستاوردهای دانشمندان هستهای کشور را با بتن پر کردند و سانتریفیوژها را از چرخش انداختند، بیآنکه تضمین معتبری برای رفع تحریمها بگیرند. آنها به صراحت اعتراف کردند که متن توافق را کامل نخواندهاند یا به امضای جان کری اعتماد کردهاند؛ نتیجهای که به خروج یکجانبه آمریکا و بازگشت تحریمهای شدیدتر منجر شد.
تضعیف توان دفاعی و موشکی: در دورانی که منطقه در آتش فتنههای تروریستی میسوخت، تئوریسینهای همین جریان، توان موشکی کشور را به سخره میگرفتند و شعار «دنیای فردا دنیای گفتمانهاست نه موشکها» سر میدادند. اگر در آن سالها به نسخههای خلع سلاح این جریان عمل شده بود، امروز ایران در برابر تهدیدات خارجی کاملاً بیدفاع بود و امنیتی برای فعالیتهای اقتصادی وجود نداشت.
اشرافیگری و رها کردن مسکن و معیشت مردم: جریان کارگزاران به رهبری فکری افرادی چون مرعشی و کرباسچی که همواره مدعی تکنوکراسی و توسعه بودهاند، در عمل، سیاستهای نئولیبرالیستی و اشرافیگری را ترویج کردند. توقف کامل پروژههای مسکنسازی در دوران وزیر شهرسازی مورد حمایت این طیف، بحران مسکن را به یکی از بزرگترین ابرچالشهای معیشتی خانوادههای ایرانی تبدیل کرد.
فرار به جلو برای تطهیر گذشته:
اکنون این پرسش اساسی مطرح است که چرا با وجود چنین کارنامه سنگین و پر از خطایی، این افراد به جای عذرخواهی از ملت بابت هدر دادن یک دهه از طلاییترین فرصتهای پیشرفت کشور، دوباره ژست اپوزیسیون و ناصح به خود گرفتهاند؟ پاسخ روشن است: «فرار به جلو».
جریان غربگرا به خوبی میداند که پیروزی نهایی گفتمان مقاومت و اثبات کارآمدی الگوی تکیه بر توان داخلی و قدرت بازدارندگی، به معنای دفن همیشگی تئوری «سازش و وادادگی» در تاریخ سیاسی ایران است. آنها از این میترسند که موفقیت ایران در تحمیل اراده خود به دشمنان منطقهای و فرامنطقهای، بطلان نظریههای سیاسی آنها را بیش از پیش نمایان سازد. بنابراین، با ایجاد هیاهوی رسانهای، بزرگنمایی مشکلات، ایجاد هراس از جنگ و زیر سؤال بردن دستاوردهای میدان، تلاش میکنند تا اولاً کارنامه تاریک دوران مسئولیت خود را به دست فراموشی بسپارند و ثانیاً با ارسال سیگنال به غرب، خود را به عنوان تنها آلترناتیو «مذاکرهپذیر» در داخل ایران معرفی کنند.
قطار انقلاب متوقف نخواهد شد
ملت بصیر و انقلابی ایران که در کوران حوادث دهههای گذشته، سرد و گرم روزگار را چشیده و فریبکاری غرب و بدعهدی آمریکا را با پوست و گوشت خود لمس کرده است، دیگر فریب نسخههای تاریخ مصرف گذشته پاستورنشینان دیروز را نخواهد خورد. تجربه تاریخی ثابت کرده است که هزینه «سازش و عقبنشینی» در برابر مستکبران، به مراتب سنگینتر از هزینه «مقاومت و ایستادگی» است.
تحرکات اخیر مثلث روحانی، ظریف و کارگزاران، هرچند در کوتاهمدت ممکن است خوراک تبلیغاتی برای رسانههای فارسیزبان معاند فراهم کند و لبخند رضایت بر لبان دشمنان بنشاند، اما در برابر اقیانوس عظیم اراده مردمی و اقتدار نیروهای مسلح، کفی بیش بر روی آب نیست. افشای مستمر خطاهای راهبردی این جریان در دوران مسئولیتشان و تبیین دقیق دستاوردهای عزتآفرین میدان، وظیفهای است که نخبگان و رسانههای انقلابی باید با تمام توان دنبال کنند تا هیچ صدای تفرقهافکنی نتواند مانع از پیروزی نهایی جبهه حق و تثبیت جایگاه ایران مقتدر در نظم نوین جهانی شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com