گروه بین الملل سه تحول در ۲۴ ساعت گذشته نشان میدهد بحران انرژی و امنیت دریایی منطقه را نباید جداگانه دید: گزارشها از بررسی عملیات نظامی در یمن، ابتکار سیاسی پاکستان برای گفتوگو با حوثیها، و تصمیم گروه هفت برای آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی. کنار هم گذاشتن اینها یک هشدار میسازد: اگر بحران هرمز به بابالمندب متصل شود، با «جنگ دو تنگه» روبهرو خواهیم بود.
هرمز هنوز تعیینکننده است
به گزارش بولتن نیوز رویترز گزارش داده انتقال محمولههای LNG از تنگه هرمز در سپتامبر به بالاترین سطح از زمان آغاز جنگ در فوریه رسیده است؛ ۱۹ محموله بر پایه دادههای S&P Global و ۲۱ محموله بر پایه دادههای Kpler. برخی کشتیها نیز برای کاهش خطر، سامانه شناسایی خودکار خود را خاموش کردهاند. همزمان آمریکا حضور نظامی خود را تقویت میکند؛ حدود ۹ هزار نیرو و ناو هواپیمابر تئودور روزولت به منطقه اعزام میشوند. معنا روشن است: اهمیت هرمز کاهش نیافته، اما هزینه حفاظت از آن بالا رفته است.
بابالمندب وارد مرکز تصویر شده است
رویترز به نقل از منابع آگاه نوشته عربستان در حال بررسی عملیاتی با مشارکت بیش از ۱۰۰ هزار نیروی یمنی و پشتیبانی هوایی سعودی برای بازپسگیری مناطق مرتبط با کنترل بابالمندب از حوثیهاست. بر پایه همین گزارش، آمریکا در حوزه اطلاعات و مشاوره کمک میکند. این عملیات هنوز قطعی نیست و باید آن را در حد طرح و آمادگی گزارششده دید.
در مسیر مقابل، پاکستان اعلام کرده اعضای پیمان دفاعی مکه هفته آینده در ریاض نشست اضطراری برگزار میکنند تا پیشنهاد تعامل سیاسی با حوثیها را بررسی کنند. اسلامآباد این مسیر را جایگزین اقدام نظامی توصیف کرده است. منطقه عملاً میان دو راه قرار گرفته: گشودن جبهه تازه در بابالمندب، یا جدا نگه داشتن بحران یمن از جنگ بزرگتر ایران و آمریکا.
۱۰۰ میلیون بشکه؛ عددی که درباره جنگ حرف میزند
گروه هفت توافق کرده تا ۱۰۰ میلیون بشکه نفت خام و گازوئیل از ذخایر راهبردی اعضا طی چهار ماه آزاد شود تا فشار قیمت سوخت کاهش یابد. این اقدام بهتنهایی جهت آینده جنگ را تعیین نمیکند، اما نشان میدهد هزینه اختلال در مسیرهای انرژی فقط در میدان نظامی محاسبه نمیشود.
یک جنگ، دو گلوگاه
هرمز مسیر حیاتی خلیج فارس به اقیانوس هند است و بابالمندب مسیر دریای سرخ به خلیج عدن. اختلال همزمان در این دو آبراه میتواند کشتیرانی، بیمه، انرژی و امنیت دریایی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. اما این وضعیت برای هیچ بازیگری دستاورد یکطرفه ندارد؛ هم ابزار فشار است، هم منشأ هزینه.
از منظر سیاستی، یک مسیر اتصال میدانهای هرمز، یمن، عراق و دریای سرخ به یک معادله واحد است؛ مسیری که بازدارندگی را افزایش میدهد، اما خطر گسترش جنگ و خطای محاسباتی را نیز بالا میبرد. مسیر دیگر، تفکیک بحرانها و حل مسئله یمن از طریق سیاسی است. نشست ریاض اهمیت خود را همینجا نشان میدهد.
در نهایت باید گفت ...
جنگ آینده شاید بیش از آنکه جنگ موشک و ناو باشد، جنگ «جغرافیا» باشد. پرسش مهم امروز این نیست که کدام طرف بیشتر عمل کرده است؛ پرسش این است: آیا منطقه اجازه میدهد بحران هرمز به بابالمندب متصل شود و «جنگ یک تنگه» به «جنگ دو تنگه» تبدیل شود؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com