گروه سیاسی،حالا باید سخنان امروز رئیس مجلس را دوباره خواند.
به گزارش بولتن نیوز،محمدباقر قالیباف میگوید نمیتوان تصور کرد یک نفر با یک توییت نرخ ارز را بالا و پایین میکند؛ وقتی دلار در یک قیمت خریدوفروش میشود، تقاضایی نیز در آن قیمت وجود دارد و بخشی از این تقاضا میتواند سفتهبازانه باشد.
از نظر اقتصادی، اصل این توضیح قابل بحث و بررسی است.
اما چند ساعت بعد، طرف مقابل چه میگوید؟
وزیر خزانهداری آمریکا خودش مقابل دوربین و در شبکه اجتماعی اعلام میکند که کاهش ارزش ریال را نتیجه فشار اقتصادی واشنگتن میداند. یک روز قبل نیز گفته بود فشار اقتصادی علیه ایران با هدف محدود کردن شدید تجارت و منابع درآمدی ادامه دارد.
پس مسئله دیگر «یک توییت» نیست.
مسئله یک سیاست رسمی اقتصادی است.
آمریکا میگوید ریال را هدف گرفتهایم؛ ما هنوز درباره خریدار دلار حرف میزنیم؟
این دقیقاً همان نقطهای است که «دفاع از ریال» نسبت به آن هشدار میدهد.
هیچ اقتصاددانی نمیتواند بگوید افزایش نرخ ارز فقط نتیجه فشار خارجی است.
کسری بودجه، نقدینگی، تورم، نحوه بازگشت ارز صادراتی، انتظارات، سیاست ارزی، میزان عرضه و تقاضا و سفتهبازی همگی میتوانند نقش داشته باشند.
اما از آن طرف نیز نمیتوان واقعیت فشار خارجی را کوچک شمرد.
وقتی وزیر خزانهداری کشوری که ایران را تحت فشار مالی قرار داده، رسماً کاهش ارزش ریال را به نام عملیات خود ثبت میکند، مسئول داخلی باید قبل از هر چیز بپرسد:
کدام آسیبپذیری داخلی اجازه داده فشار خارجی تا بازار پول ملی منتقل شود؟
این سؤال بسیار مهمتر از دعوا بر سر یک توییت است.
آقای قالیباف؛ اگر جنگ اقتصادی است، دفاع اقتصادی آن کجاست؟
رئیس مجلس در هفتههای گذشته شخصاً وارد جدال رسانهای با وزیر خزانهداری آمریکا شده بود و درباره بازار نفت، ذخایر راهبردی آمریکا و فشارهای اقتصادی واشنگتن موضع گرفته بود.
حالا همان وزیر خزانهداری، نمودار ریال ایران را منتشر کرده و آن را نشانه موفقیت سیاست خودش معرفی میکند.
پاسخ مؤثر به او یک توییت دیگر نیست.
پاسخ، تقویت ریال است.
اگر واشنگتن میخواهد عرضه ارز ایران را محدود کند، شما باید مسیر ارز صادراتی را باز کنید.
اگر میخواهد کانالهای بانکی را ببندد، شما باید کانالهای تسویه جایگزین را عملیاتی کنید.
اگر روی انتظارات منفی کار میکند، شما باید با داده و عملکرد اعتماد ایجاد کنید.
اگر روی نفت فشار میآورد، باید ارز حاصل از صادرات غیرنفتی با حداکثر سرعت وارد چرخه اقتصاد شود.
و اگر بخشی از تقاضای ارز، آنگونه که خود رئیس مجلس میگوید، سفتهبازانه است، باید مشخص شود این تقاضا چه حجمی دارد و چرا توانسته بر مرجع قیمت ریال مسلط شود.
یک سؤال حتی مهمتر: دلارهای خودمان کجاست؟
اینجاست که گزارش صبح «دفاع از ریال» اهمیت دوچندان پیدا میکند.
ما باید همزمان با بررسی فشار آمریکا، جریان داخلی ارز را نیز باز کنیم.
طی هشت سال گذشته:
نفت فروختهایم.
میعانات صادر کردهایم.
پتروشیمی صادر کردهایم.
فولاد و محصولات معدنی صادر کردهایم.
دهها میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشتهایم.
پس قبل از هر چیز باید معلوم شود:
ارز حاصل از این صادرات از لحظه ایجاد تا لحظه مصرف کجا بوده است؟
چه میزان وصول شده؟
چه میزان بازگشته؟
چه میزان خارج از کشور مانده؟
چه میزان وارد شبکه رسمی شده؟
و چه میزان واقعاً برای پاسخ دادن به تقاضای کشور عرضه شده است؟
نه همهچیز تقصیر آمریکاست، نه میتوان آمریکا را از معادله حذف کرد
این شاید مهمترین نکته باشد.
اگر همه افزایش نرخ دلار را گردن آمریکا بیندازیم، مسئولیت سیاستگذار داخلی را پاک کردهایم.
اگر هم بگوییم فشار خارجی اهمیتی ندارد، بخشی از واقعیت را ندیدهایم.
خود آمریکا میگوید فشار مالی علیه ایران را دنبال میکند؛ وزارت خزانهداری آمریکا در هفتههای اخیر اقدامات متعددی را رسماً تحت عنوان «Operation Economic Outcast» اعلام کرده است.
بنابراین پاسخ منطقی این است:
دشمن خارجی فشار میآورد؛ مسئول داخلی باید منافذ انتقال آن فشار به سفره مردم را ببندد.
آقای رئیس مجلس؛ شما تماشاگر این میدان نیستید
اینجا خطاب فقط به بانک مرکزی نیست.
رئیس مجلس ابزار نظارتی دارد.
کمیسیون اقتصادی دارد.
مرکز پژوهشها دارد.
سؤال دارد.
تحقیقوتفحص دارد.
بودجه و قانون در اختیار مجلس است.
بنابراین وقتی وزیر خزانهداری آمریکا افت ریال را بهعنوان موفقیت سیاست خود معرفی میکند، سؤال مردم از رئیس مجلس این نیست که «چرا دلار گران شد؟»
سؤال این است:
مجلس برای جلوگیری از تحقق هدف اعلامشده طرف مقابل چه کرده است؟
از بانک مرکزی چه خواسته؟
چه گزارشی گرفته؟
کدام قانون را اصلاح کرده؟
کدام گلوگاه بازگشت ارز را شناسایی کرده؟
و نتیجه قابل اندازهگیری این اقدامات چه بوده است؟
جواب بسنت را روی تابلو ارز بدهید
«دفاع از ریال» معتقد است پاسخ مؤثر به وزیر خزانهداری آمریکا نه شعار است، نه جدال توییتری و نه انکار فشار خارجی.
پاسخ واقعی باید جایی دیده شود که خود او آن را نشانه موفقیتش معرفی کرده است:
روی ارزش ریال.
اگر واشنگتن برای تضعیف ریال برنامه دارد، تهران نیز باید برای دفاع از ریال برنامهای قابل اندازهگیری داشته باشد.
نه برنامهای که فقط نام داشته باشد.
برنامهای که مشخص کند:
چقدر ارز وارد کشور شد؟
چقدر عرضه شد؟
تقاضای واقعی چقدر بود؟
سفتهبازی چقدر بود؟
ارز صادراتی کجاست؟
و چه زمانی نتیجه سیاستها روی بازار دیده خواهد شد؟
حرف آخر «دفاع از ریال»
آقای قالیباف؛
چند ساعت قبل گفتید یک نفر با یک توییت ارز را بالا و پایین نمیبرد.
درست؛ یک توییت بهتنهایی اقتصاد ایران را جابهجا نمیکند.
اما حالا وزیر خزانهداری آمریکا صریحاً میگوید یک عملیات اقتصادی سازمانیافته برای فشار بر ایران در جریان است و افت ریال را به حساب آن میگذارد.
پس دیگر بحث یک توییت نیست.
یک طرف میگوید برای فشار بر پول ملی ایران برنامه دارد.
سؤال این است:
برنامه ما برای دفاع از ریال چیست؟
آقای رئیس مجلس، آقای رئیسجمهور، آقای رئیسکل بانک مرکزی؛
مردم بیش از توضیح درباره علت افزایش دلار، نتیجه میخواهند.
اگر جنگ اقتصادی است، دفاع اقتصادی باید در عدد دیده شود.
جواب بسنت را با توییت ندهید؛
جوابش را روی تابلو ارز بدهید.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com