گروه اقتصادی - سیدمجتبی نعیمی نوشت: در سال پنجم هجری، مسلمانان مدینه با حفر خندقی در اطراف شهر، بزرگترین برگ برنده نظامی خود را رو کردند. خندق، سوارهنظام قریش را زمینگیر کرد و عمرو بن عبدود، قهرمان افسانهای دشمن، ناچار شد از نقطهای دور بزند و خود را به پشت دیوارهای مدینه برساند. آن لحظه، لحظهای بود که به ظاهر «تکنولوژی نظامی» مسلمانان شکست خورده بود. رجزخوانی عمرو پشت دروازههای مدینه، ترس را به جان مردم انداخت. اما آنچه در تاریخ ماند، نه عبور موقت عمرو از خندق بود، بلکه ضربه نهایی علی بن ابیطالب بود که به قلب افسانه دشمن فرود آمد و معادلات را برای همیشه تغییر داد.
به گزارش بولتن نیوز، امروز، تنگه هرمز خندقِ ایران است. خندقی آبی که بزرگترین ماشین جنگی تاریخ—نیروی دریایی آمریکا—را در برابر خود متوقف کرده است. و همانطور که عمرو بن عبدود پشت دیوارهای مدینه رجز میخواند، دونالد ترامپ از کاخ سفید فریاد میزند: «نیروی دریایی آمریکا ۱۰۰ درصد کنترل تنگه هرمز را در دست دارد». اما آیا واقعاً اینگونه است؟ بازار نفت پاسخ میدهد: نه.
ادعای «کنترل ۱۰۰ درصدی» و واقعیتِ یک تنگه نیمهبسته
ترامپ در اظهاراتی که به نظر میرسد بیش از آنکه خطاب به ایرانیها باشد، خطاب به افکار عمومی آمریکا و بازارهای مالی باشد، مدعی شده است: «تنگه هرمز الان واقعاً باز است و تنها کسی که کنترل آن را در دست دارد، نیروی دریایی ایالات متحده است». او همچنین از یک «دیوار فولادی» سخن گفته که تنها کشتیهای مورد تأیید آمریکا را عبور میدهد.
اما دادههای میدانی، روایت دیگری دارند. پلتفرم ردیابی کشتی «کپلر» نشان میدهد که تردد در تنگه هرمز در هفتههای اخیر به شدت کاهش یافته است. تعداد عبورهای تأییدشده از ۱۵ کشتی در روز جمعه به ۱۱ کشتی در شنبه و تنها ۶ کشتی در یکشنبه سقوط کرده است. پیش از جنگ، این تنگه روزانه میزبان حدود ۱۲۵ تا ۱۳۰ کشتی تجاری بود. به عبارت دیگر، آنچه ترامپ «کنترل ۱۰۰ درصدی» مینامد، در عمل به «کنترل بر یک تنگه تقریباً خالی» شبیهتر است تا «کنترل بر یک مسیر باز».
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، در واکنشی طنزآمیز اما عمیقاً تحلیلی، این تناقض را به بهترین شکل افشا کرد: «بنگاه فریبکاری آمریکا میگوید ایران کنترلی بر تنگه هرمز ندارد، اما بازار یک اضافهبهای سنگین روی نفت کشیده است: ۳۵ دلار بالاتر از قبل از تهاجم، و ۵۰ دلار بر اساس قیمتهای نفت فیزیکی. پس یا بازار احمق است که نفت را با این قیمتهای بالاتر میخرد، یا دستگاه روایتشویی آمریکا دارد سیاهبازی میکند».
عمرو بن عبدودِ امروز—آیا آمریکا میتواند از خندقِ هرمز عبور کند؟
عمرو بن عبدود از خندق عبور کرد، اما نه از میان آن. او از نقطهای دور زد و خود را به پشت دیوارهای مدینه رساند. در مورد تنگه هرمز نیز، آمریکاییها به دنبال همان راهحل هستند: دور زدن خندق. پروژههای خط لولهای که امارات متحده عربی، عربستان سعودی و حتی شرکتهای نفتی آمریکایی در دست اجرا دارند، تلاشی است برای بیاثر کردن ابزار استراتژیک ایران.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، مدعی شده است که تنگه هرمز «طی دو سال منسوخ خواهد شد». اما این ادعا نیز بیش از آنکه یک پیشبینی اقتصادی باشد، یک عملیات روانی است. خط لوله جدید امارات که قرار است از تنگه هرمز عبور کند، در خوشبینانهترین حالت تا سال ۲۰۲۷ به بهرهبرداری میرسد و ظرفیت آن نیز بسیار محدودتر از حجم عظیم نفتی است که روزانه از هرمز میگذرد. به عبارت دیگر، «دور زدن خندق» در عمل، سالها زمان و دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری میطلبد و حتی در آن صورت نیز نمیتواند جایگزین کامل تنگه هرمز شود.
جنگ شناختی—هدف واقعی، نه کنترل تنگه، بلکه کنترل ذهن ایرانی
تحلیلگران نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به صراحت اعلام کردهاند که استراتژی جدید دشمن، «جنگ شناختی» است. هدف این استراتژی، به گفته آنان، «برهم زدن ثبات و کاهش تابآوری ملی ایرانیان» از طریق ایجاد «ترس و عدم قطعیت» است. و چه ابزاری بهتر از ادعای «کنترل ۱۰۰ درصدی تنگه» برای ایجاد این ترس؟ اگر ایرانیها باور کنند که برگ برندهشان بیاثر شده است، ممکن است خطای محاسباتی کنند و از موضع خود عقبنشینی کنند. این همان لحظهای است که عمرو بن عبدود پشت دیوارهای مدینه فریاد میزد و میخواست مسلمانان را به این باور برساند که خندق شکست خورده است.
اما بازار نفت، بهعنوان یک «وجدان ناخودآگاه» نظام جهانی، دروغ را برملا میکند. قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۶ به بالای ۱۰۰ دلار رسیده و برخی تحلیلگران از احتمال صعود به ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار در صورت ادامه اختلال در هرمز سخن میگویند. بانک جهانی اعلام کرده است که اختلال در تنگه هرمز «بزرگترین شوک بازار نفت در تاریخ» را ایجاد کرده و عرضه جهانی نفت را ۱۰.۱ میلیون بشکه در روز کاهش داده است. قیمت بنزین در بریتانیا به بالای ۱۵۰ پنس در هر لیتر رسیده و گازوئیل به ۱۷۸ پنس افزایش یافته است. در آمریکا نیز میانگین قیمت بنزین از مرز چهار دلار در هر گالن عبور کرده است.
اقتصاد بهعنوان میدان نبرد—آیا «ابزار هرمز» واقعاً کار میکند؟
ایران در سالهای گذشته بهطور سیستماتیک از تنگه هرمز بهعنوان ابزاری برای مقابله با تحریمها و فشارهای اقتصادی آمریکا استفاده کرده است. استراتژی «مدیریت هوشمند» تنگه، که مقامات ایرانی بارها به آن اشاره کردهاند، نه بهمعنای بستن کامل تنگه، بلکه بهمعنای کنترل جریان نفت بهگونهای است که بیشترین فشار را بر اقتصاد جهانی و بهویژه بر آمریکا و متحدانش وارد کند.
و این استراتژی کار میکند. اقتصاد آمریکا با تورم ناشی از افزایش قیمت سوخت دستوپنجه نرم میکند. پاول کروگمن، برنده نوبل اقتصاد، هشدار داده است که افزایش هزینهها ممکن است آمریکاییها را از طریق قیمتهای بالاتر مواد غذایی و کالاهای روزمره بیش از همه تحت فشار قرار دهد. آمازون اعلام کرده است که از ۱۷ آوریل، یک هزینه سوخت و لجستیک ۳.۵ درصدی به فروشندگان آمریکایی و کانادایی تحمیل میکند. اینها نشانههای یک فشار اقتصادی واقعی است که از تنگه هرمز به قلب اقتصاد آمریکا منتقل میشود.
قالیباف و «قانون تیلورِ تنگه»—طنزی که یک حقیقت استراتژیک را افشا میکند
قالیباف در توئیت خود یک نکته عمیقاً استراتژیک را مطرح کرده است. او با طعنه گفته است که «برای کسانی که حرف آمریکا را باور دارند، یک دستگاه چاپ دلار رایگان در تنگه هرمز گذاشتهاند؛ بفرمایید بروید بردارید!». این جمله طنزآمیز، در واقع یک حقیقت اقتصادی را بیان میکند: اگر تنگه هرمز واقعاً «باز» و «تحت کنترل ۱۰۰ درصدی آمریکا» بود، چرا بازار نفت باید یک پرمیوم ۵۰ دلاری روی هر بشکه نفت پرداخت کند؟ بازارها دروغ نمیگویند. اگر قیمت نفت بالاست، به این معناست که خطر واقعی اختلال در عرضه وجود دارد. و این خطر، از کنترل ایران بر تنگه هرمز ناشی میشود.
قالیباف حتی پیشتر از این، با کنایه به فدرال رزرو آمریکا گفته بود که «شما نمیتوانید با ۲۵ صدم درصد افزایش نرخ بهره، یک گلوگاه را باز کنید». این جمله، خلاصهای از یک واقعیت استراتژیک است: ابزارهای پولی و مالی آمریکا در برابر یک گلوگاه جغرافیایی که در کنترل ایران است، ناتواناند.
نتیجهگیری: دروغ بزرگ، برای جلوگیری از خطای محاسباتی
آنچه امروز در تنگه هرمز میگذرد، نه یک نبرد نظامی، بلکه یک نبرد روایی است. آمریکا میداند که نمیتواند تنگه هرمز را بهزور باز کند. میداند که خط لولههای دور زننده سالها زمان میبرند. میداند که اقتصادش تحت فشار است. و دقیقاً به همین دلیل است که ترامپ و مقامات آمریکایی مدام تکرار میکنند که «تنگه باز است» و «کنترل دست ماست». این تکرار، نه برای متقاعد کردن ایران، بلکه برای متقاعد کردن افکار عمومی آمریکا و بازارهای مالی است. اگر بازارها باور کنند که تنگه باز است، شاید قیمت نفت کاهش یابد و فشار بر اقتصاد آمریکا کم شود. اما بازارها باور نمیکنند، زیرا واقعیت را میبینند: تنگهای که روزی ۱۲۵ کشتی از آن میگذشت، امروز تنها ۶ کشتی را میبیند.
خندقِ هرمز هنوز پابرجاست. عمرو بن عبدودِ امروز، از پشت دیوارهای کاخ سفید رجز میخواند، اما نمیتواند از خندق عبور کند. و همانطور که در تاریخ، ضربه نهایی از جایی فرود آمد که دشمن انتظار نداشت، امروز نیز برگ برنده ایران نه در میدان نبرد، بلکه در صبر استراتژیک و توانایی تحمل فشار است. اگر ایرانیها باور کنند که ابزارشان شکست خورده، خطای محاسباتی خواهند کرد. اما اگر به بازار نفت نگاه کنند، خواهند دید که این ابزار هنوز کار میکند—و این بزرگترین درسِ خندق است: خندق را نمیتوان دور زد، فقط میتوان دربارهاش دروغ گفت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com