گروه بین الملل ولادیمیر پوتین در دهلینو با مقایسه سهم بریکس و G7 از اقتصاد جهانی، کنایهای صریح به قدرتهای سنتی اقتصاد جهان زد؛ اما برای ایران مهمتر از ادبیات رئیسجمهور روسیه، یک سؤال اقتصادی است: اگر بریکس واقعاً چنین وزن بزرگی در اقتصاد جهان دارد، آیا نمیتوان بخشی از این ظرفیت را به ابزاری برای کاهش نیاز تجارت ایران به دلار تبدیل کرد؟ پاسخ این پرسش میتواند یکی از ملموسترین برداشتهای ایران از اجلاس بریکس برای مدیریت بازار ارز باشد.
به گزارش بولتن نیوز، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه در نشست بریکس در دهلینو با اشاره به تغییر وزن اقتصاد جهانی گفت طی پنج سال گذشته بیش از ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان توسط کشورهای عضو بریکس ایجاد شده، در حالی که سهم گروه موسوم به G7 تنها ۲۹ درصد بوده است.
پوتین با کنایه به نام «هفت بزرگ» گفت نمیداند چرا همچنان به این مجموعه «بزرگ» گفته میشود.
رئیسجمهور روسیه در بخش دیگری از سخنان خود به تحریمها پرداخت و گفت کشورهایی که آغازگر تحریمهای ضدروسی بودهاند، خود با مشکلاتی همچون کسری بودجه، افزایش بدهی عمومی و رکود صنعتی مواجه شدهاند.
اما اگر از جدال لفظی مسکو و غرب فاصله بگیریم، پشت عددی که پوتین مطرح کرده یک واقعیت مهم اقتصادی قرار دارد.
۴۰ درصد اقتصاد جهان؛ اما با چه پولی معامله میکند؟
وزن اقتصادی بریکس امروز دیگر قابل چشمپوشی نیست.
مجموعهای که چین، هند، روسیه، برزیل، ایران، امارات، عربستان، مصر، آفریقای جنوبی، اتیوپی و اندونزی را در خود جای داده، بخش بزرگی از جمعیت، تولید، انرژی، مواد اولیه و بازار مصرف جهان را شامل میشود.
بیشتر بخوانید
پیشنهاد بولتن نیوز به بانک مرکزی؛ بهجای تعقیب قیمت دلار، «مرجع قیمتسازی» را هدف بگیرید
اما وزن اقتصادی یک مجموعه زمانی به قدرت مالی تبدیل میشود که اعضای آن بتوانند مستقیمتر با یکدیگر معامله و پول معاملات خود را تسویه کنند.
در غیر این صورت ممکن است دو کشور عضو بریکس با یکدیگر تجارت کنند، اما همچنان برای قیمتگذاری، انتقال پول یا تسویه معامله به دلار و زیرساختهای مالی خارج از این مجموعه وابسته باشند.
اینجاست که عدد ۴۰ درصدی پوتین برای ایران معنای دیگری پیدا میکند.
مسئله ایران «شکست دلار» نیست؛ کم کردن نیاز به دلار است
برای اقتصاد ایران، شاید اساساً طرح مسئله به شکل «حذف دلار» یا «شکست دلار» ضرورت نداشته باشد.
سؤال کاربردیتر این است:
چند درصد از تجارت ایران با کشورهای عضو بریکس را میتوان بدون نیاز مستقیم به دلار انجام داد؟
اگر یک واردکننده ایرانی از چین کالا خریداری میکند، آیا تمام یا بخشی از معامله میتواند با یوان تسویه شود؟
اگر تجارت با روسیه انجام میشود، ظرفیت تسویه ریال ـ روبل چقدر است؟
در تجارت با هند، چه میزان امکان استفاده از روپیه یا یک سازوکار تسویه متقابل وجود دارد؟
این سؤالات مستقیماً به بازار ارز ایران مربوط میشوند.
یک تغییر نگاه در مدیریت بازار ارز
در سالهای گذشته، هنگام افزایش قیمت ارز معمولاً توجه افکار عمومی به یک طرف معادله معطوف شده است:
بانک مرکزی چقدر ارز عرضه خواهد کرد؟
اما طرف دیگری نیز وجود دارد:
چقدر میتوان تقاضای واقعی برای دلار را کاهش داد؟
فرض کنیم بخشی از تقاضای ارزی کشور مربوط به واردات از اعضای بریکس باشد. اگر واردکننده برای انجام این تجارت الزاماً مجبور نباشد دلار تهیه کند و بتواند از یک سازوکار رسمی برای پرداخت با ارز کشور مقابل استفاده کند، آن بخش از تجارت دیگر به تقاضای مستقیم دلار تبدیل نمیشود.
تفاوت ظریفی است، اما از نظر سیاستگذاری بسیار مهم است.
در یک روش، بانک مرکزی باید برای پاسخ به تقاضای ایجادشده، ارز بیشتری تأمین کند.
در روش دوم، سیاستگذار تلاش میکند بخشی از تقاضا اساساً دلار نشود.
پشت صحنه اجلاس دهلینو اتفاقاً همین بحث جریان دارد
آنچه اهمیت این موضوع را بیشتر میکند این است که مسئله پرداختهای غیردلاری فقط در سخنرانی رهبران بریکس مطرح نشده است.
وزرای دارایی و رؤسای بانکهای مرکزی بریکس در آستانه اجلاس دهلینو بر توسعه راهحلهای عملی برای پرداختهای فرامرزی تأکید کردهاند؛ پرداختهایی که سریعتر، ارزانتر، در دسترستر و امنتر باشند.
بحث درباره افزایش قابلیت اتصال سامانههای پرداخت اعضا و توسعه تجارت و سرمایهگذاری با ارزهای ملی نیز در دستور کار قرار گرفته است.
بنابراین مسئله از سطح «چه کسی اقتصاد بزرگتری دارد؟» در حال حرکت به سمت سؤال مهمتری است:
پول چگونه میان این اقتصادها جابهجا شود؟
عدد ۴۰ درصدی پوتین اینجا ارزش پیدا میکند
اگر بریکس سهم بزرگی از اقتصاد جهانی داشته باشد اما تجارت اعضای آن همچنان برای تسویه به زیرساختهای مالی بیرون از مجموعه وابسته بماند، بخش مهمی از این قدرت بالقوه بلااستفاده خواهد ماند.
اما اگر همین مجموعه بتواند شبکهای کارآمد برای تسویه با ارزهای ملی ایجاد کند، آن زمان عدد ۴۰ درصد فقط یک آمار برای کنایه زدن به G7 نیست.
برای ایران، این ظرفیت میتواند به معنای ایجاد مسیرهای بیشتری برای تجارت خارجی باشد؛ مسیرهایی که الزاماً از دلار عبور نمیکنند.
تحریم از جایی قدرت میگیرد که مسیر جایگزین وجود ندارد
بخش دیگر سخنان پوتین درباره تحریمها نیز از همین زاویه قابل بررسی است.
فارغ از ارزیابی درباره آثار تحریمها بر اقتصاد روسیه یا کشورهای غربی، یک واقعیت درباره ابزار تحریم وجود دارد: هرچه تجارت یک کشور بیشتر به یک ارز، شبکه بانکی یا زیرساخت تسویه مشخص وابسته باشد، محدود کردن دسترسی به همان زیرساخت قدرت بیشتری ایجاد میکند.
در مقابل، افزایش مسیرهای پرداخت و امکان استفاده از ارزهای مختلف میتواند بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهد.
ایران که سالهاست با محدودیتهای بانکی و مالی روبهروست، بیش از بسیاری از اعضای بریکس میتواند از ایجاد چنین مسیرهایی منتفع شود.
اما یک هشدار؛ ۴۰ درصد اقتصاد جهان به معنای پایان سلطه دلار نیست
در عین حال نباید از عدد مطرحشده توسط پوتین نتیجهای بزرگتر از واقعیت گرفت.
وزن اقتصادی بریکس به خودی خود به معنای ایجاد یک نظام پولی یکپارچه نیست. اعضای این مجموعه ساختارهای اقتصادی متفاوت، روابط تجاری نامتوازن و حتی منافع ژئوپلیتیکی متفاوتی دارند.
به همین دلیل نیز مسیر عملی بریکس فعلاً بیشتر بر ارزهای ملی، اتصال شبکههای پرداخت و تسهیل تسویههای فرامرزی متمرکز شده است تا ایجاد فوری یک ارز مشترک.
برای ایران نیز همین مسیر واقعبینانهتر است.
یک مطالبه مشخص از بانک مرکزی
اینجاست که اجلاس دهلینو میتواند برای بازار ارز ایران به یک دستاورد ملموس تبدیل شود.
بانک مرکزی میتواند پس از این اجلاس به افکار عمومی و فعالان اقتصادی اعلام کند:
در حال حاضر چه سهمی از تجارت ایران با اعضای بریکس بدون نیاز مستقیم به دلار تسویه میشود و هدف کشور برای افزایش این سهم چیست؟
این یک شاخص قابل اندازهگیری است.
میتوان مشخص کرد چه میزان از تجارت ایران و چین ظرفیت تسویه یوانی دارد؛ چه ظرفیتی در تجارت ریال ـ روبل وجود دارد؛ تجارت با هند تا چه اندازه میتواند از روپیه استفاده کند و آیا منابع حاصل از صادرات ایران به یک عضو بریکس میتواند برای تأمین واردات از همان کشور یا سایر اعضا مورد استفاده قرار گیرد؟
در آن صورت، سیاست «کاهش وابستگی به دلار» از یک شعار به برنامهای قابل سنجش تبدیل خواهد شد.
کنایه پوتین را به یک سؤال ایرانی تبدیل کنیم
پوتین در دهلینو پرسیده است وقتی سهم G7 از اقتصاد جهانی ۲۹ درصد است چرا همچنان آن را «هفت بزرگ» مینامند.
برای ایران شاید سؤال مهمتری وجود داشته باشد:
اگر بریکس بیش از ۴۰ درصد اقتصاد جهان را نمایندگی میکند، چرا این ظرفیت هنوز به اندازه وزن اقتصادی آن در مدیریت نیاز ارزی کشورمان دیده نمیشود؟
هدف نباید اعلام جنگ با دلار باشد؛ هدف میتواند بسیار عملیتر تعریف شود:
هر دلار از تقاضای تجاری که بتواند از طریق یک سازوکار امن، رسمی و کمهزینه با ارزهای ملی اعضای بریکس تسویه شود، یک دلار کمتر از نیاز مستقیم تجارت خارجی کشور به دلار است.
اگر اجلاس دهلینو بتواند ایران را حتی یک گام به چنین سازوکاری نزدیک کند، آنگاه عدد ۴۰ درصدی پوتین برای بازار ارز ایران از یک کنایه سیاسی، به یک فرصت اقتصادی تبدیل شده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com