به گزارش بولتن نیوز، این مقاله تلاش میکند نشان دهد که بخش بزرگی از این معادله، محصول یک انتخاب سیاسی مزمن است، نه یک جبر اقتصادی خالص.
نفتی که هست، اما «نیست»
آمار میدانی روایت رسمی کمبود ارز را به چالش میکشد. طبق گزارشهای اخیر، پالایشگاههای چینی همچنان حجمی نزدیک به ۱.۲ میلیون بشکه در روز از نفت ایران دریافت میکنند — رقمی که تفاوت چندانی با سال گذشته ندارد. این تجارت از مسیرهایی مثل انتقال کشتیبهکشتی نزدیک مالزی و تسویه با یوان یا رمزارز انجام میشود؛ یعنی زیرساخت دور زدن تحریم، برخلاف تصور عمومی، نهتنها از بین نرفته، بلکه همچنان فعال و کارآمد است.
مهمتر از آن، معاون وزیر نفت اعلام کرده که در جریان جنگ ۴۰ روزهی اخیر، بارگیری نفت در جزیره خارگ نهتنها متوقف نشد، بلکه بیش از ۱۰ درصد هم افزایش یافت. و بیش از ۶۰ درصد ظرفیت پتروشیمیهای آسیبدیده در همان جنگ، به چرخهی تولید بازگشته است. اینها نشانهی یک اقتصاد فلجشده نیستند؛ نشانهی یک سیستم هستند که زیر فشار هم به کار خود ادامه میدهد.
اما نقطهی اوج ماجرا جای دیگری است: نزدیک به ۴۰ میلیون بشکه نفت ایران — معادل ظرفیت حدود ۲۰ نفتکش غولپیکر — همین حالا در آبهای نزدیک مالزی و شرق سنگاپور روی آب شناور است و هنوز به پول نقد تبدیل نشده. این محموله نه گم شده، نه توقیف شده؛ فقط منتظر مانده است.
تناقضی که نمیشود نادیده گرفت
در همین بستر، یک تناقض رسمی رخ داده که بهتنهایی ارزش یک تیتر جداگانه دارد: رئیسکل بانک مرکزی گفته فروش نفت ایران عملاً متوقف شده است. اما وزیر نفت، در واکنشی صریح و با لحنی گزنده، همین ادعا را رد کرده: «فروشی را عملاً نداشتیم؟!» و تأکید کرده که تحویل نفت به مشتریان، هرچند با تقلیل، همچنان ادامه دارد.
این دو روایت همزمان نمیتوانند هر دو کامل درست باشند. یا سیاستگذار پولی کشور تصویر واقعی جریان درآمد ارزی را ندارد — که خود فاجعهای مدیریتی است — یا این روایتِ «توقف فروش» ابزاری برای توجیه چیز دیگری است: شاید توجیه کسری بودجه، شاید توجیه عقبماندن از تعهدات ارزی، شاید صرفاً پوششی برای عدم شفافیت دربارهی سرنوشت درآمدهای نفتی. در هر حالت، این شکاف روایتی خودش یک داده است، نه یک جزئیات فرعی.
ارادهای که هزینهاش را کسی نمیپردازد
کارشناسان روابط بینالملل و اقتصاد سیاسی بارها گفتهاند محاصرهی کامل ایران از نظر فنی و جغرافیایی تقریباً غیرممکن است. آمریکا هم تاکنون از تحریم مستقیم بانکهای بزرگ چینی خودداری کرده — تصمیمی که به گزارش فایننشال تایمز، به احتیاط دولت ترامپ در برابر روابط شکننده با پکن، بهویژه پیش از سفر مورد انتظار شی جینپینگ به آمریکا، مربوط میشود. یعنی یک پنجرهی فرصت واقعی و قابلسنجش برای گسترش کانالهای مالی وجود دارد که بهطور کامل استفاده نمیشود.
اینجاست که باید صادق بود: مسئله صرفاً «نمیتوانیم» نیست. بخش قابلتوجهی از ماجرا «نمیخواهیم به قیمت کامل بخواهیم» است. دور زدن مؤثرتر تحریم، تبدیل سریعتر ذخایر شناور به نقدینگی قابلاستفاده، و شفافسازی جریان واقعی ارز، همگی گزینههای روی میز هستند که نیازمند تصمیم سیاسی صریحاند — نه صرفاً ظرفیت فنی.
چرا حتی «صلح» هم دلار را ارزان نمیکند
اما نکتهی ظریفتر اینجاست: حتی اگر فردا تحریمها بهطور کامل برداشته شود، دلار به ۱۰۰ هزار تومان برنمیگردد؛ به گفتهی کارشناسان، در بهترین حالت به حدود ۲۱۵ هزار تومان میرسد. دلیلش این نیست که رفع تحریم بیفایده است؛ دلیلش این است که نقدینگیای که همین امروز در اقتصاد ایران وجود دارد، محصول سالها تأمین مالی کسری بودجه از طریق چاپ پول است — و این حجم پول، صرفنظر از آنچه از فردا اتفاق میافتد، باید در قیمتها خودش را نشان دهد. رفع تحریم میتواند جلوی *تولید* نقدینگی جدید را بگیرد، اما نقدینگیای را که از قبل در سیستم است، پاک نمیکند.
به بیان ساده: سطح فعلی دلار، بازتاب واقعی یک بیماری مزمن و انباشتهشده است؛ اما اینکه چرا این بیماری اینقدر عمیق شده و چرا هر سال عمیقتر میشود، ریشه در انتخابهای سیاسی دارد، نه ضرورتهای تغییرناپذیر اقتصادی.
جمعبندی: رانتِ تصمیمنگرفتن
آنچه در نهایت با آن روبهرو هستیم، دستکاری مستقیم و آشکار نرخ دلار توسط یک فرد یا نهاد مشخص نیست — چیزی ظریفتر و بادوامتر: زنجیرهای از تعللها، تناقضهای رسمی، و فرصتهای استفادهنشده که در نهایت به یک واقعیت بازار تبدیل میشود. هیچکس رسماً نمیگوید «بگذارید دلار گران بماند»، اما نتیجهی انباشتهی «هنوز تصمیم نگرفتنها» دقیقاً همین است.
و این شاید تلخترین بخش ماجرا باشد: وقتی مسئولیت یک نرخ ارز فاجعهبار روی دوش هیچ تصمیم مشخصی نیست، هیچکس هم پاسخگوی مستقیم آن نیست. مردمی که هر روز ارزش پولشان را در حال آبشدن میبینند، در برابر یک سیاست شفاف نایستادهاند؛ در برابر یک رشته تصمیمنگرفتنِ بینام و بینشان ایستادهاند — و این نوع بیمسئولیتی، از هر تصمیم مستقیمی سختتر قابل نقد و اصلاح است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com