گروه اقتصادی هر بار که موضوع بنزین به میان میآید، انگار تاریخ در یک نقطه گیر کرده است. سیاستگذار با یک تصمیم شتابزده وارد میدان میشود، قیمتی را یکشبه تغییر میدهد، و پیامدش را در خیابانها، در خشم مردمی که از پسِ هزینههای روزمره خود عاجزند، و در نهایت در دادگاههایی که پروندههای سنگین معترضان را بررسی میکنند، میبینیم. این چرخه، بارها تکرار شده و هر بار هزینهای سنگینتر از دفعه پیش بر جامعه تحمیل کرده است.
به گزارش بولتن نیوز به نقل از مهر، پرسش اساسی این است: آیا واقعاً راهی جز فشار مستقیم بر جیب مردم برای مدیریت مصرف بنزین وجود ندارد؟ کارشناسان اقتصادی و بسیاری از رسانههای مستقل، بارها به این نکته اشاره کردهاند که بخش قابلتوجهی از بحران بنزین در کشور، نه از مصرف طبیعی خانوارها، بلکه از دو کانال مشخص سرچشمه میگیرد: قاچاق سوخت به کشورهای همسایه، و ناکارآمدی فنی خودروهای تولید داخل که سهم بالایی از مصرف سرانه را به خود اختصاص میدهند.
اگر دولت بهجای دست بردن در جیب اقشار ضعیف و متوسط، منابع و انرژی خود را صرف مسدود کردن مسیرهای قاچاق سوخت و الزام خودروسازان داخلی به بهبود استاندارد مصرف سوخت کند، میتوان بخش بزرگی از این معضل را بدون آنکه معیشت مردم قربانی شود، حل کرد. این رویکرد نهتنها هزینه اجتماعی کمتری دارد، بلکه از منظر اقتصادی نیز پایدارتر است، چرا که ریشه اتلاف منابع را هدف میگیرد، نه مصرفکننده نهایی را.
بیشتر بخوانید
شاگردان سینه چاک خاتمی و روحانی کمر به قتل جمهوری اسلامی بسته اند
پرونده ناترازی بنزین؛ حسابرسی ۲۰ سالهای که هنوز روی میز نیامده است
ناترازی بنزین را باید با عدد سنجید، نه با یک معادله ساده «تولید منهای مصرف»
جنگ قدرت بر سر غارت پالایشگاههای بیصاحب
مکتبِ «صبح جمعه»؛ شاگرد خوبی که فقط پاسخگویی را یاد نگرفت
آقای عارف! گرانی بنزین تصمیم اقتصادی نیست، هزینه اقدامات شماست
صمصامی: بازی با سیاستهای قیمتی در شرایط موجود میتواند جامعه را دوباره با یک شوک سنگین مواجه کند
کودتای خاموش در بشکههای نفت؛ نفت مال مردم، صورتحساب چرا دلاری؟
کسری ۴ میلیون لیتری؛ بهانهای برای شوک بنزینی؟
کودتای نفتی؛ ملتی که نفتش را به خودش فروختند و ۵۰ میلیوننفری زیر خط فقر بردند
وقتی بحران بنزین را نمیشود با شعار حل کرد، باید از ظرفیتهای خودمان استفاده کنیم
واگذاری پالایشگاه ستاره خلیج فارس؛ بازی با امنیت بنزین کشور؟
هشدار درباره واگذاری ستاره خلیج فارس؛ ابهام در خوراک، بدهی و خطر تمرکز انحصاری بنزین
تأکید دیوان محاسبات بر بررسی واگذاری سهام پالایشگاه ستاره خلیج فارس بعد از انتشار هشدارهای بولتن نیوز
پرونده ستاره خلیج فارس؛ از کاهش قهری سهام دولت در سال ۹۳ تا تکمیل پروژه نفوذ در بازار بنزین
پویش «بنزین خط قرمز است» آغاز شد؛ مطالبه شفافیت پیش از هر تصمیم غیرقابل بازگشت
بازخوانی گزارش «صدای پتروشیمی» درباره واگذاری پالایشگاه ستاره خلیج فارس
حاجیدلیگانی: دربرابر واگذاری پالایشگاه خلیج
آیا تصاحب پالایشگاه ستاره خلیج فارس امنیت انرژی کشور را تهدید میکند؟
چه کسانی پشت پرده واگذاری شتابزده ستاره خلیج فارس هستند؟
لغو جنجالی مجمع ستاره خلیج فارس؛ پیگیریهای نمایندگان برای تحقیق و تفحص از واگذاریها شدت گرفت
آیا عرضه پالایشگاه ستاره خلیج فارس در بورس، فرار از پاسخگویی است؟
اما آنچه در عمل دیده میشود، غالباً مسیر دیگری است. تصمیماتی که بدون آمادگی اجتماعی و اقتصادی لازم اجرا میشوند، در نهایت شکافی عمیقتر میان دولت و مردم ایجاد میکنند. وقتی اعتراض مدنی به دلیل نبود مجرای شنیدهشدن، به خشونت کشیده میشود، جامعه یک بار دیگر برای سرکوب آن هزینه میپردازد؛ نهفقط هزینه اقتصادی، بلکه هزینهای بسیار سنگینتر: از بین رفتن اعتماد عمومی، و در موارد حادتر، اعدام یا مجازاتهای سنگین برای کسانی که در بحبوحه یک اعتراض خودجوش، درگیر ماجراهایی شدند که شاید نقطه آغازشان تصمیمی نسنجیده در بالادست بوده است.
این نکته را نباید نادیده گرفت که سیاستگذاری اقتصادی، بهویژه در حوزه حاملهای انرژی، همواره میان چند هدف رقابتی گیر کرده است: کاهش مصرف، کاهش کسری بودجه، جلوگیری از قاچاق، و در عین حال حفظ آرامش اجتماعی. برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند که اصلاح قیمت حاملهای انرژی، هرچند دردناک، در بلندمدت برای کاهش مصرف بیرویه و تأمین منابع بودجهای ضروری است و جایگزین کردن آن صرفاً با مبارزه با قاچاق و بهینهسازی خودرو، ممکن است در کوتاهمدت کافی نباشد. این یک بحث باز در میان اقتصاددانان است و پاسخ قطعی و یگانهای ندارد.
با این حال، آنچه از منظر بسیاری از تحلیلگران و رسانههای مستقل مورد تأکید قرار میگیرد این است: هر سیاستی که کار را به مرحله «سرکوب» و «مجازات» میرساند، در واقع نشانه شکست در مرحله «تدبیر» است. جامعهای که احساس کند صدایش پیش از تصمیمگیری شنیده شده، کمتر به خیابان میآید. و دولتی که راهحلهای کمهزینهتر و عادلانهتر را امتحان نکرده، مشروعیت کمتری برای توجیه واکنشهای سختگیرانه خود خواهد داشت.
در نهایت، این پرسش برای افکار عمومی باقی میماند: آیا سیاستگذار حاضر است پیش از رسیدن به نقطه بحران، به هشدارهای پیشینی گوش دهد؟ یا باز هم باید منتظر ماند تا خیابانها فریاد بزنند، و آنگاه، هزینه شنیدن را با مجازات جبران کرد؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com