کد خبر: ۸۹۳۴۶۱
تاریخ انتشار: ۰۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۱
از آمار ۱۳۰ میلیون لیتری تا مخازنی که رو به ته شدن است؛ چرا اعدادِ غلط، کشور را به لبه پرتگاه می‌برد؟
در روزهایی که بحث اصلاح قیمت بنزین بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاده، یک جنگ پنهان اما تعیین‌کننده در جریان است؛ جنگی نه بر سر سیاست، که بر سر «عدد».

گروه اقتصادی: در روزهایی که بحث اصلاح قیمت بنزین بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاده، یک جنگ پنهان اما تعیین‌کننده در جریان است؛ جنگی نه بر سر سیاست، که بر سر «عدد». روز گذشته معاون مرکز پژوهش‌های مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد که تولید بنزین کشور در مردادماه به ۱۳۰ میلیون لیتر در روز رسیده و کسری روزانه تنها ۲ تا ۳ میلیون لیتر است. عددی که اگر درست باشد، تصویر بحران را به‌کلی تغییر می‌دهد و عملاً هرگونه اقدام فوری را بی‌ضرورت جلوه می‌دهد.

به گزارش بولتن نیوز، اما ماجرا همین‌جا تمام نمی‌شود. آمار رسمی شرکت ملی پالایش و پخش فراورده‌های نفتی — مرجع اصلی و رسمی تولید بنزین کشور — رقم تولید را ۱۱۵ میلیون لیتر در روز اعلام کرده است. فاصله ۱۵ میلیون لیتری میان دو عدد «رسمی»، خود به‌تنهایی یک خبر است؛ خبری که می‌گوید پیش از آنکه درباره سیاست بنزینی تصمیمی بگیریم، باید پرسید: کدام عدد را باور کنیم؟

۱۳۰ میلیون لیتر از کجا آمد؟

برای فهم این اختلاف، باید به یک واقعیت ساده صنعتی توجه کرد: در سه تا چهار ماه گذشته هیچ طرح جدید پالایشی وارد مدار تولید نشده است. ظرفیت اسمی پالایشگاه‌های کشور تغییری نکرده و هیچ افزایش ظرفیت معناداری ثبت نشده است. پس پرسش بدیهی این است: اگر ظرفیت همان است، تولید چگونه یک‌شبه ۱۵ میلیون لیتر جهش کرده؟

پاسخ، در تفاوت میان «تولید واقعی» و «تولید اسمی» نهفته است. آنچه به‌عنوان تولید ۱۳۰ میلیون لیتری اعلام می‌شود، به احتمال قوی حاصل «ترکیب» انواع و اقسام محصولات نفتی با بنزین است؛ فرمولی که وزارت نفت برای پوشش کسری به آن روی آورده است. به بیان ساده، بنزینی که امروز در باک خودروها می‌ریزیم، همان بنزین استاندارد گذشته نیست. بنزینی که پیش از جنگ نیز از کیفیت مطلوبی برخوردار نبود، حالا برای افزایش حجم، با هر ماده قابل ترکیبی مخلوط شده است. کنایه تلخ فعالان صنفی این حوزه گویا است: «فقط آب به آن تزریق نشده است.»

این یعنی عدد ۱۳۰ میلیون لیتر، بیش از آنکه نشانه رشد تولید باشد، نشانه «رقیق‌سازی» بحران است؛ بحرانی که به‌جای حل شدن، در باک خودروهای مردم حل شده است.

کسری واقعی چقدر است؟

اعداد موجود سه روایت متفاوت از کسری بنزین ارائه می‌دهند:

1. روایت خوش‌بینانه: کسری روزانه ۲ تا ۳ میلیون لیتر (ادعای معاون مرکز پژوهش‌های مجلس)
2. روایت میانگین سالانه: کسری متوسط ۱۵ میلیون لیتر در روز در سال جاری
3. روایت واقع‌بینانه مردادماه: کسری حدود ۵ تا ۶ میلیون لیتر در روز

واقعیت این است که میانگین کسری بنزین در سال جاری همان ۱۵ میلیون لیتر در روز بوده است. بخشی از این کسری پیش از دوره محاصره، با واردات بنزین از روسیه و از طریق مرزهای زمینی جبران شد. اما آنچه جبران نشد، از یک منبع دیگر تأمین شد: ذخایر راهبردی بنزین کشور.

نتیجه این سیاست، عددی هشداردهنده است: از ابتدای جنگ تاکنون، موجودی ذخایر بنزین کشور تقریباً نصف شده است. در ادبیات مدیریت بحران انرژی، این وضعیت یک «وضعیت قرمز» تمام‌عیار است؛ وضعیتی که در آن کشور عملاً بدون بالشتک امنیتی سوخت، روزبه‌روز پیش می‌رود.

با این حال، در مردادماه — نه به‌عنوان میانگین سال، بلکه به‌عنوان وضعیت جاری — می‌توان رقم کسری را حدود ۵ تا ۶ میلیون لیتر در روز برآورد کرد؛ کسری‌ای که همچنان از مخازن برداشت می‌شود و هر روز که می‌گذرد، ذخایر باقی‌مانده را بیشتر می‌بلعد.

میان شوک‌درمانی و انکار؛ راه سوم کجاست؟

در این میان، دو طیف سیاسی دو نسخه متضاد می‌پیچند. عده‌ای با استناد به همین اعداد خوش‌بینانه، عملاً بحران را انکار می‌کنند و می‌گویند اوضاع آن‌قدر خراب نیست که نیازی به اقدام باشد. طیف مقابل اما با شعار «بزن به سیم آخر» خواهان شوک‌درمانی و بازتوزیع یک‌باره بنزین با قیمت‌های چندبرابری است.

واقعیت میان این دو نهفته است. با همین میزان کسری و برداشت مستمر از مخازن، وضعیت قرمز است و باید کاری کرد؛ اما اوضاع نیز آن‌قدر فروپاشیده نیست که کشور را با یک شوک قیمتی — از جنس آبان ۹۸ — به آتش بکشیم. اعداد موجود، دقیقاً همان چیزی را تأیید می‌کنند که می‌توان آن را «اصلاحات تدریجی» نامید: نه انکار، نه انتحار.

اما اصلاحات تدریجی نیز یک پیش‌شرط دارد: صداقت آماری. تصمیم‌سازی بر مبنای عدد ۲ تا ۳ میلیون لیتر کسری، وقتی کسری واقعی دو تا سه برابر آن است، نه اصلاحات تدریجی، که «خودفریبی تدریجی» است.

قاچاق؛ هفت میلیون لیتری که از اعداد گم شده

در این معادله، یک متغیر بزرگ و کمتر دیده‌شده وجود دارد: قاچاق سوخت. بر اساس اعلام‌های غیررسمی، روزانه حدود ۷ میلیون لیتر بنزین به خارج از کشور قاچاق می‌شود.

این عدد را کنار کسری ۵ تا ۶ میلیون لیتری بگذارید تا به یک نتیجه شگفت‌انگیز برسید: اگر جلوی قاچاق سوخت گرفته شود، کشور اصلاً نیازی به واردات بنزین ندارد. به عبارت دیگر، بحران بنزین ایران، پیش از آنکه بحران تولید باشد، بحران «نشت» است؛ نشتِ ناشی از شکاف قیمتی میان داخل و خارج از مرزها که خود محصول سیاست‌های قیمت‌گذاری دستوری است.

پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود ساده اما بنیادین است: چرا به‌جای ترکیب بنزین با محصولات نامشخص و خالی کردن مخازن راهبردی، جلوی این نشت هفت میلیون لیتری گرفته نمی‌شود؟ پاسخ این پرسش، بیش از آنکه فنی باشد، سیاسی است.

اطلاعات غلط؛ بحرانی خطرناک‌تر از کسری بنزین

اما شاید خطرناک‌ترین بخش ماجرا، نه کسری بنزین، که «کسری اطلاعات» باشد. شواهد نشان می‌دهد افرادی در اطراف رئیس‌جمهور، از دو سال پیش تاکنون با ارائه اطلاعات نادرست، ایشان را به اظهارنظرهای غلط واداشته‌اند:

- دو سال پیش: اعلام شد بنزین را لیتری ۳۰ هزار تومان می‌خریم.
- سال گذشته: این رقم به ۶۰ هزار تومان رسید.
- چند روز پیش: رئیس‌جمهور از عدد ۱۳۰ هزار تومان سخن گفت.

هر سه عدد، به‌سادگی قابل ابطال است. نفت خام، انفال و متعلق به کشور است؛ پالایشگاه‌ها نیز متعلق به دولت و ملت هستند. اگر منظور از «قیمت تمام‌شده»، هزینه فراوری و پالایش بنزین باشد، این رقم حداکثر لیتری ۳ هزار تومان است. فاصله میان ۳ هزار تومان واقعی و ۱۳۰ هزار تومان اعلامی، فاصله‌ای نیست که بتوان آن را به خطای محاسباتی نسبت داد؛ این فاصله، یا ناشی از بی‌اطلاعی است یا از اطلاع‌رسانی هدف‌دارِ غلط.

نتیجه‌گیری: آستانه بحران، آستانه تصمیم

تجربه تاریخ معاصر ایران نشان داده که بحران‌های بنزینی، هرگز صرفاً بحران‌های اقتصادی نمانده‌اند. آبان ۹۸ هنوز در حافظه جمعی کشور زنده است و خاطره دی ۱۴۰۴ نیز هشداری است که نباید نادیده گرفته شود. ارائه اطلاعات غلط به بالاترین مقام اجرایی کشور، عملاً کشور را در آستانه تکرار همان بحران‌ها قرار داده است.

معادله نهایی روشن است:

- کسری واقعی بنزین، نه ۲ تا ۳ میلیون لیتر، که حدود ۵ تا ۶ میلیون لیتر در روز است؛
- ذخایر راهبردی نصف شده و وضعیت قرمز است؛
- قاچاق روزانه ۷ میلیون لیتری، بزرگ‌ترین راه حل بلااستفاده است؛
- و هزینه واقعی فراوری بنزین، کسری از اعدادی است که به گوش رئیس‌جمهور می‌رسد.

در چنین شرایطی، اولین قدم برای حل بحران بنزین، نه افزایش قیمت، نه شوک‌درمانی و نه حتی افزایش تولید، بلکه چیز دیگری است: ارائه اطلاعات درست به تصمیم‌گیرندگان. ضروری است به رئیس‌جمهور «اطلاعات درست» داده شود؛ چراکه هیچ سیاست درستی از دل آمار غلط بیرون نمی‌آید.

بنزین تمام شدنی است؛ اما آنچه نباید تمام شود، اعتماد عمومی است — و آن، با هر عدد غلطی که از زبان مقامات تکرار می‌شود، سریع‌تر از مخازن بنزین خالی می‌شود.

برچسب ها: بنزین آمار

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :