گروه اقتصادی: در میان انبوه نشانههای آشوبزای اقتصادی، دو جبههٔ ناهمگون، اما همصدا، چشماندازی تکاندهنده را ترسیم میکنند. از یک سو، وارن بافت، اسطورهٔ سرمایهگذاری ارزشی، با نگهداری رکوردشکن ۳۸۰ میلیارد دلار نقدینگی و خودداری از هرگونه معامله، عملاً به بحران پیشِ رو صحه میگذارد. او که بازار را «کلیسایی با کازینویی چسبیده به آن» توصیف میکند، از پیچیدگیهای حیرتآور اقتصاد امروز اظهار عجز مینماید و اعتماد به نظام سنتی را نشانهای بر سادهلوحی میداند. از سوی دیگر، کرملین با بیانیهای صریح، دلار را ارزی منسوخ خوانده و بر تدارک جایگزینی فراگیر صحه میگذارد. این همصدایی میان سرمایهداران والاستریت و استراتژیستهای کرملین، زنگ خطری بیسابقه است که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. هر دو گروه، اگرچه با انگیزههای متفاوت، اما یک حقیقت را فریاد میزنند: دوران سلطهٔ بیچونوچرای دلار رو به پایان است و نظام مالی جهانی در آستانهٔ دگردیسی عمیقی قرار دارد.
به گزارش بولتن نیوز، نکتهٔ محوری در هشدار بافت، فراتر از نوسانهای لحظهای بازار، به بنیانهای اعتماد در نظام مالی آمریکا بازمیگردد. او بهصراحت به ریسک از دست رفتن اعتبار اوراق قرضهٔ خزانهداری اشاره دارد که ستون اصلی اقتصاد جهانی محسوب میشوند. این نگرانی زمانی عمق مییابد که فاش میشود بانک مرکزی ژاپن، به عنوان یکی از بزرگترین دارندگان این اوراق، سناریوی فروپاشی دلار را شبیهسازی کرده است. اقدام احتمالی توکیو در تخلیهٔ ذخایر اوراق خزانه، نه یک تصمیم مالی خرد، بلکه ماشهای برای آغاز یک بهمن سهمگین خواهد بود. بافت با این دیدگاه، عملاً مدیران ارشد بانکهای مرکزی را نیز شریک نگرانیهای خود میداند. در این میان، اظهارات لاوروف که میگوید «سوئیفت علیه ما سلاح شد» و متحدان آمریکا نیز احساس خطر کردهاند، این واقعیت را روشن میسازد که بحران اعتماد، دیگر محدود به دشمنان ژئوپلیتیک نیست و به صفِ نزدیکترین همپیمانان نیز نفوذ کرده است.
در مقابل این خلأ اعتماد، پوتین پرده از یک واقعیت ژئواکونومیک برداشته و از حرکت گروه بریکس برای ایجاد زیرساختی موازی حکایت میکند. این بلوک نوظهور، با طراحی سیستم پرداخت مبتنی بر بلاکچین و پشتوانهٔ طلا، در تلاش است تا معماری نوینی برای تجارت جهانی ترسیم کند؛ سیستمی که دیگر نیازی به ریلهای سنتی سوئیفت و دلار نداشته باشد. روسیه با تصویب «قانون شفافیت» و ایجاد چارچوب قانونی برای داراییهای دیجیتال، در این مسیر گامهای عملی برداشته است. این اقدامات، برخلاف برخی ادعاها، نه صرفاً واکنشی به تحریمها، بلکه حرکتی پیشگیرانه و مبتنی بر درک شکنندگی نظم مالی موجود است. این تغییرات میتواند آغازگر عصر جدیدی باشد که در آن، ارزها و سیستمهای پرداخت، ماهیتی چندقطبی و غیرمتمرکز پیدا کنند.
تداوم این روند، پیامدهای فاجعهباری برای اقتصاد آمریکا به همراه خواهد داشت که در حال حاضر با نزدیک شدن بازدهی اوراق خزانه به رقم ۵ درصد، نشانههای آن آشکار شده است. افزایش بازدهی اوراق، خود گواهی بر کاهش تقاضا و افزایش ریسکپذیری سرمایهگذاران است که نشان میدهد نگرانیهای بافت و پوتین صرفاً یک پیشبینی ذهنی نیست، بلکه در دادههای عینی اقتصاد بازتاب یافته است. لرد بلگریو، بانکدار برجستهٔ لندن، نیز پیش از این هشدار داده بود که نهادهای مالی بزرگ خود را برای چنین روزی آماده میکنند؛ در حالی که مردم عادی همچنان در غفلت به سر میبرند. این فاصلهٔ طبقاتی در آگاهی از بحران، بیانگر آن است که تغییر ساختاری پیشرو، نه یک رویداد ناگهانی، بلکه فرآیندی تدریجی و عمیق است که عواقب آن دامن همه را خواهد گرفت.
در نهایت، آنچه از کنار هم گذاشتن دیدگاههای بافت و پوتین برمیآید، تصویر یک تحول اجتنابناپذیر است؛ تحولی که از اتاقهای فکر سرمایهداری تا کاخهای کرملین را دربرگرفته است. هر دو طرف بر این نکته اتفاق نظر دارند که دوران هژمونی دلار، حتی با وجود قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا، به دلیل سوءاستفاده از ابزارهای مالی به عنوان سلاح و افزایش بدهیهای سرسامآور، به شماره افتاده است. سیستم جایگزین بریکس، اگرچه در ابتدا ممکن است کارآمدی سوئیفت را نداشته باشد، اما به دلیل پشتوانهٔ طلا و ساختار غیرمتمرکز، میتواند اعتماد ازدسترفته را بازگرداند. در این میان، سکوت و انفعال وارن بافت، گویاترین هشدار است؛ سرمایهگذاری که تمام دوران طلایی خود را مدیون اعتماد به سیستم بود، اکنون با نگهداری حجم عظیمی پول نقد، راهبرد «انتظار و مشاهده» را در پیش گرفته است. این پایان یک نظم مالی قدیمی و طلیعهٔ عصری نوین با قواعدی متفاوت است که فرا رسیدن آن، دیگر صرفاً نه یک احتمال، بلکه واقعیتی در حال شتاب است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com