گروه اقتصادی: علیرضا حسینی، دولت با ایجادِ بحرانِ متمرکز در قیمتِ بنزین، سعی دارد توجهِ انتقادیِ جامعه را از “گران سازیهایِ زنجیرهای و پنهان” در سایر بخشها منحرف کند. این یک بازیِ حسابشده برای مدیریتِ خشمِ عمومی به جایِ رفعِ ریشهیِ فقر است.»
استراتژیِ انحراف؛ وقتی «بنزین» سپرِ بلای «گرانسازیهایِ پنهان» میشود!
به گزارش بولتن نیوز: در حالی که سخنگوی دولت با تکیه بر واژهیِ «صداقت»، از واقعیتهایِ اقتصادی سخن میگوید، یک بازیِ بسیار پیچیده و حسابشده در پشتِ پردهیِ مدیریتِ کشور در جریان است. بازیای که در آن، «گران سازی» دیگر یک اثرِ جانبیِ ناکارآمدی نیست، بلکه تبدیل به یک «ابزارِ برنامهریزیشده» برای مدیریتِ خشمِ عمومی شده است.
۱. بنزین؛ سپرِ بلایِ گرانسازیهایِ زنجیرهای
برداشتِ هوشمندانه از وضعیتِ فعلی نشان میدهد که دولت با اعلامِ «قطعی بودنِ تغییرِ قیمتِ بنزین»، عمداً یک «بحرانِ متمرکز» ایجاد کرده است. چرا؟ چون میداند که اگر تمامِ گرانیها همزمان و در همهجا رخ دهد، جامعه به سمتِ فروپاشیِ اعتماد میرود. اما اگر یک «نقطه برخوردِ اصلی» (مثل بنزین) ایجاد کند، تمامِ توجه، اعتراضات و انرژیِ انتقادیِ مردم در آن نقطه متمرکز میشود البته از بدو تشکیل دولت با همین ترفند گرانی ها را به اوج رساندن و بنزین را هم در نهایت گران کردند.
در واقع، قیمتِ بنزین تبدیل به یک «سپرِ بلا» تبدیل شده است. وقتی مردم تمامِ توانِ خود را صرفِ اعتراض به بنزین میکنند، «گران سازیهایِ آشکار و پنهان و زنجیرهای» در بخشهای دیگر مثل موادِ غذایی، دارو و مسکن، زیرِ سایهیِ این اعتراضات، بدونِ ایجادِ شوکِ اجتماعیِ بزرگ، پیش میرود. این یک «حمله با استراتژیِ تمرکز بر جناحِ مقابل» است؛ دولت با ایجادِ یک «بحرانِ مشخص»، اجازه میدهد «بحرانهایِ نامشخص» در گوشه و کنارِ زندگیِ مردم رخ دهند.
۲. اتاقهایِ فکرِ خبیث؛ مدیریتِ فقر به روشِ محاسباتی
ما با یک مدیریتِ سنتی روبرو نیستیم؛ ما با «اتاقهایِ فکرِ محاسباتی» روبرو هستیم که میدانند چگونه میتوان «فقر» را بدونِ ایجادِ «انقلابِ اجتماعی» پیش برد. آنها با استفاده از تضاد میان «صداقت در بیانِ فقر» و «بیعملی در رفعِ آن»، در واقع دارند «تسلیم شدن» را به عنوانِ تنها «واقعیت» به خوردِ ملت میدهند.
این برنامهریزیِ حسابشده، دقیقاً برخلافِ آن چیزی است که امیرالمؤمنین (ع) در منشورِ حکمرانی خود به مالک اشتر فرمود: «آبادانیِ زمین و تأمینِ معاشِ مردم، نزدِ تو محبوبتر از جمعآوریِ درآمد باشد.» اما امروز، به نظر میرسد هدفِ این اتاقهایِ فکر، نه «آبادانی»، بلکه «مدیریتِ فروپاشیِ تدریجیِ معیشت» است، به گونهای که مردم در هر مرحله، از شدتِ فشارِ یک بحرانِ خاص (مثل بنزین)، از درکِ کلِ حجمِ فقرِ در حالِ رشد، درمانده باشند.
۳. نفوذِ دوگانه؛ دولت و بخشِ خصوصی در خدمتِ گرانی
این گرانسازیهایِ حسابشده، تنها محصولِ تصمیماتِ سیاسی نیست؛ بلکه نتیجهیِ یک «همافزاییِ خبیثانه» میانِ «زیادهخواهیِ دستگاهِ اجرایی» و «بخشِ خصوصیِ متصل به قدرت» است. دولت با سیاستهایِ کنترلنشده، زمینه را برای تورم فراهم میکند و بخشِ خصوصی با بهرهبرداری از این فضا، ثروتهایِ عظیمی را از جیبِ مردمِ تحتِ فشارِ «بنزین» و «کالابرگ» استخراج میکند ، نمونه های آن خودروسازی، دارو، لبنیات و....
نتیجهگیری: ملت منتظرِ «واقعیت» نیست، منتظرِ «راهحل» است!
دولت نباید با تکیه بر «صداقتِ در بیانِ تلخیها»، خود را از مسئولیتِ اصلیاش تبرئه کند. صداقتِ بدونِ اقدام و حل و مقابله با گرانی ها نوعی «کلاهبرداریِ اخلاقی» است. اگر دولت میخواهد «رویافروشی» نکند، باید یاد بگیرد که «واقعیتِ تلخ» را با «عملِ جهادی» تغییر دهد، نه اینکه با ایجادِ بحرانهایِ تمرکزیافته، مردم را از درکِ حجمِ واقعیِ فقرِ در حالِ پیشروی، بازدارد.
ما در «بولتننیوز»، این بازیِ حسابشده را رصد میکنیم و اجازه نمیدهیم «سپرِ بلایِ بنزین»، چشمِ ملت را بر «گرانیهایِ پنهان» ببندد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com