گروه سیاسی در دنیای سیاست بینالملل، همواره مرز باریکی میان «دیپلماسی» و «سازش در برابر تجاوز» وجود داشته است. سخنان مارگارت تاچر، نخستوزیر اسبق بریتانیا، یادآور نگرشی قاطعانه به موضوع تجاوز نظامی و حدود مذاکره با متجاوز است؛ دیدگاهی که با استناد به تجربههای تلخ جنگ جهانی دوم، خط بطلانی بر ایده «مذاکره به هر قیمتی» میکشد.
به گزارش بولتن نیوز،تاچر سخنان خود را با اشاره به ارزیابی وینستون چرچیل در دهه ۱۹۳۰ میلادی آغاز میکند؛ دههای که سیاست «سازش و دلجویی» در برابر زیادهخواهیهای دیکتاتورها نتوانست مانع از بروز جنگی ویرانگر شود. پیام این یادآوری تاریخی روشن است: تسلیم شدن در برابر تجاوز، نه تنها به امنیت و صلح نمیانجامد، بلکه چرخهای پایانناپذیر از تحقیر و خاری را بر ملتها تحمیل میکند.
در حالی که برخی گروهها و جریانهای سیاسی همواره در بحرانهای بینالمللی پیشنهاد گفتگو و مذاکره را مطرح میکنند، تاچر با طرح یک پرسش بنیادین، منطق این ایده را زیر سؤال میبرد: «درباره چه چیزی باید مذاکره کرد؟»
از دیدگاه تاچر، زمانی که کشوری مرزها را زیر پا میگذارد، دست به ویرانی میزند و جان انسانها را میگیرد، «مذاکره» مفهوم واقعی خود را از دست میدهد. پاسخ قاطع او به این وضعیت، رویهای سهمرحلهای و بدون انحراف است:
۱. اخراج متجاوز: متجاوز باید بدون هیچ شرطی از سرزمینهای اشغالی بیرون رانده شود.
۲. پرداخت تاوان: مسئول تجاوز باید تاوان تمامی خسارات و ویرانیهای بوجود آمده را بپردازد.
۳. سلب قدرت تکرار: تضمینهای سختگیرانهای ایجاد شود تا متجاوز هرگز در موقعیتی قرار نگیرد که بتواند چنین رفتاری را تکرار کند.
سخنان تاچر تأکیدی است بر این اصل که نادیده گرفتن تجاوز به امید دستیابی به صلحی موقت، تنها متجاوز را جسورتر میسازد. از این منظر، بازدارندگی واقعی و صلح پایدار نه از مسیر سازشهای یکطرفه، بلکه از طریق ایستادگی، عقبراندن قاطعانه متجاوز و پاسخگو ساختن او به دست میآید.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com