گروه اقتصادی: در روزگاری که ادبیات اقتصادی ایران مملو از واژگانی چون «مدیریت منابع»، «صرفهجویی ارزی» و «مقاومت در برابر فشارهای خارجی» است، تازهترین دادههای برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد (UNEP) در گزارش شاخص ضایعات غذایی ۲۰۲۴، حکایت از یک تناقض عمیق در لایههای پنهان زندگی روزمره ایرانیان دارد. بر اساس این گزارش معتبر، سرانه تولید ضایعات غذایی در بخش خانگی ایران به طور میانگین به ۹۳ کیلوگرم در سال میرسد؛ آماری که ایران را در رتبه ۵۳ جهان و مهمتر از آن، در جایگاهی فراتر از شاخص دورریز کشورهای پرجمعیت و توسعهیافتهای نظیر چین، ایالات متحده، هند و روسیه قرار میدهد.
به گزارش بولتن نیوز، این آمار در شرایطی منتشر میشود که اقتصاد ایران درگیر جنگی تمامعیار در عرصههای اقتصادی و امنیتی است و هر روز از زبان مسئولان ارشد نظام، بر ضرورت «سادهزیستی» و «پرهیز از اسراف» تأکید میشود. اما دادههای بینالمللی نشان میدهد که الگوی مصرف خانگی در ایران، نه تنها متناسب با شرایط بحران تعدیل نشده، بلکه در مقایسه با غولهای اقتصادی جهان، روندی نگرانکننده و رو به گسترش دارد. وقتی یک شهروند آمریکایی با درآمدی سرانه چندین برابر ایران، سالانه حدود ۷۳ کیلوگرم غذا دور میریزد یا یک شهروند چینی با جمعیتی عظیم و شبکه گسترده توزیع، به مرز ۶۰ کیلوگرم هم نمیرسد، عدد ۹۳ کیلوگرم برای ایران دیگر یک آمار زیستی صرف نیست؛ بلکه به هشداری استراتژیک تبدیل میشود.
برای درک ابعاد این فاجعه خاموش، باید نگاه را از سر سفره به ترازنامه کلان کشور معطوف کرد. ایران با وجود برخورداری از منابع عظیم انرژی و خاک حاصلخیز، سالانه میلیاردها دلار ارز را صرف واردات نهادههای دامی و مواد اولیه غذایی میکند. حال در شرایطی که منابع ارزی در تنگنای تحریم قرار دارد و هر دلار برای تأمین کالاهای اساسی مانند گندم و روغن با مشقت بسیار تأمین میشود، تبدیل این کالاها به زباله در انتهای زنجیره مصرف، به مثابه هدررفت مستقیم سرمایههای ملی و پاشیدن خونبهای اقتصاد کشور در سطلهای زباله است. تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که حجم ضایعات غذایی ایران، بهتنهایی میتواند بخش قابلتوجهی از کسری بودجه یا ناترازیهای انرژی را پوشش دهد، اما متأسفانه این مهم نه تنها در سیاستگذاریهای خرد خانگی حل نشده، بلکه با رفتارهای تورمی و خریدهای احتیاطیِ ناشی از ترس از گرانی، تشدید نیز شده است.
اما چرا ایران در این شاخص از کشورهای همتراز و حتی قدرتمند خود جلو زده است؟ پاسخ را باید در دو عامل اساسی جستوجو کرد: نخست، سیاستهای قیمتگذاری یارانهای که ارزش واقعی مواد غذایی را برای مصرفکننده مخدوش کرده و حس کمبود را از بین برده است؛ شهروندی که نان را به قیمت ناچیز دریافت میکند، هرگز ارزش واقعی آبی که در پسپشت تولید آن هدر رفته را درک نمیکند. دوم، نبود زیرساختهای آموزشی و فرهنگیِ متناسب با شرایط جنگی است. در حالی که در کشورهای درگیر بحران، فرهنگ «حسابداری غذایی» در دستور کار خانوادهها قرار میگیرد، در ایران هنوز بسیاری از خانوارها، برنامهریزی دقیقی برای مدیریت پسماند و پختوپز متناسب با تعداد افراد ندارند و خریدهای عمده و بدون برنامه، سهم بزرگی از این دورریز ۹۳ کیلوگرمی را تشکیل میدهد.
در شرایط کنونی که دشمن از طریق فشار حداکثری به دنبال ناامیدسازی و خالی کردن سفرههای ایرانیان است، هر کیلوگرم مواد غذایی که به زباله تبدیل میشود، نه تنها یک شکست اقتصادی، بلکه یک عقبنشینی در عرصه جنگ ارادهها محسوب میشود. گزاره «صرفهجویی» دیگر نباید شعار پوستانداختهای در دیوار شهرها باشد؛ بلکه باید به یک الزام عملیاتی در تمام سطوح از سیاستگذاری کلان (اصلاح شبکه توزیع و بستهبندی) تا خردترین رفتارهای روزمره (مدیریت یخچال و برنامهریزی منوی غذایی) تبدیل شود.
آمار ۹۳ کیلوگرمی، یک زنگ خطر جدی برای اتاق جنگ اقتصادی کشور است. اگر قرار است در این نبرد تمامعیار پیروز میدان باشیم، نخستین سنگر را باید در آشپزخانهها فتح کنیم؛ جایی که امروز به جای ذخیره انرژی و سرمایه، شاهد ریخته شدن آرام اما پیوسته سرمایههای ملی در مجرای فاضلابها و سطلهای زباله هستیم. فارغ از رتبههای جهانی، مسئله این است که آیا جامعه ایرانی بهای واقعی جنگ را درک کرده است؟ دادههای UNEP پاسخ روشنی به این سؤال میدهند: هنوز راهی طولانی تا تطبیق الگوی مصرف با شرایط جنگی باقی است و تأخیر در این مسیر، هزینهای گزافتر از قیمت نان دور ریختهشده بر دوش اقتصاد کشور خواهد گذاشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com