کد خبر: ۸۹۰۵۶۸
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۰
همزمان با تعطیلی چندروزه بازار سرمایه و بازار ارز به‌مناسبت مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب، ثبت رکورد تاریخی شاخص بورس تهران و تداوم بی‌نتیجه مذاکرات دوحه بر سر تنگه هرمز
پانزدهم تیرماه در حالی به پایان می‌رسد که اقتصاد ایران، و در دل آن بخش معدن و صنایع معدنی، روزهای غیرعادی را از سر می‌گذراند. از سیزدهم تیر، مراسم گسترده و بی‌سابقه تشییع و خاکسپاری رهبر شهید انقلاب آغاز شده و بر اساس دستور دولت، بازار سرمایه، بازار ارز و بخشی از فعالیت‌های اداری و بانکی کشور برای چند روز متوالی به‌طور رسمی یا غیررسمی تعطیل شده‌اند؛ بازگشایی بورس تهران قرار است، سه‌شنبه شانزدهم تیر، انجام شود.

گروه اقتصادی: پانزدهم تیرماه در حالی به پایان می‌رسد که اقتصاد ایران، و در دل آن بخش معدن و صنایع معدنی، روزهای غیرعادی را از سر می‌گذراند. از سیزدهم تیر، مراسم گسترده و بی‌سابقه تشییع و خاکسپاری رهبر شهید انقلاب آغاز شده و بر اساس دستور دولت، بازار سرمایه، بازار ارز و بخشی از فعالیت‌های اداری و بانکی کشور برای چند روز متوالی به‌طور رسمی یا غیررسمی تعطیل شده‌اند؛ بازگشایی بورس تهران قرار است، سه‌شنبه شانزدهم تیر، انجام شود. این وقفه کوتاه اما پرمعنا در ریتم معمول بازارها، خود یک متغیر اقتصادی است که مستقیماً بر نقدشوندگی، تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران و جهت‌گیری کوتاه‌مدت بازار فلزات و مواد معدنی اثر می‌گذارد.

در همین حال، بازار ارز که در گزارش‌های اخیر مرکز پایش با عنوان «جهش‌زده» توصیف می‌شد، اکنون وارد فاز تازه‌ای شده است: نه جهش تازه، بلکه تثبیت شکننده در سقف کانال ۱۷۵ تا ۱۷۶ هزار تومان. دلار آزاد که در دهم تیر برای نخستین‌بار کانال ۱۷۴ هزار تومان را لمس کرده بود، اکنون در محدوده‌ای مشابه نوسان می‌کند؛ رشدی که در مقایسه با دهم تیر سال قبل نزدیک به دو برابر و در سنجش با یک‌سال گذشته بیش از نود درصد است. این آرامش نسبی نه به معنای ثبات بازار، بلکه بازتاب تعطیلی چندروزه معاملات و انتظار برای نتیجه دور تازه مذاکرات فنی ایران و آمریکا در دوحه است.

در جبهه فلزات پایه، مس که در گزارش‌های پیشین مرکز پایش به‌عنوان «ستون نجات صادرات معدنی» و «لنگر صادراتی کشور» معرفی شده بود، این هفته وارد فاز تثبیت شده است. قیمت این فلز در بورس فلزات لندن در محدوده سیزده هزار و سیصد دلار در هر تن باقی مانده؛ رقمی که هرچند نسبت به مدت مشابه سال قبل رشدی چشمگیر و نزدیک به سی‌وچهار درصدی نشان می‌دهد، اما نسبت به سقف ثبت‌شده در خردادماه بیش از سه درصد افت کرده است. این تغییر مسیر -از جهش به تثبیت- برای صادرکنندگان مس ایران هم خبر خوب دارد و هم هشدار: بازار جهانی دیگر در فاز صعود شتابان قرار ندارد.

اما شاید پارادوکسیکال‌ترین رویداد امروز اقتصاد معدن ایران، ثبت رکورد تاریخی شاخص کل بورس تهران در آستانه همین تعطیلی چندروزه باشد. شاخص کل در روز شنبه ششم تیر به بالاترین سطح تاریخی خود رسید؛ رشدی نزدیک به سی‌ونه درصد در سه ماه اخیر و نزدیک به هشتادونه درصد در یک سال گذشته. گروه کانی‌های فلزی، با نمادهایی چون کگل، کچاد، کنور و ومعادن، یکی از مقاصد اصلی ورود پول حقیقی در روزهای اخیر بوده است. اما مرکز پایش اقتصاد معدن و سرمایه‌گذاری ایران این رونق را با احتیاط می‌خواند: در شرایطی که ریال هر هفته بخشی از ارزش خود را از دست می‌دهد و بازارهای موازی مانند طلا و ارز نیز پرنوسان‌اند، بخش قابل‌توجهی از ورود نقدینگی به بورس را می‌توان نه نشانه اعتماد بلندمدت، بلکه فرار سرمایه خرد از ریال به سمت دارایی‌های واقعی تفسیر کرد؛ پدیده‌ای که در نهایت به سود صنایع معدنی صادرات‌محور تمام می‌شود اما ریشه در بی‌اعتمادی کلان اقتصادی دارد.

گزارش امروز مرکز پایش اقتصاد معدن و سرمایه‌گذاری ایران، این تصویر چندلایه -تعطیلی بازارها، تثبیت دلار و مس، بحران بی‌پایان برق، و رونق مشکوک بورس- را برای سرمایه‌گذاران، مدیران صنعتی و سیاست‌گذاران واکاوی می‌کند.

روزهای عزا، بازارهای نیمه‌تعطیل؛ اقتصاد معدن در حالت انتظار

از سیزدهم تیرماه، همزمان با آغاز مراسم یک‌هفته‌ای تشییع رهبر شهید انقلاب در چند شهر کشور، بورس تهران و بازار ارز عملاً از مدار معاملات خارج شدند. طبق تعطیلی رسمی ابلاغ‌شده، فعالیت بورس اوراق بهادار پس از سه روز تعطیلی، از فردا سه‌شنبه شانزدهم تیر از سر گرفته می‌شود. در کنار این تعطیلی، دو سامانه مهم بانکی کشور نیز در روزهای 

چهاردهم و پانزدهم تیر با اختلال موقت مواجه شدند که بخشی از تراکنش‌های مالی روزمره از جمله برخی پرداخت‌های صنعتی را با کندی همراه کرد.
برای بخش معدن، این وقفه به معنای توقف موقت کشف قیمت در نمادهای فلزی و معدنی بورس تهران، از جمله شرکت‌های بزرگی مانند فولاد مبارکه، چادرملو، گل‌گهر و ملی مس است. با این حال، بازار فیزیکی و صادراتی -از جمله بورس کالا و معاملات صادراتی کنسانتره و کاتد مس- در سایه محدودتری همچنان فعال بوده و دلیلی برای توقف کامل آن دیده نشده است.

تحلیل اختصاصی: توقف چندروزه بازار سرمایه در بزنگاهی که شاخص کل تازه رکورد زده، می‌تواند اثری دوگانه داشته باشد: از یک سو فرصتی برای فروکش کردن هیجان کوتاه‌مدت و کاهش ریسک حباب در نمادهای کوچک‌تر فلزی فراهم می‌کند، و از سوی دیگر در صورت بروز خبر منفی از مذاکرات دوحه یا تشدید بحران انرژی در روزهای تعطیلی، بازگشایی فردا می‌تواند با فشار فروش سنگین همراه شود. سرمایه‌گذاران معدنی باید بازگشایی شانزدهم تیر را نه یک روز عادی، بلکه نقطه تخلیه یا تشدید التهاب چند روز گذشته در نظر بگیرند.

دلار در سقف کانال ۱۷۶ هزار تومانی؛ آرامش شکننده به‌جای جهش تازه

پس از جهش نزدیک به هشت درصدی هفته منتهی به دهم تیر که در گزارش قبلی مرکز پایش با عنوان «دلار جهش‌زده» ثبت شد، بازار ارز آزاد در روزهای اخیر وارد فاز تثبیت در سقف کانال شده است. نرخ دلار در بازه یازدهم تا پانزدهم تیر عمدتاً بین ۱۷۵ تا ۱۷۶ هزار تومان نوسان کرده و بازدهی هفتگی آن به یک تا دو درصد محدود شده؛ رقمی به‌مراتب آرام‌تر از جهش هفته قبل. با این حال، در مقایسه سالانه، دلار آزاد هنوز بیش از نود درصد رشد کرده و در مقایسه با دهم تیر سال گذشته تقریباً دو برابر شده است.

ریشه این آرامش نسبی را باید در دو نقطه جست‌وجو کرد: نخست، تعطیلی چندروزه بازار به‌واسطه مراسم تشییع که حجم معاملات را به‌شدت کاهش داده؛ و دوم، تداوم بلاتکلیفی در دور تازه مذاکرات فنی غیرمستقیم ایران و آمریکا در دوحه. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، این دور از مذاکرات بدون دستاورد عملیاتی مشخص به پایان رسیده و واشنگتن با طرح ایران برای دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز مخالفت کرده است؛ در حالی که به گفته نماینده ایران در سازمان ملل، تردد آزادانه کشتی‌ها از این تنگه تا شصت روز آینده بدون عوارض تضمین شده است. در کنار این تنش‌ها، ایران رسمی بودن دریافت بخشی از دارایی‌های مسدودشده -احتمالاً در قالب کالا- را برای نخستین‌بار تأیید کرده که می‌تواند نشانه‌ای از پیشرفت محدود اما واقعی در کانال‌های مالی باشد.

برای شرکت‌های صادرات‌محور معدنی، این تثبیت در سطح بالا همچنان به معنای سود دفتری قابل توجه از تبدیل درآمد ارزی به ریال است؛ اما برای واحدهای وارداتی‌محور -به‌ویژه در تأمین قطعات یدکی ماشین‌آلات معدنی- عدم قطعیت درباره مسیر آینده دلار، برنامه‌ریزی هزینه را دشوارتر از دوره جهش سریع کرده است، چرا که در نبود روند مشخص، امکان قیمت‌گذاری پیش‌خرید یا قراردادهای بلندمدت با محدودیت بیشتری همراه می‌شود.

تحلیل اختصاصی: تثبیت دلار در سقف کانال، برخلاف ظاهر آرام آن، از منظر ریسک برای بخش معدن خطرناک‌تر از جهش شارپ قبلی است؛ زیرا جهش‌های سریع معمولاً با اصلاح یا بازگشت جزئی همراه‌اند، اما تثبیت در سطح بالا به بازار پیام می‌دهد که کف جدید ارزی شکل گرفته و انتظارات تورمی صنایع پایین‌دستی برای فصل آینده بر همین مبنا تنظیم خواهد شد. متغیر تعیین‌کننده مسیر آینده، نه شاخص‌های داخلی، بلکه سرنوشت مذاکرات دوحه و وضعیت تنگه هرمز در هفته‌های پیش‌رو خواهد بود.

مس؛ از جهش به تثبیت - پایان یک دوره رشد شتابان؟

قیمت مس در بورس فلزات لندن که در گزارش‌های قبلی مرکز پایش با عنوان «فرصت طلایی صادراتی» و رکوردشکنی مستمر توصیف می‌شد، در روزهای اخیر وارد فاز تثبیت شده است. این فلز در محدوده سیزده هزار و سیصد دلار در هر تن معامله می‌شود؛ رقمی که در مقایسه هفتگی تقریباً بدون تغییر، اما در مقایسه با سقف ثبت‌شده در سیزدهم خرداد بیش از سه درصد پایین‌تر است. با این حال، رشد سالانه مس همچنان در محدوده سی‌وچهار درصد باقی مانده که نشان می‌دهد افت اخیر، اصلاحی کوتاه‌مدت است، نه بازگشت 

روند بلندمدت صعودی.

این تثبیت را می‌توان در امتداد روایت گزارش‌های پیشین مرکز پایش خواند: کلاستر سرچشمه به‌عنوان بزرگ‌ترین ذخیره اکتشافی مس کشور و سهم نزدیک به سه‌چهارم مس از حفاری‌های اکتشافی ایمیدرو، همچنان محور راهبردی سیاست معدنی کشور باقی مانده است. آنچه تغییر کرده، شتاب بازار جهانی است؛ بازاری که پس از یک دوره رشد پرشتاب، اکنون در انتظار سیگنال‌های تازه از تقاضای چین، سیاست پولی فدرال‌رزرو و تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه است.

برای ایران، این تثبیت به معنای پایان یافتن پنجره «رشد رایگان درآمد ارزی» ناشی از صرفاً بالا رفتن قیمت جهانی است. اکنون بار دیگر، همان‌طور که در گزارش دهم تیر هم اشاره شد، گلوگاه اصلی به فرآوری، لجستیک و زیرساخت صادراتی بازمی‌گردد؛ چرا که در نبود جهش تازه قیمتی، تنها راه افزایش درآمد ارزی، افزایش حجم و ارزش‌افزوده صادرات است، نه صرفاً همراهی با روند صعودی بازار جهانی.

تحلیل اختصاصی: افت سه‌درصدی مس از سقف خرداد در کنار تداوم رشد سالانه سی‌وچهار درصدی، این پیام را به سرمایه‌گذار داخلی می‌دهد که دوره «سود آسان ناشی از رشد قیمت جهانی» رو به پایان است. از این پس، بازدهی شرکت‌های مسی کشور به‌طور فزاینده‌ای به کارایی عملیاتی، هزینه تمام‌شده انرژی و توان مدیریت زنجیره تأمین وابسته خواهد بود تا صرفاً نوسانات بورس فلزات لندن.

برق همچنان کابوس فولاد؛ اعتراض علنی ایمیدرو به وزارت نیرو

بحران انرژی که در گزارش‌های پیشین «قربانی خاموش» و «گلوگاه اصلی» بخش معدن توصیف شده بود، در میانه تیرماه به یکی از تندترین مراحل خود رسیده است. رئیس هیئت عامل سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران در واکنشی علنی و کم‌سابقه به وزارت نیرو هشدار داده که محدودیت برق واحدهای زنجیره فولاد از چهاردهم خردادماه، با وجود تأکیدهای مکرر رئیس‌جمهور بر ضرورت حفظ تولید صنایع راهبردی، همچنان ادامه دارد و به کاهش اشتغال، اخراج نیرو در صنایع پایین‌دستی و افزایش قیمت تمام‌شده محصولات فولادی منجر شده است.

به گفته این مقام، وزارت نیرو باید پاسخگوی این باشد که تصمیمات محدودکننده، در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به رشد تولید و ارزآوری نیاز دارد و همزمان درگیر بازسازی آسیب‌های ناشی از تنش‌های نظامی اخیر است، چگونه توجیه می‌شود. این اعتراض علنی، سطح تنش میان دو نهاد دولتی مسئول تولید و انرژی را به‌روشنی نشان می‌دهد و می‌تواند در صورت تداوم، به یکی از محورهای اصلی چانه‌زنی بودجه‌ای و سیاستی در هفته‌های آینده تبدیل شود.

در کنار این تنش، اختلاف بر سر ردیف نود و هشت همتی حقوق دولتی معادن در بودجه ۱۴۰۵ همچنان حل‌نشده باقی مانده است؛ عددی که به گفته کارشناسان صنعت فولاد، می‌تواند مرز میان «تاب‌آوری» و «فرسایش» زنجیره فولاد را رقم بزند. پهنه سنگان که یک‌سوم خوراک زنجیره فولاد کشور را تأمین می‌کند، همچنان با ترکیب ثبات چهارساله قیمت داخلی سنگ‌آهن، جهش نزدیک به چهاربرابری هزینه‌های تولید، و قطعی برق و گاز دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ ترکیبی که به گفته گزارش‌های تخصصی صنعت، می‌تواند به‌تدریج توجیه اقتصادی تولید را از بین ببرد.

تحلیل اختصاصی: اعتراض علنی ایمیدرو به وزارت نیرو نشانه آن است که ابزارهای معمول هماهنگی بین‌دستگاهی برای مدیریت بحران انرژی دیگر پاسخگو نیست و تعارض منافع میان تأمین برق خانگی در فصل گرما و حفظ تولید صنایع راهبردی، به سطح سیاسی کشیده شده است. تا زمانی که این تعارض در سطح دولت و نه صرفاً در سطح دو سازمان حل نشود، هر گزارش هفتگی از این پس احتمالاً باید انتظار تشدید همین الگو -نه بهبود آن- را در فصل تابستان ثبت کند.

بورس تهران در اوج تاریخی؛ پارادوکس اعتماد در روزهای بی‌ثباتی

در حالی که بازار ارز در سقف کانال تثبیت شده و برق صنایع در بحران به سر می‌برد، شاخص کل بورس تهران در روز شنبه ششم تیر به بالاترین سطح تاریخی خود دست یافت؛ رشدی نزدیک به سی‌ونه درصد نسبت به سه ماه پیش و نزدیک به هشتادونه درصد نسبت به یک سال گذشته. بررسی جریان نقدینگی نشان می‌دهد گروه کانی‌های فلزی -با نمادهایی چون کگل (گل‌گهر)، کچاد (چادرملو)، کنور (کانسار)، ومعادن و تاصیکو- یکی از مقاصد اصلی ورود پول حقیقی خرد در روزهای منتهی به تعطیلی بوده است.

این رونق همزمان با شرایطی رخ می‌دهد که ریال در برابر دلار طی یک سال گذشته نزدیک به نیمی از ارزش خود را از دست داده و بازارهای موازی مانند طلا و مسکن نیز با نوسان همراه‌اند. در چنین فضایی، ورود سرمایه خرد به بورس -به‌ویژه به نمادهای صادرات‌محور معدنی که دارایی‌های واقعی و درآمد ارزی دارند- را می‌توان بیش از آنکه نشانه اعتماد بلندمدت به چشم‌انداز اقتصادی کشور باشد، رفتار دفاعی در برابر کاهش ارزش پول ملی دانست.

این پارادوکس -رکورد بورس در دل عدم‌اطمینان سیاسی و اقتصادی- برای سرمایه‌گذار معدنی حامل دو پیام است: نخست، تقاضای داخلی برای سهام شرکت‌های معدنی و فلزی همچنان قوی است و می‌تواند مسیری برای تأمین مالی داخلی این صنایع باشد؛ دوم، این رونق به‌شدت به ادامه روند تورمی و بی‌ثباتی ارزی وابسته است و در صورت هرگونه ثبات‌بخشی ناگهانی به بازار ارز -مثلاً در پی توافق در دوحه- بخشی از این نقدینگی می‌تواند به‌سرعت از بورس خارج شود.

تحلیل اختصاصی: شاخص بورس تهران در حال حاضر بیشتر دماسنج بی‌اعتمادی به ریال است تا اعتماد به اقتصاد واقعی. برای مدیران صنعتی معدن، این به معنای فرصتی موقت برای افزایش سرمایه یا عرضه اولیه با استقبال بازار است؛ اما سیاست‌گذار باید توجه کند که این رونق، جایگزین سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی یا بهبود بهره‌وری واقعی نیست و در صورت تخلیه ناگهانی، می‌تواند تلاطم تازه‌ای در بازار سرمایه صنایع معدنی ایجاد کند.

سناریوهای پیش رو

سناریوی نخست، تداوم وضعیت فعلی: پس از بازگشایی بورس در شانزدهم تیر، بازارها به روند نوسانی محدود در کانال فعلی -دلار در محدوده ۱۷۵ تا ۱۷۷ هزار تومان، مس در محدوده سیزده هزار دلار- بازمی‌گردند، در حالی که بحران برق بدون راه‌حل ساختاری در تابستان تعمیق می‌یابد و مذاکرات دوحه بدون شکست یا توافق قطعی ادامه پیدا می‌کند. این سناریو در حال حاضر محتمل‌ترین مسیر به نظر می‌رسد.

سناریوی دوم، بهبود نسبی: در صورت دستیابی به توافق موقت یا حداقلی در دوحه بر سر تنگه هرمز و دارایی‌های مسدودشده، دلار می‌تواند به محدوده ۱۷۰ تا ۱۷۱ هزار تومان عقب‌نشینی کند، اعتماد سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی تقویت شود و بخشی از نقدینگی بورس به سمت سرمایه‌گذاری مولد در پروژه‌های معدنی هدایت شود؛ به‌ویژه اگر همزمان وزارت نیرو و ایمیدرو به تفاهمی عملی برای تأمین برق تابستانی صنایع برسند.

سناریوی سوم، بدبینانه‌ترین حالت: فروپاشی کامل تفاهم دوحه، تشدید تنش در تنگه هرمز، و تداوم بلاتکلیفی حکمرانی داخلی در کنار تعمیق قطعی برق در اوج گرمای تابستان، می‌تواند دلار را به کانال‌های بالاتر از ۱۸۰ هزار تومان سوق دهد، تولید فولاد را به سطوح بحرانی‌تر از بیست درصد ظرفیت برساند و همزمان با تخلیه ناگهانی حباب احتمالی بورس، بی‌ثباتی مضاعفی به اقتصاد معدن تحمیل کند.

شاخص‌های روز اقتصاد معدن ایران

امتیازدهی نهایی

وضعیت کل بخش معدن: خنثی رو به مثبت، با ریسک سیاسی و انرژی بالاتر از گزارش‌های قبل
وضعیت بازار جهانی فلزات: مثبت اما در حال تثبیت پس از دوره جهش
وضعیت سرمایه‌گذاری: خنثی رو به مثبت (رونق بورس، اما با کیفیت نامطمئن)
وضعیت تامین مالی: خنثی رو به مثبت
سطح ریسک کل: بالا و افزایشی نسبت به گزارش‌های قبل

جمع‌بندی پایانی

پانزدهم تیر ۱۴۰۵ روزی است که اقتصاد معدن ایران در یک برزخ عجیب ایستاده است: دلار در سقف کانال تثبیت شده نه در حال جهش تازه، مس پس از ماه‌ها رشد پرشتاب وارد فاز تثبیت شده، بحران برق به‌جای فروکش کردن، به تقابل علنی میان ایمیدرو و وزارت نیرو رسیده، و شاخص بورس تهران درست در آستانه یک تعطیلی چندروزه ملی، رکورد تاریخی زده است. اگر امروز یک نکته باید به خاطر سپرده شود، آن است که هیچ‌یک از این چهار روند -دلار، مس، برق و بورس- در مسیر مستقل خود حرکت نمی‌کند؛ همه آن‌ها از یک منبع مشترک تغذیه می‌شوند: عدم‌قطعیت درباره سرنوشت سیاسی و امنیتی کشور در هفته‌ها و ماه‌های پیش‌رو. تا زمانی که این عدم‌قطعیت -از جانشینی رهبری تا مذاکرات دوحه و بحران انرژی- به ثبات نسبی نرسد، بخش معدن ایران ناچار خواهد بود میان فرصت طلایی جهانی مس و فولاد و محدودیت‌های ساختاری داخلی، روی لبه تیغ حرکت کند.

خروجی نهایی

مهم‌ترین فرصت روز: تثبیت قیمت جهانی مس در محدوده سیزده هزار دلار همراه با رونق بی‌سابقه تقاضای داخلی برای سهام شرکت‌های معدنی و فلزی در بورس تهران.
مهم‌ترین تهدید روز: اعتراض علنی ایمیدرو به وزارت نیرو بر سر قطعی برق زنجیره فولاد و هشدار درباره تشدید اخراج نیرو در صنایع پایین‌دستی در اوج تابستان.
مهم‌ترین ریسک سیاستی: تداوم ابهام درباره ردیف نود و هشت همتی حقوق دولتی معادن در بودجه ۱۴۰۵ و همزمانی آن با دوره حساس گذار سیاسی و حکمرانی کشور.
مهم‌ترین متغیر فردا: بازگشایی بورس تهران پس از سه روز تعطیلی و واکنش بازار سرمایه به تحولات مذاکرات دوحه و وضعیت تنگه هرمز در روزهای تعطیلی.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :