درون شعبه، بازپرس ويژه قتل با هر پرسشي كه از متهم جوان مي كرد، با پاسخي كه ميشنيد، سخت به فكر فرو ميرفت. مقابل او جوان لاغر اندام كه جملاتش نشان ميداد بدون تمركز بيان ميشد، بيمحابا حرف ميزد. جوان متهم گاه ميخنديد و لحظهاي ديگر ميگريست. به فاصله كمي از او زن جواني كه فرزند معلولش را در آغوش گرفته بود اشك ميريخت و متهم را نفرين ميكرد.