گروه دین و اندیشه - حجه الاسلام والمسلمين عليرضا توحيدلو در یادداشتی نوشت:یک نفر مثل فائزه هاشمی می توانند جامعه را به چالش بکشد و برای نظام هزینه ایجاد کند و خود و خانواده اش را به پرتگاه ببرد
به گزارش بولتن نیوز، حالا اگر یکی خانمی در خانه ، مدرسه ، دانشگاه ، ادارات ، محلات و غیره... افکار فائزه هاشمی را الگوی خویش در لجبازی و یکدندگی و اظهار نظر بی مورد کند چه خواهد شد...
آیا دومان خانه و خانواده ، شوهر و فرزندان دچار مشکل ، آزار و اذیت قرار نمیگیرد...
صد البته که وارد پرتگاه خواهد شد
لذا بی شک هم جامعه و هم دستگاه قضایی باید مواظب افکار فائزه هاشمی و فائزه ها باشند...
و همه بزرگترها و کوچکترها از این افکار مخرب در خانواده ها جلوگیری کنند تا دومان خانواده از بین نرود...
برای این که تصویری درست و تبیین روشن از حقیقت ایمان از دیدگاه امام رضا علیه آلاف تحیه و الثنا داشته باشیم و سبک زندگی ایشان را بشناسیم و براساس آن سبک زندگی خویش را سامان دهیم، می بایست نگاهی کوتاه و گذرا به برخی از ویژگی های فکری و عملی مؤمن از دیدگاه سلطان ارض طوس، علی بن موسی الرضا علیه آلافُ التَّحِیَّهِ وَ الثَّناءِ داشته باشیم؛
چرا که ایمان واقعی در بینش و نگرش شخص ظهور می یابد.
نشانه انسانیت، عقل اوست؛ زیرا هرکسی عقل داشت دین و حیا خواهد داشت و انسانی که با دین و حیاست بهترین سبک زندگی را در دنیا خواهد داشت و رستگاری ابدی را برای خود رقم خواهد زد.
بنابراین عقل؛ مهم ترین و بزرگ ترین سرمایه بشری است و آن چه روح انسانی را از روح دیگر موجودات جدا می سازد، همین عقل انسانی است که همه اسمای الهی را در خود سرشته دارد.
سلطان ارض طوس، علی بن موسی الرضا علیه آلافُ التَّحِیَّهِ وَ الثَّناءِ در بیان ارزش و اهمیت عقل می فرماید: صَدِيقُ كُلِّ اِمْرِئٍ عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ. دوست هر انساني عقل او است و دشمن او جهلش.؛ (١)
بنابراین، کسی که عقل دارد، همه چیز دارد و کسی که عقل ندارد و جهل را در خانه اش مهمان کرده، چیزی از انسانیت نخواهد داشت و بهره ای از زندگی نخواهد برد.
حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف تحیه و الثنا، برای عاقل، نشانه های دهگانه ای بیان می کند که می توان از آن جایگاه و ارزش عقل را نیز به دست آورد.
امام رئوف ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا علیه آلافُ التَّحِیَّهِ وَ الثَّناءِ می فرماید:
« لا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فيهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ، وَ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَيْهِ، وَ لا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَيْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ.
ثُمَّ قالَ عليه السلام: أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قيلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ عليه السلام: لا يَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَيْرٌ مِنّى وَ أَتْقى»
عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این که ١٠ خصلت را دارا باشد:
١- از او امید خیر باشد.
٢- از بدی او در امان باشند.
٣- خیر اندک دیگری را بسیار شمارد.
۴- خیر بسیار خود را اندک شمارد.
۵- هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.
۶- در عمر خود از دانش طلبی خسته نشود.
٧- فقر در راه خدایش از توانگری محبوبتر باشد. ٨- خواری در راه خدایش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد.
٩- گمنامی را از پرنامی خواهان تر باشد.
١٠- سپس فرمود: دهمین و چيست دهمین؟
به ایشان گفته شد: چيست؟
فرمود: احدى را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.(٢)
آنچه در این روایت بیان شده، عقل در برابر جهل است، یعنی عقلی که انسان به وسیله آن خدا را می شناسد و با آن خصلت های خدایی خویش را بروز و ظهور می دهد و خدایی و متاله می شود و در بهشت رضوان قرار می گیرد.
این همان عقلی است که ارزش بسیار مهمی دارد و باید به آن توجه کرد. این همان عقلی است که خداوند در انسان به ودیعت نهاده و از انسان خواسته تا آن را به کار گیرد و رستگار شود.
این همان عقلی است که یقین و بصیرت و معرفت شهودی را برای آدمی به ارمغان می آورد.
عقل این چنینی آدمی را در زندگی خویش اهل تقوا و عمل صالح می سازد و او را به مسیر درست شدن هدایت کرده و دستگیر اوست.
این عقل نه تنها عقل خشک و بی احساس نیست، بلکه برخلاف عقل فلسفی، عقل عشق و محبت است؛ چرا که عقلی است که ایمان و حیا بخشی از آن است و معلوم است که ایمان هرگز تنها شناخت صرف و آگاهی و دانش خشک نیست، بلکه معرفتی برخاسته از عشق و احساس است و عواطف در آن نقش کلیدی دارد.
از این رو عقلی که حضرت علی بن موسی الرضا علیه آلاف تحیه و الثنا، همانند دیگر معصومان علیهم السلام مورد تاکید و توجه قرار می دهند،
عقلی است که نیمی از آن به احساس و عواطف انسانی باز می گردد.
امام رئوف ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا علیه آلافُ التَّحِیَّهِ وَ الثَّناءِ در بیان عقل حقیقی می فرماید: «التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ نِصْفُ الْعَقْل».؛ دوستی با مردم، نیمی از عقل است.(٣)
اگر از نظر امام رئوف ثامن الحجج، مودت و دوستی با مردمان نیمی از عقل است، بدان معناست که عقلی که مراد و منظور اوست عقلی است که نیمی از آن احساس و عواطف است و نیمی دیگر شناخت و معرفت می باشد. این گونه است که عقل مؤمن همواره با عشق و احساس هماهنگ و سازگار است و این گونه نیست تضاد و تقابلی میان عقل و عشق باشد.
به سخن دیگر، در تفسیر امام رضا علیه آلاف تحیه و الثنا، عقل و عشق از هم جدایی ندارند، چرا که از ارکان عقل، عشق است و بی احساس و عواطف و مؤدت و محبت، اصولاً عقل ناقص خواهد بود. چنین عقلی نه تنها با دل ارتباط دارد، بلکه بخشی از مؤلفه و عنصر تحقق بخش آن، دل و احساس و عواطف است. و لذا عقل و عشق در فرهنگ اسلامی جدایی ناپذیر است و در کربلا و عاشورا می توان به سادگی عقل و عشق را جمع دید.
به هر حال، عقلی که امام از آن سخن می گویند؛ دارای چنین ویژگی های کمالی و کارکردی است. حضرت در جایی دیگر درباره این نعمت خداوندی، آن را به عطیه الهی تفسیر کرده و می فرماید:
« الْعَقْلُ حِبَاءٌ مِنَ اللَّهِ وَ الْأَدَبُ كُلْفَةٌ فَمَنْ تَكَلَّفَ الْأَدَبَ قَدَرَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَكَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ يَزْدَدْ بِذَلِكَ إِلَّا جَهْلًا.»
عقل، عطیه و بخششی است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمل یک مشقت است و هر کس با زحمت، ادب را نگهدارد، قادر بر آن می شود، اما هر که به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمی شود.(۴)
سیره و سبک زندگی در نگاه امام رضا علیه السلام
انسان عاقل و مؤمن که عقل و عشق را جمع کرده، محبت به دیگران را سرلوحه زندگی خویش قرار می دهد. مؤمن سنت هایی را دارد که آن را به عنوان هنجارهای زندگی اش می شناسد و بدان پای بند است. این سنت در زندگی خصوصی و عمومی اش متجلی می شود.
حضرت ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا علیه آلافُ التَّحِیَّهِ وَ الثَّناءِ در عبارتی کوتاه به سه ویژگی برجسته مؤمن اشاره می کند که اگر این سه ویژگی در شخصی وجود نداشته باشد، نمی تواند مدعی ایمان باشد.
آن حضرت علیهالسلام می فرماید:
لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّی تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:
١- سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ.
٢- وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ.
٣- وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ.
فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
مؤمن، مؤمن واقعی نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:
سنّتی از پروردگارش و سنّتی از پیامبرش و سنّتی از امامش.
١- امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،
٢- امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتاری با مردم است،
٣- امّا سنّت امامش، صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است.(۵)
این که امام رضا علیه السلام هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا(ص) بر رازداری تاکید می کند، از آن روست که انسان نمی تواند هرآن چه را از علم دانست یا از معرفت دید یا از مردم شنید بر زبان آورد.
از این رو حضرت ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا علیه آلافُ التَّحِیَّهِ وَ الثَّناءِ ، می فرماید:
علیکم فی امورکم بالکتمان فی امور الدین و الدنیا فانه روی ان الاذاعه کفر و روی المذیع و القاتل شریکان و روی ما تکتمه من عدوک فلایقف علیه ولیک ؛
بر شما باد به رازپوشی در کارهاتان در امور دین و دنیا. روایت شده که افشاگری کفر است و روایت شده کسی که افشای اسرار می کند با قاتل شریک است و روایت شده که هرچه از دشمن پنهان می داری، دوست تو هم بر آن آگاهی نیابد.(۶)
خاموشی و سکوت گاهی تنها راه نجات بشر است.
چرا که گاهی سخن گفتن عین گمراهی و رنج است. مؤمن، انسانی دارای فهم و فقه است و می داند چگونه در زندگی عمل کند که خود و دیگران را به رنج و زحمت نیفکند.
امام رضا علیه السلام در این باره می فرماید:
إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِکمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ یکسِبُ الَمحَبَّةَ ، إِنَّهُ دَلیلٌ عَلی کلِّ خَیر.
از نشانه های فقه و فهم دین، حلم و علم است و خاموشی دری از درهای حکمت است. خاموشی و سکوت، دوستی آور و راهنمای هر کار خیری است.(٧)
گاه نیاز است که نسبت به چیزی سکوت کرد و هر رازی را بر زبان نراند و با صمت و تفکر می توان بهترین کار را انجام داد. چنین سکوتی گاه لازم و بلکه واجب است، چرا که نجات دین و دنیا بر آن است.
امام رئوف ثامن الحجج، علی بن موسی الرضا علیه آلافُ التَّحِیَّهِ وَ الثَّناءِ در این باره می فرماید:
« يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ تَكُونُ اَلْعَافِيَةُ فِيهِ عَشَرَةَ أَجْزَاءٍ تِسْعَةٌ مِنْهَا فِي اِعْتِزَالِ اَلنَّاسِ وَ وَاحِدٌ فِي اَلصَّمْتِ »
زمانی بر مردم خواهد آمد که در آن عافیت ١٠ جزء است که ٩ جزء آن در کناره گیری از مردم و یک جزء آن در خاموشی است.(٨)
اما عمل صالح را می بایست در امور بسیاری دید که خدمت به خلق از مهم ترین جلوه هایش می باشد. از این رو در آموزه های اسلامی بر این تاکید بسیار شده و امام رضا علیه السلام در عبارت های گوناگون بر آن تاکید می کند.
آن حضرت علیهالسلام می فرماید:
« فَإِنَّهُ لَیسَ شَی ءٌ مِنَ الْأَعْمَالِ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَعْدَ الْفَرَائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَی الْمُؤْمِن؛»(٩)
به درستی که بعد از انجام واجبات هیچ کاری در نزد خدای عز و جل برتر از شاد کردن مؤمن نیست.
یا این که: مَن فَرَّجَ عن مُؤمِنٍ فَرَّجَ اللّه ُ عن قَلبِهِ يَومَ القِيامَةِ.هر كه غم و نگرانى مؤمنى را بزدايد ، خداوند در روز قيامت گره غم از دل او بگشايد.(١٠)
همچنین در جایی دیگر می فرمایند:
رُوِیَ اَنَّهُ سُئِلَ عَنِ عَلِیٍّ ابنِ مُو سَی الرِّضا عَلَیهماِ السَّلامُ عَن خِیارِ العِبادِ،
« اَلَّذینَ اِذا اَحسَنُوا أَستَبشَروُا وَ اِذا اَسائُوا اِستَغفَروُا وَ اِذا اُعطوُا شَکَروُا وَ اِذَا ابتَلَوا صَبَرُوا وَ اِذا غَضِبُوا عَفَوا».
از امام رئوف ثامن الحجج علیهالسلام، درباره بهترین بندگان سوال شد. فرمودند: آنان که هرگاه نیکی کنند خوشحال شوند و هرگاه بدی کنند آمرزش خواهند و هرگاه عطا شوند شکرگزارند و هرگاه بلابینند صبر کنند و هرگاه خشم کنند درگذرند.
منابع؛
١- تحف العقول، ص ۴۴٣
٢- تحف العقول، ص ۴۴٣
٣- تحف العقول، ص۴۴٣
۴- بحارالانوار،ج٧٨، ص٣۴٢
۵- اصول کافی، ج٣، ص ٣٣٩ و تحف العقول، ص۴۴٢
۶- بحارالانوار، ج٧٨، ص ٣۴٧
٧- اصول کافی، ج۴، ص۴۴۵
٨- تحف العقول، ج ٢، ص ۴۴۶
٩- الفقه المنسوب الى الامام الرضا، ص ٣٣٩؛ بحار الانوار، ج ٧۵، باب مواعظ الرضا، ص ٣۴٧
١٠- اصول کافی، ج٣، ص٢۶٨
١١- مسند الامام الرضا علیه السلام ، ج١ص٢٨۴؛
تحف العقول، ص ۴۴۵
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com