گروه دین و اندیشه - حجه الاسلام والمسلمين عليرضا توحيدلو در یادداشتی نوشت: روزی یک نفر چوپان در بیابان میگذشت تا زمین علف دار خوبی برای گوسفندان خود پیدا کند دید جنگل آتش گرفته ماری هم در میان آتش مانده است با خود گفت:
به گزارش بولتن نیوز، «خوب است که این مار را از آتش نجات بدهم»رفت مار را برداشت در توبره کرد و رفت که از آتش بگذرد. یکدفعه مار سر از توبره درآورد و گفت: «اشهدت را بگو که میخوام ترا نیش بزنم»
چوپان بیچاره گفت:
«خیلی خب این هم مزد من بود؟
بیا بریم از سه تا موجود دیگر بپرسیم اگر گفتند سزای نیکی بدی است مرا نیش بزن والا از توبره بیا بیرون و برو»
مار گفت: «بسیار خب»
رفتند و رفتند تا رسیدند به جوی آبی،
چوپان از آب پرسید:
«آیا سزای نیکی بدی است؟»
آب گفت: «بلی» چوپان پرسید «چرا؟»
آب گفت: «برای اینکه از من زراعت میکنی و سر جوی آب بعد از آب خوردن دست و روی خودت را میشویی و آب دهانت را در من میاندازی»
در اینجا چوپان بیچاره یک سؤال را باخت و ناامید شد.
مار گفت: «دیدی که یک سؤال را باختی برو تا دو سؤال دیگر را بکنی»
چوپان راه افتاد و رفت و رفت تا رسید به درختی، رفت چوپان از درخت پرسید:
«آیا سزای نیکی بدی است؟»
درخت گفت: «بلی» چوپان باز دلش شکست و پرسید: «چرا؟»
درخت گفت: «شما میآیید پای درخت که من باشم در سایهام استراحت میکنید از میوهام میخورید، برگم را به گوسفندانتان میدهید و در آخر هم شاخههای مرا برای چوبدست میشکنید»
در اینجا امید چوپان قطع شد مار گفت:
« دیدی دو سؤال را باختی یک سؤال دیگر داری»
چوپان راه افتاد و رفت و رفت تا رسید به یک روباهی، چوپان تا به روباه رسید گفت:
«ای روباه پیر؛ بگو ببینم سزای نیکی بدی است؟»
روباه گفت: «باید من اصل مطلب را بدانم بعد بگویم»
چوپان داستان آتش گرفتن جنگل و گرفتار بودن مار را برای روباه پیر تعریف کرد.
روباه با خود فکری کرد و گفت:
«من اول باید ببینم وقتی که تو مار را توی توبره کردی چطور به میان توبره رفت.
حالا هم مار را با توبره به زمین بگذار و مار یک مرتبه دیگر برود به میان توبره که من ببینم و در بیایید آنگاه حکم کنم»
مار از توبره درآمد به محض اینکه رفت به میان توبره روباه گفت:
«امانش نده بزن با سنگ او را بکش که سزای نیکی بدی است و این را هم در گوش بگیر که دوباره مار را در آستین خود راه ندهی!»(۱)
فردوسی بزرگ نیز می فرمایند:
سر ناکسان را برافراشتن
وز آنان امید بهی داشتن
سر رشته خویش گم کردن است
به جیب اندرون مار پروردن است
سزای نیکی از منظر قرآن
قرآن کریم در آیاتی میفرماید پاسخ بدی را با خوبی بدهید، اما در فرازی دیگر میفرماید:
جواب بدی را با همان نوع از بدی بدهید!
توجیه این ناهمخوانی چیست؟!
خداوند در آیه ۳۴ سوره فصلت فرموده:
بدی را با خوبی دفع کن، اما در سوره شوری آیه ۴۰ می فرماید:
جواب هر بدی همان بدی است.
قرآن کریم در یکی از آیاتش در مورد نیکی و بدی و چگونگی برخورد و واکنش در برابر بدیها میفرماید:
«وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیم»؛(۲)
هرگز نیکى و بدى یکسان نیست؛ بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است!
مشابه همین توصیه در آیات دیگری از قرآن نیز وجود دارد.(۳)
اما در جایی دیگر در واکنش نسبت به بدیها میفرماید: «وَ جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها»؛(۴)
کیفر بدى، مجازاتى است مانند آن!
در نخستین برخورد با این دو آیه ممکن است این پرسش برای تلاوت کننده قرآن مطرح شود که چگونه است که قرآن کریم در رابطه با نحو برخورد با بدیها دو نوع واکنش را مطرح میفرماید؛
یعنی در یک آیه می فرماید جواب بدی را با خوبی بدهید، اما در جایی دیگر میفرماید پاسخ بدی را باید مانند خودش با بدی داد؟!
ابتدا باید گفت که در ادامه همین آیه دوم نیز به این نکته اشاره شده است که «فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمین»؛
هر کس عفو و اصلاح کند، پاداش او با خدا است؛ خداوند ظالمان را دوست ندارد.
به عبارت دیگر، اگرچه از لحاظ حقوقی میتوان پاسخ بدی را همان نوع از بدی داد، اما باز هم یک فرد باایمان اگر به دنبال اجر و پاداش الهی است، بهتر است گذشت را پیشه کند.
در ادامه باید خاطرنشان کرد که آیه اول در زمینه دعوت مردم به سوی خدا و تعالیم و آموزههای اسلام در برابر مشرکان و مخالفان است.
در این آیه خدای متعال خطاب به پیامبر(ص) میفرماید؛ بهترین شیوه دعوت به سوى خدا و نزدیکترین راه رسیدن به هدف، در برخورد با مخالفان، واکنش مهرآمیز به بدیهاست؛
یعنی بهترین راهکار برای دعوت به سوى خدا، و مؤثرترین شیوه، دعوتى است که بیشتر در دلها اثرگذار باشد؛ از اینرو خدای متعال به پیامبرش فرمود:
«لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّیِّئَةُ»
معنای این جمله این است که: دعوت به سوى خدا با داشتن خصلت نیک، و نداشتن آن، و داشتن خصلت بد یکسان و تأثیرش و نفوذ با هم برابر نیست؛
لذا فرمود بدی را با نیکی دفع کن:
«ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»
خدای متعال با این جمله، به این توهم،
که اگر خوبی و بدی با هم مساوی نیستند، پس چه باید کرد؟ - پاسخ داد، و فرمود: "بدى را به بهترین راهش دفع کن". که معنایش آن است که در واکنش به بدىها از روش متناسبی که مقابل آن بدی است استفاده کن، مثلاً باطل آنان را با حقى که نزد تو است دفع کن، نه با باطلى دیگر، و جهل آنان را با حلم و بدیهایشان را با عفو، و همچنین هر بدى دیگرشان را با خوبى مناسب آن.(۵)
نتیجه چنین برخوردی آن خواهد شد که دشمنان سرسخت، مانند دوستان گرم و صمیمى شوند.
اما در آیه دوم، در مقام بیان یک حقوق انسانی است، و آن حقی است که برای مظلوم در برابر ظلم ظالمان در نظر گرفته شده است؛ لذا این آیه حکم مظلوم را که درخواست یارى کرده، بیان مینماید که چنین کسى در دفاع از خود میتواند در مقابل ستمگر رفتارى، مانند رفتار او داشته باشد که چنین تلافى و انتقامى ظلم و تجاوز نیست.
ممکن است در اینجا این سؤال پیش آید که اگر تلافى مظلوم، ظلم و تجاوز نیست؛ چرا آیه مورد بحث آنرا هم "سیئه" خوانده است؟
پاسخ به این پرسش برخی گفتهاند: این واکنش چون رفتاری مشابه با بدی ستمگر است، از این جهت از آن واکنش مشروع نیز با تعبیر سیئه یاد شده است. چنانکه قرآن کریم در جاى دیگر نیز در بیان واکنش متناسب به تجاوزگر، از تعبیر «تجاوز» بهره جست:
«فَمَنِ اعْتَدى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَیْکُمْ».(۶)
بنابر این سیئه اولى هم از جهت لفظ سیئه است و هم از جهت معنا، اما سیئه دوم فقط از جهت لفظ سیئه است و فاعل آن گناه کار نیست؛ بلکه در حقیقت جزا و کیفر سیئه و بدی است.(۷)
برخی نیز گفتهاند: از اینرو هر دو عمل را سیئه و بد خوانده، زیرا با هر کسی چنان رفتاری شود ناراحتش میکند، ظالم با ظلم خود مظلوم را ناراحت میکند و مظلوم هم با انتقام خود ظالم را ناراحت میکند.(۸)
پس در آیه شریفه حقیقت معناى کلمه رعایت شده، البته این نکته را هم گنجانده که مجازات ظلم ظالم باید مثل آن باشد
(جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها) نه بیشتر، که در این صورت عملى پسندیده است، و گر نه عمل زشتى خواهد بود.(۹)
خلاصه اینکه این آیه در صدد بیان حکم عادلانه است و آن بیان سنخیت بین بدی(ظلم) و کیفر آن در هر مورد و هر چیزی است، و اینکه عفو و گذشت در برابر ظالم صحیح نیست، مگر آنکه گذشت باعث اصلاح وی شود، اما گذشتی که باعث شود ظالم به ظلم خود ادامه دهد و جرأت بر کارش پیدا کند، این هم ظلم به نفس است.(۱۰)
به بیان دیگر، آیه جزاء(وَ جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها)، در صدد ترسیم ضابطه عادلانه کلی است؛
لذا «سنخیت بین سیئه و جزای آن» قاعدهای است که استثنا پذیر نیست.(۱۱)
ظلم ستیزی فراموش نشود
اینکه در آیات و روایات بارها گفته شده که بدی دیگران با خوبی پاسخ داده شود نباید به این تعبیر شود که در برابر هر ظلمی باید سکوت کرد؛
خداوند متعال در سوره غافر آیه ۳۱ میفرماید:
«وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعِبَادِ» که این آیه به این معناست که خداوند ظلم گروهی از بندگانش به گروهی دیگر از بندگانش را به طریق اولی روا نمیدارد. پس وقتی بدی دیگران باعث میشود حقی از ما ضایع شود و کرامت انسانی زیرسؤال برود، در این مورد نباید نسبت به این ظلم سکوت کرد. مثلا کسی بخواهد اعتقادات دینی و مذهبی فرد مؤمنی را زیر سؤال ببرد.
دچار ظلم بزرگی شده که سکوت در برابر او باعث میشود که این ظلم را به دیگران نیز روا دارد پس در اینجا باید بر ظالم غلبه کرد و فریاد عدالت سر داد، حتی باید همه مسلمانان دست به دست هم داده و جواب این بدی را بدهند. این موضوع در زندگی ائمه(ع) هم نمایان است. امام حسین (علیهالسلام) وقتی دیدند انحرافات دستگاه یزید ظلم بزرگی در حق مردم است، قیام کردند و در برابر این ظلم سکوت نکردند. یا امام صادق(ع) رفتاری آنچنان صریح و آشکار با حکومت اموی و عباسی داشتند که مواجهه آنان در برابر ظلم را به خوبی نشان میدهد.
لذا اگر کسی یا کسانی ترویج تزویر و دورویی،
بِدْعَت در دین دارند با رفتار ، کردار و گفتارشان،
می بایست جلویشان ایستاد.
امام سجاد عليه السلام، سید الساجدین،
زین العابدین، فرمودند:
از دوستى با پنج كس بپرهيز :
〖دروغگو 〗: زيرا او به منزله سراب است ،
دور را نزديك و نزديك را دور جلوه مى دهد.
〖فاسق〗: زيرا او تو را به يك لقمه يا كمتر از آن مى فروشد.
〖بخيل〗: زيرا او در هنگام حاجت به مال، تو را خوار و ذليل مى گرداند.
〖احمق 〗: زيرا او به جاى نفع ،
به تو ضرر مى رساند.
〖قاطع رحم〗: كسى كه با خويشان و دوستان
قطع رابطه كرده باشد. زيرا در سه آيه مورد لعن واقع شده است.(١٢)
چرا ظالم ها سالم ترند؟
چرا بعضی آدمها با کوچکترین گناهی تو همین دنیا مجازات میشوند.
لیکن یه سری هر گناهی دلشون می خواهد میکنند
و روز به روز هم پیشرفت میکنند؟
پس عدالت خدا کجاست !
سوالی که بارها و بارها پرسیده شده
آدمها سه دسته اند: ۱- عینک ۲- ملحفه ۳- فرش
وقتی یک لکه چایی بنشیند روی عینک بلافاصله آن را با دستمال کاغذی پاک می کنند.
وقتی همان لکه بنشیند روی ملحفه
می گذارند سر ماه که با لباسها و ملحفه ها
جمع شود و همه را با هم با چنگ می شویند!
اما وقتی همان لکه بنشیند روی فرش
میگذارند سر سال با دسته بیل به جانش
می افتند.
خدا هم با بنده های مؤمنش مثل عینک رفتار
می کند.
بنده های پاک و زلال که جایشان روی چشم است تا خطا کردند بلافاصله
حالشان را می گیرد (البته در دنیا و خفیف)
دیگران را به موقعش تنبه می کند
و اما گردن کلفت ها را می گذارد تا چرک هاشان جمع شود تا یکجا به موقع به حسابشان برسد.
وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ ۚ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا ۚ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ
و البته کافران گمان نکنند که مهلتی که ما به آنهامی دهیم برایشان بهتر است ، بلکه ما به آنها مهلت می دهیم تا به گناه و سرکشی خود بیافزایند و برایشان عذابی خوار کننده خواهد بود.(١٣)
و سر سال( یا قیامت ، یا همین دنیا) حسابی از شرمندگی شان در می آید...
منابع:
۱- قصههای ایرانی، ابوالقاسم انجوی شیرازی، جلد دوم، ص ۱۶۷
۲- سوره فصلت آیه ۳۴
۳- سوره رعد آیه ۲۲
سوره مؤمنون آیه ۹۶
سوره قصص آیه ۵۴
۴- سوره شوری آیه ۴۰
۵- طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۷، ص ۳۹۲، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق
۶- سوره بقره آیه ۱۹۴
۷- رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی سعد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، تحقیق، حکمت، علی اصغر، ج ۹، ص ۴۰، تهران، امیر کبیر، تهران، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش
۸- زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ۴، ص ۲۲۹، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق
۹- المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۸، ص ۶۴
۱۰- صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج ۲۶، ص ۲۳۷، قم، فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۶۵ش
۱۱- صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج ۲۶، ص ۲۳۸
١٢- مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۵
۱۳- سوره آل عمران آیه ١٧٨
آیات مرتبط
سوره البقرة (۱۷۸) : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَىٰ بِالْأُنْثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ
ای اهل ایمان بر شما حکم قصاص کشتگان چنین معین گشت که مرد آزاد در مقابل مرد آزاد، و بنده را به جای بنده، و زن را به جای زن قصاص توانید کرد. و چون صاحب خون از قاتل که برادر دینی اوست بخواهد درگذرد کاری است نیکو، پس قاتل دیه را در کمال خشنودی ادا کند. در این حکم، تخفیف (امر قصاص) و رحمت خداوندی است، و پس از این دستور، هر که تجاوز کند او را عذابی سخت خواهد بود.
سوره البقرة (۱۷۹) : وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
ای عاقلان، حکم قصاص برای حفظ حیات شماست تا مگر (از قتل یکدیگر) بپرهیزید.
سوره البقرة (۱۹۴) : الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ ۚ فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ
ماههای حرام را در مقابل ماههای حرام قرار دهید، که اگر حرمت آن را نگاه نداشته و با شما قتال کنند شما نیز قصاص کنید. هر که به ستم بر شما دست دراز کند او را از پای در آورید به قدر ستمی که به شما رسانده است، و از خدا پروا کنید و بدانید که خدا با پرهیزکاران است.
سوره آل عمران (۱۳۴) : الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
آنهایی که از مال خود در حال وسعت و تنگدستی انفاق کنند و خشم خود فرونشانند و از (بدیِ) مردم درگذرند، و خدا دوستدار نکوکاران است.
سوره آل عمران (۱۵۹) : فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
به مرحمت خدا بود که با خلق مهربان گشتی و اگر تندخو و سختدل بودی مردم از گِرد تو متفرق میشدند، پس از (بدیِ) آنان درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن و (برای دلجویی آنها) در کارِ (جنگ) با آنها مشورت نما، لیکن آنچه تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده، که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com