گروه دین و اندیشه - حجه الاسلام والمسلمين عليرضا توحيدلو در یادداشتی نوشت: از جمله فضایل اختصاصی پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) این است که آن حضرت تا قیامت برای همه جمعیتها و گروههای بشری، رحمت است.
اللّهــم صلّ علــي محمّــد و آل محمّــد و عجّــل فرجــــهم
به گزارش بولتن نیوز، شیخ طوسی بر این باور است که حتی کافران نیز از رحمت عمومی پیامبر(ص) بهرهمند خواهند شد. مستند فضیلت اختصاصی یاد شده این است که خداوند میفرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ؛ و نفرستادیم تو را جز رحمت برای عالمیان»(۱) رحمت در آیه به معنای نعمت است و معنای آن این است که ما پیامبر را نعمتی برای عالمیان فرستادیم تا به سعادت شایسته دست یابند، در قرآن مجید بر نعمتهای تکوینی و بر نعمتهای تشریعی، اطلاق رحمت شده است. چنانکه بر قرآن که نعمت تشریعی خداوند است، کلمه رحمت اطلاق شده است: «هُدیً وَ رَحمَهً» و به باران نیز که نعمت تکوینی الهی است، در قرآن اطلاق رحمت شده است: «و هُوَ الَذی یُنَزَلُ الغَیثَ مِن بَعدِ ما قَنَطوا و یَنشُرُ رَحمَتَهُ».
رحمت به معنای رقّت قلب، عاطفه و شفقت نیست(۲)
علامه طباطبایی معتقد است: رحمت، در حقیقت به معنای رساندن نعمت به کسی است که سزاوار آن است تا به وسیله آن به سعادتی که شایسته آن است دست یابد. بر این اساس، رحمت به معنای رقّت قلب، عاطفه و شفقت نیست؛ زیرا رحیم و رحمان از صفات خداوند است و به طور قطع، رقت قلب در مورد خداوند معنا پیدا نمیکند. از این رو چنانچه شیخ صدوق، ابن فهد حلی و علامه مجلسی گفتهاند: اگر به انسان رقیقالقلب، رحیم گفته میشود، از آن روست که رقت قلب وی سبب پیدایش رحمت و نعمت میشود.
کلمه «العالمین» در آیه که جمع محلی به الف و لام است، دلیل عمومی بودن رحمت پیامبر اکرم(ص) است. رحمت بودن پیامبر برای همه بشریت به معنای این است که خداوند به وسیله آن حضرت آیینی فرستاده است که نه تنها کسانی که به آن گرایش پیدا میکنند، از آن نعمت برخوردار خواهند شد، بلکه اگر کسانی به دلیل عدم قابلیت، مسلمان نشدند نیز از آن رحمت برخوردار میشوند، زیرا حضرت رسول(ص) مانند خورشیدی است که همه موجودات عالم از شعاع وجودی آن بهرهمند میشوند، هر چند برخی موجودات کمتر و برخی بیشتر استفاده میکنند. حال اگر موجودی به هر دلیل، کمتر از شعاع خورشید بهرهمند شود، به عمومیت شعاع خورشید لطمهای وارد نمیشود، زیرا خورشید فاعلیت تامه و عامه دارد و آن موجود، خود قابلیت نداشته است که بیشتر از خورشید استفاده کند. از این رو رحمت بودن آن حضرت برای عالمیان، فراتر از ایمان آورندگان به آیین آن حضرت است؛ برای نمونه، درباره آن حضرت آمده است: آداب و سلوک پیامبر، چنان تأثیری در روحیه انسانها گذاشته است که بسیاری از رهبران جوامع بشری در برخوردهای خود از آن حضرت الگو گرفتهاند.
ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندر این یک میم غرق است
امامعلى(ع) در وصف پیامبر(ص) فرمود: او بخشندهترین، دلیرترین، راستگوترین، خوش عهد و پیمانترین و نرمخوترین مردم بود و رفتارش از همه بزرگوارانهتر بود. هرکس بدون سابقهی قبلى آن حضرت را مىدید، هیبتش او را مىگرفت و هرکس با وى مىآمیخت و او را مىشناخت، دوستدارش مىشد. نظیر او را در گذشته و حال ندیدهام.(۳)
فضیلت رسول خدا انسان سازیست
رسول خدا (ص) هر روز برای نماز جماعت به مسجد مدینه میرفت. سر راه ایشان منزل یک نفر یهودی بود. پیامبر(ص) که به آنجا میرسید، آن مرد از پشتبام یا پنجره خانهاش مقداری خاکستر به پایین میریخت و لباس آن حضرت (ص) آلوده میشد. رسول خدا(ص) از آن کار عصبانی نمیشد و با بردباری مانع مزاحمت انصار و مجادله با او میشد. روزی پیامبر(ص) از آنجا گذشت و متوجه شد که آن روز از خاکستر خبری نیست. از همسایههای یهودی پرسید: «این رفیق ما را چه شده؟!» گفتند: «مریض است و در بستر افتاده » آن حضرت (ص) در خانه یهودی را کوبید و اجازه ورود خواست تا از او عیادت کند. وقتی یهودی فهمید رسول خدا (ص) به دیدنش آمده خجالت کشید و از شرمندگی پتو را بر سر خود کشید. حضرت(ص) وارد شد و احوالپرسی کرد. یهودی از کار خویش عذر خواست و پیامبر (ص) عذرش را پذیرفت. او در اثر این رفتار نیکوی پیامبر(ص) اسلام آورد و از یاران پیامبر(ص) شد.(۴)
عمامه رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم
اللّهــم صلّ علــي محمّــد و آل محمّــد و عجّــل فرجــــهم
در كتاب مفتاح الجنه روايت است كه روزي حضرت رسول صلي الله عليه و آله وسلم در بالاي منبر موعظه مي فرمود؛
اعرابي داخل شد كه، هر دو چشمش كور بود ، بعد از سلام عرض كرد ، يا رسول الله گرسنه ام ، مرا سير نما ، و هفتاد دينار قرض دارم قرضم را نيز ادا كن .
حضرت در آن وقت چيزي نداشت رو به اصحاب كرده فرمود : اين اعرابي را خشنود كنيد و قرض او را بدهيد، همه اصحاب ساكت شدند، تا سه مرتبه حضرت تكرار فرمود و هر مرتبه سكوت كردند و كسي به اعراب چيزي نداد .
بعد از آن، آن بزرگوار عمامه مباركش را از سر برداشته به آن اعرابي داد، آنرا به تعظيم تمام، گرفته و بوسيد. و به ديده هايش ماليد في الفور هر دو چشمش مانند نرگس شهلا روشن شد ، بعد بر شكمش ماليد سير شد خواست از مسجد بيرون رود ، همه اصحاب بيرون رفتند ، و به اعرابي گفتند : ما قرض تو را مي دهيم، عمامه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم
را به ما بده راضي نشد مقدار پول را زياد كردند ، و تا هفتاد هزار دينار رسانيدند، باز راضي نشده گفت : اول شما هفتاد دينار نداشتند .
بالاخره اعرابي عمامه را به سينه چسبانيده و از مسجد بيرون رفت همينكه خواست ، از در دروازه مدينه بيرون شود ناگاه عبدالله بن سلام كه به قصد تجارت به شام رفته بود و چهل بار شتر از متاع شام مي آورد ، وارد دروازه مدينه شد ، ديد ، از دور يك نفر مي آيد ، و نوري از طرف او ، به آسمان ساطع مي شود ، درست نظاره كرد ديد كه
رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم
و علي المرتضي عليه السلام نيست متحير شد.
قدري نزديك شد ديد اعرابي است كه عمامه اي را به سينه چسبانيده ، و از آن عمامه نور ساطع
مي شود ، پرسيد : اي اعرابي ، اين چه عمامه اي است و از كيست ؟ گفت : از
رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم
است و ماجرا را ذكر نمود ، آن مومن مخلص گفت : يك شتر با بارش مي دهم اين عمامه را به من بده . گفت : نمي دهم و از اصحاب
رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم
هفتاد هزار دينار دادند ، من ندادم !
عبدالله تعداد شتر را زياد كرد راضي نشد ، تا اين كه گفت : اين چهل شتر را با بارشان به تو ميدهم ، اين عمامه را به من بده ! كه ديگر شتري ندارم ، مگر اين شتري كه الان سوار آن هستم ، اعرابي گفت : او را نيز بده ، تا عمامه را به تو بدهم عبدالله شتر سواري خود را نيز داد عمامه را اعرابي گرفت . اعرابي با شترها روانه راه خود شد، و عبدالله عمامه را برداشته به مسجد
رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم
آمده ديد كه هنوز آن جناب در بالاي منبر است كيفيت را به عرض رسانيد ، پس
حضرت رسول صلي الله عليه و آله وسلم فرمود : هر حاجت كه داري از خداي تعالي بخواه ، عبدالله عمامه را بالاي دستهايش به درگاه الهي بلند كرد ، عرض كرد : خدايا تو را قسم مي دهم به صاحب اين عمامه كه جميع گناهان مرا بيامرزي در آن حال جبرئيل به حضرت رسول صلي الله عليه و آله نازل شده عرض كرد،
يا رسول الله خدا به تو سلام مي رساند
و مي فرمايد : به عبدالله بن سلام بگو كه چرا بخيلي اگر از خدا آمرزش گناهان جميع انس و جن را سوال مي كردي و خدا را به صاحب اين عمامه قسم مي دادي هر آينه همه ايشان را مي آمرزيدم.(۵)
منابع؛
۱- آیه ۱۰۷ سوره انبياء
۲- آیه ۲۸ سوره شوری
۳-(میزانالحکمه، ص ۶۱۸۱)
۴- سیره حکومتی پیامبر اسلام(ص)، جلد اول، حسین جوانمهر
۵- کتاب داستانهایی از انوار آسماني
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com