گروه دین و اندیشه - حجه الاسلام والمسلمين عليرضا توحيدلو در یادداشتی نوشت:ایشان در جمعی از اصحاب چنین فرمودند: آیا میدانید که اندوه و تفکر من در چیست و اشتیاقم به چیست؟
در سه قسمت
(قسمت اول)
به گزارش بولتن نیوز، گفتند: نه، ای رسول خدا! ما هیچ چیز از این موضوع ندانیم، ما را از اندوه و تفکر و اشتیاق خود خبر ده. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: إن شاء الله خبر میدهم. سپس آهی دردناک کشید و فرمود: آه، چقدر مشتاق دیدار برادران خودم هستم که پس از من می آیند، ابوذر گفت: ای رسول خدا(ص)! مگر ما برادران شما نیستیم؟ فرمود: نه، شما یاران منید، ولی برادرانم پس از من می آیند، شأن آنان مثل شأن_انبیا است،
آنان گروهی اند که برای رضای خدا از پدران و مادران و برادران و خواهران و تمام خویشان خود می گریزند، مال را برای خدا واگذارند و خود را جهت تواضع در برابر خدا زبون سازند، در شهوات و زیادی های دنیا رغبت نکنند، و چون غریبان در یکی از خانه های خداگرد آیند، می بینی که از بیم آتش و دوستی بهشت محزون و دلتنگ اند، چه کسی از قدر و منزلت آنان نزد خدا با خبر است؟ هیچ گونه رابطهٔ خویشی و مالی یا یکدیگر ندارند که بدان سبب به هم حسد برند به یکدیگر از مادر و پدر نسبت به فرزند و از برادر نسبت به برادر مهربان تر هستند.
آه چقدر مشتاق دیدارشان هستم! و در راه رضای خداوند خود را از زحمت دنیا و نعمت های آن آسوده ساخته تا جان
خود را از عذاب همیشگی نجات بخشیده و داخل بهشت گردند...
اصحاب آخرالزمانی پيامبر اكرم(ص)
(قسمت دوم)
و بدان ای أباذر! که هر کدام از آنان را پاداش هفتاد_نفر از کسانی که در جنگ بدر شرکت داشته اند، می باشد. ای اباذر! هر کدام از آنان نزد خداوند از هر چه که خداوند بر روی زمین آفریده، گرامی تر است. ای أباذر! دلشان با خدا و عملشان برای خداست، و اگر یکی از آنان بیمار شود پاداش عبادت هزار سال که روزها روزه و شب ها به نماز باشد برای اوست. ای أباذر! اگر خواهی برایت بیفزایم؟ گفتم: آری ای رسول خدا(ص)، برای ما بیفزا، فرمود: هرگاه یکی از آنان بمیرد گویا هر که در آسمان دنیاست مرده است به خاطر فضل و کرامتی که نزد خداوند دارد. و اگر خواهی برایت بیفزایم؟ گفتم: آری ای رسول خدا، برایم بیفزا. فرمود: ای اباذر! اگر یکی از آنان را شپشی که در لباس دارد آزار دهد پاداش چهل حج و چهل عمره و چهل کارزار و آزاد ساختن چهل بنده از اولاد اسماعیل علیه السلام برای او نزد خداوند خواهد بود، و هر یک از آنان دوازده هزار نفر را در شفاعت خود داخل سازد. گفتم: سبحان الله! و دیگران نیز گفتند: سبحان الله؛ تا چه اندازه خداوند به آفریدگان خود مهربان و دلسوز و کرامت بخش است! پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آیا از سخن من تعجب
می کنید؟ اگر بخواهید برایتان
بیفزایم؟ ابوذر گفت: آری ای رسول خدا(ص)، برایمان بیفزا...
اصحاب آخرالزمانی پيامبر اكرم(ص)
( قسمت سوم )
«یک آه آنان موجب گریه ملائکه»
فرمود: اگر یکی از آنان پیشانی خود را بر زمین نید و چند بار آه بگوید، فرشتگان هفت آسمان از روی دلسوزی و شفقت بر او به گریه کنند، پس خدای متعال فرماید: ای فرشتگان من! چرا میگریید؟ گویند: ای معبود و سرور ما! چگونه نگرییم و حال آنکه دوست تو در زمین از روی درد ناله سر می دهد و آه میگوید؟ پس خدای متعال فرماید: ای فرشتگان من شاهد باشید که من از بندهٔ خودم به سبب آنکه بر رنج و سختی صبر نموده و راحتی نمی جوید راضیم، فرشتگان گویند: ای معبود و سرور ما! پس از این سخنی که فرمودی هرگز شدت و سختی به بنده و دوست تو زیانی نتواند رساند، خدای متعال فرماید: ای فرشتگان من دوست من در نزدم مانند یکی از پیامبران من است، و اگر دوستم مرا بخواند و برای آفریدگانم شفاعت کند شفاعت او را برای بیش از هفتاد هزار نفر می پذیرم، و برای بنده و دوست من در بهشت من هرچه آرزو کند فراهم است. ای فرشتگان من! به عزّت و جلالم سوگند، من از هر کس به دوست خودم مهربان ترم، و من برای او از مال برای تاجر و کسب برای کاسب بهترم، و دوست من در آخرت عذاب نبیند و بیمی بر او نیست.
بحرالمعارف، عبدالصمد همدانی،ج۱ ص۱۴۴
پیامبراکرم(ص) و حق الناس
آخرین صحبت پیامبر با مردم در مسجد؛ هرکه طلبی از من دارد بگیرد و ببخشد
مشهور است که چون بیماری پیامبر (ص) سخت شد، به منبر رفت و مسلمانان را به مهربانی با یکدیگر سفارش فرمود و گفت اگر کسی را حقی بر گردن من است بستاند، یا حلال کند و اگر کسی را آزردهام اینک برای تلافی آمادهام.
طبق روایتی که ابن شهرآشوب (أبي جعفر محمد بن علي بن شهرآشوب السروي المازندراني ) آورده، پیامبر(ص) در یکى از روزهاى بیمارى، در حالى که سرش را با پارچهاى بسته بود و امام على(ع) و فضل بن عباس زیر بغلش را گرفته بودند وارد مسجد شد و روى منبر قرار گرفت و شروع به سخن فرمود و گفت: "مردم! وقت آن رسیده است که من از میان شما غایب شوم. اگر به کسى وعدهاى دادهام آمادهام انجام دهم و هر کس طلبى از من دارد بگوید تا بپردازم."
در این موقع مردى برخاست و عرض کرد: "چندى قبل به من وعده دادید که اگر ازدواج کنم، مبلغى به من کمک کنید."
پیامبر فوراً به فضل دستور داد که مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پایین آمد و به خانه رفت.
سپس روز جمعه سه روز پیش از وفات خود، بار دیگر به مسجد آمد و شروع به سخن کرد و در طى سخنان خود فرمود: "هر کسى حقى بر گردن من دارد برخیزد و اظهار کند، زیرا قصاص در این جهان آسانتر از قصاص در روز رستاخیز است."
در این موقع، سوادة بن قیس برخاست و گفت: "موقع بازگشت از نبرد طائف در حالى که بر شترى سوار بودید، تازیانه خود را بلند کردید که بر مرکب خود بزنید، اتفاقا تازیانه بر شکم من اصابت کرد. من اکنون آماده گرفتن قصاصم."
پیامبر دستور داد، بروند همان تازیانه را از خانه بیاورند. سپس پیراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص کند.
یاران رسول خدا(ص) با دلى پرغم و دیدگانى اشک بار و گردنهایى کشیده و نالههایى جانگداز منتظرند که جریان به کجا خاتمه مىپذیرد. آیا سواده واقعا از در قصاص وارد مىشود؟ ناگهان دیدند سواده بىاختیار سینه پیامبر را مىبوسد. در این لحظه، پیامبر او را دعا کرده، گفت: خدایا! از سواده بگذر، همان طور که او از پیامبر اسلام درگذشت.
لازم به ذکر است که چون اصابت تازیانه بر شکم سواده، عمدى نبوده؛ از این نظر حق قصاص نداشته است. با این حال پیامبراکرم(ص) خواست نظر وى را تأمین کند.
عزیزان بدانید رسول خدا(ص) از خطا و اشتباه به دور است و بخاطر درجه عصمت هیچ گاه در مظان اتهام قرار نمی گیرد لیکن در این کار به ما سفارش می نماید که اگر حقی، حق الناسی برگردن دارید تا دیرنشده حلالیت گرفته و به روز رستاخیر مسپارید
چنانچه در فرمایش معظم له اینگونه سفارش فرمودند؛
"هر کسى حقى بر گردنش است، ادای دين کند.
زیرا قصاص در این جهان آسانتر از قصاص در روز رستاخیز است."
راه ادای حق الناس، در اساسی ترین گام، طلب رضایت از خود شخصی است که حقش ضایع شده است؛ بنابراین اگر مال کسی را برده باشیم، معنایی ندارد که بخواهیم با پرداخت صدقه، رضایت صاحب مال را کسب کنیم!
«امام محمدباقر(علیهالسلام)»:
اوَّلُ قطرةٍ مِنَ الشَّهیدِ كفّارَةٌ لِذُنوبِهِ اِلاّ الدَّین فَاِنَّ كفّارَتَه قَضاءُه.
اوّلین قطرة خون شهید کفارة گناهان او است مگر قرض و بدهکاری او که کفارهاش ادا کردن آن است (بدهی و حقالناس شهید را وارثان باید ادا كنند)(وسائل، ج ١٣، ص ٨٥)
«امام جعفرصادق(علیهالسلام)»:
مَن اَكَلَ مِن مالِ اَخیهِ ظُلماً وَ لَم یَرُدَّهُ اِلَیهِ اَكَلَ جَذوَةً مِنَ النّارِ یَومَالِقیامَةِ.
کسی که از مال برادر دینی خود به ناحق بخورد و آن را به صاحبش برنگرداند خوراک او در روز قیامت شعلههای آتش خواهد بود.(وسائل، ج ١١، ص ٦٤٢)
«امام جعفرصادق(علیهالسلام)»:
السُّراّقُ ثَلاثَةٌ: مانِعُ الزّكاةِ وَ مُستَحِلُّ مُهورِ النِّساءِ! وَ كَذلِكَ مَنِ اسْتَدانَ دَیناً وَ لَم یَنوِ قَضاءَهُ.
دزدان سه نفرند: کسی که زکات و وجوهات خود را نمیپردازد و کسی که (خوردن) مهریة زنان را برای خود حلال میداند! و آن کس که قرض میگیرد و قصد پرداختن آن را نداشته باشد.(خصال، ج ١، ص ٧٤)
«پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه و آله و سلم»:
مَن غَشَّ مُسلِماً فی شِراءٍ أو بَیعٍ فَلَیسَ مِنّا و یُحشرُ یَومَالقِیامَةِ مَعالیهودِ لِأَنَّهُم أَغشُّ الخَلقِ لِلمُسلمین.
کسی که با مسلمانی در معاملة خرید و فروش تقلب و خیانت کند پیرو ما نیست و در قیامت با قوم یهود که خیانتکارترین خلق خدا نسبت به مسلمانان به شمار میآیند محشور خواهد شد. (سفینه، ج ٢، ص ٣١٨)
«امام جعفرصادق(علیهالسلام)»:
اِنَّ الله لایَرفَعُ اِلَیهِ دُعاءَ عَبدٍ فی بَطنِهِ حرامٌ أَو عِندَهُ مَظلِمةٌ لِأَحَدٍ مِن خَلقِه.
خداوند دعای کسی که در شکمش لقمة حرام و یا به گردن او مظالم یکی از عباد باشد اجابت نمیکند (بحار، ج ٩٣، ص ٣٢١)
«امام جعفرصادق(علیهالسلام)»:
اذا ارادَ اَحدُكُم أَن یُستجابَ لَهُ فَلیُطَیّبْ كَسْبَهُ وَ لِیَخْرُجْ مِن مَظالِمِ النّاسِ.
اگر کسی بخواهد دعایش مستجاب شود باید که درآمدش حلال و طَیِّب باشد و از حقّ الناس و مظالم عباد چیزی به گردنش نباشد. (بحار، ج ٩٣، ص ٣٢١)
«امام جعفرصادق(علیهالسلام)»:
ما عُبِدَ اللهُ بِشیءٍ اَفضلَ مِن اداءِ حَقِّ المُؤمِنِ.
هیچ عبادتی بالاتر از ادای حق مؤمن نیست.
(بحار، ج ٧٤، ص ٢٤٢)
پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: هر کس یک مسئله شرعی از احادیث ما پیرامون حلال و حرام و مسائل دینی اش را بیاموزد خدای تعالی هزار گناه او را بیامرزد و شهری از طلا به وسعت دنیا برایش در بهشت بنا کند و به عدد هر مویی که در بدنش قرار دارد برایش حجّ مقبول می نویسد. (بحار الانوار جلد ۱ ص ۲۱۴)
اسلام میگوید اگر در حال نماز بودی شخص طلبکار دینش را طلب کرد نمازت را بشکن و دینش را ادا کن.
اگر پس از مرگ کسی، قصد تقسیم اموالش را داشتید «مِن بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ»
(نساء/۱۱) تا دین او را ندادهاید حق تقسیم اموالش را ندارید.
از درسهای عاشورا این است که سیدالشهداء علیه السلام، به جمع یارانش که برای دفاع از ولایت و شهادت آماده شده بودند فرمودند (مضمون): «هر کس بدهی دارد، برود». یکی از یاران عرض کرد: «من بدهی دارم، اما نمیروم. من نمیتوانم به خاطر مقداری بدهی، شما را در این معرکه ترک نمایم و ...»! ایشان فرمودند: «هیچ راهی نیست، مگر آن که یکی از اینها که میروند، بدهی تو را ضمانت نمایند». لذا او گشت و از اقوام خود کسی را پیدا کرد که بیاید و بازپرداخت بدهی او را [در صورت شهادت]، ضمانت کند.
بنابراین، ادای قرض تا این حد واجب است و اولویت دارد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com