گروه دین و اندیشه - حجه الاسلام والمسلمين عليرضا توحيدلو در یادداشتی نوشت:اولين حق كه در رساله حقوق امام سجاد(ع)، بيان شده حق الله است، در واقع اساس دين داری. و اين حق يعني حق الله مطلق است و در ازای ادای اين حقوق بندگان هيچ حقي نسبت به خداوند ندارند. اما در ساير حقوق مناسبات و اداي تكليف كاملاً متقابل و دو سويه است حق الله خاستگاه و منشأ ساير حقوق است.
به گزارش بولتن نیوز، سه محور حق (حق الله، حق الناس، و حق النفس) که در رساله مطرح شده:
۱- حق الله:
اولين حق كه در رساله بيان شده حق الله است. خداوند حقوق فراوان بر بندگانش دارد كه اعتقاد و ايمان آوردن به او و عمل به دستورات او و انجام بندگي، بخشي از حقوق الهي بر انسان است.
امام سجاد عليه السلام درباره حق الله می فرمايد: بزرگترين حق خداوند اين است كه او را بپرستی و چيزی را شريكش ندانی، و چون از روی اخلاص اين كار را كردی خدا بر عهده گرفته است كه كار دنيا و آخرت تو را كفايت كند و آنچه از آن بخواهی برايت نگاهدارد.
پس به طور كلی «حق الله» آن امور و تكاليفی هستند كه فقط مربوط به خود انسان و خدای خويش است و پای هيچ كس ديگر در ميان نباشد. مانند انجام عبادات واجبی كه خدا دستور داده و يا اجتناب از نجاسات و محرماتی كه خدا آنها را نهی كرده مثل خوردن چيزهای حرام و يا دروغ گفتن و يا ريا و ...
۲- حق الناس:
اولاً بايد در تعريف حق الناس گفت كه حق الناس عبارت است از حقوق متقابل، اين حقوق روابط انسان ها و جوامع را در مناسبات گوناگون اجتماعی، اقتصادی، سياسی، فردی، فرهنگی، مذهبی، حكومتی، بين المللی قانونمند می كند. اين حقوق را كه خداوند واجب گردانده برای تأمين آسايش فردی و اجتماعی و اصلاح امور و جامعه انسانی است. که البته امروزه بعضی افراد آن را به شوخی و بازی گرفته اند...
مسئله حق الناس در محورهای مختلف مطرح است. مانند حقوق والدين، حق فرزند به والدين، حقوق زن و شوهر (حقوق خانوادگی) حقوق برادری، حقوق اجتماعی، حقوق همسايه داری و موارد متعدد ديگر و چون اين حقوق زيباتر از هر جا در كلام امام سجاد(ع) بازگو شده لذا به نمونه هایی از كلمات نورانی آن حضرت اشاره می شود تا در دلها نفوذ نموده و مفيد و مؤثر باشد. اما قبل از طرح آن كلمات نورانی بايد اشاره شود كه حقوق گاهی جنبه فقهي دارد، يعني بايد ادا شود و گاهی جنبه اخلاقی و تربيتی دارد، گرچه واجب نيست اداء شود، اما بهتر است ادا شود. اما در مجموع آنچه مفيد و آموزنده است، جنبه اخلاقی و تربيتی قضيّه است و نه جنبه علمی حقوق.
بخش هايی از كلام امام سجاد عليه السلام
در اين خصوص:
۱- حق پدر علمی تو و استادت تعظيم او و احترام مجلس اوست كه خوب به او گوش كنی و به او روكنی و با او ياری دهی تا آنچه را نياز داری به تو بياموزد. به اين صورت كه عقل خود را خاص او سازی و فهم و هوشت را با او بپردازی و دل خود را بدو دهی و خوب چشمت را به او اندازی، به سبب ترک لذت و صرف نظر كردن و كم كردن از شهوات.
۲- حقوق همسر به انسان آن است كه هر كدام از دو طرف بايد توجه داشته باشد كه خدا او را آرامش جان و راحت باش و انيس و نگاهدار همسرش ساخته و نيز هر كدام از زن و شوهر بايد به نعمت وجود همسرش، حمد كند و بداند كه اين نعمت خداست كه به او داده و لازم است كه با نعمت خدا خوش رفتاری كند و آن را گرامی دارد و با او بسازد.
۳- حق مادرت اين است كه بدانی او تو را در درون خود برداشته كه احدی كسی را در آن راه ندهد و از ميوه دلش به تو خورانيده كه احدی از آن به ديگری نخوراند و او است كه ترا با گوشش و چشمش و دستش و پايش و مويش و سراپايش و همه اعضايش نگاهداری كرده ...
۴- حق پدرت، بايد بدانی كه او ريشه تو است و تو شاخه او هستی و بدانی كه اگر او نبود تو نبودی، پس هر زمانی در خود چيزی ديدی كه خوشت آمد بدان كه از پدرت داری خدا را سپاسگزار و شكر نما.
۵- حق فرزندت بدان كه او از توست و در اين دنيا به تو وابسته است خوب باشد يا بد، تو مسؤلی از سرپرستی او با پرورش خوب و راهنمایی او به پروردگارش و كمك او به طاعت وی درباره خودت و درباره خودش و بر عمل او ثواب بری و در صورت تقصير كيفر شوی، پس درباره او كاری كنی كه در دنيا حسن داشته باشد.
۶- و اما حق برادرت، بدان كه او دست توست كه با آن كار مي كنی و پشت تو است كه به او پناه می بری و عزت تو است كه به او اعتماد داری و نيروی تو است كه با آن يورش بری. مبادا او را ساز و برگ نافرمانی خدا بدانی و نيز وسيله ظلم بحق خدا و او را درباره خودش يار باش و در برابر دشمنش كمك كار.
۷- اما حق همسايه حفظ اوست، هر گاه در خانه نباشد و احترام اوست در حضور و ياری و كمك به او است در هر حال عيبی از او وارسی نكنی و از بدی او كاوش منما كه بفهمی و اگر بدی او را بدون تجسس و قصد فهميدی بايد برای آنچه فهميدی چون قلعه محكم و چون پرده ضخيمی باشی، در سختی او را رها مكن و در نعمت بر او حسد مبر، و از لغزشش در گذر و از گناهش صرف نظر كن و اگر بر تو نادانی كرد بردباری كن و به مسالمت با او رفتار كن و زبان به دشنام از او بگردان.
در اين بخش حضرت سجاد(ع)، به حقوق ديگری از جمله حق دولت، حق مشاور، حق شاگرد، و ... اشاره كرده اند، می توانيد با مراجعه به منابع معرفی شده آنها را مطالعه فرمائید.
۳- حقوق النفس:
در ابتداء اختصاراً بايد يادآوری شود كه اين نوع حقوق يعنی حق نفس و اعضاء انسان به انسان بدين معناست كه اگر انسان بدان ها توجه نكند، در واقع به خود ظلم كرده و ضررش به خودش بر می گردد.
يكی از حقوق كه در آن رساله نورانی آمده و برای همگان آموزنده و مفيد است جريان حقوق نفس است كه به چند نمونه اشاره ميشود:
حق نفست بر تو اين است كه كاملاً او را در اطاعت خدا بگماری به زبانت حقش را بپردازی و بگوشت حقش را بپردازی و هم چنين ساير اعضايت، بعد فرمودند:
۱- حق زبانت آن است كه آن را از دشنام حفظ نمايی و به سخن خوب عادتش بدهی و مؤدبش داری و آن را نگاهداری مگر در جايی كه نياز به گفتن باشد و سخن گفتن براي دنيا و يا دين شما مفيد باشد. و آن را از پرگويی و ياوه سرائی كم فايده حفظ كنی، زبان گواه خرد و دليل عقل است و آراستگی انسان به زيور عقل و خوشی زبان اوست.
۲- حق گوش پاک داشتن اوست از شنيدن هر چيزی مگر خبر خوبی كه در دلت خير پديد آورد. اخلاق نيک نصيبت نمايد، گوش دروازة دل است هر نوع معنی خوب يا بدی را به آن ميرساند.
۳- حق چشمت اين است كه از هر چه روا نيست آن را بپوشانی و مبتذلش نسازی مگر بدان محل عبرت آوری كه از آن بينا شوی يا دانشی بدست آوری زيرا ديده وسيله عبرت است.
۴- حق دو پايت اين است كه با آنها به جايی كه روا نيست نروی و آنها را به راهی كه باعث سبكی راه رونده است نكشانی زيرا آنها تو را حمل می كنند و ترا به راه دين می برند و پيش می اندازند.
۵- حق دست تو اين است كه آن را به ناروا دراز نكنی تا بدست اندازی بدان گرفتار عقوبت آخرت خدا شوس و گرفتار سرزنش مردم در دنيا و آن را از كاری كه به تو واجب كرده نبندی ولی آن را احترام كنی با اين كه از محرمات بسيارش بسنده و بسياری از آنچه هم كه بر او واجب نيست، به كار اندازی و چون دست تو در اين دنيا از حرام باز ايستاد و خود را شريف داشت يا با عقل و شرافت به كار رفت در آخرت ثواب خوب دارد.
۶- حق شكمت اين است كه آن را ظرف كم و يا بيش از حرام نكنی و از حلال هم باندازه اش بدهی و از حد تقويت به حد شكم خوارگی و بی مروتی نرسانی، و هر گاه گرفتار گرسنگی و تشنگی شد، او را ضبط كنی زيرا سيری بی اندازه شكم را بياشوبد و كسالت آورد كه مايه باز ماندن و دور شدن از هر كار نيک و ارجمند است
در روز چهار شعبان، ۳۸ سال پس از هجرت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرزندی پاک از سلاله فاطمه زهرا علیها السلام در مدینة النبی به دنیا آمد و چشم شیعیان را روشن نمود. نام او «علی » بود که بعدها به «زین العابدین »
و «سجاد» مشهور گشت. دو سال پس از تولد او، جدش امیر مؤمنان علی علیه السلام در محراب عبادت، به شهادت رسید و پس از آن به مدت ده سال، شاهد حوادث دوران امامت عمویش امام حسن علیه السلام بود. از سال پنجاه هجری، به مدت یازده سال در دوران پر فراز و نشیب امامت پدرش حسین بن علی علیهما السلام که با قدرت طلبی معاویه و پسرش یزید مصادف بود، در کنار او قرار داشت و پس از آن، در محرم الحرام سال ۶۱ هجری پس از قیام و شهادت پدر بزرگوارش در حادثه کربلا، امامت و زعامت جامعه اسلامی را عهده دار شد.
این دوران که ۳۴سال به طول انجامید، با حکومت عده ای از حاکمان مقارن بود که عبارتند از:
۱- یزید بن معاویه (۶۱- ۶۴ ه.ق)
۲- عبد الله بن زبیر (۶۱- ۷۳ که به صورت مستقل حاکم مکه بود)
۳- معاویة بن یزید (چند ماه از سال ۶۴)
۴- مروان بن حکم (نه ماه از سال ۶۵)
۵- عبد الملک بن مروان (۶۵- ۸۶)
۶- ولید بن عبد الملک (۸۶- ۹۷)
دوران امامت امام سجاد(ع)، با یکی از سیاه ترین ادوار تاریخ اسلام همراه بود. بعد از حادثه دل خراش عاشورا و پس از انعکاس این خبر در سراسر کشور اسلامی، رعب و وحشت شدیدی بر جامعه حکم فرما شد و برای مردم مسلم گردید که یزید، پس از کشتن فرزند رسول خدا(ص)، که از قداست و عظمت بالایی برخوردار بود و به اسیری بردن زن و فرزندان او، از هیچ ظلم و جنایتی دریغ نخواهد کرد.
یزید پس از واقعه کربلا درصدد نابودی و شهادت ائمه معصوم (ع) از جمله امام سجاد (ع) بود.
بدین منظور از واقعهی کربلا، یزید تصمیم گرفت امام سجاد علیه السلام را نیز از میان بردارد. به همین دلیل در ملاقاتهایی که در کاخ خود با او و سایر اسرا داشت، منتظر بود از او حرفی بشنود که بهانهای برای قتلش باشد.
یک روز امام را به کاخ خود فرا خواند و از او سوالی پرسید. امام در حالی که تسبیح کوچکی را در دستش میگرداند، به او پاسخ داد.
یزید گفت:« چگونه جرأت میکنی موقع حرفزدن با من تسبیح بگردانی؟»
امام فرمود:« پدرم از قول جدم فرمود هر کس بعد از نماز صبح، بیاینکه با کسی سخن بگوید، تسبیح در دست بگیرد و بگوید:« اللهم انی اصبحت و اسبحّک و امجدک و احمدک و اُهللک بعدد ما ادیر به سبحتی» سپس تسبیح در دست، هر چه میخواهد بگوید، تا وقتی به بستر میرود، برایش ثواب ذکر گفتن منظور میشود. پس هر گاه به بستر رفت، باز همین دعا را بخواند و تسبیح را زیر بالش خود بگذارد، تا موقع برخاستن از خواب نیز برای او ثواب ذکر خدا منظور میشود. من هم به جدّم اقتدا میکنم.»
یزید گفت:« با هیچ کدام از شماها سخنی نگفتم، مگر اینکه جواب درستی به من میدهید» پس به او هدایایی داد و دستور داد امام را آزاد کنند.
در روایت دیگری نیز چنینی آمده است: بعد از خطبهی حضرت زینب سلام الله علیها که سبب رسوایی یزید شد، او از شامیان نظر خواست که
« با این اسیران چه کنم؟» شامیان در پاسخ گفتند: «آنها را از دم شمشیر بگذران »
یکی از انصار به نام « لقمان بن بشیر » گفت:
« ببین اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بود با آنان چه میکرد؛ تو نیز همان طور رفتار کن»
امام باقر علیه السلام نیز که در مجلس حضور داشت، سخنان قاطعی گفت که یزید را از قتل اسرا منصرف کرد. یزید سر بر زیر انداخت و سپس دستور داد آنان را از مجلس بیرون ببرند.
در روایتی نیز امام سجاد علیه السلام به « منهال » فرمودند: « هیچ بار نشد که یزید ما را احضار کند و ما گمان نکنیم که میخواهد ما را بکشد» به هر حال با توجه به شواهد متعدد تاریخی، یزید بارها تصمیم قطعی به قتل امام سجاد و همراهان ایشان داشته ولی خداوند هر بار آنها را نجات داده است.(۵)
زمان شهادت امام سجاد علیه السلام
همان طور که در روز تولد حضرت زین العابدین علیه السلام در بین مورّخین اختلاف است، در روز و سال شهادت او نیز اختلاف وجود دارد. دامنه این اختلاف از سال ۹۲ هجری تا سال ۱۰۰ هجری است، اما آنچه از همه مشهورتر است، یکی سال ۹۴ هجری است که آن را به مناسبت ارتحال فقهای بیشماری از اهل مدینه، « سنه الفقهاء » نامیده اند و دیگری سال ۹۵ هجری.
« حسین » فرزند امام علی بن الحسین علیه السلام وفات پدر خود را در سال ۹۴ اعلام کرده است و بر این اساس بزرگانی نظیر شیخ مفید و شیخ طوسی و محقق اربلی و ابن اثیر نیز همین نظر را داشته اند.
اما بر اساس روایتی که ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است، امام فرموده است: حضرت علی بن الحسین علیه السلام در حالیکه ۵۷ ساله بودند از دنیا رفت و این واقعه در سال ۹۵ هجری اتفاق افتاد.
آخرین شب زندگانی حضرت
امام صادق علیه السلام فرمودند:
حضرت امام سجاد علیه السلام در شب شهادتش به فرزندش، امام محمد باقر، فرمود:« پسرم، برایم آب بیاور تا وضو بگیرم.»
امام محمد باقر برخاست و ظرفی آب آورد.
امام سجاد فرمودند:« این آب برای وضو شایسته نیست، چرا که در آن حیوانی مرده افتاده»
امام باقر چراغی آورد و دید موشی مرده در آن افتاده است. از این رو ظرف آب دیگری برای ایشان برد.
امام سجاد فرمود:« پسرم! این همان شبی است که به من وعده دادهاند»
سپس سفارش کرد به شترش که بارها با آن به حج مشرف شده بود، خوب رسیدگی کنند و غذا بدهند.(۶)
شهادت
روز شهادت امام سجاد نیز ۱۸ ، ۲۲ و ۲۵ محرم نقل شده که روز ۲۵ از شهرت بیشتری برخوردار است.
بنا بر این روایات، امام سجاد علیه السلام ۵۷ یا ۵۸ سال عمر فرمود که :
دو سال آن را در زمان حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، ده سال را در زمان امامت عموی خود حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال را در دوران امامت پدر خود سپری فرموده است و مدت امامت خود آن امام بزرگوار نیز ۳۵ سال بوده است.(۷)
محل دفن امام سجاد علیه السلام
حضرت زین العابدین علیه السلام پس از تشییع باشکوه مردم مدینه، در بقیع که قبور بسیاری از اولیاء خداوند، همسران پیامبر، فاطمه بنت اسد و بسیاری از صحابه گرانقدر پیامبر و تعدادی از شهدای صدر اسلام در آن قرار دارد، در کنار مرقد مطهر حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، عموی بزرگوارش، مدفون گردید.
در این قطعه از بقیع عباس، عموی پیامبر، نیز دفن شده بود و بعداً حضرت امام صادق و حضرت امام باقر نیز مدفون گردیدند. این بخش دارای قبه و بارگاه بوده ولی اکنون به دست وهابیون تخریب شده است.(۸)
قاتل امام سجاد علیه السلام
حضرت علی بن الحسین علیه السلام در زمان خلافت ولید بن عبدالملک به شهادت رسید.
بنا به گفته عمر بن عبدالعزیز، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود. در دورهی حکومت او، رفتار مروانیان و کارگزاران آنها با دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بنی هاشم و به خصوص امام سجاد علیه السلام بسیار ظالمانه و بیرحمانه بود.
والی مدینه هشام بن اسماعیل گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران ولید رفتار ظالمانه ای با حضرت زین العابدین علیه السلام در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بدرفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل مروان نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند. او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین علیه السلام بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام فریاد زد:« الله اعلم حیث یجعل رسالته » (خدا میداند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد.)
و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأمینت میکنیم.
مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود.(۹)
مردم مدینه و اندوه شهادت امام سجاد علیه السلام
خبر شهادت حضرت زین العابدین علیه السلام که با عملکرد انسانی و الهی خود، همگان را مجذوب خود کرده و با مجاهدت سی و پنج ساله خود، تصویری منور و متعالی از امامت در ذهن جامعه اسلامی ترسیم کرده بود، به سرعت در شهر پیچید و همه برای تشییع جنازه او حاضر شدند.
سعید بن مسیب چنین روایت می کند:« وقتی امام به شهادت رسید، همه ی مردم، از نیکوکاران گرفته تا بدکاران، برای تشییع جنازهاش حاضر شدند. همه زبان به ستایش او گشوده بودند و سیل اشک از دیدگان همگان جاری بود. در تشییع جنازهی امام همه مردم شرکت کرده بودند و حتی یک نفر در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم باقی نمانده بود.»(۱۰)
حضرت زین العابدین علیه السلام شتری داشت که بر اساس بعضی از روایات بیست و دو بار با او به حج رفته بود، اما در تمامی این مدت حتی یک ضربه تازیانه هم به او نزده بود. امام در شب شهادت خود سفارش کرد به این شتر رسیدگی شود.
وقتی امام به شهادت رسید، شتر یکسره به سوی قبر مطهر امام رفت، در حالی که هرگز قبر امام را ندیده بود. خود را به روی قبر انداخت و گردن خود را بر آن می زد و اشک از چشم هایش جاری شده بود.
خبر به حضرت امام باقر علیه السلام رسید.
امام کنار قبر پدر رفت و به شتر گفت:
« آرام باش. بلند شو. خدا تو را مبارک گرداند»
شتر بلند شد و برگشت ولی پس از اندکی باز به قبر برگشت و کارهای قبل را تکرار کرد.
امام باقر باز آمد و او را آرام کرد ولی بار سوم فرمود:« او را رها کنید! او میداند که از دنیا خواهد رفت»
سه روز نگذشت که شتر از دنیا رفت(۱۱)
منابع:
۱- دائره المعارف تشيع، ج۶، ص ۴۰۴
۲- تحف المعقول،ابن شعبه حرانی، حسن،ص ۲۶۱
۳- دائرة المعارف تشيع، ج ۶، ص ۴۰۴
۴- تحف العقول،ابن شعبه حراني، حسن،
ص ۲۷۸ -۳۶۱
۵- بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۰ و ۱۳۵
۶- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۱۴۸، حدیث ۴
۷-بحارالانوار، ص ۱۵۱، حدیث ۱۰ (به نقل از کشف الغمه ) و ص ۱۵۲ الی ،۱۵۴ اصول کافی، ج ۱، ص ۴۶۸، حدیث ۶
۸- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۱۵۱، حدیث ۱۰
۹- بحارالانوار،ج ۴۶، ص ۱۵۲، حدیث ۱۲ و ص ۱۵۳ و ۱۵۴
۱۰- بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۱۵۰
۱۱- بحارالانوار، ج ۴۶، ص۱۴۷ و ۱۴۸، حدیث ۲ و ۳ و ۴ به نقل از بصائر الدرجات و اختصاص و اصول کافی ج ۱، ص ۴۶۷، حدیث ۲ و ۳ و۴
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com