به گزارش بولتن نیوز، متن این یادداشت که در صفحه اینستاگرام نگارنده منتشرشده، به شرح زیر است:
درگذشتههای نهچندان دور، در میان انواع و اصناف چهارپایانِ باربر، گونهای بود به نام "خر دیزه". معروف بود که این تیره از الاغ، بهرغم تمامیت خصال مثبتی که برای آن متصور است، یک عادت بد دارد: راضی است به پرتاب خود از ارتفاع و نهایتاً مرگ، به دلخوشی آنکه به صاحب خود ضرر بزند! فی الحال حکایت برخی پشیمان شدگان از انقلاب و مطرودان نظام است که در پی آناند که از هر واقعهای، کلوخی بسازند برای پرتاب بهسوی پیشینه خویش.
آخرین مورد از این فقره، اظهار لحیه محسن صفایی فراهانی است که: انقلابیون آبادان، سینما را به آتش کشیدند، چون از دسته جُهالی بودند که بر ظلم شوریده بودند!
آیا مردم آبادان و در مقیاس کلیتر خوزستان، اینان را به چنین صفاتی میشناسند؟ یا بالعکس، هرچه در عرصه دین و مبارزه آموختهاند را مرهون ایشان میدانند؟ برخی دیگر بدین تشبه کردهاند که: انقلابیون سینما را آتش زدند تا مردم خوزستان را به حرکت علیه شاه تحریک کنند و این خطه را از خمود و خاموشی به درآورند! بلافاصله این پرسش میآید که: اقدام به چنین کاری، آگاهی و انقلاب میآفریند یا برعکس دعاوی شاه را بر هنر ستیزی و تحجر انقلابیون اثبات میکند؟ و اساساً در نگاهی کلیتر: آیا جهل میتواند بر ظلم پیروز شود؟
پیروزی بر ظلم-از آن نظر که هوشمند وساختارگراست-به عقل و درایتی بیش از آن نیازمند است و آیا اینهمه از جهل برمیآید؟ آیا صفایی فراهانی و همگنان او حاضرند بپذیرند که چهل سال دستیار جهل بودهاند تا امروزه در قامت دگراندیش و دگر خواه موردپذیرش قرار گیرند؟ آیا مخاطبان این جماعت، به بلاهتی که مقتضای چنین پذیرشی است، تن درخواهند داد؟
پ ن اول: آنچه از محسن صفایی فراهانی در این وجیزه منقول آمد، برگرفته از گفتوشنود جدید حسین دهباشی با او در برنامه خشت خام است.
پ ن دوم: هدف ما در این مختصر، پژوهشی تاریخی در باب واقعه آتشسوزی سینمارکس آبادان نبود که این مجالی موسع میطلبد.
انتهای پیام/#
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com