آغاز تحرکات خائنانه مجبر در ایران
قذافی
پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، مُجبر را به عنوان سفیر لیبی در
تهران منصوب کرد. وی از همان بدو انتصاب به عنوان سفیر، اقدام به نزدیک شدن
به چهره های کلیدی نظام جمهوری اسلامی ایران کرد که در این میان، تمام
تحرکات و تلاش های وی برای نزدیک شدن به بیت بنیانگذار انقلاب، به علت
زیرکی سیاسی حضرت امام خمینی(س)، بی ثمر ماند.
مُجبر از همان ابتدا،
تلاش کرد تا حد ممکن، به جمع آوری اطلاعات از ایران و شخصیت های کشور
بپردازد و اقدام به جذب هوادار و نیرو و شبکه سازی به سود رژیم خود کند. در
این میان، جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق علیه ایران این زمینه را در اختیار
مُجبر قرار داد تا به عنوان مخالف رژیم صدام، خود را به ایرانیان و بویژه
بخشی خودسر از بدنه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به آن اشاره خواهد شد
نزدیک کند اما کیست که نداند مخالفت قذافی با صدام و حمایت تسلیحاتی اش از
ایران، نه به علت دلسوزی برای شیعیان و ایرانیان که ناشی از رقابت دو
دیکتاتور متکبر گردنکش بود که هر یک سودای رهبری جهان عرب را در سر می
پروراندند.
ارتباط گیری با باند مهدی هاشمی
یکی از افرادی که بشدت تحت تأثیر القائات و توطئه های مجبر قرار گرفت، "سید مهدی هاشمی" سرکرده باند انحرافی در واحد نهضت های آزادیبخش سپاه بود که عقاید انحرافی اش، نه تنها وی را به ورطه اقدامات کور تروریستی کشاند که او را به عنصری آلت دست رژیم قذافی تبدیل کرد به گونه ای که در نهایت به مُخبری تبدیل شد که اطلاعات محرمانه نظام و شخصیت ها و جبهه های جنگ را به مُجبر و شخص قذافی منتقل می کرد. خود هاشمی در اعترافاتش در این باره تصریح می کند: «ما چه در زمانی که در سپاه بودیم بطور خفیف تر، بعدش هم بطور جدی تر، یک سری مشکلات داخلی نظام و بن بست ها و اشکالات و نارضایی هایی که وجود دارد با سعد مجبر، نماینده قذافی در ایران مطرح می کردیم و در حقیقت یک شناختی از بافت معادلات کشور را مرتب به اینها می دادیم... بیشتر نقاط ضعف را می گفتیم. این در یک محور زمانی که با سفارت لیبی رابطه داشتیم... لیبیایی ها از کانال ما در جریان مسائل کشور و نقاط ضعف نظام و رژیم و مسؤولین قرار می گرفتند و این قول را هم به ما داده بودند که بالاخره اگر شما و طیف و تفکر شما به حاکمیت برسد ما حمایت صددرصد می کینم از شما. یک همچون قول حمایت کلی را از همان اول به ما داده بودند که این آخر هم باز خود سعد مجبر با من مطالب را اعتراف کرد.»
سید مهدی هاشمی، سرکرده باند تروریستی داخلی و خارجی
سید
مهدی هاشمی در ادامه اعترافات خود که در کتاب خاطرات سیاسی محمد محمدی ری
شهری، وزیر وقت اطلاعات به آن اشاره شده است، با اشاره به تداوم روابط خود
با مُجبر پس از پایان دوران سفارتش در تهران، تأکید می کند: «در محور لیبی
اگر بخواهیم خلاصه بکنیم باید بگوییم همان دیدگاه های ضد حضرت امام و نظام
و اعتراضات و اشکالاتی که ما داشتیم به مجموعه نظام، به همراه یک سری
اخبار و جریاناتی که در هر مقطعی در تحولات داخلی به دستمان می رسید اینها
را به نحوی منتقل می کردیم و در قبالش هم لیبی این تعهد را کرده بود که
بطور صد در صد و همه جانبه با ما همکاری کند.»
این اعترافات، تنها گوشه ای از خیانات شخص سعد مجبر به ایران و ایرانیان است.
جنایت بزرگتر و توجیه سازی برای آن
جنایت بزرگتر او، همدستی با رژیم قذافی در ماجرای ربودن امام موسی صدر، رهبر ایرانی مقاومت اسلامی لبنان است.
می
توان گفت جز قذافی، شاید حداکثر 20 نفر در کادر رهبری لیبی وجود دارند که
از جزئیات ربایش امام صدر اطلاع دارند که یکی از این افراد، قطعاً شخص مجبر
است.
مجبر توانست در برهه جنگ عراق علیه ایران با این توجیه که اکنون
اتحاد ایران و لیبی و تجارت سلاح، اهمیت بیشتری از تخریب روابط به خاطر
موضوع امام موسی صدر دارد، پیگیری این پرونده را سال ها به تعویق بیندازد.
وی همچنین بارها با صدور بیانیه های متعدد و تمجید از سیاست های شخص قذافی تلاش کرد، لکه ننگ ربایش امام را از دامان رهبرش بزداید.
مقاله سعد مجبر در روزنامه شرق
مهم
ترین نمونه این اقدامات، مقاله ای بود که در روز سه شنبه شانزدهم شهریور
ماه سال جاری به چاپ رساند و طی آن تلاش کرد وجهه رژیم لیبی را از این
جنایت تطهیر کرده و تقصیر را به گردن رژیم اسرائیل بیندازد و علاوه بر این،
پرونده پیگیری سرنوشت امام موسی صدر را بسته شده اعلام کند.
چاره مجبر چیست؟
اکنون
و همزمان با تشدید سرعت تحولات لیبی و شیب تند سرنگونی دیکتاتور خونخوار
آن، باید پرسید که آیا صدور بیانیه ای چنین بی مایه خطاب به قذافی از سوی
مجبر پذیرفتنی است؟ آیا اگر مجبر از گذشته خود واقعاً پشیمان شده است راه
بهتر این نیست که وی مانند دیگر همکاران خود در وزارت خارجه این رژیم، از
فجایع جاری در این کشور محروم و مظلوم، ابراز انزجار کند و به انقلابیون
بپیوندد؟
آیا وی که به خاطر سوابقش، از جمله افراد مغضوب ملت ایران است
نباید دست کم برای تشفی دل ایرانیان و لبنانی ها و نیز لیبیایی های که لکه
ننگ ربایش امام صدر به نام حکومت کشورشان در تاریخ به ثبت رسیده، از راز
ربایش امام موسی صدر پرده بردارد و ابعاد این ظلم تاریخی را بشکافد و نشانی
زندان ایشان را در اختیار ایران و انقلابیون لیبی قرار دهد؟
دیگر خیانت ها
این،
صرف نظر از دیگر اقدامات مجرمانه مجبر علیه ایران است. پیگیری پرونده خارج
سازی حاکمیت جزایره سه گانه ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک از حاکمیت
جمهوری اسلامی ایران در اوائل انقلاب، خارج کردن دارایی 90میلیاردی سرمایه
گذاری های اقتصادی لیبی در ایران در اوج دوران فشار و تحریم اقتصادی ایران
از سوی غربی ها در جریان طرح پرونده هسته ای کشورمان در آژانس بین المللی
انرژی اتمی، موافقت با رأی مخالف رژیم لیبی علیه جمهوری اسلامی ایران
در جریان رأی گیری شورای امنیت سازمان ملل برای تحریم ها و دهها اقدام دیگر
علیه کشورمان، تنها گوشه از خیانت های رژیم قذافی و سعد مجبر به عنوان
سرسپرده وی در ایران است که مجبر باید با اقداماتی چشمگیرتر، از این خیانت
ها و ظلم ها توبه کند.
در پایان با توجه به حجم اتهامات شخص سعد مجبر
علیه ایران، مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین و حمایت های جانانه وی از شخص
قذافی تا آخرین لحظه، به نظر می رسد چنانچه وی پشیمانی خود از این اقدامات
را رسماً اعلام و جنایاتش را جبران نکند، نهادهای قضائی و امنیتی کشورمان،
در وهله نخست با ممنوع الخروج کردن مجبر، مقدمات محاکمه وی را فراهم سازند و
برای همگامی با ملت لیبی، رازهای ناگفته رژیم قذافی را از سینه وی بیرون
کشند و زمینه آزادی امام مقاومت، سید موسی صدر را فراهم سازند.
مشرق
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com