به گزارش بولتن نیوز، داستان از خرداد پر حادثه شروع شد!خرداد پر حادثه ای که سالهای سال است، ما را غافلگیر می کند. روزی با قیام مردم مظلوم قم و روزی هم با رحلت پیر جماران، ملتی را اندوهگین می کند. ایامی با دوم خرداد اصلاحات، ایامی با سوم خرداد خرمشهر و ایامی هم با 24 خرداد، شادی را به ملت هدیه می دهد! آری:از 24 خرداد 92 سخن می گویم. همان روزی که اتفاقی بزرگ توسط مردم همیشه در صحنه ایران رقم خورد. ملت، یکپارچه گوش به فرمان ولی امر مسلمین «حضرت آیت الله خامنه ای حفظ الله» سپردند و در موجی خروشان به پای صندوق های رای آمدند.اکثزیت هم به اعتدال و میانه روی رای دادند. به اعتدال رای دادند چون نه دیگر اصلاحات خاتمی را می خواستند نه اصولگرایی احمدی نژاد را.
آقای رئیس: اکنون که به یاد شعار قبل از انتخابات شما میافتم و فریاد بلندی که با هم سر میدادیم «تدبیر و امید»، به خود میبالم. یادش بخیر روزهایی که هم قطاران ما روز به روز بیشتر می شدند تا سیل جاری کنیم. ما اینجا (خوزستان) با نماد بنفش برای خودمان عددی بودیم! بر ماشین هایمان برچسب «حمایت از دکتر روحانی»می زدیم. ایمان داشتیم که مردی در راه است که میخواهد ثابت کند جایگاه ایران در بالاترین قله ها است. آن قدر به پیروزیتان امید داشتیم که تقریباً یقین کرده بودیم کلید مشکلات را در جیب دارید؟ یقین داشتیم عشق پشت چراغ قرمز نمی ماند، که به حول قوه الهی هم، نماند!
مرد تدبیر و امید: من جوان،شما را از زمانی که مسئول پرونده هسته ای ایران بودی می شناختم.ولی شور انتخابات 92 عمق شناختم را به شما بیشتر کرد. شما را به ادب مثال زدنی ات شناختم. به اعتدال و میانه روی ات شناختم. به تکریم کردن بزرگان ملت،شناختم. به تدبیرت، به امیدت،به ایمان داشتنت به جوانان، شناختم. شناختم و رای دادم. رای به شما دادم، تا روزهایم رنگی شود. رای دادم تا ایام ابری بگذرد و آفتاب، طلوعی دوباره کند.
آقای رئیس جمهور: نمی دانم چقدر از حال وهوای ملت دراین سفر 4-5 روزه ای که به نیویورک داشتید،اطلاع دارید. اینجا همه برای شما دعا می کردند.همه از شما حرف می زنند.شما رفتید تا به پشتوانه دعای ملتی قهرمان و مظلوم، شان منزلت ایرانی ها بازگردانید.رفتید تا بدون عدول از مواضع حق مسلم ما را به جهانیان اثبات کنید.الحق و الانصاف هم که طبیب ظاهر شدید.دست مریزاد.
آقای رئیس:خدا می داند، در لحظه سخنرانی شما چقدر برخود بالیدم. چقدر حس و حال خوبی در آن شب داشتم. چقدر دوست می داشتم در لحظه ورود شما به کشور،رهسپار تهران شوم و در جشن دانشجویان و مردم قدرشناس کشورم حضور یابم که البته توفیق نصیب نشد.
....و اما آقای روحانی:در رسانه ها خواندم عده ای گستاخانه به ساحت شما اساعه ی ادب کرده اند!؟خدا می داند چقدر دلم شکست. براستی برای چه؟ با چه هدفی؟ با چه پشتوانه ای؟ با چه انگیزه سیاسی؟ مگر شما در این سفرچه کردید؟ گناه شما چیست؟ادب داشتن در سخنوری،رعایت اعتدال،عدول نکردن از مواضع و اصول،افزایش شان ایران درجهان،دیپلماسی سازنده،نمایش اقتدار ایران، افزایش امید برای ملت، آیا کارهای اشتباهی بودند!؟
اینها که با مشت بر ماشین شما کوبیدند با خود چه می اندیشند؟ در چه فضایی سیر می کنند؟ چند کلاس سواد دارند؟چه حقی برای خود قائل هستند که این چنین جسارت هایی می کنند؟ نمی دانم! احتمالا اینها ناراحتند چرا در راه بازگشت نرفتید ونزوئلا حال و احوالی با مادر چاوز کنید؟ ناراحتند چرا در امریکا حاشیه و جنجال درست نکردید؟ ناراحتند چرا خانواده خود را به همراه نبردید؟ ناراحتند چرا 200- 300 نفر از نزدیکان و دوستان را سوار طیاره نکردید، بروند حال و هوایی تازه کنند؟ناراحتند چرا شعار مدیریت جهان را ندادید؟ ناراحتند،چرا تاریخ ظهور آقا و سرورمان را تعیین نکردید؟ ناراحتند چرا وقتی سخنرانی می کردید اکثر کشورها در سالن حضور داشتندو جلسه را ترک نکردند؟ ناراحتند چرا اینقدر ترافیک دیدار با شما سنگین بود؟ ناراحتند چرا ما را منفورتر از قبل نکردید!؟ ناراحتند چرا شش ماهه و یکساله می خواهید پرونده هسته ای را فتیله پیچ کنید؟
آقای پرزیدنت: به قول یک نفر!عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دور دست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگر هم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند. اینها از همان دسته اند.همان هایی که برایشان اندیشه منفور،زشت و ناپسند است! من نمی دانم این نامه را شما می خوانید یا نه؟ ولی من به جای آنها از شما عذرخواهی می کنم. شما ببخش که برخی ها اینقدر بی پروا و نابخرد شده اند. ببخش اگر جلوتر از رهبری عزیز حرکت می کنند. ببخش اگر فرق دیپلماسی و چغندر را نمی دانندو اظهار نظر می کنند. ببخش اگر جز آشوب، کار دیگری یادشان نداده اند؟ ببخش اگر زود قضاوت می کنند.شما ببخشیدو به دل نگیرید.آنچه اینها و سایت های تندرو و افراطی درباره شما می گویند بازتابی است از خودشان نه شما.
آقای رئیس:راستی در پرسش مهر پرسیدهاید که اگر پدر شما رییسجمهور باشد چه توصیه میکنید که بتواند اعتدال و میانهروی را در همه ابعاد زندگی اجتماعی جامعه ایران بگستراند؟ من گرچه سالهاست دیگر دانش آموز نیستم و چند سالی است دانشجو شده ام! ولی به پدرم توصیه می کنم:همه را دوست بدار و هر روز بامداد و شامگاه تکرار کن: درود برمخالف من!
راستی آقای رئیس جمهور:من علی،متولد خرداد پرحادثه هستم!
دانشجوی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com