صفحه نخست

بولتن ۲

اقتصادی

بین الملل

اجتماعی

بولتن2

ورزشی

عکس

فرهنگ و هنر

IT

انرژی

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۱۵۴۷۱
تعداد نظرات: ۳۱۹ نظر
تاریخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۹۱ - ۲۱:۱۸
تهران- بسیاری از روانپزشکان معقتدند که با شناخت و اقدام درمانی به موقع می توان از پیشرفت بسیاری از اختلالات روانی جلوگیری کرده تا فرد مبتلا با انجام درمانی مناسب به جامعه باز گردد این در حالی است که بسیاری از افراد از اختلالات روانی و نشانه های آن بی اطلاع هستند.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از  ایرنا، یکی از اختلالات روانی که بیشتر در سنین نوجوانی و بزرگسالی دیده می شود، اختلال روانی دو قطبی یا ˈافسردگی مانیاییˈ است که عموما افراد مبتلا از نشانه های آن بی اطلاع هستند.

براساس این گزارش چنانچه این بیماری در نوجوانی شناسایی و درمان شود از پیشرفت بیماری جلوگیری خواهد شد اما لازمه آن شناخت والدین نسبت به نشانه های این بیماری است.

اختلال دوقطبی که پیش از این «افسردگی مانیایی» یک بیماری روانی است که مشخصه اش نوسان شدید خلق و خو، شامل حالت های هیجانی بالا (مانیا) و پائین (افسردگی) است.

آغاز اختلال دوقطبی معمولا ازاواخر دوره نوجوانی یا اوایل دوران بلوغ است اما امکان بروز آن در سنین دیگر، از جمله در خلال دوران کودکی نیز وجود دارد.

اغلب افرادی که دچار اختلال دوقطبی هستند دو وضعیت و حال مختلف و متناوب را تجربه می کنند، یکی دوران پرانرژی و تکانش (مانیا) و دیگری دوران غم و نومیدی و از دست دادن علایق به فعالیت های مختلف (افسردگی).

این مساله در مورد کودکانی که دچار اختلال دوقطبی هستند نیزصادق است، هر چند نشانه ها و عوارض آن در کودکان ممکن است تا حدودی متفاوت باشد،برای مثال، کودکان و نوجوانان در دوران مانیایی، احتمالا بیشتر از بالغین زود رنج و تحریک پذیرمی شوند و رفتارهای تخریبی نشان می دهند تا رفتارهای شادمانه به علاوه، کودکان بیشتر از بالغین احتمال دارد که این حالت ها را در یک زمان و به طور توام داشته باشند که به آن حالت مختلط گفته می شود.

تغییر حالت از حالت مانیایی به افسردگی در کودکان و نوجوانان به سرعت و گاهی حتی در خلال یک روز، صورت می گیرد. در حالی که این تغییر حالت در بالغینی که دچار اختلال دوقطبی هستند معمولا در دوره های هفتگی یا ماهانه اتفاق می افتد.

علت اختلال دوقطبی کاملا شناخته شده نیست اما ظاهرا واکنشهای شیمیایی مغز، نقش عمده ای در ایجاد آن بازی می کنند.همچنین به نظر می رسد که اختلال دوقطبی دارای ریشه های ژنتیکی باشد.

پزشکان به اولیایی که نشانه ها و رفتارهای مرتبط با اختلال دو قطبی را به مدت حداقل دو هفته در کودکانشان مشاهده می کنند، توصیه می کنند که حتما با پزشک متخصص مشورت کنند. البته تشخیص اختلال دوقطبی در کودکان می تواند دشوار و بحث انگیز باشد زیرا معیار و ضابطه تشخیصی جداگانه ای برای این گونه کودکان وجود ندارد.

با وجود این، بسیاری از بالغینی که تشخیص اختلال دوقطبی برای آنان داده شده اظهار داشته اند که نشانه های بیماری از دوران کودکی در آن ها شروع شده است به علاوه، اختلال دوقطبی در کودکان معمولا به همراه اختلالات دیگری از جمله بیش فعالی بروز می کند.

اختلال دوقطبی معمولا تا اواخر دوران نوجوانی یا اوایل دوران بلوغ در افراد ظاهر نمی شود با وجودی که پزشکان و متخصصان بیماری های روانی اکنون از نقش این اختلال در دوران کودکی آگاهی بیشتری دارند اما بسیاری ازمتخصصان بر این باورند که این بیماری هنوز در کودکان و نوجوانان تشخیص داده نشده است.

ˈشمس الدین کهانیˈ یک روانشناس بالینی در این زمینه در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی ایرنا می گوید: درمان دارویی اساس و پایه درمان در بیماری دو قطبی است و در صورت مصرف نامنظم و یا قطع دارو منجر به عود بیماری می شود.

وی می افزاید:درصورت قطع دارو زندگی خصوصی وحرفه ای این بیماران مرتب دستخوش تلاطم و بحران می شود و گاه با شکست و ناکامی مواجه خواهد شد.

کهانی با بیان اینکه بسیاری از بیماری های انسان علاج قطعی ندارند، تصریح می کند: اما با اقدامات درمانی بسیاری از این بیماریها قابل کنترل هستند وهدف علم پزشکی در تمام عرصه ها ای است که بیمار به فعالیت روزمره خود بازگشته و کیفیت زندگی مناسبی پیدا کند.

وی با بیان اینکه بیماری دو قطبی نیز قابل درمان است، می گوید: اما این به معنای ریشه کن شدن بیماری و عدم نیاز بیمار به ادامه درمان و مصرف دارو نیست.

کهانی با بیان اینکه با پیگیری مرتب درمان ، بیمار وضعیت مطلوبی پیدا خواهد کرد، می افزاید: سن ابتلا به بیماری دو قطبی در محدوده سنی ازدواج است.

وی تصریح می کند: اختلال دو قطبی به صورت معمول در آخر دوره نوجوانی یا اوایل دوره بزرگسالی بروز می کند، این بیماری انواع مختلفی دارد که مهمترین انواع آن اختلال دوقطبی نوع یک و اختلال دو قطبی نوع دو است.

کهانی اضافه می کند: شروع بیماری معمولا با دوره ای از افسردگی شروع می شود و پس از یک یا چند دوره از افسردگی، دوره شیدایی بروز می کند.

کهانی با بیان اینکه در تعداد کمتری از بیماران، شروع بیماری با دوره شیدایی یا نیمه -شیدایی است، می گوید: این نوع اختلال از جمله اختلالاتی است که با دارو درمان می شود.

کهانی اضافه می کند: دوره های شیدایی از چند روز تا چند ماه به طول می انجامد و معمولا شدت آن ها باعث می شود که بیمار نیازمند درمان جدی به صورت بستری یا همراه با مراقبت زیاد باشد.

کهانی تاکید می کند: قطع زود هنگام درمان، خطر برگشت بیماری را بسیار افزایش می دهد و باعث می شود که بیماری در فاصله چند ماه عود کند.

وی به بیماران و خانواده آن ها توصیه می کند که مراحل درمان این بیماری را برای بهبودی کامل به پایان برسانند.

این روانشناس بالینی در مورد بارداری زنان مبتلا به این بیماری می گوید: هیچ ممنوعیتی در بارداری زنان مبتلا به اختلال افسردگی و شیدایی( اختلال دو قطبی) وجود ندارد و زنان مبتلا به این بیماری می توانند باردار شوند.

کهانی می افزاید: یکی از مسایل مهمی که بیماران و خانواده آنها با آن مواجه هستند، مساله بارداری فرد مبتلا به بیماری دو قطبی است به همین دلیل یکی از سووالات بیمار و اعضای خانواده آنها در مورد سرنوشت بارداری فرد در آینده است.

کهانی می گوید: از نظر قدرت بارداری فرقی بین زن مبتلا به بیماری دو قطبی و سالم از نظر روانپزشکی وجود ندارد چرا که به رغم مصرف داروهای مربوط به کنترل بیماری مانیک- دپرسیو(شیدایی و افسردگی) باز امکان باردار شدن برای بیمار وجود دارد.

وی تصریح می کند: البته باردار شدن بیمار مبتلا به دوقطبی نیازمند مراقبت های بیشتری دارد البته فرد مبتلا باید با برنامه ریزی جدی تری تصمیم به بارداری بگیرد.

کهانی می گوید: هر چند که قطع ناگهانی دارو خطر عود این اختلال را افزایش می دهد اما بهتر است برای کاهش عوارض دارویی بر جنین، داروی بیمار قطع شود.

وی تصریح می کند: شانس بروز این بیماری در مادر باردار نسبت به قبل از حاملگی افزایش نمی یابد اما همراه با بروز یا عود بیماری، علایم رفتاری در بیمار ظاهر می شود و می تواند برای مادر و جنین وی مخاطره آمیز باشد.

کهانی با بیان اینکه بیماری دو قطبی به دو شکل برای مادر و جنین مخاطره آمیز است، ادامه می دهد: اثرات بیماری بر مادر و جنین و عوارض داروها بر جنین از خطرات بیماری دو قطبی در زنان باردار است.

براساس این گزارش، تمام بیماریهای اعم از جسمانی و روانی با تشخیص به موقع درمان پذیر هستند براین اساس افراد باید با مشاهده نشانه های غیرعادی به پزشکان متخصص مراجعه کرده تا اقدامات درمانی لازم و به موقع در مورد آن ها انجام شود.


برچسب ها: بیماری ، دوقطبی ، درمان

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظرات بینندگان
مريم
|
|
۱۹:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۹
با سلام مطالب مطرح شده مفيد بودند اما اگر در مورد درمانهاي غير دارويي مثل CBTهم توضيح دهيد بهتر است.
رحمان
|
|
۰۹:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۳۱
مطالب خوب بود بسيار ممنون و سپاسگزاريم اگر مقدور است راه مقابله واينكه بهترين روش برخورد بااينگونه افراد به چه صورت است بيشترين ضربه روحي فقط وفقط دامنگير پدرومادر است ممنون ميشوم دراين زمينه مرا راهنمايي كنيد
آرتیمس
|
|
۰۸:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۷
با سلام
همسرم مبتلا به این عارضه است. چندین روز متوالی تمام وقت در خواب است و چند روزی هم بی آنکه چشم بر هم بگذارد ، پر جنب و جوش است و شوخی های زننده می کند و اصلا نمی خوابد. پرخاشگر است ، گذشته ای بی بند وبار داشته است...سابقه اعتیاد و مصرف الکل دارد ولی با تلاشهایی که کردم عجالتا الکل و مخدر را کنار گذاشته ولی متادون را جایگزین نموده...پس از مصرف متادون دچار توهم می شود و هذیان می گوید...لطفا مرا راهنمایی کنید چون سلامت روانی خودم نیز به این ترتیب به خطر می افتد کما اینکه سلامت جسمی ام را از دست داده ام ...
ساغر
|
|
۱۶:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۳
با سلام
من اطلاعات کمی در مورد این بیماری داشتم که با خواندن مطالبی در اینترنت ترس تمام وجودم را گرفته
پدرشوهر من مبتلا به این بیماری است تا آنجاییکه میدانم این بیماری را از زمان جوانی داشته و در مدتی که من ازدواج کرده ام هر ساله یک یا چند ماه بستری میشود.
حال ترس من از این است که این بیماری که میتواند ارثی باشد به فرزندم هم سرایت کند.من اکنون باردارم و از این بابت خیلی نگرانم.
لطفا مرا راهنمایی کنید که چگونه میشود فرزندم را از این بیماری نجات دهم؟
آیا از اکنون با پزشک اعصاب و روان در ارتباط باشم؟
با تشکر
پاسخ ها
ترگل
| |
۱۳:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۴/۱۰
به نظر من بهترین درمان درمان با طب سنتی هست من جایی رو میشناسم سلامتگاه طب سنتی ایران که تو خیابان پاسداران هست اونها کاملا تشخیص میدن که چرا شما به این بیماری مبتلا شدید و درمان می کنن. خوبیش اینه که شما وقتی اینجا میرید انگ روانی بودن هم به شما زده نمیشه چون داروها به شکل کپسول هست اما توش مواد گیاهی هست. من خواهرم مشکل دوقطبی داره خودم جدیدا سردردهای عصبی می گرفتم به این مرکز مراجعه کردم به لطف خدا خوبم و اثرش رو دیدم .هر کس میخواد میتونه تو گوگل سرچ کنه و وقت بگیره مراجعه کنه. استاد محسن ناصری تو این مرکز نظارت کامل دارند.
سلام
|
|
۱۷:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۳
اینقدر با این صحبت هاتون استرس تو بقیه ایجاد نکنید. ترس تمام وجودم رو گرفته دیگه چه حرفیه؟هیچ فرد 100 درصد سالمی تو دنیا وجود نداره.
سارا
|
|
۲۰:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۸
سلام من بیماریم را از مادر بزرگ پدریم به ارث بردم سالها باعث عذاب و ناراحتیم بود تا زمانی که احساس کردم یک مشکلی دارم به روانکاو (دکتر سعید محمد)مراجعه کردم فقط با خواست خودم 2سال جلسات روانکاوی مستمر و بعد با مشورت دکتر به متخصص اعصاب و روان یا همان رونپزشک مراجعه کردم همان اوایل دوره روانکاوی و دارو درمانی را شروع کردم مشکل من خیلی حاد بود مادر بزرگم بر اثر این بیماری 3 بار خود کشی کرده بود و در آخر خودش را غرق کرد در فاز شیدایش ولی الان بسیار اوضاع روحی روانیم بهتر شده تغییر فازم خیلی کم شده و پرخاش گری من کاملا از بین رفته به توصیه پزشکم گوشت را کم کردم و سبزی ها را بیشتر مصرف کردم و بعد از مدتی کاملا گیاه خوار شدم که این موضوع به کنترل بیماریم بسیار کمک کرده
پاسخ ها
فرانه
| |
۱۱:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۴
سلام،
خیلی خوشحالم که حالتون بهتر شده. ممکنه بیشتر توضیح بدین. من هم در مورد خام گیاه خواری و معجزاتش شنیدم که خیلی از مریضی ها رو درمان کرده.میشه ازتون یک شماره ی تماس داشته باشم و راهنمایی بگیرم؟
من تازگی متوجه این بیماری در یکی از عزیزترینام شدم و میخام کمکش کنم. لطفا بگید چطور ازین روش کمک گرفتید و تا در چه حد بهتون کمک کرده و آیا شما با وجود خام گیاه خواری دارو هم مصرف میکنید؟
مریم
|
|
۱۶:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۰
سلام,خواهر 44 ساله ای دارم که به این بیماری مبتلا شده سالهاست پیش روانشناس برای کنترل رفتارش میره تا حدود زیادی هم نتیجه گرفته اما تازگیها دکتر بهش گفته :چون شما تو خانوادت از همه بالاتری اونا نمیتونن شما رو خوب درک کنن ما به شما دارو میدیم که شما هم سطح خانوادت باشی در صورتی که این طور نیست ما چند تا خواهر از هر نظر هم سطح هستیم چه تحصیلات, چه از نظر مالی و ...... حالا توهم ورش داشته که از عالم و آدم بالاتره حتی میگه دکتر به من گفته تو در حد نابغه ها و دانشمندای دنیایی و به زودی چیزی رو اختراع میکنی در صورتی که سواو خواهرم سیکله,خیلی نگرانشیم لطفا راهنمایی کنید.
سوزان
|
|
۱۲:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۳
سالهای سال پدرم مانیک دپرسیو بود وبدلیل عدم آگاهی مادرم به نحوه مواجه با آن زندگی دردناکی راگذراندیم این بیماری زندگی مارا فلج کرد وباعث از هم پاشیدگی کامل شد والان 2 برادرم ویک خواهرم به شدت رفتارهای جوانی پدرم را دارند وبیمارند وخودم نیز گاهی آن را احساس میکنم مااحتیاج به مشاورانی داریم که وارد زنگی واقعی ماشوند به خانه هایمان بیایند ورفتار درست ومهارت زندگی را به ما بیاموزند .اینکه خانوادهای با این سطح مشکلات بتواند به این درک برسد که به مشاور نیازمند است بسیار دور ازتوان یک خانواده یا یک فامیل بیمار است خصوصا که هزینه مشاوره نیز بسیار بالاست
sahba
|
|
۱۷:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۱
سلام
مادر من مبتلا به این بیماری است ولی متاسفانه خود ایشان این موضوع را چه در وقت دوره ی بیماری چه بعد از آن نمیپذیرد که بیمار است به همین دلیل اصلا حاضر به خوردن هیچ قرصی نیست.لطفا راهنمایی کنید به چه شیوه ای برای درمان ایشان اقدام کنم
مهسا
|
|
۲۱:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۶
خواهر من هم همین مشکل رو داشت و متاسفانه داروهایش را نمیخورد. به همین دلیل مدتی بستری اش کردند و در حال حاضر تحت درمان است و پرخاشگری اش بهتر شده.
از بستری شدن هرگز نترسید.
شاهرخ
|
|
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۳
همسرم دچار بیماری اعصاب و روان و گاهی اوقات فراموشی است جندماه پیش نزد روان پزشک بردم پس از مصرف داروهای اعصاب فراموشی اش بیشتر شد وهمچنین پرخاشگر شد وچند روز پیش در بیمارستان بستری وپس از مرخص شدنش به او قرص ترانکوپین 25 یک عدد صبح ودو عدد شب وقرص سدارین 10 یک عدد شب تجویز شده است . در اینترنت خواندم قرص فوق مربوت به بیماری دو قطبی است حالا همسرم او دیگر پرخاشگری ندارد ولی هنوز فراوشی اش پابر جاست . ایا با با این دارو ها فراموشی اش مانند پرخاشگری اش خوب میشود لطفآ مرا راهنمائی نمائید با تشکر فراوان
فرشته
|
|
۱۵:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۵
سلام.من 22 سالمه و 5 ماه متوجه شدم این بیماری و دارم. پیش دکتر روانپزشک میرم و دارو مصرف میکنم. اگه کسی هست که تجربه یا اطلاعاتی راجع به درمان این بیماری داره ممنون میشم اینجا به اشتراک بذاره
پاسخ ها
احسان
| |
۱۹:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۱
سلام من 4 ساله که این بیماری رو دارم .
حواستون باشه و گول ذهن خودتون رو نخورید و قرص ها رو هیچ وقت سرخود قطع نکنید.
نسبت به قرص ها اصلا بدبین نباشید
ناشناس
|
|
۰۹:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۱
خواهرم تازه به این بیماری مبتلا شده و الان تو فاز افسردگیه بهترین دارو تو ایمن فاز براش چیه که عوارض کمتری داشته باشه
الهه
|
|
۲۰:۳۸ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۱
من تو دوران نامزدی هستم و متوجه شدم همسرم دچار این بیماریه. می خواستم بپرسم توصیه شما برا ادامه رابطه چیه؟ و آیا ادامه دادن این رابطه درسته یا نه؟ چون از رفتاراش خسته شدم
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۷:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۳
به هیچ وجه باهاش ازدواج نکن.من خودم یک دوقطبی هستم
سپیده
| |
۱۶:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
اگر قبول نکنه بیماره و درمان نشه دیر یا زود زندگیتون از هم میپاشه.همسر من هم دوقطبیه.1/5 زندگی کردم.درفاز مانیا تنوع طلب بیش از حد جنسی میشن تا حدی که دیگه من رو نمیپذیره و روز به روز دارم متوجه رابطه های جنسیش با افراد حتی کاملا نزدیک میشم! در صورتکه خودش به شدت انکار میکنه.دارو روش جواب نداد و الان فقط میخواد رها باشه ... نگرانشم . ولی من له شدم تو این 1/5 ... زندگیتو نجات بده
ناصر
| |
۲۱:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۰
به هیچ عنوان گول نخور رابطهات رافورن قطع کن الاج ندارن
رسول
| |
۱۲:۴۹ - ۱۳۹۵/۱۰/۳۰
درصورتی که زیر نظردکتر بتوانید بیماریشان را کنترل کنید مشکلی ندارد
فایزه
|
|
۱۰:۴۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۲
من 6 ماه نامزد کردم و رفتارای غیرمعمول نامزدم این سوال رو برام پیش اورد که دنبال این موضوع رو بگیرم و حالا با توجه به علایم و نشانه های این بیماری فهمیدم نامزدم خیلی از این علایم را دارد و رفارش خیلی خسته کننده و ازار دهنده شده. لطفا راهنمایی کنید باید چیکار کنم.
الناز
|
|
۱۹:۲۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۵
سلام عزیزم مامان من این بیماری دارند ودرمان قطعی نداره خودتان بدبخت نکن وجدا شو .تحمل این ادما واقعا سخته .بهتره از یه مشاور کمک بگیری .
پاسخ ها
ناشناس
| |
۰۵:۱۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۲۲
اگه میدونستی یک بیمار دوقطبی چه عذابی و دردی رو میکشه هیچ وقت به خودت اجازه نمیدادی که این حرف رو بزنی تحمل این بیماری اولا برای خود طرف خیلی خیلی دشواره تا دیگران تا .تا کفش منو نپوشی و راه منو نری نمیفهمی که من چی میگم فقط فایزه جان به نظر من باهاش ازدواج نکن
ناشناس
|
|
۱۰:۱۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۸
کاملا موافقم . ادم خودشم قاطی میکنه . نمیشه نمیشه
روانشناش
|
|
۱۳:۵۲ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۴
لطفامثال های متعددی درتمام اختلالات روانی مطرح فرمائید سپاسگذارم
پـیـــــروز
|
|
۲۳:۱۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۴
دیدار به قیامت ما رفتیم و دل شما را شکستیم همین!
سارا
|
|
۰۶:۵۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۷
سلام خواهرمن ۸ ساله که به این بیماری دچار شده . تا حالا ۳ بار بستری شده و بعد از مدتی داروهاشو قطع میکنه واصلا نمی پذیره که بیماره. اوایل افسرده بود حالا پرخاشگر شده و بچه هاشو به شدت کتک میزنه و احساس خود بزرگ بینی داره . تحملش واقعا برای همه خانواده سخته. لطفا راهنمایی کنید.
الناز
|
|
۲۲:۳۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۹
سلام برادرم18سال دارد وتازه متوجه شدم این بیماری رادارد.به صورت اتفاقی به بیمارستان آمد وبستری شدولی اصلا همکاری نمی کند ومی گوید ما خواهروبرادر تنی او نیستیم وپدر ومادرواقعیش را هم گم کرده.نمی دانم باید چه رفتاری کنم واینکه زندگی اشتباه پدرومادرم دربیماری او تاثیرداشته یا نه؟
حسين
|
|
۱۹:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۱/۰۲
لطفا شماره تلفن و آدرس مطب آقاي دكتر كهاني را بفرماييد تا براي درمان بيمار به أيشان مراجعه كنيم، با تشكر
ستاره
|
|
۰۹:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۶
با سلام، برادر من هم مبتلا به این بیماری هست. مدت 4 سال هم تحت نظر پزشک روانشناسه. اما هیچ فرقی نکرده. لطفا راهنماییم کنید چه کار کنم؟ کدام دکتر متخصص در زمینه این بیماری در ایران بهتره؟ ممنون
پاسخ ها
حسین
| |
۲۲:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۹
سلام بیماری سختی است اما به خدا توکل کنید. من دو پزشک بنامهای حمید طوفانی و علی طلایی در مشهد میشناسم که کارشان خوبست.
تلفن مطب دکتر طوفانی: 8400357- 0511
تلفن مطب دکتر طلایی : 8469040 - 0511
موفق باشید
عباسعلی گنجی پور
|
|
۱۶:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۹
با سلام من حدود 12 سال است که افسردگی دو قطبی دارم و هنوز به طور کامل معالجه نشده ام من چندین بار در بیمارستان امام حسین و یک بار در بیمارستان روزبه و یک بار هم در بیمارستان شخصی مهرگان بستری شده ام و حدود 50 بار شوک مغزی گرفته ام و هنوز خوب نشده ام .....میخواستم مرا راهنمائی کنید ..
عباس
|
|
۱۸:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۳۰
سلام من 5 ساله دچار اختلال دو قطبي هستم و اميدوارم كه تمام كساني كه دچار اين بيماري هستن بتونن تعادل رواني خودشونو حفظ كنن .
هدیه
|
|
۱۰:۴۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۱
سلام من 3 ماه بود که نامزدکرده بودم همسرم دچار بحران روحی شدید شد و آن موقع بود که متوجه شدیم این بیماری را داره خیلی صادقانه موضوع را به من گفت و به چند دکتر مراجعه کردیم . حالا بعد از 8 ماه نمی خواد با من ازدواج کنه میگه چون دکترها گفتند که شخصی که اختلال دو قطبی داره نباید ازدواج کنه. من خیلی دوستش دارم و نمی توانم ازش جدا بشم. می خواستم ببینم آیا با دارو و روان درمانی امکان خوب شدن این بیماری وجود داره یا نه؟ ناگفته نمونه که خودش پذیرفته که باید درمان بشه.
پاسخ ها
رسول
| |
۱۲:۵۷ - ۱۳۹۵/۱۰/۳۰
درمان این بیماری با استفاده از دارو چیزی بیشاز سه تا چهار هفته به طول نمی انجامد ولی دوره مصزف داروها بلند است
رسول
| |
۱۲:۵۹ - ۱۳۹۵/۱۰/۳۰
من خودم بیماری دوقطبی هستم ولی ازدواج کردم و دکتر هم منعی برای آن در نظر نگرفت
هدیه
|
|
۱۰:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۱
سلام من 3 ماه بود که نامزدکرده بودم همسرم دچار بحران روحی شدید شد و آن موقع بود که متوجه شدیم این بیماری را داره خیلی صادقانه موضوع را به من گفت و به چند دکتر مراجعه کردیم . حالا بعد از 8 ماه نمی خواد با من ازدواج کنه میگه چون دکترها گفتند که شخصی که اختلال دو قطبی داره نباید ازدواج کنه. من خیلی دوستش دارم و نمی توانم ازش جدا بشم. می خواستم ببینم آیا با دارو و روان درمانی امکان خوب شدن این بیماری وجود داره یا نه؟ ناگفته نمونه که خودش پذیرفته که باید درمان بشه.
پاسخ ها
سپیده
| |
۱۶:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
این پذیرفتن لحظه ایه . برای من هم دقیقا همین اتفاق افتاد و الان خود همسرم فقط میگه طلاق.خودش رفت دکتر.ولی الان میگه من در حدی بیمار نیستم که دارو مصرف کنم . و روز به روز داره بدتر میشه و رفتارای عجیب تر ازش میبینم .. ما داریم جدا میشیم . خیلی دوسش داشتم . ولی دارم مبارزه میکنم . من هم خیلی جنگدم.فایده نداره
.....
| |
۰۰:۳۰ - ۱۳۹۴/۰۶/۰۳
سلام هدیه جان من هم شرایط مشابه شما را دارم. و بیماری نامزدم را پذیرفتم و تصمیم دارم کمک کنم و رابطمو حفظ کنم .دوستان میتونید کمکم کنید
مهتاب
|
|
۲۳:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۶
سلام الان که دارم این ایمیلو میزنم خیلی ترسیدم دکترم 2/2/93 برای من قرص سرترالین50و ترانکوپین 25 تجویز کرده من فقط 20سالمه ولی تقریبا تمام علائم دو قطبی ها رو دارم،دوست ندارم خانوادمو در جریان بذارم از خودم میترسم ،لطفا راهنماییم کنید:-((((((((((
پاسخ ها
رسول
| |
۱۳:۰۳ - ۱۳۹۵/۱۰/۳۰
اسلا نترس هر بیماری درمانی دارد و بهتر خانوادت رو هم در جریان بزاری
سکینه
|
|
۱۰:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۴
خیلی خوب بود متشکرم همسرم مبتلا به این بیماریست بعداز20سال زندگی مشترک فهمیدم
وحید
|
|
۰۰:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۱
سلام
خواهرم مبتلا به این بیماریست و تقریبا میشه گفت از سالی که برا کنکور میخوند این بیماری عود کرد و ما متوجه شدیم.
و حدود 10 سال که تحت درمان قرار گرفته اما به محضه این که دارو ها شو قطع میکنه باز بر میگرده سره خونه اول و این ناراحت کنندست
با تشکر از مطالب ذکر شده.
فریبا
|
|
۰۱:۱۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۰۲
زندگی با فردی که دچار بیماری افسردگی دوقطبی هست سخت و طاقت فرساست من ازدواج با این افراد را توصیه نمیکنم
زینب
|
|
۱۴:۰۱ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۷
سلام برادرم 25 سالشه تازه سه ماهه فهمیدیم اختلال دو قطبی داره دپاکین250 و ریسپریدون 4 میل مصرف میکنه حال ظاهریش خوبه میگه احساس غریبی داره میگه به چیزخاصی فکر نمیکنه و میگه احساس خستگی داره بعضی موقع ها چون خارج از کشور زندگی میکنه و از ما دوره و مجرده خیلی نگرانش هستیم اونجا بیماریش تشخیص داده شد والان سه ماهه دارو میخوره ایا خوب میشه؟
پاسخ ها
رسول
| |
۱۳:۰۵ - ۱۳۹۵/۱۰/۳۰
دوره درمان این بیماری بلند مدت
شهناز نجفی
|
|
۰۷:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۴/۱۰
بنام خدا آیا بیماری دوقطبی پسر من بیماری دو قطبی دارد آیا داروی ووالپرات تیوتکسین بی پریدین لطف کنید ایا داروی دیگری دارد
ف ص
|
|
۰۱:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۴/۱۲
نظرات دوستان را خواندم من مدت سی سال است که به افسرذگی دو قطبی گرفتار بودهام ولی با عشقی که من و همسرم به هم داشتیم تمام رنجها را پشت سر گذاشتیم بنده هنرمند شنا خته شدهای در ایران در زمینه هنر های تجسمی هستم حضور در فستیوال جهانی نقاشان دنیا وسه
بار نقاش برگزیده در جشنواره های معتبر کشور را در کارنامه هنری خود دارم در حوزه شعر اذبیات و مو سیقی نیز تجاربی داشته هم حاصل این سالهای زند گی هنری 50 نمایشگاه نقاشی وحدود 40 مطلب چاپ شذه در حوزه های فرهنگی بوده است دو فرزند دارم فرزند بزرگم در انگلیس مشغو ل به تحصیل است ودختر کو چکم کلاس سوم ابتدایی است غرض ازاین روده درازی این بود هر چند در این سی سال لحظه به لحظه رنج بزرگی را تحمل کرده ام ا ما میخواهم به عزیزانی که از این مشکل رنج میبرند عرض کنم اگر زندگی هر لحظه هدفی بس عالی داشته باشد و از دانش پزشکان واستفا ده ازدارو ومطالعه همیشگی میتوانیم کاری کنیم که هیچ کس حتی از بیماری ما با خبر نگردد بنده طی 30 سال تدریس طیف گسترده ای از جو ا نان را به دانشکده های هنری کشور تا مقطع دکترا روانه کردم رنج ها یم ذر ذرون من بود وشادیهایم برای دیگران و خا نواذه ام میخو اهم بگو یم با عشق هر چیزی میسر است در مقا بل این بیماری انسان باید رند باشد من واقعیت این بیما ری را پذیرفته ام ولی هرگز تسلیم ان نشده ام فقط به این دلیل ساده کسانی هستن که دوستشان دارم وکسانی هستن که دوستم دارند دلتان دریا
پاسخ ها
علی
| |
۱۰:۴۹ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۹
سلام دوست عزیز. ممنونم از امیدی که دادی. اکثر پست های مربوط به این بیماری در اینترنت تولید نگرانی می کنه ولی شما روحیه دادی. چقدر خوبه که کسانی که با این بیماری کنار اومدن به دیگران امید بدن. همسر من یک ساله به این بیماری دچار شده و من در بحران عمیقی فرورفتم. دارم کم کم خودمو پیدا می کنم. اون هم کم کم حالش بهتر شده...
فاطمه
| |
۱۴:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۵
ممنون از کامنت تون ، برای بیماران دوقطبی دلگرمیه
شادی
|
|
۱۷:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۴/۱۸
سلام یه سوال داشتم چند ماه پیش من دو ،سه روز خوابم نبرد رفتم بیمارستان گفتن دوقطبی شدی باید بستری شی جا نداشتن من پیش روان شناس رفته ام گفت درگیر خیال بافی و افکار منفی شدی حالامن یه جوریم ، من نه قصد خودکشی دارم ، البته ناراحتم. میشه یه کم بیشتر توضیح بدین
سودابه ت
|
|
۱۳:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۵
این بیماری خیلی رایج هست وروانپزشکان کمک در دذمان میکننداماکامل ریشه کن نمیشه
روان زیبای من
|
|
۰۱:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۵/۰۳
سلام به دوستان بزرگوار
من فوق لیسانس روانشناسی دارم و هیچوقت باورم نمیشد که روزی خودم به یک نوع وخیم از اختلالات روانی(اختلال دو قطبی) مبتلا بشم،خیلی سخته که آدم خودش علم کامل به این مسائل داشته باشه و دچار همون بیماری بشه،
من دوران نوجوانی سختی داشتم و حالا که دختر 29 سالمه و چند ماه پیش نامزدکردم تازه متوجه شدم که خانوادم چقدردرحقم کوتاهی کردن درحالیکه میتونستن مثل همسرم با من همراه مهربان باشن،مهمترین دلیل اختلال من،خانوادم هستن و متاسفم براشون که حتی حاضر نشدن با شرایط خاصی که تقصیر من نیست واختلال کارکرد در مغزم هست کنار بیان و کمکم کنن وامیدوارم خداوند بهشون آگاهی و خوشبختی بده،
بهرحال میخوام به عنوان یک روانشناس که خودم هم درگیر این اختلال هستم بهتون بگم که افسردگی و اکثر اختلال های روانی چیزی نیست که بدون قرص خوردن حل بشه چون کارکردهای مغز مشکل داره،
پس خواهش میکنم قرصاتونو بخورید و با ورزش و فعالیت اجتماعی و تحصیلی و شغلی اجازه ندید این بیماری بر شما غلبه کنه،عاشق خانواده یا همسرتون باشید و بخداحتما توکل کنید،
بخدا میدونم چه دردی رو تحمل میکنید چون علاوه بر اینکه بر علم این اختلال آگاهی دارم خودم هم درگیرش بودم،اما مطمئنم با تلاش بر این اختلال غلبه میکنیم،شاد و سالم باشید.
یاسمین
|
|
۱۶:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۳
من برادرم مدت چهار سال مبتلا به این بیماریست چند بار بیمارستان بستری شده و به او شوک داده اند اما تفاوتی نکرده با اینکه تحت درمان است اما تفاوتی نکرده.
فرشته
|
|
۰۱:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۱
عزیزان من هم پدرم دو قطبی بود.من هم 25 ساله از 5 سالگی این مشکلو دارم.ولی میخواستم بهتون این مژده رو بدم که میشه باهاش جنگید.پدرم سرطان داره.بینایی چشاشو در اثر حادثه کم سو شده ولی باز میجنگه.زندگی مبارزست.البته منم تو فاز پایین تا خودکشی پیش میرم همه میگن زیبایی ارشد داری درآمد شوهر بچه خونه کار ولی اون لحظات فقط دارو آرومم میکنه بعد 10 سال زندگی مشترک شوهرم عاشقمه و میگه توی دیوونه رو با هیچ عاقلی عوض نمیکنم.در صورتیکه تو فاز پایین تموم بلاهای دنیا رو یه جا سرش میارم.شوهرم هدیه خدا عوض پاکدامنی من هست.میدونید دنیا پر گرگه.آدم های هوس بازی هستند که تو فاز افسردگی بخوان سوء استفاده جنسی کنن و من چون میخواستم خودمو با مانعی غیر از ارادم حفظ کنم به خاطر رضای خدا شوهری کردم که دوسش نداشتم.ولی همون شوهر 10 ساله عاشق منه و با محبت هاش منو از رو برده.دوست دارم عزیزم.
مریم
|
|
۲۱:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۳
سلام همسرم مبتلا به بیماری اختلال دو قطبی خلقی است، توانایی کار کردن را ندارد و از جمع فراری است بعضی مواقع گوشه گیر و بعضی مواقع زیادی صحبت می کند و دچار توهم و کج خلقی است و خیلی بدبین است ، لطفآ راهنمایی کنید من باید چه رفتاری با شوهرم داشته باشم.
پروین
|
|
۱۵:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۶/۰۱
به نظرم شما خیلی شلوغش می کنید
این بیماری بصورت ژنتیک در خانواده ما هست
من و خواهر و برادرام و نسل مادربزرگم
اولا اگر داروهای مناسب مصرف کنید تغییرات فاز کنترل می شود
با وجودی که من از کودکی با این بیماری و حتی مشکلات دیگری روبرو بودم اما همه ما تحصیلات دانشگاهی خوب داریم
ازدواج کردیم
شغل مناسب داریم
و بچه دار هم شدیم
نمی گویم روزهای بد ندارم
اما شدت هر دو دوره کمتر شده
در دوران افسردگی انجام وظایف برایم سخت تر است
در دوران شیدایی دچار کم خوابی و اضطراب می شوم
اما پس از 20 سال درمان کاملا با بیماریم کنار آمدم
پزشک متخصص من دکتر محمد صنعتی بود که من کنترل بیماری نه البته درمان آنرا مدیون ایشان هستم
من هیچ وقت نیاز به بستری نداشتم
و آنقدر تونستم خوب این بیماری را کنترل کنم که اکثر اطرافیان و حتی همسرم از آن بیخبرند
سخت است اما غیر ممکن نیست
دانش و شناخت بیماری و استفاده از داروهای خوب و جدید خارجی و جلسات طولانی مدت روان درمانی کمک خوبی برایم بود
پاسخ ها
زهره
| |
۱۳:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۵
لطفا آدرس دكترتون رو براي من ارسال كنيد . ممنون
علی
|
|
۰۹:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۲
ببخشید اگه کسی از این مشکل اطلاعی داره به من کمک کنه . چند وقتیه که شدیدا از خودم بیزار میشم و بعد از مدتی دوباره امیدوار ! چند وقتیه افکار عجیبی از قبیل کشتن والدین به مغز من خطور میکنه من از این افکار بشدت می ترسم . نمی دونم باید چه کار کنم تا این حالت برام پیش نیاد . پدر و مادرم خیلی انسان های خوب و با محبتی اند . واقعا از این افکار شرمنده ام و واقعا عذاب میکشم . من عاشق دختری شدم که بهش نمی رسم . ممکنه بخاطر این عشق باشه ؟ میشه لطفا راهنمایی کنید؟
پاسخ ها
ناشناس
| |
۲۲:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۴
راهش تنها مراجعه به روانپزشک و صبوری در معالجه است
زهره
| |
۱۱:۰۲ - ۱۳۹۴/۰۵/۱۴
شما صد در صد دوقطبی نیستین.چون من تا حالا نشنیدم که بیمار دو قطبی میل به صدمه زدن به دیگران داشته باشه...قصد خودکشی چرا ولی دیگر کشی هرگززززز
سپیده
|
|
۱۶:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۵
میشه لطفا کسی که تجربه داره به من بگه . رفتارشون از نظر جنسی تو فاز مانیا چطور هست؟
همسر من دوقطبیه .من به مرور متوجه رابطه هاش حتی با افراد نزدیک شدم! اما هیچ وقت نتونستم ثابت کنم و خودش هم به شدت انکار می کنه . می خوام بدونم متوجه کارهایی که میکنن هستن؟ شاید فازشون توهمه! ... درک نمیکنم . آخه همسرم خیلی قشنگ همه چیز رو توجیه میکنه . ولی نسبت به من هم کاملا بی میل شده . وحتی دیگه نمیخواد به زندگی ادامه بده . ممنون میشم تو ایمیلم کسی راهنماییم کنه . ما داریم از هم جدا میشیم با اینکه خیلی همدیگه رو دوست داشتیم
پاسخ ها
09132001525
| |
۲۲:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۴
هوس رانی ربطی به بیماری نداره
ناشناس
| |
۰۰:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۳
سلام . من یه بیمار دو قطبی ام . البته یک خانم. و از جمله افرادی هم نیستم که در فاز مانیا دچار افزایش میل جنسی بشوم ، اما هیچ چیز در این فاز در حیطه اختیار آدم نیست. بی فکر مطلق عمل میکنی . حتی دروغها هم شاید واقعا دروغ نباشند در واقع درک غیر واقعی همسر شما باشد از اتفاقات واقعی...قطعا نمیتوانید درکش کنید ولی خطاکار ندانیدش
فاطمه
|
|
۱۴:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۶/۲۶
سلام.برادر من هم بیست وسه ساله است.حدود یک سال هست که فهمیدیم این مشکل را دارد.او در کودکی مبتلا به بیماری سربریت شده است.امکان دارد این بیماری در مغذش اثر بگذارد.لطفا اکر کسی می تواند ما را راهنمایی کند چون پدر ومادرم از این موضوع خیلی رنج می برند.
فررزين
|
|
۰۹:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۷/۲۵
سلام دوستان منم اين مريضي 10 سال دارم حتي يكبار حالم انقدر بد بود بستري شدم شوك هم بهم اورد كردن 10 بار خوب نشدم هيچ لرزش دست شديد هم گرفتم همش قرص ليتيوم سديم ميخورم . اين مريضي فقط ميشه كنترل كرد همين
هیچکس
|
|
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۴
سلام
من چند ساله به آقایی علاقه دارم و به تازگی میخوایم با هم ازدواج کنیم اما متوجه شدم یکی از اعضای خانوادش دچار اختلال دو قطبیه
هر سه هفته یکبار هم به پزشک مراجعه میکنه
خانوادم نگرانن که نکنه این مشکل ارثی باشه و راضی به ازدواج ما نیستن.
خودشون میگن که این مشکل در اثر یه سانحه براشون پیش اومده اما ما خیلی نگرانیم کسی میتونه کمکم کنه؟
هیچکس
|
|
۱۹:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۴
سلام
من چند ساله به آقایی علاقه دارم و به تازگی میخوایم با هم ازدواج کنیم اما متوجه شدم یکی از اعضای خانوادش دچار اختلال دو قطبیه
هر سه هفته یکبار هم به پزشک مراجعه میکنه
خانوادم نگرانن که نکنه این مشکل ارثی باشه و راضی به ازدواج ما نیستن.
خودشون میگن که این مشکل در اثر یه سانحه براشون پیش اومده اما ما خیلی نگرانیم کسی میتونه کمکم کنه؟
آریا
|
|
۰۳:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۳
من بدون این که دکترم اسم این بیماری رو بهم بگه برام تگراتول, رسپریدون و تریفن تجویز کرد, مدتی قرص ها رو مصرف کردم تا حالت پرخاشم خوب شد و به زندگی خوبی برگشتم, فکر کردم خوب شدم, دارو ها رو قطع کردم, دوران خوبی هم داشتم تا با یه محرک عصبی باز به حالت افسردگی بدتری رفتم, دوباره پیس دکتر دیگه ای رفتم, اونم همون ها رو تجویز کرد و من درمان رو ادامه دادم, از دانشگاهم انصراف داده بودم ولی به هزار بد بختی با ذوق و شوق برگشتم, همه چیز بازم خوب بود و دارو ها رو قطع کردم, باز هم بدتر از قبل شدم و ماریجوانا هم مصرف کردم, امتحانات دانشگاه رو ندادم و باز به خونه برگشتم, وضعیت هر روز برام بدتر میشد, خودم نمیفهمیدم چطور روزا میگذره, مصرف ماریجوانا هر روزه شد که احساس میکردم بدون اون افسرده ام, الان بعد از مدتها کمی جون گرفتم, فشار های عصبی به حدی زیاد شدن تو خونه که مادرم بیناییش رو از دس داد, الان تازه از روی تحقیق روی اسم دارو هام فهمیدم دقیقا مشکلم چیه, پدرم هم همین مشکل رو داره, مخترع نمونه ی سال های ۷۹ و ۸۰ هم هست ولی به علت ندونستن بیماری مادرم ازش جدا شد! من میخوام تحت درمان باشم تا به زندگیم برگردم و کمی جبران کنم, فقط ای کاش پدرم درمان شده بود, یا حد اقل پزشکی که ۶۰ هزار تومن برای ۱۵ دقیقه از من گرفت در کنار نسخه برام توضیحاتی هم میداد, اگر کسی دکتر مناسبی در تهران یا شیراز سراغ داره لطفا از طریق وایبر ۰۹۳۸۰۰۸۶۶۴۲ به من لطف کنه, در بدترین شرایط زندگیمم و پول زیادی هم دیگه ندارم و تازگی خودکشی نا موفق داشتم!
پاسخ ها
ماهی
| |
۱۲:۳۵ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۵
سلام.شمادرشیراز به بیمارستان حافظ بخش اعصاب و روان آقای دکتر فراشبندی مراجعه کنید.
ناشناس
|
|
۰۱:۳۴ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۹
نحوه برخورد با آدم دو قطبيو در جهت خوب شدن و آروم شدنش ميخوام بدونم
اسماعیل
|
|
۲۲:۴۵ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۵
پسر نوجوانم17سال حالش دگرگون شد وما گیج شدیم پیش یکی ازروانپزشکان خیلی خیلی معروف بردیم اورایک اسمی گذاشت که اکنون یادم نیست بعداز مدتی اسمش دوقطبی ،بعد درقطبی مختلط وبعد ازچند سال سمت اسکیزوفرنیک داد.یعنی فاتحه .روزی میانگین 18 قرص سنگین لیتیوم ،کارابامازپیدوغیره.
من ومادرش هرچه ازدکتر ف میپرسیدیم ماراپرت میکردونمیگذاشت متوجه بشویم ومهمترازماهیچ روشنگری به خودبیمارنمی دادیاشاید روانپزشکی بیش ازاین نمی داند.فقط مشتری دایم میخواهند
اواکنون زنده،سرزنده ودرس میخواند ومترجم است.راهش راخودتان پیداکنید! جوینده یابنده بود.
همراه
|
|
۰۱:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۹
باسلام خدمت دوستان،
بنده تنهاچیزی از روانشناسان وروانپزشکان متوجه شدم این که فقط دنبال پول هستندوفقط به دنبال ویزیت بیشتر هستن وهیچ کاری هم ازدستشون برنمیاد من تاحالا10تاروانشناس وروان پزشک عوض کردم وهیچ توفیقی نداشتم
خودتان مشکلتان را باتوکل برخدا مهار کنید
مهناز
|
|
۲۲:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۲
بعضی ر وأنشأنا سان خود به درمان نياز دارند
سعید
|
|
۱۴:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۰
لعنت به این زندگی کوفتی که اول و آخرش کمبود و عذاب و شکنجه های جورواجور روحیه
کی تموم میشه خلاص شیم...؟
نرگس
|
|
۱۱:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۹/۱۲
باسلام الان که این مطالب رو میخونم اشک از چشمام سرازیر میشه چون همسرم چند ساله که به این بیماری مبتلاست و ما هیچ اطلاعی از این بیمازی نداشتیم وهر وقت این حالت ها روپیدا میکرد من اونو سر زنش میکردم وازش متنفر میشدم وحالاکه متوجه بیماری همسرم شدم خیلی شرمندم ومیخوام با تمام وجودم درراه مبارزه با این بیماری بهش کمک کنم
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۸:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۸/۰۴
سلام من هم مدت دوسال هست که متوجه شدم همسرم این بیماری را دارد من دو فرزند دختر دارم وخیلی همسرم را دوست دارم تورو خدا به من هم بگویید چگونه به انها کمک کنیم مطالبی که مس
ی نویسم اشک امانم نمی دهد تورو خدابه هم کمک کنیم
فاطمه
|
|
۱۸:۱۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۰
من یه دختردانشجوهستم که به تارگی متوجه شدم یکی ازدوستام که خودش بهم گفت به این بیماری مبتلاست من میخوام بهش کمک کنم بهترین زندگی روداشته باشه وازدواج کنه وموفق بشه بنظر من اون دخترباهوشیه وحیفه که بخاطر یه بیماری ای که تقصیر خودش هم نیست زندگی بدی داشته باشه من تمام تلاشموبرای بهترشدنش میکنم
علی
|
|
۲۰:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۰
من خودم یک دو قطبی هستم اما حالاتم زیاد حاد نیست من نمیتونم هیچ برنامه ای را به صورت مداوم دنبال کنم حداکثر یک یا دو روز انجامشون میدم و بعد دیگر توانایی انجامشونو ندارم من در دوران دبستان شاگرد اول بودم همیشه اما بعد درسم افت کرد .اولین باری که اسم این بیماری را شنیدم در سریال پرستاران بود که دوک مبتلا به این بیماری بود وقبل از ازدواج به همسرش نگفته بود وبعد ازدواج بهش میگفت که مبتلا به این بیماریه و در شب عروسیشون رفته تو حموم میلرزیده.و من هم فهمیدم مبتلا هستم.اما الان ۶ ساله مبتلا هستم و به هیچ روان پزشکی مراجعه نکردم واصلا از این وضع زندگیم خشنود نیستم .برادرم هم مبتلا به این بیماری است .وضع اون خیلی حاده و اصلا به حرف هیچ کس گوش نمیده الان ۷ ساله مبتلاست و ما اونو به دکتر نبرده ایم و هر روز بدتر میشه.تقریبا همه خانواده ما مبتلا هستیم اما خفیف لطفا برای برادرم راهنمایی ام کنید لطفا .به امید خوب شدن حال تمام دو قطبیها
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۴:۵۳ - ۱۳۹۸/۱۱/۰۲
سلام عزيزم تعلل در رفتن به دكتر شدت بيماري شما را بيش تر مي كند بيماراني هم كه دكتر نمي ايند را بايد هرچه زودتر بستري كرد وقتي حالاشان خوب مي شود از شما ممنون هم مي شوند فقط از تهديد آنها نترسيد
ناشناس
|
|
۲۲:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۱
دکتر ناصحی روانپزشک خیلی خوبیه
زهره
|
|
۲۳:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۲۹
با سلام من پانزده ساله بيماري دو قطبي دارم و قرص ميخورم ولي اين بيماري اونقدرا كه ميگن وحشتناك نيست فقط بايد تحت نظر پزشك بود و دارو مصرف كرد داروهايش هم هيچگونه عوارضي ندارد هميشه اميدوار باشيد
محمد
|
|
۰۲:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۳۰
سلام من هم یک دوقطبی هستم 10 ساله دچارشم نظر شخصیم راجع این بیماری اینه که باهاش کنار بیایید و بیشتر مطالعه کنید رو به اجتماع بیاورید ورزش کنید و از طب سنتی هم کمک بگیرید شخصا معتقدم این بیماری ریشه ارثی داره در مورد روانپزشک نزدیکترین و با اعتماد ترین روانپزشک ب محل زندگیتون را انتخاب کنید تا راحت تر با اون در ارتباط باسید وموقع تغیبر فاز داروهاتون باید عوض بشه.البته هزینه ها بالاست خدا ب داد همه مریضا برسه اگر این بیماری را دارید توصیه نمیکنم ازدواج کنید خواندن قران ونماز وشرکت در مراسم مذهبی هم کمکتون میکنه.من ارزوی سلامت برا همه مریضا میکنم ارامش نصیبتان باد.
نا شناس
|
|
۲۲:۲۹ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۱
سلام دوستان من حرفاي همتونو خوندم !منم دو قطبي ام!از زمان كنكورم اينجوري شدم!انقدر دلم ميسوزه واسه خودم من شاگرد زرنگ بودم ولي پزشكي قبول نشدم!الانم همش غصه اون موقع مي خورم!به نظر من بهترين دارو واسه ما ليتيوم هست
ناشناس
|
|
۱۰:۵۴ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۵
من هم دچار این بیماری هستم اولش فکر می کردم همکارم سر کار با من زد شودن بعد دچار توهم شودم انگار داشتن من رو مدبریت می کردن نمی دونم حالم خراب بود بعد تا سه شب بیدار بودم و مطالعه می کردم بعد اعصابم روز به روز ضعیف شود فقط بی دلیل گریه می کردم حالت تشنج به من دست می داد روز به روز اعصبانی تر می شودم تا بردنم تیمارستان بعد 15 روز با تجویز دکتر ریسپریدون با پرانول و بی پریدن مرخص شودم الان 9 ماه دارو می خورم
الینا
|
|
۰۱:۴۸ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۹
من ۷ ساله لیتیوم میخورم.تازه بعد از شروع درمانم سه ترم اخر بالاترین معدل دانشگاه رو داشتم.باهاش کنار اومدم.ولی قسمت ترسناک بیماری ما اونجاست که باید تا اخر عمر تنها باشی و با تمام ارزوهایی که واسه زندگی و مادر شدن داشتی ...
کاش درمان قطعیش پیدا بشه
ماهی
|
|
۱۱:۵۷ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۵
در جواب آقایی که شماره اش 09380086642 هست یه دکتر خوب توی شیراز و بیمارستان حافظ معرفی میکنم.دکتر فراشبندی.درطی هفته بجز روزهای 2شنبه و5شنبه صبحها توی درمانگاه اعصاب و روان واقع در بیمارستان حافظ بیمار ویزیت میکنه.حتما مراجعه کنید و سوابق بیماری و داروییتون رو ببرید
حميده
|
|
۱۲:۲۹ - ۱۳۹۳/۱۰/۲۹
سلام من 6ماهه ازدواج كردم توعقدم شوهرم قبلا افسردگي شديد داشت بهترشدوالان سه ماهه كه به مرحله شيدايي رسيده 12روز بستري شد الانم اصلا داروهاشو نميخوره من بايد چكار كنم تازه بيماريش بدتر شده شوهرم و خانوادش از بيماريش چيزي بهم نگفته بودن تو خونشون خواهرشم مشكل رواني داره
پاسخ ها
فهیمه
| |
۲۲:۴۳ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۴
سلام عزیزم
من هم همسرم دو قطبی بود 12 سال خودمو کشوندم آخرش جدا شدم
اصلا ادامه نده همین اول تمومش کن
محمد
|
|
۰۰:۳۸ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۸
عرض سلام دارم خدمت همه دوستان گلم.من عضوارشدخانواده ای هستم که با پدرم وبرادرم چندین سال بااین بیماری واقعاواقعاعذاب اورزندگیه تلخیرو داشتم وداریم.ازتون میخوام اگه کسی ازیه دکترخوب نتیجه گرفته یا به هرنحوی درمان شده.برای رضای خدا به منم کمک کنه.09121597552
اسماه
|
|
۰۸:۲۴ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۹
من برادرم دو قطبی است .تحصیل کرده و شغل خوبی داره. فوق العاده با استعداد ولی متاسفانه این بیماری زندگیش رو از بین برده. دارو و درمان هم کرده الان حدود بیست و پنچ ساله. خیلی دلم براش میسوزه ایکاش این بیمارا کاملا خوب میشدن. رفتاراشون دست خودشون نیست. خیلی مهربون است و قلب پاکی داره. چند بار خودکشی هم کرده ولی خوشبختانه ناموفق بود. نگرانشم رفتاراش گاهی خیلی خطرناکه. می ترسم بلایی سرش بیاد. خدایا نجاتش بده.
ناشناس
|
|
۰۳:۳۷ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۳
يكي بگه چطوري خودكشي كنم منم به دو قطبي گرفتار شدم
هرگز حتی بهش فکر هم نکنید ، بسیار از دوستان که این مشکل را داشته اندبا اراده و همت با آن کنار آمده و انسان های موفقی در زندگی خود شده اند . شما هم حتما حتما می توانید بر آن غلبه کنید و از زندگی خود لذت ببرید .
احسان
|
|
۰۰:۵۱ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۸
دیگه نمیکشم برادرم مدت خیلی زیادیه که این بیماری و داره اوایل خیلژ وحشتناک بود... به خودش اسیب میزد تا حدی که یه بار با یه سنگ سر خودشو شکوند...تحت درمان هم بود و اگه قرصارو نمیخورد که دیگه هیچی تا این که عاشق یه دختر شد و فقط با اون خوب بود.... یعنی پیش اون یه ادم کاملا معمولی میشد.ولی خب اون موقع سنشون کم بود و دختره اصلا اهل این حرفا نبود هرچند خانوادم به هر جون کندنی بود راضیش کرده بودن لااقل چن وقت یه بار داداشم و ببینه.... الان بعد ده یال هنوزم همون طوریه....خوب نشده ولی پیش اون که باشه ارومه....ولی...ارم میمونه؟؟
مریم
|
|
۰۸:۴۰ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۹
من مدتی با یه همکار آقا ک تایا متوجه شدم دچار این بیماریه آشنا شدم..خودش میگه برچسب این بیماری رو بهش زدن.اما خب علایم این بیماری رو داره.اون بیش از حد عاشق منه.و من از ازدوابا ایشون ترس دارم.اما از اینکه با هم زدن رابطه باعث شم بیماریش تشدید شه بیشتر داغونم.میترسم.از هر تصمیمی میترسم
با پزشكشان وكارشنسان خانواده مشورت كنيد .
نیما
|
|
۰۱:۳۶ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۵
من دو قطبی هستم ، خدا رو هم شکر میکنم ؛ نعمت بزرگی رو به من عطا کرده!
خدایا شکرررررررررت
پاسخ ها
علی
| |
۱۱:۵۷ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۸
دوست عزیز با سلام. چند وقته این بیماری رو دارید؟ ممکنه توضیح بدید چطوری مدیریتش می کنید؟
علی
|
|
۱۱:۱۴ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۷
باسلام پسری هستم ۲۲ساله پدرم مشکل عصبی داره پرخاشکری و بدبینی برادر بزرگم در سن من دچار اسکیزو فرنی شد خواهر بزرگمم مشکل اعصاب داره ارپرازول مصرف میکنه نقاش خوبیه برادرم نقره المپیاد فیزیک داره خودم از دوم دبیرستان نمیتونستم مدرسه برم سریع شاد میشم گاهی گوشه گیر دوست ندارم کسی کنارم باشه دانشجو دانشگاه ملی هستم اصلا به خودم اعتقاد ندارم فکر میکردم بی اراده هستم که نمیتونم تصمیم همیشکی داشته باشم از همون موقع سیگار میکشیدم تا الان که به الکل رو اوردم میدونم برام خیلی بده چند بار ترک کردم اما نشد نمیتونم سر کلاس برم برام خیلی چیزا جذاب نیست بیش از۲ساعت نمیتونم کسی رو تحمل کنم گاهی پر انرژی گاهی چشمانم اشکینه از خودم خسته شدم اسنترا و ارپرازول مصرف میکنم ولی حس میکنم دیگه بدنم شدید بیخیال میشه دارم نابود میشم از اینده میترسم قبلا افکار خود کشی هم داشتم الان نه فقط بگید میتونم سالم باشم با هر داری که بشه؟
المیرا
|
|
۱۸:۰۲ - ۱۳۹۳/۱۲/۰۷
سلام
لطفا خانم هایی که همسرشون بیماری دو قطبی دارن بیان توضیح بدن که با این افراد میشه زندگی کرد
ناشناس
|
|
۲۰:۱۱ - ۱۳۹۳/۱۲/۱۹
من 20 سالمه از بچگی این بیماریو دارم ولی تازه ب دکتر مراجعه کردم.یک بار خودکشی کردم الانم همش تو ذهنمه ولی کنترلش میکنم.اصلا نمیتونم زندگی خوبی داشته باشم واقعا دارم اذیت میشم. همه دورو وریامو دارم از دست میدم.کسیم ندارم کمکم کنه.ایشالا هممون خوب شیم.
پاسخ ها
ناشناس
| |
۲۲:۰۹ - ۱۳۹۳/۱۲/۲۱
عزیزم حتما تحت نظر دکتر روانپزشک باش و داروهاتو بخور تو هم میتونی یک زندگی طبیعی داشته باشی ولی به شرط اینکه تحت نظر پزشک باشی
محمد
|
|
۱۳:۲۷ - ۱۳۹۳/۱۲/۲۸
نمایشگاه نقاشی های سعیدپناه به عنوان اسطوخودس
زمان 21تا 26 فروردین 1394 گالری شیث
همه روزه ازساعت 4-8 عصر
نشانی - تهران خیابان ولیعصر ضلع جنوبی پارک دانشجو کوچه شیرزاد شرقی پلاک10 دیدن فرماید
ارین
|
|
۲۲:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۱/۰۷
سلام من یک مرد 26 ساله هستم احساس حماقت دارم الان چون منم این بیماریو داشتم و متوجه اون نبودم لطفا کمکم کنید چکار باید بکنم تا از این وضعیت خلاص بشم
پاسخ ها
ناشناس
| |
۰۹:۲۹ - ۱۳۹۴/۰۱/۰۹
دوست عزیز. موارد زیر رو رعایت کنید. 1- یک روانپزشک خوب انتخاب کنید. مرتب به او سر بزنید ودستورات داروییش رو اجرا کنید. 2- اطلاعاتی در باره بیماری و نشانه های حالت افسردگی و شیدایی به دست اوردی 3- حامیان خوبی(برادر- در- مادر- همسر- دوست) برای خود پیدا کنید4- موضوع خواب منظم را جدی بگیرید 5- از فعالیت هایی که استرس اور هستند یا خواب شما را مختل می کنند دوری کنید. 6- به طور منظم ورزش کنید. 7- به این فکر کنید که ای بسا بیماری ها و ناتوانی هایی که مبتلایان به ان وضع بدتری از شما دارند. موفق باشید
ارزو
|
|
۰۳:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۱/۰۸
سلام من دیدم یک جای کا هام و وابطم لنگ هست رفتم روانپزشک الان حالم عالی شده
Sayna
|
|
۱۹:۰۰ - ۱۳۹۴/۰۱/۰۹
سلام هر تجربه ای دارید در مورد رابطه با افرادی که بیماری دو قطبی دارن حتی خود افرادی که خودشون این بیماری رو دارن لطفا من رو راهنمایی کنید چون شوهرسابقم این بیماری رو داره و من چند ماهه متوجه شدم میخوام بدونم اگر بیماریشو قبول کنه و دارو بخوره میشه باهاش دوباره زندگی کنم
البته هنوز که قبول نکرده

منتظر راهنمایی هاتون هستم ممنون
ناشناس
|
|
۰۰:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۲
اگر فرزند ندارید به زندگی مشترک برنگردید. اگر فرزند دارید که نیاز مند مراقبت است، و همسر شما هم بیماری خود را قبول کند و تحث مداوا قرار گیرد، به زندگی مشترک بازگردید
پاسخ ها
sayna
| |
۱۹:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۷
نه فرزند ندارم
میلاد
|
|
۰۴:۱۵ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۴
در 25 سالگی این بیماری در من کشف شد ! فکر می کردم اینقدر آدم مهمی هستم که تا چند روز دیگه فرد اول مملکت رو خواهم دید :)) البته به جاش سر از بیمارستان درآوردم ! 5 روز بستری بودم و بعد مرخص شدم ... تجربم میگه اول این بیماری رو بپذیرید بعد اطلاعاتتون رو نسبت بهش بالا ببرید ، تحت نظر پزشکتون باشید و هر مشکلی دارید رو با پزشکتون مطرح کنید و پزشک رو دوست خودتون بدونید ، داروهاتون رو سر وقت تاکید می کنم سر وقت بوخورید ، چنانچه اطرافیان نزدیکتون بهتون گفتن لازمه بریم پیش دکتر مقاومت نکنید و برید و با اینکار بهشون آرامش خیال رو هدیه بدید و در آخر در مورد ازدواج با توجه به اینکه این بیماری زمینه ارثی داره باید بگم من ازدواج نمی کنم ! بهتره این ژن معیوب همینجا متوقف بشه البته علم همیشه در حال پیشرفته . توکل به خدا
پاسخ ها
Sayna
| |
۱۹:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۷
میلاد جان واقعا بهت تبریک میگم ای کاش همه این بیماران مثل شما فکر میکردن
امیدوارم همیشه موفق و سلامت باشی
حمید
|
|
۰۰:۵۹ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۹
سلام

چرا با این ترسو واهمه در مورد بیماری صحبت میشه؟واقن جا خوردم
این بیماری قابل درمانه حالا شاید با قرص
اگه هم خیلی شدید باشه با شوک
بعد 2 سال مصرف دارو بیمار میشه همون اكه بوده
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۸:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۰
من حرف شما رو تایید می کنم. همسرم مبتلا به این بیاری است. دوستان عزیزی کخ خودتون یا عزیزانتون یکهو دچار اختلال دو قطبی شدن ازخواندن مطالب نا امید کننده در اینترنت مایوس نشوید. بخ خدا توکل کنید. این بیماری را می توانید شکست دهید. فقط صب.ر باشید و به دستورات روانپزشکتون عمل کنید...
محمد
|
|
۱۱:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۹
بنده 29 سالمه و متاسفانه 2 سال پیش به دختری اشنا شدم که مبتلا به این بیماری بوده و هیچ موضوعی هم به بنده نگفته بود و حتی خانوادش هم ازم پنهان کردن و بعد از عقد کم کم متوجه رفتارایی شدم که اصلا منطقی و عقلی نبودن ولی ایشون قبل از عقد چیز خاصی بروز نداده بود ولی دوره بعد از عقد به خیلی از رفتارای جنسی و روابط نا مشروع ایشون قبل از ازدواج پی بردم که باعث درگیری های زیادی شد تا جایی که اصلا بهش دیگه اعتماد نداشتم و باید دایم کنترلش میکردم
بعد از مدتی با نشانه هایی که دیدم متوجه بیماری ایشون شدم و اینکه ایشون قبل از ازدواج هم به مدت چند ماهی قرص دپاکین 400 مصرف میکرده و واقعا تعادل روانی نداره و هیچ کاری رو به اتمام نمیرسونه
شدیدا زود رنجه و دایم سر هرچیزی گریه میکنه و اینکه خیلی دروغ میگه و منو بشدت میترسونه
بنده که زندگی اروم و هدفمندی داشتم الان به جایی رسیدم که دیگه نمیفهمم چیکار میکنم و الان مدت 4 ماهه که ازش جدا شدم و میخوام طلاق بگیرم
اصلا کنترل رفتارش دست خودش نیست و هرکسی هرچی بگه قبول میکنه خیلیم از نظر هوشی ضعیفه و پدر مادرش هم به هیچ وجه حاضر نیستن قبول کنن بچشون مشکل داره .ما هنوز عروسی نکردیم و همه حتی مشاوره ای که رفتیم میگن باید جدا بشید چون هیچ راه چاره ای نیست
اگرچه دوستش دارم ولی به نظرم این قضیه قابل حل نیست چون اول خودش به زور قبول کرد و مصرف دارو رو شروع کرد ولی بعدش هیچی رو قبول نداره و مشگه تو روانی هستی و مشکل از توئه با اینکه روناپزشکش تائید کرد که دو قطبیه و باید قرص مصرف کنه
تورو خدا کمکم کنید تصمیم بگیرم که دچار ترحم نشم چون واقعا زندگیم به اخرین نقطه تحملم رسیده و با اینکه احساس بهش دارم ولی هیچ جوری نمیتونم کاراشو تحمل کنم و ابرو ریزی هایی که میکنه رو بیخیال بشم
ما توی این دوسال دوران عقد تقریبا 10 بار دعواهای خیلی نا جور و تعداد زیادی هم دعواهای کوچیک داشتیم ولی در عین حال روزهای خوش هم داشتیم ولی در کل مغزم دیگه نمیکشه
لطفا کمکم کنید
پاسخ ها
ميترا
| |
۱۱:۲۹ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۸
منم دقيقا شرايطم مثل شماست با اين تفاوت كه من سه ساله با همسرم زندگي ميكنم و واقعا ديگه از رفتاراو آبروريزياش خسته شدم هرچندكه دوران خوبم ياهم داشتيم.دوران عقدمونم مثل شما پردعوا بود ولي از سردلسوزي ودوست داشتن باهاش ازدواج كردم.الانم كه ديگه بريدم ميخوام ازش طلاق بگيرم ولي باز انقدر خودشوخوب ومظلوم نشون ميده والتماس ميكنه كه دلم واسش ميسوزه باز.شما اگه توعقد بريدي همينجا تمومش كن چون توزندگيم نميتوني ادامه بدي
ناشناس
| |
۱۳:۰۳ - ۱۳۹۴/۰۲/۳۱
منم بعد از شش ماه ازدواج فهمیدم بیمار دوقطبی بوده و خانوادشون از خانواده ما مسائله به این مهمی رو مخفی کرده بودن و دارم طلاق میگیرم و اطرافیان بم میگن تا کم سنی و بچه نداری جدای بهترین راه هست و یه زندگی مریض همیشه مریضه
شهروند
| |
۱۰:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۴/۱۱
رابطه رو قطع کن . متاسفانه زندگی با این شرایط بسیار فرسایشیه و بزودی خودتم از حالت تعادل خارج میشی و... آدم واقعا دلش برای این افراد میسوزه اما چاره ای نیست .در اتمام رابطه شک نکن
مهتاب
|
|
۱۷:۴۶ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۹
با سلام
من برادرم طی چند ماه گذشته رفتارش به شدت تغییر کرد و بعد از مراجعه به روانپزشک براش تشخیص دوقطبی داده شد...الان حدود سه ماهه که دارو مصرف میکنه.هرچند حالش یهو بهتر شد ولی عوارضی که داروها روش داره مارو اذیت میکنه، امیدروارم هرچه زودتر سلامتشو بدست بیاره
پاسخ ها
Sayna
| |
۲۱:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۹
سلام مهتاب جان
میتونم بپرسم چه عوارضی داره؟
ماهک
|
|
۰۱:۱۰ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۰
سلام من تقریبا دوساله که این بیماری رو دارم،تو این بازه با تجویز پزشکم شبی یه دپاکین 500 میخورم،ترم 3 ارشدم تو یه دانشگاه دولتی،کلاس موسیقی میرم،ورزش میکنم و 10 ماهه که عقد کردم،به نظرم هیچ انسانی از نظر وضعیت روحی و روانی همیشه تو حالت مطلوب نیست،باید زندگی کنیم،به معنای واقعی هیچکدوم از ما دلمون نمیخواست که له این بیماری مبتلا شیم،انتخاب خودمون نبوده،پس باید از بقیه فرصتای زندگیمون استفاده کنیم و انتخابای درستی داشته باشیم.
خدا پشت و پناهتون...
حسين
|
|
۱۴:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۲
سلام منم 3 ساله اين بيماري رو دارم
اما از خودم و زندگيم خسته شدم . قبلا قليون ميكشيدم و سيگار روزي يه پاكت الان حتي ديگه حوصله ايناهم ندارم
من باختم زندگيمو .. از 24 ساعت 12 ساعتش خوابم .. بقيش هم دعوا با خانواده و دلسردي شديد
نه چيزي نارحتم ميكنه و نه خوشحال از همه چيز سير شدم و بريده ام
يكي بگه چيكار كنم
استرس شديد وسواس فكري شديد
حاضرم بميرم ولي اينقد استرس نداشته باشم
تورا خدا جواب منو يكي بده ... خواهش ميكنم
المیرا
|
|
۱۹:۲۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۲
سلام حسین جان
شما تحت نظر روانپزشک هستید ؟
آیا با خوردن دارو بازم این حالت ها رو داری؟
پاسخ ها
حسين
| |
۰۹:۵۴ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۳
سلام .. هستم دو يه ماه يه بار مراجعه ميكنم
داروهاشون رو چندبار قطع كردم مجدد خوردم
تالا چندبار از استرس شديد قش كردم الان چند شبه موقع خواب هم استرس شديد مي گيرم .. اصلا نميدونم چيكار كنم
من كسي رو ندارم راهنماييم كنه
تورا خدا شما راهنماييم كنيد چه كنم.. وسواس فكري هم دارم .. خيلي داغونم
خواهشا جوابمو بدين
حسین
|
|
۰۰:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۴
سلام .. هستم دو يه ماه يه بار مراجعه ميكنم
داروهاشون رو چندبار قطع كردم مجدد خوردم
تالا چندبار از استرس شديد قش كردم الان چند شبه موقع خواب هم استرس شديد مي گيرم .. اصلا نميدونم چيكار كنم
من كسي رو ندارم راهنماييم كنه
تورا خدا شما راهنماييم كنيد چه كنم.. وسواس فكري هم دارم .. خيلي داغونم
خواهشا جوابمو بدين
این چه مرضیه من گرفتم
بمیرم ایشالا
پاسخ ها
ناشناس
| |
۰۰:۰۸ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۵
دوست عزیز. مشکل شما ترس از بیماری است. نفس این بیماری چندان سخت نیست. اصولا استرس بخشی از تعریف این بیماریی را تشکیل نمی دهد. پس مشکل استرس شما ناشی از ترس از بیماری است. پس سعی کنید استرس را کنار بگذارید. باور داشته باشید که می توانید زندگی معمولی داشته باشید. این باور خیلی اهمیت دارد. به توصیه های روانپزشک عمل کنید. داروها رو مرتب مصرف کنید و خواب منظم داشته باشیدو اگه خوابتون نمیاد اشکالی نداره قرص خواب تجویز خواهد شد.
امير
|
|
۱۳:۳۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۶
سلام .. من اختلال دوقطبي دارم اما خانواده م ميگن دكترا دروغ ميگن و مراعات حال منو نميكنن
من دارم عذاب ميكشم ... بخدا طاقت ندارم بهشون ميگم يكم در مورد اين اختلال تحقيق كنيد
ميگن نه
چيكار كنم ... گريه كنم خودمو بزنم ... به كي پناه بيارم
نميتونم به هيچ كس پناه بيارم
پاسخ ها
Sayna
| |
۲۰:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۸
سلام
نه عزیز شما خودت تحقیق کن و به یک روانپزشک خوب مراجعه کن
چون همه افسردگی ها که اختلال دو قطبی نیستن
اگر هم بود که بازم مشکلی نیست خدا درمانشم گذاشته به شرط اینکه همیشه به حرفهای پزشکتون گوش کنید و دارو ها رو به موقع بخورید
مقیسه
|
|
۰۸:۲۱ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
س،من جوانی22ساله دارم که این مشکل را دارد،مواد هم مصرف میکند هر چی که به دستش برسداستفاده میکندبه نظر شما خوانواده باید با همچین فردی چه باید بکند اصلا حرف گوش نمیدهد
مهتاب
|
|
۱۲:۴۹ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
عوارضی که داروهاش داره یکیش خواب زیاد و بی حالیه، وقتی میبینم بیشتر روزو خوابه خیلی واسش ناراحت میشم بعدم همش میگه عضلاتم شل شدن نمیتونم دیگه ورزش کنم آخه باشگاه هم میرفت...کارم شده گریه واسش اصلا فکر نمیکردم یه روز برادرم مجبور شه این داروها رو بخوره خیلی ناراحتم واسش
نسرین
|
|
۱۲:۲۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۳۰
زندگی اتشگهی دیرینه پا بر جاست
المیرا
|
|
۱۴:۳۷ - ۱۳۹۴/۰۱/۳۰
سلام شوهر منم دو قطبیه و الان توی فاز مانیای حاد هستش و دکتر بهش دپاکین 500 و الانزاپین داده و متاسفانه داروهاشو نمیخوره و خیلی پرخاشگره اصلا قبول نمیکنه که بیماره تو رو خدا بگید باهاش چه کار کنم زندگی برام نذاشته
محمدرضا
|
|
۲۲:۰۶ - ۱۳۹۴/۰۱/۳۰
سلام من در سن 18 سالگی به بیماری اختلال دو قطبی نوع دوم مبتلا شدم و تحت کنترل دارو و قرص هستم و می خوام از معافیت پزشکی استفاده کنم زندگی رو واقعا برای خانوادم سخت کردم یک سره گیر می دهم و با خودم حرف می زنم در خیابان
مهتاب
|
|
۰۸:۱۱ - ۱۳۹۴/۰۱/۳۱
سلام الان چندسالته محمدرضا؟
محمد
|
|
۱۷:۱۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱
منکه دیگه واقعا از ازدواجم عذاب میکشم
همسر بنده هم یه عالمه مشکل داره توی پست های قبلی هم توضیح دادم ولی کسی راهنمایی نکرد
الان در حال جدایی هستیم ولی حتی خانوادش حاضر نیستن قبول کنن که دخترشون مشکل دو قطبی داره با اینکه کلی روابط نامشروع داشته و یه عالمه درگیری هم توی خانواده ما درست کرده
به عالم و ادم حسادت میکنه و وقتی حدود 15-18 روز زندگیمون جهنم میشه
الان 5 ماهه همو نمیبینیم و حتی حاضر نیستن بیان تکلیف منو مشخص کنن واقعا از دست اینجور ادما باید چیکار کرد که با سن 28 سالگی پیرم کرد...
واقعا بعضی از این ادما ارزش ندارن حتی بخاطرشون 1 دقیقه وقت بذاری
ابرومو همه جا برده و اینقدر ارایش میکنه و جلف میگرده که خجالت میکشم بگم این حتی قبلا همسر من بوده حتی چندبار تهدید کرد اگه محبت نکنی میرم با یکی دیگه...
خدایی نمیدونم به کدوم گناهم گیر این افتادم
الميرا
|
|
۱۱:۲۹ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۲
سلام محمد آقا
منم متاسفانه مشكل شما رو دارم شوهرم دو قطبيه اين بيمارا تا زمانيكه بيماريشونو قبول نكنن نميتونن نه به خودشون و نه به همسرشون كمك كنن
هانی
|
|
۱۶:۰۶ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۲
سلام من حدود 3-4 ساله که علایم بیماری رو دارم. خاله من هم 17-18 ساله که درگیر بیماری دو قطبیه و بارها خودکشی کرده. زندگی مشترکش رو هم نتونست حفظ کنه و جدا شد. اصلا امکان داره که از طرف خانواده مادری منتقل بشه؟؟ اطرافیانم دیگه تحمل من رو ندارن و همه چیز زندگیم رو (کار و درس و دوستان و ...) تو همین 3-4 سال از دست دادم. خانوادم نمی خوان قبول کنن که من هم مثل خالم هستم. البته شرایط من اینقدر حاد نیست. از خانواده مادری منتقل میشه؟ میشه یه مدت از داروهای خالم مصرف کنم ببینم تأثیر داره یا نه؟
محمد
|
|
۱۸:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۲
سلام
المیرا خانوم بهتره بجای اینکه خودتونو گول بزنید زودتر تکلیفتونو روشن کنید و ازش جدا بشید
منکه حاضرم همه زندگیمو بدم ولی جدا بشم
البته اونایی که واقعا قبول میکنن میتونن خیلی خوب کنترلش کنن و زندگی کنن ولی اگه قبول نکنن واقعا عذاب اور میشه و طرف مقابل نابود میشه بدتر اینکه مرد دو قطبی باشه چون همسرش نمیتونه هیچ جوری روش مسلط بشه
کاش میشد یه تالار گفتگویی ایجاد کرد برای این موضوع و دوستان تجربیاتشون رو در میون میذاشتن که بقیه هم استفاده کنن
من از بس بخاطر همسر مشاوره و رانشناس و روانپزشک رفتم الان باید مدرک فوق تخصص دو قطبی شناسی بگیرم
هانی خانوم این بیماری میتونه ژنتیکی باشه و از طرف پدر یا مادر منتقل بشه که اگر اینطور باشه بچه شما هم همین مشکل رو پیدا میکنه مگر در موارد خیلی خیلی خاص که فرد خودش واقعا قصد بهبود داشته باشه و با روانپزشک همکاری حسابی داشته باشه و همسرش هم خیلی هواشو داشته باشه
اين خواننده محترم پيشنهاد خوبي را مطرح كرده اند ، احتمالا در انجمن هاي روانشناسي چنين تالارهاي گفتگويي هست كه كسي بايد داوطلبانه موضوع را پيگري كند و به اطلاع ديگران برساند بلكه با تمهيداتي گفتگو هاي ثمر بخش صورت گيرد . البته ما به نوبه خود در همين جا تا آنجا كه مقدور بوده است اين مجال را فراهم كرده ايم و حتي برخلاف روال معمول چار چوب كامنت ها كه نبايد طولاني باشد بحث در اين موارد را آزاد گذاشته ايم و از كوتاه كردن پيام ها  در اين موارد خود داري . از ورزيده ايم، از اين پس هم در خدمت دوستان خوب خود هستيم .
شادی
|
|
۰۵:۰۹ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۳
دوستان باور کنید این بیماری هیولا نیست...کسی رو میشناسم که پرستاره و شیفت وایمیسه و زندگیشو داره و بایپولاره و موفقه...
هیچ آدمی حق نداره به دلیل اتفاق ناخوشایندی که براش پیش میاد از زندگی کردن محروم شه بخصوص مواردی این چنینی که شخص خودش مقصر در این امر نبوده...
در ضمن تحقیقات نشون داده فقط 25 % ممکنه وراثت در این قضیه دخیل باشه!هزار یک راه برای پیشگیری این بیماریه...چرا انقدر سختش کردید.
باور کنید که خدا بالا سرمونه و اگه بهش توکل کنید بد نمیبینید و عاقبت بخیر میشه همه چیز.
امیدتون رو از دست ندید...قبول کنید که مشکل دارید بیمارید و به درمان ادامه بدید.
بنده خودم لیتیوم مصرف میکنم.انقدر مصمم بودم که از 3/5 قرص در طول روز رسیدم به 1/5 قرص در روز.زیر نظر دکترم بودم بهش اعتماد کردم و مبارزه کردم الان هم یه زندگی عادی دارم که همه دارن...یه ذره باید محکم بود و توکل داشت و ایمان و یه ذره هم پوست کلفت که با هر بادی نلرزیم...عزت نفس داشته باشیم همین!
شادی
|
|
۰۵:۱۳ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۳
در ضمن هر بیماری گرید خاص خودشو داره از بدخیم تا خوش خیم و این بیماری هم از این قاعده مستثنی نیست...پس دچار این سوءتفاهم نشیم که هر بیمار دو قطبی یه مجنون تمام عیاره و یا آدمی خطرناک.خیر به هیچ عنوان این طور نیست.پس لطفا منصف باشید و منطقی و به دلایل احساسی انقدر هر رفتار سوئی رو به این بیماری نسبت ندید و همه رو به یه چشم نگاه نکنید.
موفق باشید
ناشناس
|
|
۰۵:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۳
به نام خدا...سلام...من هم این بیماری رو دارم...و علتش هم عوامل محیطی بود...با توکلی که به خدا دارم و اعتقادی که قلبا به دینم دارم.تا حالا از پسش بر اومدم و نگذاشتم زندگیم رو منحل کنه...با تمام سختی که این بیماری داره.بنده 4 سال از خونواده دور بودم و توی یکی از بهترین دانشگاه های دولتی درس خووندم با رشته ی مهندسی هنری که آدمهای سالم هم توش دووم نیاوردن و نصفه نیمه ولش کردن.اما من مبارزه کردم به رشته ام عشق ورزیدم و از پسش بر اومدم.و الان جزو ده درصد استعداد درخشان دانشگاهم و میتونم بدون کنکور درسم رو ادامه بدم.
توی رفتار اجتماعی هم تا اونجایی که میشه کم نمیذارم هنوز هم پناه گاه خوبی برای درد و دلهای دوستهام و آشناها هستم و کمکشون میکنم تا مشکلات حل شه...
نه که بگم مشکلی ندارم نه ولی یاد گرفتم دردهام مال خودم باشه و شادی هام با بقیه.
این بیماری من رو یکسال از زندگی غقب انداخت اما روی پای خودم وایسادم دوباره خودم رو ساختم.با یه سن کم...با تجربه ی یه دختر 19 ساله از زندگی...
و همه این احوال خوب رو اول مدیون خدای خوبم هستم که من رو نجات داد و بعد هم خانواده ی عزیزم که عاشقانه دوستشون دارم و من رو توی روزای خیلی بد تحمل کردن و کمکم کردن و از جون برام مایه گذاشتن.بخصوص مادرم
امیدوارم یه روزی هیچ فردی به هیچ بیماری دچار نشه.چه جسمی و چه روحی.
مواظب سلامت روحتون و جسمتون باشید که خدا امانتی بزرگ به دست ما داده.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :