صفحه نخست

بولتن ۲

اقتصادی

بین الملل

اجتماعی

بولتن2

ورزشی

عکس

فرهنگ و هنر

IT

انرژی

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۰۶۴۳۸
تعداد نظرات: ۴۰۶ نظر
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۵
دهان پر از "کرم" پیرزن، مرده ای که بوی گلاب می داد، جنازه‌ای که سر و صدا می کرد، مرده توی خواب روی سنگ غسالخانه و وقتی که شهدا دخترم را شفا دادند پنج خاطره باورنکردنی از غسالهای بهشت زهرای (س) تهران است.

به گزارش خبرنگار مهر، بهشت زهرا (س) نام بزرگ‌ترین گورستان در استان تهران است. فعالیت این گورستان رسماً در سال ۱۳۴۹ خورشیدی آغاز شد و نخستین درگذشته به نام محمدتقی خیال در تاریخ 3 مرداد ماه 49 در قطعه ۱ ردیف ۱، شماره ۱ به خاک سپرده شد.

گورستان بزرگ پایتخت که 40 سال از عمرش می گذرد روزانه 130 میت را در خود جای می دهد. در این میان قبرکن ها، غسال ها، مداح ها، نیروهای خدماتی و حتی نگهبانان سرباز هم با هر یک فراخور مسئولیت خود با اموات سرو کار دارند ولی غسالها بیشتر از همه سرو کارشان با میت ها است و شاید نشستن پای خاطرات آنها خالی از لطف نباشد. البته باید بالای این گزارش و خاطرات نوشت +15 !
 

 

دهان پر از "کرم" پیرزن

یکی از غسال ها به نام موسوی می گوید: مدت های زیادی در بخش غسالخانه مسئول تحویل جنازه بودم. اینجا بعضی ها مسئول کشیک شب هستند تا جنازه هایی را که شب توی منزل فوت می کنند و جوازشون توسط دکتر صادر شده و شبانه به بهشت زهرا (س) حمل میشود را تحویل بگیرند.

یک شب یک خانم سالمندی را آوردند که تحویل گرفتیم، فردا صبح که می خواستیم برای شستشو بفرستیم خانم های غسال گفتند که از گوشه دهان این بنده خدا کرم های ریز زنده در حرکت بود، خیلی چندش‌آور بود، از روی کنجکاوی ماجرا را برای یکی از بستگانش که کمی آرام تر بود و آدم با تجربه و دنیا دیده ای به نظر می رسید، تعریف کردم و اون بنده خدا بعد از چند بار استغفار گفت: این خانم مرحومه از بستگان ماست و یک ایراد بزرگ داشت که آدم بسیار بد دهنی بود و دائم به این و آن حرف رکیک و ناسزا می گفت و هیچ کس از زخم زبان اون در امان نبود و حتما دلیلش همین می تواند باشد. از تعجب هاج و واج مانده بودم. آرام از پیرمرد عذرخواهی کردم و به داخل برگشتم.

مرده ای که بوی گلاب می داد

یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مرده شبیه نبود، چهره روشن و بسیار تمیز و معطری داشت. وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد.

آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا کردم خودم شخصا این پیرمرد را بشورم و غسل بدهم، همه بوی گلاب را موقع شستشو و وقتی که آب روی تن این پیرمرد می ریختم حس می کردند. وقتی که کار غسل و کفن تمام شد بی اختیار در نماز و تشییع این پیرمرد شرکت کردم، بیرون برای تشییع و خاکسپاری اش صحرای محشری به پا بود. از بین ناله های فرزندانش شنیدم که گویا این پیرمرد هر روزش را با قرائت زیارت عاشورا شروع می کرد. از بستگانش دقیق‌تر پرسیدم، گویی این پیرمرد به این موضوع شهره بود، آدمی که هر روزش با زیارت عاشورا شروع می شد...

جنازه‌ای که سر و صدا می کرد

عبدالحسین رضایی یکی از نیروهای بهشت زهرا می گوید: سال ها راننده آمبولانس بودم. یک روز رفته بودم سطح شهر که جنازه ای را به بهشت زهرا(س) منتقل کنم. خیلی برای تشییع معطلم کردند و ما را این طرف و آن طرف بردند. چندین بار جنازه را از توی ماشین درآوردند و تشییع کردند و دوباره گذاشتن توی ماشین. نزدیک ظهر بود که رضایت دادند جنازه را به بهشت زهرا(س) منتقل کنیم.

در مسیر اتوبان صالح آباد داشتم رانندگی می کردم. حواسم به جلو بود که یکباره شنیدم از کابین عقب با مشت محکم می کوبند به شیشه پشت سرم. خودم نفهمیدم چطور و با ترس و عدم تعادل توقف کردم. وقتی ماشین ایستاد شنیدم یکی فریاد می زنه باز کن! باز کن! اول تصمیم گرفتم فرار کنم ولی بعد از چند ثانیه خودم را جمع و جور کردم و دستگیره را برداشتم و با وحشت آرام آرام رفتم به سمت کابین عقب و با فاصله و ترس زیاد درب عقب ماشین را باز کردم.

دیدم جنازه سر جای خودش آرام و راحت خوابیده. یکباره جوانی لاغر اندام که از ترس رنگش پریده بود چالاک پرید پائین! پابه فرار گذاشت. به سمت بیابان فقط می دوید، انگار در مسابقه دو سرعت شرکت کرده بود. کمی که رفت ایستاد! برگشت به پشت سرش نگاه کرد. با اینکه خیلی دور شده بود، آهسته و با شرمندگی برگشت. در حالی که به شدت عصبانی بودم ولی خنده ام هم گرفته بود. گفتم: آخه تو این عقب چیکار می کردی؟ نگفتی من سکته می کنم؟ مگه نمی دونی سوار شدن عقب ماشین حمل جنازه ممنوعه؟ می خوای منو از نون خوردن بندازی؟ خلاصه اینکه گویا این جوان توی یکی از آن دفعه ها که جنازه را برای تشییع پیاده کرده بودن یواشکی پریده بود بالا و من متوجه نشده بودم. برای اینکه تنبیه بشه گفت: حالا تا بهشت زهرا(س) پیاده بیا تا حالت جا بیاد...!

مرده توی خواب روی سنگ غسالخانه

مریم آثاری نسب در بیان خاطراتش می گوید: ساعت کاری تموم شد، مثل همیشه آماده رفتن به منزل شدیم و باز مثل روزهای دیگر توی راه بازگشت به جسدهایی که در آن روز دیده بودم فکر می کردم. اون شب چون خیلی خسته بودم زود به خواب رفتم و خواب عجیبی دیدم. خانمی را که برای شستشو به غسالخانه آورده بودند، زنده بود و دست و پایش را با زنجیر بسته بودند و روی سنگ گذاشتنش و شروع به شستن کردند، فقط انگار جای سیلی و ضربه روی صورتش بود، در خواب خیلی منقلب شدم.

گریه کردم و برایم خیلی عجیب بود. صبح در حالی که درگیر تعبیر این خواب در ذهنم بودم به بهشت زهرا(س) آمدم و برای کار روزانه آماده شدم. در ابتدا قبل از شروع کار برای همکارانم ماجرای خوابم را تعریف کردم. حتی اینکه آن خانم چه لباسی پوشیده بود و یا روی کدام سنگ او را می شستند.

آن روز تا غروب جنازه ها را شستیم و همه چیز عادی بود. زمان استراحت شد و رفتیم برای آماده شدن و رفتن. در حال پوشیدن لباسهامون بودیم که عده ای از همکارانم رو صدا زدن که جنازه ای برای شستن آورده اند. چند لحظه ای از رفتن آنها نگذاشته بود که دیدم با تعجب و سراسیمه آمدند که آثاری، آثاری بیا همون رو که می گفتی آوردند! خشکم زد. با صدای لرزان گفتم: چه می گویید؟ چی شده؟ من، من گفتم؟ آهسته آهسته با ترس عجیب رفتم داخل غسالخانه! باور کردنی نبود، نه تنها من بلکه آن روز 14 یا 15 نفر بودیم. همه این صحنه را دیدند. روی پاهام نمی توانستم بایستم. خانمی سیلی خورده! چه می بینم! چند لحظه بعد به خودم آمدم. رفتم از اقوامش ماجرا رو بپرسم، یکی از بستگانش گفت: چند سال پیش بر اثر فشارهای روحی زیاد این بنده خدا مجنون میشه و در حالت شدید روحی قرار می گیرد.. آن را با زنجیر به تخت تیمارستان می بستند. این اواخر هم حال بدی داشت، تا اینکه خودش رو از پشت بام تیمارستان به پایین می اندازد و فوت می کند...

ماجرای خیلی عجیب بود. ارتباط این بنده خدا با خواب من! گیج بودم. خودم آن را شستم و بدنش رو با برگهای قرآن پوشاندم و به نوعی تطهیرش کردم و خدا رو قسم دادم به قرآنش، که ببخشدش و بیامرزدش.

وقتی که شهدا دخترم را شفا دادند

یادآوری این موضوع هم من را آزار میدهد. سال 87 بود. 18 سال داشت و با سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد. دخترم رو میگویم. خدای من! چه لحظات سنگینی بود. نمی توانستم این غصه بزرگ رو تحمل کنم. عزیزترین هدیه خداوند به من و همسرم‌، جلوی دیدگانمان داشت آب می‌شد. حتی تصورش غمگین کننده است. تمام راه‌ها را رفته بودیم. در نهایت نظر پزشک‌ها این بود که برای مداوا باید به خارج از کشور اعزام بشود. کشور آلمان رو باز به توصیه پزشک انتخاب کردیم و رایزنی‌های اولیه هم انجام شد.

 این روزها تقریباً همه همکارانم در سازمان بهشت زهرا(س) به خصوص آنهایی که با من تو یک اتاق و یک ساختمان کار می‌کردند مشکل من و خانوادم رو می‌دانستند، هرکسی به هر نحوی که می‌شد همدردی و همراهی می کرد و سعی داشت به من روحیه بدهد. یک روز خیلی اتفاقی آقای صادقی‌فر مسئول بخش اجرایی سازمان را دیدم. آن روز اتفاقاً از روزهای قبل خیلی حالم بدتر بود. صادقی فر حالت اضطراب و نگرانی رو در من دید کمی من را آرام کرد و روحیه داد. با آقای صادقی فر خداحافظی کردم و گفتم: من را دعا کنید. رفتم به اتاق کارم و روی صندلی پشت میزم نشستم. ساعت انگار گذر زمان رو فقط به من نشان می داد! تلفن زنگ زد، دو ساعتی از آمدنم به اتاق می‌گذشت و من متوجه نبودم بی اختیار گوشی رو بر داشتم. آقای صادقی فر بود. گفت: بعد از اینکه شما رو آشفته حال دیدم خیلی فکر کردم. یک پیشنهاد دارم. بیا همین الان بر و قطعه 24 سر مزا ر شهید "جهان آرا" و از خداوند به واسطه ایشان حاجتت رو بخواه، تقاضا کن که واسطه بشود و شفای دخترت رو از خداوند بگیرد. من فقط گوش می‌کردم باورش سخته ولی گوشی رو گذاشتم و بلند شدم. این بار انگار می‌دانستم چه می‌کنم و چه می‌خواهم. خانم سیادتی یکی از همکارام رو همراه کردم  و رفتیم قطعه 24 گلزار مقدس شهدا و قبر شهید محمد جهان آ را.
وای که بر من چه گذشت، آن‌لحظات و دقیقه‌ها. آنچه در دل داشتم خالی کردم و گفتم و گفتم! بی حال و بی اختیار برخاستیم و برگشتیم‌! نمی‌دانم چند ساعت با جهان آرا صحبت کردم و چه می‌خواستم فقط یادم هست که دیگر نمی‌توانستم با کسی صحبت کنم و چیزی بگویم. غروب شد و من به خانه رفتم. فقط چند روز گذشته بود که خدا دخترم رو شفا داد. خدایا شکرت، نمی‌خواهم در پایان چیزی بگویم،  کسی که این خاطره رو می‌خواند خودش قضاوت می‌کند. خدایا شکرت!
 
------------------
گزارش از سید هادی کسایی زاده

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظرات بینندگان
ناشناس
|
|
۱۱:۰۶ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۹
خدایا عاقبتمون رو ختم به خیر کن...
پاسخ ها
ناشناس
| |
۱۲:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۹
الهی آمین.
حدیث
| |
۰۹:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
شرمنده من از بس متعجب شدم اشتباهی به جای مثبت دکمه منفی رو فشار دادم
حسن
| |
۲۰:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۸
به شب اول قبرم نکنم وحشت و ترس/ که در آن لحظه حسین است که مهمان من است .

هیچ مرگی بالاتر و بهتر از شهادت نیست
خدایا شهیدمون کن
عطیه
| |
۰۰:۵۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۸
خیلی عالی بود و من خیلی شگفت زده شدم
بنده روسیاه خدا
| |
۰۹:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۱۴
خدا همه بندگانشو تا نیامرزیده از این دنیا نبره
رسول رستمی
| |
۲۲:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۲/۰۹
خدایا پاکم کن خاکم کن
علی
| |
۲۰:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۷/۱۷
من همه این سخنان رو میتونم درک کنم وبیش از انچه شایسته بودم خدا به من بخشیده فقط کافیه یباراسمش رو بیاری شک نکن اگه خواستت ازش به نفعت باشه عین شو بهت میده اما اگه به نفعت نباشه یه در دیگه رو برات باز میکنه همه چیزایی را که گفتم با تارو بود بدنم حسش کردم
ناشناس
| |
۱۱:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۷
خیلی شغل ترسناکی دارنا
سامان
| |
۱۸:۱۶ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۱
ايشالا كه خدا همه مريضارو شفا بده يدر منم شفا بده دوساله كه مشكل ريه داره دكترا ميگن بدنش عفونت داره وبچه ها التماس دعا
الهه
| |
۱۱:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۱
خدایا مرتضی پاشایی و همه بچه کوچولوهایی در بیمارستانها هستند را شفا بده خدایا بچه ها پاکن نزار که درد بکشن خدایا همه بچه ها را شفا بده
زکیه
| |
۲۱:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۵
خدایا کمکمون کن
پگاه
| |
۱۴:۴۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۳۱
خدایاشرمندم.شهیدم کن...
اسما
| |
۰۱:۱۳ - ۱۳۹۶/۰۵/۰۹
خدايا ب حرمت حسين رگي جز شهادت قسمتمان نكن
شکیلا
|
|
۱۱:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۹
گزارش خیلی خیلی خوب ومفیدی بود امیدوارم دنیای مردگان حداقل ما زندگان رابه خود اورد ومتوجه اثار ونتایج اعمال ورفتارمان در حیات ومماتمان کند متوجه گذر سریع زمان شدید؟
حامد
|
|
۱۲:۰۲ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۹
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد
پاسخ ها
محمود ن
| |
۱۳:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۹
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد
مهدی
| |
۲۱:۵۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۵
اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد
سعید
|
|
۲۲:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۹
انشاله همه صادقین و خادمین به اسلام و قران ومردم نجیب و عزیزموفق باشند
پاسخ ها
زهرا
| |
۰۱:۲۲ - ۱۳۹۵/۰۵/۱۳
الهي امين
ناشناس
|
|
۰۰:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
پروردگارا تا فرصت باقیست توبه .
حسین سوری
|
|
۰۰:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
انا لله و انا الیه راجعون ...
فرزند ایران
|
|
۰۳:۴۸ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
خدایا ای عزیزیزترین عزیزان ما را لحظه ای و آنی به خود وامگذار و از لطف و مرحمت خویش محروم نساز و مرگ ما را موجب آمرزش گناهانمان قرار بده
مرتضي ام
|
|
۱۱:۱۲ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
هميشه يك سوال بي‌جواب برايم باقي مانده است: چرا آنهايي كه از مرده‌ مي‌ترسند، از زنده‌ها نمي‌ترسند؟!!
پاسخ ها
صمدجعفری
| |
۱۹:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
مردگان انعکاس تصویرزندگان درآئینه زمان هستند به همین دلیل مابادیدن مردگان یادعاقبت خود می افتیم وازآن واهمه داریم مرتضی جان اگرسوال دیگری هم داری بگو تابرایت پاسخ دهم
مرتضي.ام
| |
۰۷:۳۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۱
دقيقا سوال بنده نيز همين است كه چرا "انعكاس تصوير زندگان در آيينه زمان" ﴿يعني هيچ در هيچ در هيچ﴾ براي برخي اينقدر ترسناك است، در حالي "خود زندگان" ﴿يعني وجود قابل لمس﴾ خير؟

مثلا اگر به كسي بگوييد كنار يك مرده تا صبح بخواب عمرا اگر حاضر به چنين كاري باشد، در حالي كه به راحتي كنار يك زنده كه ممكن است هم جيبش را خالي كند، هم سرش را ببرد، هم هزار بلاي ديگر تا صبح بر سرش بياورد به راحتي مي‌خوابد! عجيب نيست؟
صمدجعفری
| |
۱۹:۱۰ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۱
مرتضی جان سلام .
جواب سوال تودرخود سوال است آنجاکه درچشمهایت تصویرمردگان درآئینه زمان تصویری ازتقاطع هیچ درهیچ درچشم است واین تصویرفردای تو ست که امروزمیبینی وباورنیستی حقیقتاکه چه ترسناک وهراس آوراست .
وازبعددوم مسئله اگربانگاهی دنیوی به این موضوع واردشویم پزشکان به شما خواهند گفت که دربدن انسان غده ای وجود دارد که وظیفه آن ترشح هورمونهای ترس درمواقعی است که به نظرمیرسد انسان کنترل کاملی براحتمالات پیرامون خود ندارد .
درچنین مواقعی انسان ترسو ازنزدیک شدن بیشتر به خطر دوری کرده وحتی درمواقعی جهت حفظ جان خویش میگریزد.
شهدای ما که آگاهانه پای بر میدان مین میگذاشتند چراکه به واسطه آمیزه های مذهبی تمامی احتمالات وخطرها وسرانجام خویش را درکنترل خویش میدیدندوبه همین دلیل هیچ احتمالی برایشان وحشتناک ورعب آفرین نبود
ودراین حالت دیگرنه ترس از مرگ وجودداشت نه
پس ازآن وحتی گاهی چنان باوری به برتری عالم
پس ازمرگ در وجودشان شکل میگرفت که آرزوی شهادت داشتند خوش به حالشان هیچ چیز نداشتند حتی ترس از مرگ را وهمین آنان را به فناناپذیران عالم مبدل کرد مرتضی جان امیدوارم قانع شده باشی اگرنه باز هم تلاش خودراخواهم کرد .
مرتضي.ام
| |
۰۰:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۲
عليك سلام جناب جعفري. به استحضارتان برسانم كه صرفا از باب جواب سلام جنابعالي اين پيام را نوشتم، وگرنه باور بفرماييد ابدا متوجه نشدم پاسخ شما چه ربطي به سوال بنده دارد!

تصور بنده بر اين است كه جنابعالي اشتباها "چرا آنهايي كه از مرده ﴿يا همان ميّت﴾ مي‌ترسند" را اشتباها "چرا آنهايي كه از مردن مي‌ترسند" خوانده‌ايد.
ناشناس
| |
۰۶:۰۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۱۵
خداوندبه شماکه درجایگاه رفیع انسانی به امرشستوشوی اجسادمشغولید قوت اعطافرماید
داود
|
|
۱۱:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
سلام من هم هروقت مشلکی برایم پیش آید سرمزارهم رزم هایم میرویم وخیلی وقت هم مشکلم به توسط شهداوبایاری خدا حل میشود.خدا همه ماراعاقبت بخیرکند.
الهه
|
|
۱۱:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
حدود 3سال قبل ازانقلاب همسایه ما که خانمی بی حجاب وخیلی بی بندوبار بود تعریف کرد که یکی ازاقوامشان که خانمی بسیار بددهن واهل غیبت و تهمت بود فوت میکند وهنگام دفن دامادشان جنازه این رادرقبر میگذارد دراین حین یکسری از مدارکش که در جیب پیراهنش بوده میافتد که همه را جمع میکند جز یک چک که دیده نشده بود بعداز مراسم وقتی متوجه چک میشود بعدازکلی التماس نبش قبر صورت میگیرد وهمه میبینندکه درون قبر سر جنازه درون دهان مار خیلی خیلی بزرگی است ازهمانجا همه به خودشان امدند واین خانم همسایه وسایر اقوام توبه میکنند
پاسخ ها
جلال
| |
۱۴:۲۷ - ۱۳۹۳/۱۲/۲۵
مگه نبش قبر الکیه به همین راحتیه تا حکم دادگاه نباشه یا یکی از فرزاندش شکایتی نداشته باشه مکه میتونن نبش قبرکنن...
ناشناس
|
|
۱۴:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
من همیشه از برخورد با این حوادث یا خوندنشون اجتناب میکنم چون شب خوابم نمیبره
الان تا شب همش میخوام بهش فکر کنم
چه اشتباهی کردم خوندم:(
(امیدوارم خدا خودش فریاد رس روز بی کسی ما باشه)
پاسخ ها
حسن
| |
۲۳:۵۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۶
خانم محترم
مهم نیست اسم گورستان های ما چیه!!
مهم اعمال انسان است
ولی به نظر من گورستان با این اسامی متبرک شده است
نرگس
|
|
۱۹:۳۶ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
یک سوال دارم
به نظر شما ها چرا باید گورستانهای ماها اسامی ائمه ی معصومین را داشته باشد مانند بهشت زهرا بهشت رضا و یا بهشت معصومه آیا نعوذ بالله گورستان، بهشت خانم حضرت زهرا میباشد؟
چرا از اسامی دیگری مانند بقیع یا وادی السلام یا منازل الاخره استفاده نمیشود؟
چرا غم انگیز ترین لحظات زندگیمان را باید صوت قرآن بشنویم و وحشتناک ترین جای دنیا از اسامی ائمه استفاده میشود؟
خواهش میکنم اگر نظر من را تایید نمی کنید حداقل جوابی به من بدهید
پاسخ ها
چکش
| |
۲۲:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۷/۳۰
چند درصد از مردم هم کیش و هموطنم به دنبال وام و پس انداز و خرید مسکن برای خود و خانواده شان هستند؟ و چند درصد به دنبال خرید حتمی ترین منزلمان؟

همه میدانیم که روزی خواهیم مرد اما خیلی از ماها آن را (باور) نداریم . به همین دلیل است که فکر میکنیم این اتفاق در آینده ای نسبتا دور یا حداقل زمانی که الان نمیخواهیم خیلی به آن فکر کنیم اتفاق خواهد افتاد!

غم و وحشتی که شما خانم نرگس عزیز به آن اشاره کرده اید آیا ناشی از همین ناباوریست یا من اشتباه میکنم؟

1. وحشت از رجوع به الله؟! و از تنها حقیقت محض و بی چون و چرای زندگی؟
2. دلتنگی برای عزیزان از دست رفته زمانی تبدیل به (غم) میشود که فکر کنیم حکما زمان زیادی تا انتقال خودمان به جهان دیگر باقی ست!

لذا به نظر من اسامی ائمه در رویارویی با ممات میتواند برای ما یاد آور آموزه های دینی مان راجع به ذات مرگ و جهان دیگر و لذا آرامش و تسکین بیشتری بشود. (لبخند)
محمدرضا
| |
۰۱:۳۹ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۱
سلام

امام حسن مجتبی(ع)
شـمـا آخـرت خـویـش را خـراب و دنـیـایـتـان را آبـاد کـرده ایـد، بـه هـمـیـن دلیل خوش ندارید از جاى آباد به منزل ویران نقل مکان کنید.

اگر از مرگ می ترسید بخوانید :

http://www.ahlulbaytclub.com/PrintArticleDoc.aspx?ArdID=2595
نرگس
| |
۱۷:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۱
ممنونم ولی با عرض معذرت قانع نشدم اگر کسی جواب بهتری دارد ممنون میشوم
ما چرا پارک و بوستانهایمان را که جاهای شیرینی برای مردم است از اسامی ائمه استفاده نمیکنیم چرا هر وقت غم و اندوه داریم یاد خدا و پیامبرش میافتیم چرا موقع شادی و عروسی هایمان ائمه فراموش میشوند؟
صمدجعفری
| |
۱۹:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۱
نرگس خانم سلام
من باسوال شما صددرصد موافقم اماآنگاه که به جواب میرسیم از همدیگردور میشویم چرا که کلیه پیشنهادات شما خود واژگانی عربی ونامانوس است .
بنده واژه زیر راپیشنهاد میکنم

( آرامگاه یاران )

نظر شماچیست
ناشناس
| |
۰۹:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۱/۲۹
به نظر من توراست می گی؟
فانی ابن فانی
| |
۰۹:۲۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۵
سلام عزیز اولا ما انسانهای معمولی از مرگ می ترسیم یکی از دلایلی که اسم خوب روی گورستان می گذارند شاید به خاطر اینکه کمی قابل تحمل تر باشد ثانیا پس از مرگ بستگان ما سر مزار انه حاضر می شویم و شاید خود این نامهای مقدس باعث ارامش بستگان متوفی شود ثانیا شاید که حتما نام اشخاصی مانند حضرت زهرا هم باعث بخشش و راحتی اموات باشد . به نظر شما باید نام گورستان را لعنت اباد یا درکستان وووووووووو بگذارند .
ناشناس
| |
۱۴:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۳۱
چون همیشه تک تک کلمه های قران یک ارامش خاص دارندکه عده ای براین عقیده اندبرای اینکه مرده ارام درقبربخوابدصوت قران راگوش بدهدوپاسخ سوال دیگرشمااین است که فقط ائمه به دادمامیرسند.البته خدای تعالی همیشه صدای مارا میشنودوکمک میرساندواین کمک توسط ائمه صورت میگیردکه هروقت نام مبارک ان هارادرجاهای وحشتناک صدا کنیم میایند...
ناشناس
|
|
۰۱:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۱
به نام خداوند بخشاینده مهربان
عباس
|
|
۲۲:۴۶ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۱
من تازه توی سالن های تطهیر بودم. پسر سه ماهم را که غسل می دادن مثل همیشه زیر لب زمزمه می کردم"پسر لالا کنه، پسر لالا کنه"
پاسخ ها
مهسا(mis)
| |
۱۱:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۲
خدا بهتون صبر بده
مرتضي.ام
| |
۱۵:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۲
بنده نيز از خداوند برايتان صبر مسئلت مي‌نمايم. ان شا الله خداوند فرزند صالح ديگري به شما ارزاني كند كه مايه فخر شما و اسلام گردد.
چکش
| |
۱۸:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۲
انشاءالله که به حکمت الله یقین کامل دارید و همین موجب صبر و توکل بیشتری خواهد شد. به روح پاک فرزندتان فکر کنید که اکنون در چه جایگاهی قرار دارد و اینکه لابد نیازی به امتحان در این دنیا برایش نبوده است.
محمد
| |
۲۲:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۹
واقیت تلخ پسرده ماهم الان داره باسرطان دستو پنجه نرم میکنه خداصبرت بده
رونیکا
| |
۱۵:۰۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۳۱
ازخداوندتعالی برای شماصبرمسئلت تقاضادارم.به لطف خداوندانشاءالله صاحب فرزندصالح دیگری خواهیدشد
سعید
|
|
۱۶:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۲
پس ای انسانها به انچه که میدانید عمل کنید ایت الاه بهجت
مسعود خان
|
|
۲۲:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۸/۰۲
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگیست .
سعید
|
|
۲۱:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۸/۱۷
واقعا دوستت دارم خداااااااااااااااااااااااااااا
ناشناس
|
|
۱۹:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۸/۲۶
شنیده ام خوبه هرکسی به یه شهیدی توسل کنه من کسی رو می شناسم که نیت می کنه و هر هفته یه بخشی از مزارهای شهدا را شستشو می ده زیباترین مرگ در جهان شهادت است در راه آرمانهای الهی زندگی های بیشترشون مخصوصا اونهایی که با شجاعت و داوطلبانه به رزم می رفتند مثل عرفا ست .
شکیبا بهزادی
|
|
۲۳:۰۷ - ۱۳۹۱/۰۹/۰۸
از شما متشکرم باز هم خاطره از غسالخانه بگذارید
شیوا
|
|
۱۳:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۲
سلام من خیلی از مرده ها میترسم نمیدونم جرا یعنی وقتی میشنوم یکی مرده تا یه هفته از ترس نمیتونم بخوابم.
رقیه درمانلو
|
|
۱۲:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۸
خداوند رحم کند
ناشناس
|
|
۱۶:۴۲ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۸
واي
محمد علی نوا
|
|
۲۲:۲۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۱
پدرم 2ماه است که فوت کرده کاملا درک میکنم
خداوند رحمتشان کند
محمدحسین
|
|
۲۲:۳۰ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۲
ایشالاامام حسین به فریادهممون برسه
کاوه
|
|
۰۰:۵۸ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۳
به یاد یاور همیشگی و دوست عزیزم عزرائیل جمیل.
فاطمه
|
|
۱۹:۰۵ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
خيلي دوست دارم بدونم كه بعد از مرگ چه بر سر جسد ما مي‌آيد
زهرا
|
|
۱۷:۰۴ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۱
خدایا،من خیلی از مرگ میترسم فقط به ما بندگانت رحم کن
حسینی
|
|
۰۱:۵۷ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۲
21/8/66بود وسط میدان مین والمری بودیم منو محمد فرهاد پور وقتی پای محمد به مین برخورد کرد خود را کامل بر روی مین انداخت تا به من ترکش نخورد چون مین والمری پنجاه سانت به بالا میامد وبعد منفجر میشد ومن فقط دو متر با محمد فاصله داشتم خدایش بیامرزد.مزار محمدعزیزقطعه 40ردیف 21 شماره 13
مصطفی
|
|
۱۰:۴۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۳
شهدا عندربهم یرزقون و به اذن خدا واسطه فیض هستند برای شادی روح شان و اموات صلوات و سوره های حمد و سه مرتبه توحید قرائت فرمائید،اللهم مغفر الذوب کل ها به حرمت محمدوآل محمد (ص)، آمین
فاطمه
|
|
۱۲:۰۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۲۴
من خیلی می ترسم فقط خدا کمکمون کنه
امیرحسین ازتاکستان
|
|
۱۴:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۱
خیلی خوبه .ممنون
قاسم
|
|
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۱۹
سلااام.مرگ حقه و بايد پذيرفت ولي بايد جوري باشيم و رفتار كنيم كه راحت تر بتونيم بپذيريم.انشاالله بتونيم مرگ با عزتي داشته باشيم و درمقابل پروردگار شرمنده نباشيم .آمين
علی
|
|
۱۸:۵۵ - ۱۳۹۱/۱۱/۲۷
همان تیتر عبارت صحیح است (ماجرای باور نکردنی)
علی اکبری حقرو
|
|
۰۸:۱۷ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۲
خدایا تو را قسم میدهم به عظمت وعزت خودت ما بندگان را به راه راست هدایت فرما
مجید
|
|
۱۹:۵۰ - ۱۳۹۱/۱۲/۰۸
خدایا همه مارا ببخش و بیامورز.انشا الله
هادی
|
|
۱۵:۵۴ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۰
خدایا خودت میدانی فقط خودت.من که داشتم ماجراها را میخواندم به طور ناخدا گاه اشکم سرازیر شد.
فرشته
|
|
۲۳:۱۸ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۴
اكر واقعا بدانيم خداي مهربان داريم وبخشنده وفقط به خدا رو كنيم بس
محسن
|
|
۱۲:۱۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۶
من از مرگ خیلی هراس دارم ودر سال دو الا سه بار هر وقت دلم میگیره به غسالخانه میرم یکی دو ساعت به غسالها و مردها نگاه میکنم و در تشریح نگاه میکنم
پیمان برازنده
|
|
۲۳:۳۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۱۹
خدایا هیچ کدام از بندگانت را که نبخشیدی از این دنیا نبر.


امییییییییین
امید
|
|
۲۲:۲۸ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۰
خدا تمام کسانی را که از دنیا رفتن بیامرزد
الیاس
|
|
۰۰:۴۱ - ۱۳۹۱/۱۲/۲۴
خدایش بیامرزد
حسین امیدوار
|
|
۱۳:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۱/۰۲
خدایا به هر طریق که خودت صلاح میدونی گناهان مارا ببخش
رومینا
|
|
۱۸:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۴
اگر میشه هر شب سوره ی یس را بخوانید میگن برای شب اول قبر خیلی خوبه
سعید
|
|
۱۸:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۲/۰۴
نه زندگی آنقدر شیرین و نه مرگ آنقدر ترسناک و دردناک است که آدمی پای بر شرافت خویش بگذارد.حضرت علی (ع)
مسعوذ خانی لازیجان
|
|
۱۶:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۷
تو این دنیا هر که زودتر توبه کنه برنده س . داداش من هم زیاد الکل مصرف میکردد ولی توبه کرد الانم نمازشم سر وقت میخونه همش به لطف خداست
روسیاه
|
|
۱۹:۰۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۸
وای به حال من فقط خودم میدونم چقدر بدبخت وگناهکارم ...
پاسخ ها
راضیه
| |
۱۰:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۷
هرکی هستی زن یا مرد بدان که تمامی انسانها هر از گاهی مرتکب گناه می شوند خواسته یا ناخواسته ولی خدایمان انقدر بزرگ و مهر بان است که میداند که ما واقعا کی پشیمان از کرده خود هستیم و دیگر دنبال گناه کردن نیستیم و انشااله ما را خواهد بخشید
خادم الحسین
|
|
۱۴:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۳/۰۲
خایا توبه
ناشناس
|
|
۱۵:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۳/۳۰
عالی بودخداکنه درس بگیریم
مهدی
|
|
۰۰:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۱
علی به ذکر الله تتمعنا القلوب .
همه این ها برای هدایت و حجتی برای وجود خدا و بزرگی و عظمت خاص خداست . انشالله همه ما در این دنیا همیشه به یاد خدا و فانی بودن و عدم دلبستگی به این دنیا رو درک کنیم . والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
پاسخ ها
مصحح
| |
۰۵:۴۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۶
أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ -
آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد
دلشکسته
|
|
۱۵:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۰۵
خدایا به حرمت همه شهیدان اسلام جواب دل شکسته هایی مثل من رو هم بده
التماس دعا
فرهاد
|
|
۱۷:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۰
واقعا درس گرفتم واقعا
حمیدرضا
|
|
۲۰:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۸
خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم .

خدا همه ما رو ببخشه
فائزه
|
|
۰۷:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۵/۰۹
باسلام و خسته نباشی فقط میتونم بگم خدایا تاپاکمون نکردی خاکمون نکن‏*‏
حسن
|
|
۱۷:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۲۲
بالحسین الهی العفو......
بالحجه الهی العفو
راضيه
|
|
۱۳:۴۲ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۴
با سلام
بسيار زيبا و خيلي قشنگ بود من بسيار لذت بردم باز هم از اين دست داستانها بنويسيد.
رضا ایمان فر
|
|
۱۵:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۴
خداوندا همه اموات ورفتگان را مورد رحمت خود قرار بده امین یارب ل المین
زهرا کیانی ANTI 666
|
|
۰۶:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
بسم الله
واقعا که
عجب از ادمیزاد اول هارو نیگا کنید
ایناکه منفی دادن چرااینقدر اصراردارن نادانی خودشونو به هرجمعی ثابت کنن منفی ندهید
...نیگا...داره دعامیکنه اللهم اجعل محیای محیامحمد وال محمدص.......منفی داده چی بهت بگم که ...نرود میخ اهنین درسنگ
ادم هرچی میخوادبهترین حرفارو بزنه
این گند دماغ ها نمیذارن
بابانیایید..جایی رو که نمیپسندید خب نیایید
مگه ازاریید؟؟؟؟؟؟؟
روز مارو هم به گند میکشید.....اه اه اه
یوسف
|
|
۱۰:۱۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵
خدایا فقط می توانم بگم شرمنده ام خداتوخیلی بزرگی
مرتضی
|
|
۰۳:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۹
ان زمانی که به دنیا می ایی همه خندانن تو گریانی ***ان زمانی که تو از دنیا میری همه گریانن تو خندانی
پاسخ ها
مسعود
| |
۱۸:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۲
سلام اقامرتضی من عاشق این بیت شعرم بی نهایت درس ونکات اموزنده درون این چندکلمه نهفته.مرسی.
بروین
|
|
۱۸:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۹
خدای خوبم به معنای واقعی توبه ی ماروبپذیروببخشمون مرگ حقه اما تا امام زمانمونو ندیدیم ما رو نبر من که دلم میخواد خاک پاشو سرمه ی چشام کنم بعد بمیرم دروقت مردن مارو در دین مولایم امیرالمومنین علی علیه السلام بمیران ودر شب اول قبر به فریادمان برسان امین
affm
|
|
۰۲:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۴
خدایا کمکم کن که بنده خوبی برات باشم.خدایا تورو به سر بریده امام حسین قسم میدهم که درده زانوی من رو بهبود ببخش.خدایا خجالت میکشم ازینکه هروقت به مشکلی میخورم به یاده تو میفتم.خدایا این بنده گناهکارو روسیاهو نامردتو ببخش...
فرهاد
|
|
۱۷:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۱
خدا خیلی بهم کمک کرده هم درشرایط درسی هم مالی اما ما انسانها خیلی پستیم موقعی که گناهی انجام میدیم بعدش خدا را میشناسیم
صبا
|
|
۰۲:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۷/۱۹
خدایا تو رو قسم میدم به غریب امام رضا به همه ما رحم کن یا امام رضا شب اول قبرم منو تنها نذار خیلی میترسم اقاجون مهربون
مهیار
|
|
۱۸:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۰
...
ولی باید به این فک کنید که یه روزی میمیرید شاید فک کنید خیلی دوره ولی اتفاق میافته و جلوش رو هم نمیشه گرفت
چیزی که تویه یزندگی مهمه اینه که چیکارا کردید وزندگیتون چجوری تموم میشه
و دیگر ادما ازتون چه جوری یاد خواهند کرد:)
مهیار
|
|
۱۸:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۰
چون همتون به دنیا وابسته اید
ولی باید به این فک کنید که یه روزی میمیرید شاید فک کنید خیلی دوره ولی اتفاق میافته و جلوش رو هم نمیشه گرفت
چیزی که تویه یزندگی مهمه اینه که چیکارا کردید وزندگیتون چجوری تموم میشه
و دیگر ادما ازتون چه جوری یاد خواهند کرد:)
زیبا
|
|
۱۸:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۱
انشالله همه این زحت کش ها همیشه سالم باشند و خسته نباشند.
یه روزی هم یکی از این ها کارای تطهیر منو انجام میده.
خدایا گناه های مارو ببخش و مارا بیامرز.
آمین یا رب العالمین.
نفس
|
|
۱۳:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۷
امروز خبر فوت دوست قدیمی ام را شنیدم و باورم شد که مرگ چقدر به ما نزدیک است باور کنید
ناشناس
|
|
۱۵:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۸/۰۹
فقط فقظ مي تونم بگم حسبن الله خدايا تو برا من بسي.........
پروين
|
|
۱۴:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۱
سلام...سه ساله كه مادرم از اين دنيا رفته ....روزي نيست كه به يادش نباشم...مادرم بعد از جراحي قلب وبعد از سه ماه بستري شدن در آي.سي.يو از اين دنيا دفت....چرا مي گن خاك سرده؟ چرا من مادرم وهمه لحظاتي را كه روي تخت بيمارستان بود بعد از سه سال فراموش نكردم......چطور با غم از دست دادن مادرم كنار بيام؟
پاسخ ها
طلا
| |
۱۲:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۵
سلام عزیزم خونسرد باش مرگ حقه خدا ی صالح و مصلحتی میدونه که عزیزانمون و از ما جدا میکنه و ی روزی هم خودم ما میریم و باید بریم نخوایم هم به زور میبرن براش صدقه بده شاید بهت نیاز داره که هر لحظه میاد تو فکرت تو دستت بازه ولی اون دستش از دنیا کوتاه
ستاره
| |
۰۸:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۸
سلام. 46 روزه که مادرم رو از دست دادم. ما به هم خیلی وابسته بودیم. تا آخرین لحظه تو بیمارستان بالای سرش بودم تازه یکمی آروم شدم. سوره یس رو بخون هرروز و برای مادرت نماز هدیه کن. میتونی نماز شب به نیابت از مادرت بخونی و وقتی حموم میری غسل صبر کنی. خیلی تو آرامشت تأثیر داره. من اصلاً آدم مذهبی ای نبودم .اما معجزه قرآن و نماز رو دارم میبینم. خدا مادرهامون رو بیامرزه
فاطمه
| |
۱۰:۰۴ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴
باهات هم دردی میکنم خدا بهت صبربده
سلمان
|
|
۲۳:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۲
یک روز قرعه به ما میفته .... پناه برخداوند بخشنده مهربان......
الهه
|
|
۱۳:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۴
باور کنید که مرگ خیلی خیلی نزدیک تر از آن چیزی است که فکر می کنید. هر روز خبر فوت ناگهانی یکی از آشنایان را می شنویم ولی فکر نمی کنیم که شاید نفر بعدی ما باشیم. برای مرگ از ما اجازه نمی گیرند چون دعوتنامه ها از قبل مهر و امضا شده است .
حمید
|
|
۱۸:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۸/۱۷
انشا... اقا امام حسین (ع) خودش شفاعت مارو پیش خدا بکنه ما که انقدر گناه کردیم زبونمون ساکت تو اون دنیا . توی هر دوتا عالم بخدا حسین و عشقه.توی بچه های آدم بخدا حسین و عشقه.میخونه حضرت خاتم بخدا حسین و عشقه.((((آقا جان بیا اون دنیا دست مارو بگیر ما خیلی بدیم گناه زیاد کردیم)))))
حامد
|
|
۱۶:۱۹ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۰
سلام:باور کنید که مرگ خیلی خیلی نزدیک تر از آن چیزی است که فکر می کنید خدا عاقبتمان را بخیر کند.
ابراهم آزاد
|
|
۱۹:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۸/۲۹
روزي که مردم همه جا برام سياه وتاريک بود گويی درتاريکی شب فقط خودم بودم و خودم ، وحشت وترس وجودم رافراگرفته بود یک دفعه خورشید را دراوج آسمان دیدم که نوری زرد و تابنده ایی داشت آرامش کل وجودم را فرا گرفت فقط همین رو یادمه که میگفتند بر اثر ضربه مغزی سه ماهه درکومایی آیا این چیزهایی که من دیدم خواب بوده
امیر حسین
|
|
۱۴:۰۳ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
من عاشق زندگیم و همیشه به مرگ فکر می کنم هر موقع دلم میگیره میرم بهشت زهرا فکر می کنم چه روزی نوبت من که بیام برای همیشه اینجا اما هرگز از مرگ نمی ترسم چون هرچیز در این عالم عمری داره و مهم نیست چغدر عمر کنی مهم اینه که تا لحظه مرگ احساس خوشبختی کنی امیدوارم همه با لبخند این دنیا رو ترک کنند
طلا
|
|
۱۲:۴۶ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۵
سلام اخه مرده مگه ترس داره ادم باید از زندش بترسه اگه مرده کاری از دستش بر می امد واسه خودش ی کاری میکرد >>>و ی خسته نباشید به همه اونای که تو هر نقطه ی از جهان تو غسالخانه ها زحمت میکشن و واقعا ی اعصاب خیلی قوی میخواد واسه همچین شغلی
امیر حسین
|
|
۲۰:۰۲ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۶
خوب بود دست ان های که غسالخانه اند درد نکنه
داریوشادم تومد
|
|
۱۲:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۸
بیست روز پیش میت پدرم رو که بردیم غسالخانه یادم اومد چه سخت بود اون لحظه ها،اما به محض ریختن اولین ذره های خاک رو بدنش آروم شدیم همه،خاک چقدر دل سرد و سرده.
ما همه از خاکیم ، دو باره بر خاکیم.
سمیرا
|
|
۱۹:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۵
باسلام.من باخواندن این مطالب درس گرفتم.و روم تاثیرگذاشت.امیدوارم اثرش همیشگی باشه وفرداک ازخواب بیدارمیشم یادم نرفته باشه
خدایا ب من وپدر ومادرم رحم کن
پیمان
|
|
۱۶:۲۶ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۰
باسلام.شاید گاهی لازمه یاداوری این مطالب من کلا از بهشت زهرا خوشم نمیومد حتی گفتم اگه مردم منو ببرین شهرمون ولی خودم مجبور شدم جیگر گوشم تو قطعه نوزادان بزارم حالا گاهی میرم انجا سخته خیلی
محمد رضا سنقری
|
|
۱۶:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۰
بر منکرش لعنت
پاسخ ها
صادق
| |
۱۵:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۹/۳۰
چه کسی رامی گویی
امن
|
|
۱۹:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۶
اختیار با ادمیست....بله هر چه بکاری درو میکنی. ((دریاب که از روح جدا خواهی رفت........در پرده اسرار فنا خواهی رفت)).خدایا کمکمان کن در هر زمان ترا و مرگ را بیاد اوریم.
منصور
|
|
۱۶:۰۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۳
سلام به نظر من تنها واقعيت در دنيا مرگ است وبقيه مشاهدات زمان گذشته و يك فيلم است
سعیده
|
|
۱۶:۲۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۴
من هم دو ماهه پدرم را از دست دادم با این مصیبت راحت کنار آمدم چون میدانم مرگ حق است و وقتی می بینی عزیزترین کس توی زندگیت عمر با عزت و مرگ با عزت داشته آرامشی پیدا می کنی که وصف ناپذیره
ایرانی
|
|
۱۹:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۰/۰۵
الله الصمد
پیمان
|
|
۰۹:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۳
کاشکی میشد عبرت گرفت
نادم
|
|
۱۷:۲۷ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۷
خدایا...توبه مرا بپذیر و براه راست هدایتم کن و چونان کن تا از مصائب و سختیهای زمونه عبرت بگیریم و بیدار شویم...خدایا تو بخشنده هستی و تو میدانی که در دلم چه آشوبی بر پاست ...هدایتم کن و راههای جبران مافات را برایم مهیا کن تا شاید سبکبار بروم ...امیدوارم.....
ناشناس
|
|
۱۸:۱۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۹
واقعا نمیدونم چ بگو خیلی منقلب شدم خیلی سخته نمیدونیم اون دنیا چ ب سرم ما می اد امیدوارم خدا از تقصیرات ما بگذره
زینب خانم
|
|
۱۳:۳۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳
سلام امیدوارم علی و اولاد علی در سرازیری قبر به فریاد ما برسند.دوستی داشتم که در سی سالگی به رحمت خدا رفت یه شب به خواب یکی از دوستام امد ازش پرسیده بود شب اول قبرت چه طوری بود ؟سوال و جوابت چطوری بود؟ خدابیامرز گفته بود تا فرصت دارید اعمالتون رو درست کنید.یا حسین
اريا
|
|
۲۰:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۸
كاش هممون عبرت بگيريم و تخيل ماندن در دنيا رو از خودمون دور كنيم
حمید
|
|
۲۳:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۲
25 سالمه خیلی غرق تو گناه شدم امروز نگاهی انداختم به این داستانا شاید توبه کنم برام دعا کنین.یا حق
ندا
|
|
۰۰:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۳
خدایا مارا جزئ بنده های بخشیده ات قرار بده وبا ارامش ما را راهی دیار باقی کن
یکی از بنده های خدا
|
|
۱۵:۲۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۷
خدایا ما بنده های گناهکاری هستیم همنونو هدایت کن شب اول قبرمون کمکمون کن که عذاب نکشیم خداوندا به حق امام حسین(ع)همه مریضا رو شفا بده گناهانمون خطاهامونو ببخش الهییی آمین.
تبسم
|
|
۱۱:۳۱ - ۱۳۹۲/۱۱/۱۷
خدایاتاپاکم نکردی خاکم نکن
ملیکا
|
|
۲۲:۴۹ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۲
من ن از مرذه میترسم ن از مرگ فقط دوس ندارم مرگم دردناک باشه ینی راحت بمیرم
ناشناس
|
|
۱۹:۳۵ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۸
خدایا تا ما را نیامرزیده ای از این دنیا نبر، لال و بیمار کسی از دنیا نره ای خدا ما خیلی کوچک و ضعیف هستیم تو بخشنده و مهربونی پس کمکمون کن به امیدروز قیامتی که ما تو صف شفاعت کنندگان باشیم خدایا ما رو به حال خودمون نذار...
ناشناس
|
|
۰۲:۳۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۲
سلام. خدایا تو رو به اون عظمتت، تو رو به اون مخلوقات و فرشتگان بزرگ و اعظمت، وبه خاطر ائمه ی اطهار و معصومین، تو رو به خاطر حضرت یوسف، عیسی، محمد، سیدالشهدا امام حسین و یاران با وفایش و حضرت مهدی و همه شهیدان هشت سال جنگ تحمیلی (روحشان شاد) همه ی ما رو از جمله خود من رو ببخش و توبه ی من رو بپذیر. خدایا تا منو کاملآ کاملآ نبخشیدی و کاملآ کاملآ پاکم نکردی تو رو به عظمت خودت و قرآن مجید و کریمت قسمت می دم من رو از این دنیا نبر. .....
سیما
|
|
۱۲:۰۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۳
فرمانده جهان آرا شخصیت بسیار بزرگ است وشهادت محفلیست که هر شخصی به آن جا دعوت نمیشود مهم این است که ما از شنیده تا قبل از اینکه دیر بشود پند بگیریم خدایا خودت فرموشمان نکن من که می دانم الرحمن الراحمین هستی
شاهین
|
|
۰۵:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
الان ساعت 5.41 صبح خوابم نمیبره یاد کسایی که نیستن اوفتادم خدا همه مارو بیامرزه واسه اونایی که نیستن دعا کنید خدا از سر گناهاشون ببخشدشون
حسام
|
|
۰۹:۳۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۶
دارم ازشدت ترازمردن وگناهانی که مرتکب شدم میترسم که اگربمیرم من چه بلای سرم میادخدای من من راببخش
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :