به گزارش عمارها:تامل در رخدادهای پیرامون، مبین یک علت و معلول و مفهوم خاص می باشد که با اندکی دقت نظر می توان به اعماق آن پی برد. در روزهای گذشته، صدر اخبار رسانه های امریکا و غرب، بلکه همه دنیا جنایت جیمز هلمز 24 ساله در سینمایی در کلورادو امریکا قرار داشت؛ هلمز در حالی که فیلم "بتمن شوالیه تاریکی" روی پرده سینما در حال نمایش بود، پس از پرتاب بمب دودزا مردم وحشت زده را به گلوله بست. در این حادثه که روز 30 تیرماه به وقوع پیوست، 12 نفر کشته و 57 نفر زخمی شدند.
در اطراف خودمان اما، روی پرده سینمای مدعی "پایبند به آرمانها" اتفاقاتی رقم می خورد که ارتباط ویژه ای با این پدیده دارد. فیلم "خوابم می آد" به کارگردانی رضا عطاران که موقعیت های مستهجن آغشته به طنز را به تصویر می کشد، راوی و مبلغ بی نظیری برای نهیلیسم به شمار می رود. برای مثال می توان به ارتباط نام و شاکله اصلی این فیلم با اراجیف نماد پوچ گرایی ایران، صادق هدایت اشاره کرد. آنجایی که در شاخص ترین کتابش یعنی (بوف کور) می نویسد: کاش می توانستم مانند زمانی که بچه و نادان بودم، آهسته بخوابم؛ خواب راحت و بی دغدغه...
این عدم ناسازگاری با محیط، اجتماع و مردم که در شخصیت رضای "خوابم می آد" دیده می شود، زمینه ای است تا به تکامل پوچی شخصیتی نقش اول فیلم منجر شده و اندیشه عدم و نیستی را آرامش دهنده او نشان دهد!
زندگی بی آرمان و تجلی نداشتن ارزشها در آن که از ماده گرایی و اصالت ماده سرچشمه می گیرد و در ادامه لذتگرایی را به دنبال خود دارد، عاقبتی جز خودکشی را برای خود نمی تواند متصور باشد. نکته ای که می توان در مورد همه متعلقان به پوچ گرایی به اشتراک دید، الحاد، بی دینی، عدم اعتقاد به معاد و غوطه ور شدن در لذتهای جنسی قبل از خودکشی و پایان دادن به خود ساختگی آنان است؛ انسانهایی که عاجزند از فهمیدن اینکه از کجا آمده، چرا آمده و به کجا خواهند رفت. نقطه عطف این فیلم جایی است که دائما بر "ناخودپذیری" تاکید می کند. "ناخودپذیری"، مبین انسانی است که از جنسیت خود راضی نیست که می توان قبح شکنی استفاده از بازیگران مرد (اکبر عبدی در نقش مادر عطاران) در نقش زن و پوشاندن لباسهای زنانه و تقلید ادا و اطوار جنس مخالف و صحنه دامن پوشیدن! رضا عطاران در فیلم را نمونه بارز این امر دانست.
اما چه ارتباطی میان "خوابم می آد" و حادثه سینمای کلورادوی امریکا وجود دارد؟!
جامعه امریکا که سالهاست از بی آرمانی و عدم جریان دین در زندگی فرد فردش رنج می برد و در اوج لذتگرایی، غرق شدن در عالم ماده را تجربه می کند، اکنون به بن بست ایدئولوژی رسیده است. هالیوود که پیش برنده اهداف و مجری برنامه های بلند مدت صهیونیست ها به شمار می رود و مسلمان و غیر مسلمان را فدای منافع خود می کند، مبانی پوچی را به رگهای شهروندان امریکایی تزریق و از آن سود کلان می برد. هلمز امریکایی که همچون بتمن، انسانهای مقابلش را مجسمه فرض کرده و به رگبار می بندد، با این عمل، درد بی هویتی خود را بروز داده و رسیدن به قله پوچی را فریاد می زند. زندگی ای که در همه سطوحش لذت، حرف اول و آخر را می زند و تجربه فرد در مادی گرایی به نهایت آن می رسد و شخص، پایان لذتها را پایان خویش و تجربه کردن همه آنچه در این عالم وجود دارد، می بیند، حذف خود یا دیگران را آخرین عملی می داند که از عهده اش برمی آید. این خودکشی و دیگر کشی که حالا در جامعه امریکا مرسوم شده و به عادت شهروندان تبدیل شده است، اثرات فقدان مذهبی یا به عبارتی لامذهبی که حاصل آن پوچی و پوچ گرایی است، می باشد.
مبانی تبلیغی فیلمهایی چون "خوابم می آد" که بطور یقین از درون سازنده های آن نشأت می گیرد، نمونه کوچکی از مبانی صهیونیستی هالیوود است که نتایج آن عاقبتی جز جامعه فعلی امریکا نخواهد داشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com