در یکی از سفرهای استانی ، مرد فقیری را دیدم که 20 سال بود میوه نخورده
بود." ؛ این ، یکی از خاطرات تلخ محمود احمدی نژاد است که در زمان نقلش ،
تیتر بسیاری از رسانه ها شد.
امروز اما با وضعیتی که در بازار به وجود
آمده ، نه «یک مرد فقیر کشف شده توسط احمدی نژاد در یکی از سفرهای استانی» ،
که «بسیاری از مردم» ، واقعاً نمی توانند به سمت بازار مواد خوراکی نزدیک
شوند و ناچار از اکتفا به اندک بضاعت "بخور و نمیر" هستند.
هر چند
مردم ایران ، به گرانی ها عادت دارند اما گرانی های اخیر ، به معنای کامل
کلمه کمرشکن شده اند. بی هیچ تعارف باید گفت اگر وضعیت اقتصادی حاضر ادامه
یابد ، میوه نخوردن 20 ساله یک شهروند ، امری چنان تعجب برانگیز نخواهد بود
که رئیس جمهور آن را به عنوان خاطره نقل کند و رسانه ها تیترش کنند! چه آن
که از مدتی پیش ، بسیاری از اقلام غذایی در سبد خرید خانواده ها ، به
حداقل رسیده یا حتی کاملاً حذف شده است: از میوه و شیر و ماست گرفته تا مرغ
و گوشت و حبوبات!
این ، اما همه ماجرا نیست! واقعیت این است که با
کاهش مصرف اقلام اساسی غذایی ، دو اتفاق مخرب در حال وقوع است: تهدید سلامت
جسمی ایرانیان و کاهش ضریب هوشی نسل جدید.
غذا ، فقط برای سیر کردن
شکم نیست بلکه تأمین کننده نیازهای رشدی انسان - به ویژه در بین کودکان و
نوجوانان - و نیز نیازهای دفاعی بدن است. ادامه و شیوع این وضع ، می تواند
به طور جدی زمینه ساز گسترش انواع بیماری ها در بین ایرانیان شود و هزینه
های مادی و معنوی سهمگینی را بر پیکره اجتماع ایرانی وارد سازد.
همچنین
وقتی گرانی های روزافزون باعث می شود والدین نتوانند انواع ویتامین ها ،
پروتئین ها و سایر مواد لازم برای رشد جسمی و فکری فرزندانشان را تأمین
کنند ، مشخص است که چه بلایی بر سر رشد جسمی و فکری نسل جدید ایران می آید!
مگر نه این است که ویتامین ها و پروتئین ها و ... از میوه و مرغ و گوشت و
... تأمین می شود؟!
اگر "حسرت" اقلام غذایی گران بها ، اثر کوتاه
مدت گرانی هاست ، کاهش سطح سلامت جامعه و افت توان فکری آن ، آثار به مراتب
بدتر این وضعیت در میان مدت و دراز مدت است... هم از این روست که می توان
با قاطعیت گفت قیمت های گراف ، به جنگ با موجودیت ملت ایران آمده اند و در
این میان ، هر اقدامی برای رفع این مشکلات و کاستن از تورم و گرانی ، چیزی
کمتر از دفاع مقدس نیست.