امروز: رئیس پلیس راهور کشور
دیروز: «فرمانده گردانهای یازهرا(س) و پدافند هوایی ، رئیس ستاد لشکر ویژه ۲۵ کربلا» ، «رئیس ستاد تیپ مالک اشتر» و «فرمانده جنگل»
اصغر، حمید و اسکندر سه تا پرستو بودند؛ اصغر و حمید کوچ کردن ولی اسکندر جاموند.
این سه تا رفیق ازبچگی باهم بزرگ شدن؛ عین سه تا برادر بودن حتی از برادر هم به همدیگه نزدیکتر بودن، همش تو خونه ی هم بودن و پدرمادراشون هر سه تای اینها رو بچه های خودشون می دونستن. قول و قرارهای زیادی باهم کرده بودن؛ مثلاً: باهم عهد کرده بودن عروسیشون رو تو مسجد محل بگیرن یا اگه شهید شدن شفاعت همدیگه رو بکنن و تو مسجد دفنشون کنند. اصغر و حمید الان تو مسجدن و شدن «سردار شهید»؛ اسکندر رو تنها گذاشتن. اسکندر هم به یادگاری از اونا تو این دنیا سرداره و داره راهشون رو ادامه می ده. خدا حفظش کنه.
واقعاً نمی تونم درک کنم که در فراق حمید و اصغر الان اسکندر چه حالی داره؟!
نفر وسط: سردار مومنی
ایستاده از راست نفر اول: سردار مومنی
نفر سمت راست: سردار مومنی
ردیف پایین، نشسته از چپ، نفر سوم: سردار مومنی
ایستاده از راست، نفر اول: سردار مومنی
ایستاده از چپ، نفر دوم: سردار مومنی
ایستاده از راست، نفر پنجم: سردار مومنی
نفر اول از راست: سردار مومنی
سردار شهید علی اصغر خنکدار
سردار شهید حمیدرضا رنجبر
سردار جامانده از حمید و اصغر؛ اسکندر مومنی
شادی روح امام و شهدا فاتحه ای با صلوات...