گروه سیاسی،علی رضا حسینی ـ عضو شورای سردبیری بولتن نیوز
به گزارش بولتن نیوز،پیشنهاد پاکستان برای سفر مقامهای ارشد این کشور، عربستان و ترکیه به تهران و موافقت جمهوری اسلامی ایران، فرصتی مهم برای گفتوگو درباره آینده امنیت منطقه فراهم کرده است. اهمیت این دیدارها فراتر از رفتوآمدهای دیپلماتیک است؛ مسئله، امکان شکلگیری تفاهمی بر سر یک ضرورت مشترک است: امنیت منطقه با همکاری و مشارکت کشورهای آن پایدار میشود.
این میز باید زودتر برپا میشد. سازوکاری که امروز برای گفتوگو درباره پیامدهای جنگ ضرورت یافته، میتوانست پیشتر برای مدیریت اختلافها و کاهش احتمال رویارویی شکل بگیرد. البته هیچ گفتوگویی بهتنهایی تضمینکننده جلوگیری از جنگ نیست، اما نبود ارتباط مؤثر و مستمر، فرصت رفع سوءتفاهم و مهار سوءمحاسبه را از کشورها میگیرد.
این سخن، سرزنش میهمانان یا بازگشایی دفتر گلایهها نیست؛ تأکید بر درسی است که باید مبنای تصمیمهای آینده قرار گیرد. دیپلماسی منطقهای نباید فقط پس از تحمیل هزینههای جنگ فعال شود؛ باید پیش از بحران، راهی معتبر برای حل اختلاف و جلوگیری از برخورد فراهم کند.
امنیت همسایه، بخشی از امنیت ماست
جنگ اخیر، ضرورت بازنگری در محاسبات امنیتی منطقه را برجسته کرده است. کشورها نمیتوانند نسبت به حمله به همسایه بیتفاوت بمانند و در عین حال، ثبات تجارت، سرمایهگذاری، انرژی و مرزهای خود را امری تضمینشده بدانند. پیامدهای ناامنی، الزاماً در محدوده کشوری که هدف حمله قرار گرفته متوقف نمیشود.
بر همین مبنا، بررسی پیامدهای تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و خطر تداوم آن، موضوعی مرتبط با منافع همه کشورهای منطقه است. اختلافهای سیاسی نباید مانع توافق بر سر احترام به حاکمیت کشورها، حفظ تمامیت ارضی و مخالفت با حمله نظامی شود. این اصول زمانی اعتبار دارند که درباره همه طرفها بهصورت متقابل رعایت شوند.
امنیت پایدار نیز از همین نقطه آغاز میشود: هر کشور بپذیرد که نگرانی امنیتی همسایهاش باید شنیده شود و هیچ طرفی نمیتواند آرامش بلندمدت خود را بر ناامنی دائمی دیگری بنا کند.
از پیشنهاد پاکستان تا فرصت تهران
پیشنهاد اسلامآباد و استقبال تهران، ظرفیت تبدیلشدن به آغاز یک روند منطقهای را دارد. حضور مقامهای ارشد پاکستان، عربستان و ترکیه در کنار مسئولان ایرانی، فرصتی فراهم میکند تا نگرانیها مستقیم مطرح شوند و امکان همکاری، فراتر از پیامهای غیرمستقیم و مواضع رسانهای بررسی شود.
ایران میتواند تجربه دفاعی و امنیتی خود را در خدمت شکلگیری چنین روندی قرار دهد. دستاورد راهبردی قدرت دفاعی زمانی ماندگارتر میشود که علاوه بر بازدارندگی، به کاهش احتمال جنگ و تقویت ترتیبات قابل اتکای منطقهای کمک کند.
در مقابل، اطمینانبخشی باید متقابل باشد. هیچ کشوری نمیتواند از دیگران انتظار تعهد داشته باشد، بدون آنکه مسئولیت رفتار خود را بپذیرد. گفتوگوی موفق، باید همزمان امکان بیان نگرانیها و پذیرش تعهدات را برای همه طرفها فراهم کند.
امنیت درونزا نیز معنایی روشن دارد: کشورهای منطقه توانایی و اراده لازم برای مدیریت اختلافهای خود را به دست آورند و اجازه ندهند تصمیم دیگران، سرنوشت صلح و جنگ آنان را تعیین کند. روابط خارجی میتواند به این هدف کمک کند، اما جای تفاهم مستقیم همسایگان را نمیگیرد.
فلسطین و لبنان، بخشی از مسئولیت مشترک
گفتوگو درباره کمک به مردم فلسطین اشغالی و لبنان، باید جایگاهی جدی در این رایزنیها داشته باشد. اعتبار هر ابتکار امنیتی، به میزان توجه آن به جان غیرنظامیان و کاهش رنج مردم نیز وابسته است.
از منظر این یادداشت، هماهنگی برای رساندن کمکهای انسانی، حمایت از دسترسی ایمن امدادرسانان و تلاش دیپلماتیک برای توقف حملات به غیرنظامیان، میتواند از حوزههای عملی همکاری باشد. همراهی در این زمینهها، هم ارزشی انسانی دارد و هم فرصتی برای ساختن اعتماد میان کشورهای مشارکتکننده ایجاد میکند.
امنیت منطقه را نمیتوان صرفاً در مناسبات دولتها خلاصه کرد. مردمی که خانه، معیشت و آینده خود را در معرض جنگ میبینند، باید در نتایج این گفتوگوها سهمی ملموس داشته باشند.
نشست چگونه به یک روند ماندگار تبدیل میشود؟
برای آنکه فرصت تهران به یک دیدار مقطعی محدود نشود، چند اقدام میتواند مورد توجه قرار گیرد. این موارد، پیشنهادهای این یادداشت برای ادامه مسیر است.
نخست، ایجاد کانال دائمی تماس برای مدیریت بحران؛ ارتباطی مشخص میان مسئولان ذیربط که هنگام حادثه، تهدید یا دریافت گزارشهای متناقض، امکان تبادل سریع اطلاعات و جلوگیری از تصمیم شتابزده را فراهم کند.
دوم، تدوین اصول مشترک رفتاری؛ از احترام به حاکمیت و عدم مداخله تا جلوگیری از استفاده از قلمرو کشورها برای اقدام خصمانه علیه یکدیگر. هر اصل باید تعریف روشن و روشی برای رسیدگی به اختلاف در اجرا داشته باشد.
سوم، آغاز همکاری از موضوعات مشخص و قابل سنجش؛ حفاظت از مسیرهای تجارت، امنیت حملونقل، امدادرسانی انسانی و مدیریت حوادث مرزی، زمینههایی هستند که میتوان درباره آنها توافقهای محدود اما مؤثر ساخت. اعتماد، با اجرای همین تعهدات شکل میگیرد.
چهارم، تعیین مسئول پیگیری و زمانبندی اقدامات. بیانیهای که معلوم نباشد چه نهادی اجرای آن را دنبال میکند، در برابر نخستین اختلاف آسیبپذیر خواهد بود. استمرار جلسات کارشناسی و ارزیابی اجرای تعهدات، باید بخشی از طراحی این روند باشد.
امنیت منطقه به مشارکت همه نیاز دارد
همکاری ایران، پاکستان، عربستان و ترکیه میتواند آغازگر حرکت مهمی باشد، اما امنیت منطقه بدون مشارکت سایر کشورهای آن کامل نمیشود. مسیر پیشرو باید امکان شنیدهشدن نگرانیها و مشارکت دیگر همسایگان را فراهم کند.
همچنین، حل هر مناقشه باید با حضور طرفهای اصلی و احترام به حقوق مردم همان سرزمین دنبال شود. تفاهم قدرتهای منطقهای میتواند راه مصالحه را باز کند، اما جای تصمیم و مشارکت صاحبان اصلی هر پرونده را نمیگیرد.
نباید انتظار داشت همه اختلافها در یک نشست حل شود. معیار واقعبینانه موفقیت، ایجاد روشی است که کشورها بتوانند با وجود اختلاف، همکاری را ادامه دهند و مانع تبدیل هر تنش به رویارویی شوند. چنین روشی به خویشتنداری سیاسی و رسانهای نیز نیاز دارد؛ فضایی که در آن، تفاهم مشترک مهمتر از اعلام پیروزی یکجانبه باشد.
تهران اکنون فرصت میزبانی آغاز این مسیر را دارد؛ مسیری که با پیشنهاد پاکستان و همراهی ایران شکل گرفته و تداوم آن به مسئولیتپذیری همه طرفها وابسته است. مردم منطقه حق دارند نتیجه دیپلماسی را در کاهش نگرانی، استمرار تجارت و دورشدن خطر جنگ ببینند.
این میز باید زودتر برپا میشد؛ اکنون مسئولیت مشترک آن است که با نخستین اختلاف برچیده نشود. امنیت درونزا زمانی معنا پیدا میکند که کشورهای منطقه، پیش از رسیدن بحران به میدان جنگ، راه گفتوگو و اقدام مشترک را گشوده نگه دارند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com