گروه اقتصادی در حالی که دلار آزاد در معاملات صبح دوشنبه چهارم آبان در محدوده ۲۶۹ تا ۲۷۰ هزار تومان نوسان میکند، نرخ فروش حواله دلار در مرکز مبادله به ۱۸۵ هزار و ۶۷۶ تومان رسیده است. فاصله بیش از ۸۳ هزار تومانی این دو نرخ، بار دیگر یک پرسش اساسی را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد: آیا اقدامات بانک مرکزی صرفاً به مدیریت نوسانات روزانه محدود شده یا برنامهای قابل اندازهگیری برای تقویت اعتماد بازار، تسهیل بازگشت ارز صادراتی و کاهش فاصله بازارها وجود دارد؟
بازار ارز آرامتر شده؛ اما نگرانیها هنوز پایان نیافته است
به گزارش بولتن نیوز، بازار ارز در روزهای پایانی مهرماه نوسانات قابل توجهی را پشت سر گذاشت؛ نوساناتی که دلار را تا محدوده ۲۷۳ هزار تومان نیز پیش برد.
با آغاز آبان، بخشی از این افزایش قیمت تعدیل شد و دلار بار دیگر به محدوده ۲۶۸ تا ۲۷۰ هزار تومان بازگشت.
هرچند کاهش شتاب افزایش قیمت میتواند نشانه مثبتی برای بازار باشد، اما نباید فراموش کرد که آرامش کوتاهمدت با ثبات پایدار تفاوت دارد.
مردم و فعالان اقتصادی بیش از آنکه منتظر اعلام یک نرخ مشخص باشند، به دنبال اطمینان از آیندهاند؛ اطمینانی که به تولیدکننده اجازه برنامهریزی، به واردکننده امکان تأمین بهموقع ارز و به خانوادهها فرصت تصمیمگیری بدون نگرانی از جهشهای ناگهانی قیمت بدهد.
از همین رو، کاهش نوسانات زمانی به یک دستاورد اقتصادی تبدیل میشود که با شفافیت، استمرار سیاستها و کاهش نااطمینانی همراه باشد.
سه بازار، سه علامت؛ قیمت دلار از کجا فرمان میگیرد؟
یکی از موضوعاتی که در بررسی بازار ارز کمتر به آن توجه میشود، تفاوت علامتهای قیمتی دلار آزاد، درهم امارات و تتر است.
در آخرین معاملات روز یکشنبه، دلار آزاد در محدوده ۲۶۹ هزار و ۵۰۰ تومان و درهم امارات در محدوده ۷۳ هزار و ۸۴۹ تومان قرار داشت.
با توجه به نسبت تقریباً ثابت ۳٫۶۷۲۵ درهم به ازای هر دلار، محاسبه نرخ دلار بر مبنای درهم به عددی نزدیک به ۲۷۱ هزار و ۲۱۰ تومان میرسد.
این رقم حدود هزار و ۷۱۰ تومان بالاتر از نرخ دلار آزاد ثبتشده در همان روز است.
تتر نیز در دادههای بررسیشده نزدیک به ۲۶۹ هزار تومان قرار داشته است.
البته اختلاف این نرخها بهتنهایی نشان نمیدهد که یکی از بازارها قیمت دیگری را تعیین میکند. تفاوت زمان ثبت معاملات، هزینه انتقال پول، شرایط خریدوفروش و محدودیتهای هر بازار میتواند بر این فاصله اثر بگذارد.
اما همین اختلافها یک ضرورت را یادآور میشود:
برای شناخت مسیر حرکت دلار، دیگر نمیتوان تنها به یک تابلوی قیمت اکتفا کرد.
سیاستگذار باید مشخص کند کدام بازارها را رصد میکند، تغییرات قیمت را با چه شاخصهایی میسنجد و چه دادههایی درباره حجم واقعی معاملات در اختیار دارد.
شکاف بزرگ بازار آزاد و مرکز مبادله؛ مسئلهای فراتر از یک اختلاف قیمت
بر اساس نرخ اعلامشده در چهارم آبان، قیمت فروش حواله دلار در مرکز مبادله به ۱۸۵ هزار و ۶۷۶ تومان رسیده است.
مقایسه این نرخ با دلار آزاد در محدوده ۲۶۹ هزار و ۵۰۰ تومان، فاصلهای حدود ۸۳ هزار و ۸۲۴ تومان را نشان میدهد.
باید توجه داشت که دلار نقدی بازار آزاد و حواله تجاری مرکز مبادله، دو ابزار یکسان نیستند و شرایط دسترسی، کاربرد و مقررات متفاوتی دارند.
بنابراین، این فاصله را نمیتوان مستقیماً سود قابل دستیابی یا نشانه تخلف دانست.
بااینحال، اختلاف گسترده نرخها برای اقتصاد کشور بیاهمیت نیست.
صادرکنندهای که باید ارز حاصل از فروش محصولات خود را به چرخه رسمی بازگرداند، واردکنندهای که برای تأمین ارز منتظر میماند و تولیدکنندهای که قیمت مواد اولیه را محاسبه میکند، همگی تحت تأثیر سازوکارهای متفاوت ارزی قرار دارند.
پرسش اینجاست که آیا سیاستهای فعلی توانستهاند میان ضرورت بازگشت ارز صادراتی و حفظ انگیزه تولید و صادرات تعادل برقرار کنند؟
بانک مرکزی باید درباره نتیجه این سیاستها عدد ارائه کند؛ نه صرفاً درباره اهداف و برنامهها توضیح دهد.
اقدامات مثبت بانک مرکزی را ببینیم؛ نتایج را هم مطالبه کنیم
توسعه معاملات رسمی ارز، تلاش برای افزایش عرضه و گسترش مسیرهای قانونی تأمین نیازهای ارزی، از جمله اقداماتی است که در صورت اجرای مؤثر میتواند به کاهش فشار بازار غیررسمی کمک کند.
افزایش نرخ حواله تجاری نیز ممکن است در چارچوب اصلاح تدریجی سازوکارهای ارزی ارزیابی شود؛ هرچند درباره آثار نهایی آن باید با احتیاط قضاوت کرد.
اما موفقیت این اقدامات زمانی قابل سنجش است که پاسخ چند پرسش روشن باشد.
چه میزان ارز واقعاً در بازار رسمی معامله شده است؟
چه مقدار از معاملات به پرداخت و انتقال نهایی ارز منجر شده است؟
متوسط زمان انتظار واردکنندگان برای دریافت ارز چقدر کاهش یافته است؟
و از همه مهمتر، چه میزان از ارز صادراتی که موعد بازگشت آن فرا رسیده، به چرخه اقتصادی کشور بازگشته است؟
انتشار این اطلاعات، علاوه بر تقویت نظارت عمومی، میتواند از شکلگیری برداشتهای نادرست و التهاب غیرضروری جلوگیری کند.
بازگشت ارز صادراتی؛ سختگیری کافی نیست
یکی از گرههای مهم بازار ارز، موضوع بازگشت درآمدهای صادراتی است.
تردیدی نیست که ارز حاصل از صادرات باید در خدمت اقتصاد کشور قرار گیرد؛ اما تحقق این هدف صرفاً با صدور بخشنامه و افزایش محدودیتها امکانپذیر نیست.
در شرایطی که برخی صادرکنندگان با دشواری انتقال پول، هزینههای واسطهگری و محدودیتهای بانکی روبهرو هستند، لازم است میان صادرکنندهای که از انجام تعهد خودداری میکند و صادرکنندهای که برای بازگرداندن ارز با موانع عملی مواجه شده، تفاوت قائل شد.
از سوی دیگر، تسهیل مقررات نباید به معنای چشمپوشی از تعهدات ارزی باشد.
راهحل، طراحی سازوکاری شفاف است که هم بازگشت ارز را تسریع کند و هم صادرات رسمی را از صرفه اقتصادی نیندازد.
بریکس و ارزهای ملی؛ زمان ارائه کارنامه فرا رسیده است
در کنار سیاستهای داخلی، توسعه همکاریهای مالی با کشورهای عضو بریکس و اتحادیه اقتصادی اوراسیا میتواند فرصتی برای کاهش هزینههای تجارت خارجی ایران فراهم کند.
استفاده از ارزهای ملی، اتصال سامانههای پرداخت و توسعه روابط بانکی منطقهای، در صورت عملیاتی شدن، میتواند بخشی از وابستگی تجارت خارجی به مسیرهای سنتی تسویه دلاری را کاهش دهد.
بااینحال، میان امضای توافقنامه و انجام واقعی تسویه تجاری فاصله وجود دارد.
بولتن نیوز پیشتر در گزارشی با عنوان «کریدور مالی اوراسیا چه میزان از تجارت ایران را از دلار بینیاز کرده است؟» خواستار انتشار اطلاعات روشن درباره نتایج این همکاریها شده بود؛ گزارشی که بانک مرکزی نیز به آن پاسخ رسمی داد.
اکنون انتظار میرود در ادامه این تعامل، آمار عملیاتی نیز منتشر شود.
چه میزان از تجارت ایران با روسیه و دیگر شرکای اقتصادی با ارزهای ملی تسویه شده است؟
هزینه انتقال پول برای بازرگانان چه اندازه کاهش یافته است؟
و آیا زمان وصول درآمدهای صادراتی کوتاهتر شده است؟
پاسخ به این پرسشها میتواند ارزش واقعی توافقهای پولی و بانکی را برای اقتصاد ایران مشخص کند.
مردم به آرامش پایدار نیاز دارند، نه آرامش یکروزه
اقتصاد ایران برای عبور از نوسانات ارزی، بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد.
اعتماد زمانی شکل میگیرد که فعال اقتصادی بتواند تصمیمهای خود را بر مبنای سیاستهای روشن و قابل پیشبینی اتخاذ کند.
بانک مرکزی در صورت موفقیت در کاهش نوسانات، افزایش تأمین واقعی ارز و تسهیل تجارت، شایسته حمایت و تشویق است.
اما همین حمایت ایجاب میکند که نقاط ضعف نیز بهموقع و منصفانه مطرح شوند.
نمیتوان از یک سو خواستار بازگشت سریع ارز صادراتی بود و از سوی دیگر، درباره هزینهها، زمان کارسازی و نتیجه واقعی سیاستهای ارزی اطلاعات کافی منتشر نکرد.
دفاع از ریال به معنای دفاع از یک عدد مشخص روی تابلوی صرافی نیست؛ دفاع از قدرت خرید مردم، ثبات تولید و اعتبار پول ملی است.
اگر قرار است آرامش بازار ارز پایدار بماند، سیاستگذار باید از مرحله اعلام برنامهها عبور کند و کارنامهای قابل سنجش در برابر افکار عمومی قرار دهد.
بازار امروز شاید آرامتر باشد، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: این آرامش تا چه اندازه حاصل اصلاح واقعی سازوکارهای ارزی است و تا چه اندازه به تغییر موقت انتظارات وابسته است؟
پاسخ مستند به این پرسش، میتواند گامی مؤثر در بازسازی اعتماد عمومی و تقویت ریال باشد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com