گروه اقتصادی: قرار بود پول به کمک تولید بیاید، نه اینکه تولید برای رسیدن به پول، سالهای آینده خود را زیر بار تعهد ببرد. فولاد سیرجان ایرانیان برای خرید مواد اولیه به سراغ تأمین مالی پنج هزار میلیارد تومانی رفته است؛ تصمیمی که شاید در شرایط کمبود نقدینگی ضروری باشد، اما یک پرسش ملی را پیش میکشد: چرا تأمین سرمایه در گردش کارخانه باید تا این اندازه پرهزینه باشد و چه میزان از ارزش تولید، در مسیر تأمین پول مصرف خواهد شد؟
به گزارش بولتن نیوز، داستان از یک نیاز ساده شروع میشود؛ کارخانهای که تجهیزات و نیروی انسانی دارد، اما برای خرید مواد اولیه به پول نیاز پیدا میکند.
مواد اولیه که نرسد، تولید کاهش مییابد. تولید که آسیب ببیند، هزینه ثابت کارخانه بر تعداد کمتری محصول سرشکن میشود، درآمد تحت فشار قرار میگیرد و حفظ اشتغال دشوارتر خواهد شد.
پس تأمین سرمایه در گردش یک ضرورت است؛ ضرورتی که نباید با تأخیر و هزینههای غیرضروری، خود به مانعی تازه برای تولید تبدیل شود.
اما درست در همین نقطه باید پرسید: آیا نظام تأمین مالی کشور، تولیدکننده را به سمت تولید بیشتر هدایت میکند یا او را وادار میسازد بخش مهمی از درآمد آینده را صرف هزینه پول کند؟
پرونده فولاد سیرجان ایرانیان، نمونه مشخصی برای طرح این پرسش است.
کارخانه پول میخواهد؛ پول، تعهد آینده میخواهد
طبق اطلاعات منتشرشده، فولاد سیرجان ایرانیان برای خرید مواد اولیه، انتشار پنج هزار میلیارد تومان اوراق مرابحه با نرخ سود سالانه ۲۳ درصد و سررسید چهارساله را در دستور کار قرار داده است.
اگر اوراق بهطور کامل منتشر شود و اصل بدهی تا سررسید ثابت بماند، شرکت سالانه هزار و ۱۵۰ میلیارد تومان سود اسمی خواهد پرداخت.
یعنی طی چهار سال، مجموع سود اسمی به چهار هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان میرسد؛ رقمی نزدیک به اصل پولی که امروز برای خرید مواد اولیه تأمین میشود.
این عدد به معنای زیان شرکت نیست؛ زیرا شرکت در مقابل این منابع، مواد اولیه خریداری میکند و میتواند با تولید و فروش محصول درآمد به دست آورد.
اما اهمیت موضوع دقیقاً همینجاست: تولید باید آنقدر بازده ایجاد کند که هم هزینه مواد اولیه، هم سایر هزینههای کارخانه و هم تعهدات مالی این اوراق را پوشش دهد.
اگر چنین محاسبهای انجام شده، مدیران باید نتیجه آن را روشن کنند.
در مسیر پول، چه کسانی درآمد دارند؟
در این تأمین مالی، بانک ملت نقش ضامن را دارد و نهادهای مالی نیز مسئولیتهایی در پذیرهنویسی و بازارگردانی اوراق بر عهده گرفتهاند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، تأمین سرمایه ملت برای بازارگردانی نیمی از اوراق، یعنی دو هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان، درآمدی حدود هزار و ۱۶۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان طی چهار سال پیشبینی کرده است.
این عدد قابل توجه است؛ اما باید با دقت درباره آن سخن گفت.
درآمد پیشبینیشده بازارگردان لزوماً همان مبلغی نیست که فولاد سیرجان مستقیماً به او پرداخت میکند. بخشی از آن ممکن است از عملیات مالی و معاملات اوراق حاصل شود.
بنابراین نمیتوان بدون مشاهده قراردادها، این رقم را به هزینه شرکت اضافه کرد.
بااینحال، همین افشا یک سؤال مهم ایجاد میکند:
در زنجیرهای که برای تأمین پول تولید شکل گرفته، سهم واقعی کارخانه از منفعت اقتصادی چقدر است و درآمد نهادهای مالی از چه محلهایی تأمین میشود؟
پاسخ این سؤال باید از متن قراردادها و صورتهای مالی بیرون بیاید؛ نه از شعارهای حمایت از تولید.
دفاع از ریال، از همین کارخانهها آغاز میشود
دفاع از ارزش پول ملی فقط به بازار ارز محدود نیست.
ریال زمانی پشتوانه اقتصادی قویتری پیدا میکند که تولید داخلی بتواند با هزینه قابلقبول فعالیت کند، محصول رقابتی بسازد، صادرات داشته باشد و نیاز کشور به منابع مالی پرهزینه را کاهش دهد.
وقتی کارخانه برای خرید مواد اولیه با هزینه بالای تأمین مالی روبهرو میشود، بخشی از توان اقتصادی آن به جای توسعه ظرفیت تولید، صرف پرداخت تعهدات مالی خواهد شد.
این مسئله بهتنهایی عامل تورم یا کاهش ارزش ریال نیست؛ اما در مقیاس گسترده میتواند به افزایش هزینه تمامشده، کاهش سرمایهگذاری و تضعیف رقابتپذیری تولید منجر شود.
از این منظر، بررسی تأمین مالی فولاد سیرجان صرفاً رسیدگی به یک قرارداد نیست؛ بررسی این است که منابع کشور چگونه میان تولید واقعی و هزینه تأمین پول تقسیم میشوند.
بانک و کارخانه هر دو باید پاسخ دهند
نباید تمام مسئولیت را متوجه فولاد سیرجان دانست.
ممکن است مدیران شرکت در شرایط موجود، این روش را بهترین گزینه در دسترس تشخیص داده باشند. حتی ممکن است خرید بهموقع مواد اولیه با این منابع، از توقف تولید یا هزینههای سنگینتر جلوگیری کند.
اما همین احتمال، ضرورت ارائه محاسبات اقتصادی را بیشتر میکند.
مدیریت فولاد سیرجان باید روشن کند با این منابع چه مقدار مواد اولیه خریداری خواهد شد، چه میزان تولید و فروش اضافی پیشبینی شده و جریان نقد حاصل چگونه تعهدات اوراق را پوشش میدهد.
بانک ملت و نهادهای مالی مرتبط نیز باید درباره هزینه ضمانت، کارمزدها و مبنای درآمدهای پیشبینیشده توضیح دهند.
هدف از این پرسشها، زیر سؤال بردن اصل تأمین مالی تولید نیست؛ هدف، جلوگیری از آن است که هزینه پول، منفعت تولید را ببلعد.
حمایت از تولید را با مبلغ اوراق نسنجید
در اقتصاد ایران بارها از تأمین مالی صنایع بهعنوان یک موفقیت یاد شده است. اما صرف اعلام انتشار چند هزار میلیارد تومان اوراق، به معنای موفقیت نیست.
موفقیت زمانی اتفاق میافتد که کارخانه بتواند مواد اولیه را بهموقع تأمین کند، تولید را افزایش دهد، تعهدات خود را بپردازد و در پایان، ارزش اقتصادی بیشتری برای سهامداران و کشور ایجاد کند.
اگر این نتیجه حاصل نشود، بزرگبودن رقم تأمین مالی افتخاری نخواهد داشت.
سخن آخر
فولاد سیرجان ایرانیان به پول نیاز دارد؛ این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت. اما کشور نیز به تولیدی نیاز دارد که زیر فشار هزینه پول فرسوده نشود.
از مدیران فولاد سیرجان، بانک ملت و تأمین سرمایه ملت انتظار میرود هزینه مؤثر این تأمین مالی، محل درآمد نهادهای مالی و بازده پیشبینیشده برای کارخانه را با اعداد قابل سنجش توضیح دهند.
در روزگاری که حفظ ارزش ریال و تقویت تولید ملی به یک ضرورت تبدیل شده است، هیچ تصمیم بزرگ تأمین مالی نباید صرفاً با اعلام مبلغ اوراق پایانیافته تلقی شود.
پرسش بولتن نیوز روشن است: پولی که با نام حمایت از تولید تأمین میشود، در پایان چه مقدار تولید و ثروت واقعی برای کشور باقی میگذارد؟
بولتن نیوز آمادگی دارد پاسخ مستند شرکت و نهادهای مالی مرتبط را دریافت و منتشر کند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com