گروه فرهنگی در حالی که تقدیر از مجید مجیدی در جشنواره فیلم کرهجنوبی بار دیگر نام سینمای نجیب و انسانی ایران را در ویترین بینالمللی مطرح کرد، سکوت سنگین و هماهنگ بخشی از رسانههای سینمایی و چهرههای داخلی، پرده از استانداردهای دوگانه و فضای رعب و وحشت حاکم بر قبیلهگرایی سینمای ایران برداشت.
پیش از این در «بولتن نیوز» به بازتاب پیامهای تبریک جمعی از سینماگران به مجید مجیدی در پی دریافت جایزه از جشنواره فیلم کرهجنوبی پرداخته شد؛ رخدادی که نشان داد هنوز اخلاق حرفهای و احترام به پیشکسوت در میان بخشی از بدنه سینمای ایران زنده است. اما در سوی دیگر میدان، یک غایب بزرگ و پرسروصدا وجود داشت: رسانههای مدعی جریان اصلی سینما و سلبریتیهایی که همواره داعیهدار «اعتبار بینالمللی سینمای ایران» هستند، در برابر این موفقیت روزه سکوت گرفتند.
این بایکوت خبری و صنفی در حالی رخ میدهد که همین رسانهها و چهرهها، برای دریافت جوایز فرعی و کماهمیت در جشنوارههای درجه چندم خارجی توسط فیلمهای همسو با ذائقه سیاسیشان، روزها پروندهسازی میکنند و فرش قرمز پهن مینمایند. اما چرا وقتی نوبت به مجید مجیدی؛ نخستین سینماگر ایرانی راهیافته به فینال اسکار و خالق آثار ماندگاری چون «بچههای آسمان»، «رنگ خدا» و «محمد رسولالله (ص)» میرسد، قلمها خشک و زبانها بسته میشود؟ واکاوی این رفتار، ما را به دو ریشه اصلی میرساند:
۱. کینهتوزی ایدئولوژیک با رویکرد انقلابی و ملی
نخستین و مهمترین عامل این سکوت، خصومت دیرینه جریانی خاص با هویت فکری و اعتقادی مجید مجیدی است. مجیدی در تمام دهههای فعالیت خود نشان داده است که اعتبار جهانی را در گرو سیاهنمایی علیه وطن یا زاویهگرفتن از ارزشهای دینی و انقلابی نمیبیند. او سینماگری است که پای اعتقادات خود ایستاده و هنر خود را در خدمت مفاهیم متعالی، فطرت انسانی و ارزشهای انقلاب اسلامی قرار داده است. برای طیف رادیکال و شبهروشنفکری که سینما را ملک طلق خود میداند، موفقیت بینالمللی کارگردانی که به صراحت در اردوگاه انقلاب اسلامی تعریف میشود، خط بطلانی بر تئوری «موفقیت جهانی فقط از مسیر اپوزیسیوننمایی» است؛ بنابراین بهترین راهبرد برای آنها، سانسور و نادیدهگرفتن این دستاورد است.
۲. دیکتاتوری سایبری و ترس از هجمه دشمنان
اما همه کسانی که سکوت کردند، لزوماً با مجیدی خصومت شخصی یا ایدئولوژیک ندارند. بخش قابل توجهی از سینماگران و حتی اهالی رسانه، اسیر فضایی از رعب و خودسانسوری هستند که توسط لشکرهای سایبری معاند و ضدایرانی ایجاد شده است. در سالهای اخیر، جریانی از تروریسم مجازی شکل گرفته که هرگونه همراهی، همدلی یا حتی یک تبریک ساده صنفی به هنرمندان متعهد و انقلابی را با برچسبزنی، فحاشیهای سازمانیافته و تهدید به بایکوت پاسخ میدهد.
بسیاری از سینماگران به خوبی میدانند که اگر به رسم ادب و همکاربودن، موفقیت مجید مجیدی را تبریک بگویند، بلافاصله آماج حملات بیرحمانه اتاقهای فکر دشمنان جمهوری اسلامی در فضای مجازی قرار خواهند گرفت. این ترس از «گیوتین مجازی» باعث شده تا مدعیان آزادی بیان، حتی جرات ابراز یک حس ساده انسانی و حرفهای را هم نداشته باشند و ترجیح دهند برای در امان ماندن از گزند سایبریها، در پناه سکوت پنهان شوند.
در نهایت، آنچه از این صحنه باقی میماند، عریانشدن ریاکاری جریانی است که سالهاست با شعار «رواداری»، «آزادی اندیشه» و «حمایت از هنر ملی» میدانداری میکند، اما در عمل، تنگنظرترین و استبدادیترین رفتارها را علیه هر صدای مستقل و انقلابی به نمایش میگذارد. با این حال، کارنامه مجید مجیدی و جایگاه او در تاریخ سینمای ایران و جهان، حقیقتی نیست که با سانسور چند رسانه داخلی یا سکوت مرعوبانه برخی همکارانش مخدوش شود؛ چرا که آثار او پیش و بیش از هر چیز، پیوند خورده با دل و جان مخاطبان حقیقی سینماست.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com