کد خبر: ۸۹۶۴۵۶
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۷
وحید حاج سعیدی:روایتی شنیدنی و احساسی از زندگی بانوی راننده اتوبوس 
«وقتی پایه یک گرفتم، پدرم ۵ سال با من قهر کرد و یکدیگر را ندیدیم. اما امروز با افتخار به همه می‌گوید: دخترم راننده اتوبوس است...»

گروه اجتماعی «وقتی پایه یک گرفتم، پدرم ۵ سال با من قهر کرد و یکدیگر را ندیدیم. اما امروز با افتخار به همه می‌گوید: دخترم راننده اتوبوس است...»


به گزارش بولتن نیوز به نقل از تسنیم،جاده برای خیلی‌ها فقط یک مسیر برای عبور  است که دوست دارند هر چه سریع تر به انتهای آن یعنی مقصد برسند، اما برای او تمام زندگی است. شغلی که سال‌ها مردانه تعبیر می‌شد، امروز زیر دستان مطمئن بانویی می‌‌چرخد که برای رسیدن به فرمان سنگین اتوبوس، تاوان‌های سنگینی داده است؛ از کتک خوردن‌های پنهانی در ۱۸ سالگی و ازدواجی که به امید گرفتن پایه یک شکل گرفت، تا ۵ سال قهر و سکوت سنگین پدر.
او امروز با ۱۰ سال سابقه رانندگی در سخت‌ترین مسیرهای کشوری، بدون حتی یک خط و خش روی بدنه اتوبوسش، ایستاده است تا ثابت کند عشق اگر واقعی باشد، هیچ ترمز و مانعی نمی‌تواند جلودارش شود. در ادامه، گفتگو با مرضیه نوروزی بانوی خستگی‌ناپذیر جاده‌ها را می‌خوانید.
چطور شد که شیفته ماشین سنگین شدید؟ این علاقه از کجا ریشه گرفت؟
عشق من به ماشین سنگین از همان دوران کودکی و در سایه پدرم شکل گرفت. پدرم راننده ماشین سنگین بود؛ هم اتوبوس می‌‌راند و هم تریلی. ما ۸ برادر و خواهر بودیم و پدرم طول هفته، نوبتی ما را با خودش به جاده می‌برد. در همان سفرها بود که دل من رفت برای جاده و صدای موتور سنگین.
پدرم هیچ‌وقت اجازه نمی‌داد دستمان به فرمان بخورد؛ فقط از ما برای کارهای جانبی ماشین و تمیز کردن آن کمک می‌گرفت! جالب اینجاست که بین آن همه فرزند، هیچ‌کدام از خواهر و برادرهایم علاقه‌ای به این کار پیدا نکردند، اما من تمام هوش و حواسم به مهارت  پدرم بود. من رانندگی با ماشین سنگین را فقط با «دیدن » یاد گرفتم، بدون اینکه حتی یک‌بار پشت فرمان بنشینم.
اولین گام را برای رانندگی چطور برداشتید؟ عکس‌العمل خانواده چه بود؟
۱۸ سالم که شد، دور از چشم پدرم رفتم و ثبت‌نام کردم. جلسه سوم بدون هیچ آموزش قبلی، فقط با همان یادگیری چشمی در آزمون پایه دو قبول شدم! اما وقتی گواهی‌نامه به دستم رسید و پدرم فهمید، کتک مفصلی خوردم که چرا دنبال رانندگی رفته‌ام. پدرم به شدت مخالف بود و اجازه نمی‌داد برای گرفتن گواهینامه پایه یک اقدام کنم.
شنیده‌ایم مسیر رسیدن شما به گواهی‌نامه پایه یک، داستان بسیار عجیب و پرفراز و نشیبی دارد...
بله، شاید باورش سخت باشد اما من حتی ازدواج کردم به این امید که همسرم همراهی‌ام کند تا بتوانم گواهی‌نامه پایه یک بگیرم! اما متأسفانه او هم از مخالفان سرسخت رانندگی من بود. سال‌ها گذشت و وقتی از همسرم جدا شدم، اولین کاری که کردم رفتن به دنبال عشقم یعنی پایه یک بود.
وقتی پایه یک را گرفتم و پدرم فهمید وارد این شغل شده‌ام، از شدت ناراحتی ۵ سال تمام با من قهر کرد! ۵ سال تمام یکدیگر را ندیدیم. با همه این مخالفت‌ها، تنهایی‌ها و سختی‌ها ایستادم و ادامه دادم.
پدر الان چه دیدگاهی دارند؟ هنوز هم مخالف هستند؟
خوشبختانه بعد از دیدن توانایی و اراده‌ام، نظرشان ۱۸۰ درجه عوض شد. الان پدرم خیلی ذوق دارد و با افتخار به همه می‌گوید: «دخترم راننده اتوبوس است.» مادرم اما مثل همه مادرها، تا گزارش تصادفی در اخبار پخش می‌شود، دلش می‌لرزد و نگران می‌شود که نکند برای من اتفاقی افتاده باشد.


نگاه دخترانتان به این شغل چیست؟ آیا راه مادر را ادامه می‌دهند؟
من دو فرزند دختر دارم که اصلاً به دنیای ماشین سنگین علاقه ندارند و همیشه ساز مخالف می‌زنند. حتی در مدرسه رویشان نمی‌شد شغل واقعی‌ام را بگویند و می‌گفتند مادرمان مربی آموزشگاه رانندگی است! 

بارها به آنها پیشنهاد دادم بیایند تعویض روغنی، مکانیکی یا برق ماشین سنگین را یاد بگیرند، اما مسخره‌ام می‌کنند و می‌گویند این‌ها علایق توست، نه ما.
از اولین روزی که وارد ترمینال شدید بگویید. بدون سابقه قبلی چطور خروج زدید؟
روزی که دفترچه رانندگی‌ام را گرفتم، وارد ترمینال شدم. همان روز اول خط اصفهان - مشهد را به من پیشنهاد دادند و گفتند عصر بیا برو سرویس! با تعجب گفتم: «من تا به حال پشت فرمان اتوبوس ننشسته‌ام و هیچ آشنایی عملی ندارم!» مسئول شرکت گفت: «مهم نیست، با سواری که کار کرده‌ای؟ عین همان است! فقط جلوی مسافرها هیچی نگو و بروز نده که سابقه نداری.»
عصر همان روز آمدند و دکمه‌های روی داشبورد را نشانم دادند که هرکدام برای چیست. از همان ترمینال با ترس و استرس شدید پشت فرمان نشستم و راهی مشهد شدم. کمک‌راننده‌ای که همراهم بود، وقتی تسلطم را دید گفت: «عالی هستی!» از سرویس سوم به بعد دیگر با خیال راحت می‌رفت می‌خوابید. یک ماه طول کشید تا ترسم کاملاً بریزد و الان حدود ۱۰ سال است راننده جاده‌ام؛ بدون اینکه حتی یک خش به ماشین بیندازم.

با تعاونی‌ها و همکاران مرد به مشکلی برنخوردید؟ نگاه جامعه چطور بود؟
شرکت‌ها و تعاونی‌ها برخلاف تصوری که وجود دارد، اصلاً با حضور یک راننده زن مخالفت نکردند. همکاران مرد، پلیس‌راه و مسافران همیشه احترام خیلی زیادی گذاشته‌اند. تا به حال ندیده‌ام مسافری به خاطر راننده زن بودن پیاده شود؛ شاید در حد شوخی لفظی چیزی بگویند اما موقع حرکت، وقتی استوری می‌گیرند و فیلم می‌برند، از داخل آینه نگاهشان می‌کنم و گاهی خنده‌‌ام می‌گیرد. الان تعداد رانندگان زن ماشین سنگین بسیار زیاد شده و فکر می‌کنم به ۳۰۰ نفر رسیده باشد.
در جاده چقدر قاطع هستید؟ با رانندگان سواری کم‌لطف چطور برخورد می‌کنید؟
من در جاده اصول خودم را دارم. اگر جاده دست‌انداز و چاله‌چوله داشته باشد، به هیچ‌عنوان اتوبوس را وارد دست‌انداز نمی‌کنم؛ حالا سواری هرچقدر می‌خواهد پشت سرم بوق و چراغ بزند، جاده را خالی نمی‌کنم تا به ماشین آسیب برسد. بارها شده سواری‌ها لجبازی کرده‌اند و جلویم ترمز زده‌اند، اما من همیشه آمادگی‌اش را دارم و خودم را نمی‌بازم؛ ماشین را کاملاً کنترل می‌کنم تا آنها بفهمند اتوبوس و سنگین سواری شوخی‌بردار نیست.

بزرگ‌ترین سختی‌های این شغل از نظر شما چیست؟
بی‌نظمی در ساعات خواب و حرکت، خرابی‌های غیرمنتظره ماشین در برف و سرما، و مهم‌تر از همه برخورد بعضی مسافران. متأسفانه هنگام خرابی ماشین یا شرایط بد جوی، برخی مسافران اصلاً درک نمی‌کنند که دست راننده نیست و شروع به غر زدن و خرد کردن اعصاب راننده می‌کنند.
توصیه پایانی شما به همکاران و مسافران جاده چیست؟
توصیه‌ام به همکاران مرد این است که حرمت این شغل شریف را نگه دارند و احترام متقابل را حفظ کنند. شغل رانندگی، شغل صفا و مردانگی است. شغلم را به هر چیزی در دنیا ترجیح می‌دهم و تمام زندگی‌ام را پای همین جاده و فرمان گذاشته‌ام.

 توصیه پایانی و صحبت آخر؛ خط قرمزی برای ورود به جاده
​«این شغل حسادت و چشم‌وهم‌چشمی برنمی‌دارد. رانندگی ماشین سنگین کار هر کسی نیست و نباید هیچ‌کس از روی هیجان، رقابت یا خودنمایی وارد این مسیر شود؛ چرا که اینجا با جان خود انسان و مسافران بازی می‌شود و جاده جایی برای آزمون و خطا نیست.
​  خانم‌ها خواهش می‌کنم اگر عشق این شغل در وجودشان نیست، نیابند و حرمت و آبروی چندساله این حرفه را خراب نکنند.
​ما زنانی که پا به این میدان گذاشته‌ایم، باید بی‌نهایت محکم، جسور و سرسخت باشیم تا بتوانیم آبروی شغلمان را حفظ کنیم. از جامعه و مردم هم می‌خواهم که به زنِ راننده با دیدگاه‌های نادرست یا نگاه‌های منحرف نگاه نکنند. جاده محل شرف، غیرت و کارِ سخت است و ما برای جای‌جای این عزت، تاوان داده‌ایم.»

برچسب ها: اتوبوس جریمه

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :