کد خبر: ۸۹۶۳۲۳
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۰
واکاوی اظهارات عجیب وزیر اسبق راه و شهرسازی در نشست «بنیاد باران» که حتی صدای اعتراض رئیس دولت اصلاحات را هم درآورد
یکصد و چهل و هفتمین نشست تخصصی «بنیاد باران» که به بهانه بررسی گذارهای جهانی، زنجیره ارزش و معماری امنیت ملی برگزار شد، بیش از آنکه محفلی برای ارائه راهبردهای علمی و بومی باشد، به صحنه رونمایی از یک انحراف عمیق فکری و تاریخی تبدیل گشت.

گروه سیاسی: یکصد و چهل و هفتمین نشست تخصصی «بنیاد باران» که به بهانه بررسی گذارهای جهانی، زنجیره ارزش و معماری امنیت ملی برگزار شد، بیش از آنکه محفلی برای ارائه راهبردهای علمی و بومی باشد، به صحنه رونمایی از یک انحراف عمیق فکری و تاریخی تبدیل گشت. عباس آخوندی، وزیر اسبق راه و شهرسازی و از چهره‌های شناخته‌شده جریان غرب‌گرا و تکنوکرات، در این جلسه سخنانی را بر زبان راند که نه‌تنها با اصول و مبانی انقلاب اسلامی در تضاد مطلق قرار داشت، بلکه به دلیل شدت تحریف تاریخی و شیفتگی بی‌پرده به «نظم لیبرال»، حتی واکنش و انتقاد صریح سید محمد خاتمی، رئیس بنیاد باران را نیز در همان جلسه برانگیخت. هنگامی که یک چهره سیاسی تا این اندازه از واقعیات تاریخی و الفبای اندیشه سیاسی اسلام فاصله می‌گیرد که هم‌فکران و میزبانان سیاسی‌اش ناگزیر به مرزبندی علنی و اصلاح فوری سخنان او در جلسه می‌شوند، عمق فاجعه و فقر تئوریک جریان تکنوکرات بیش از پیش عیان می‌گردد.

به گزارش بولتن نیوز، تکان‌دهنده‌ترین و در عین حال مضحک‌ترین بخش از سخنان عباس آخوندی در این نشست، تلاش او برای صورت‌بندی تاریخی دوران حیات حضرت امام خمینی (ره) بود. آخوندی در یک جعل آشکار تاریخی و مفهومی، دوران رهبری بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی را تحت عنوان «سلطنت شیعی در ممالک محروسه» نام‌گذاری کرد و مدعی شد که امام صرفاً به دنبال حکومت در چارچوب جغرافیایی ایران بود و هیچ نگاهی به فراتر از مرزها و حمایت از جریان‌های مقاومت نداشت! این سطح از تحلیل، پیش از آنکه نشان‌دهنده یک موضع سیاسی باشد، گواهی روشن بر بی‌سوادی تاریخی و ناآگاهی از بدیهیات اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) است.

چگونه می‌توان رهبری را که تمام عمر شریف خود را در مبارزه با نهاد «سلطنت» و استبداد شاهنشاهی سپری کرد و «جمهوری اسلامی» متکی بر آرای مردم و ولایت فقیه را جایگزین طاغوت نمود، به «سلطنت شیعی» متهم کرد؟ کار به جایی رسید که حتی سید محمد خاتمی نیز نتوانست این تحریف آشکار را تحمل کند و در همان جلسه خطاب به آخوندی متذکر شد که عبارت «سلطنت شیعی» را اصلاح کند؛ چرا که سلطنت در ذات خود خلاف حقوق و اراده مردم است و انقلاب اسلامی علاوه بر آبادانی ایران، بر پایه «آرمان‌ها» و مبارزه با ظلم و تجاوز بنا شده است. تقلیل دادن مکتب رهایی‌بخش امام به یک حکمرانی محلی و قاجاری (ممالک محروسه)، دقیقاً همان پروژه‌ای است که اتاق‌های فکر غربی برای تهی کردن انقلاب اسلامی از روح استکبارستیز و جهان‌شمول آن دنبال می‌کنند.

عباس آخوندی در ادامه تئوری‌پردازی‌های خود، با حمله به راهبرد دفاعی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی، حمایت از جبهه مقاومت در لبنان، فلسطین و یمن را زیر سؤال برد و مدعی شد که ایران نباید به دنبال گسترش دایره امنیتی خود در منطقه باشد. او با تقلیل دادن مفهوم «امنیت» به «ادغام در زنجیره ارزش نظام سرمایه‌داری»، عملاً نسخه خلع سلاح گفتمانی و راهبردی ایران در برابر رژیم صهیونیستی و آمریکا را پیچید.

این سخنان در حالی مطرح می‌شود که مبارزه با صهیونیسم، حمایت از مظلومان فلسطین و جنبش‌های اصیل مقاومت همچون حماس و حزب‌الله، از نخستین روزهای نهضت امام خمینی (ره) در دهه چهل خورشیدی تا آخرین سطور وصیت‌نامه سیاسی-الهی ایشان، جزء جدایی‌ناپذیر هویت انقلاب اسلامی بوده است. این‌که فردی با نادیده گرفتن پیام‌های صریح امام درباره قدس شریف، تأسیس روز جهانی قدس و تکلیف شرعی و انسانی در قبال دفاع از فلسطین، ادعا کند که نهضت امام صرفاً محدود به مرزهای جغرافیایی بوده است، ناشی از ذهنیتِ مرعوبی است که امنیت را نه در «اقتدار درون‌زا و عمق راهبردی»، بلکه در «تسلیم شدن در برابر معماران نظم ظالمانه جهانی» جست‌وجو می‌کند. حتی در این بخش نیز، رئیس دولت اصلاحات ناگزیر شد با یادآوری خاطره سخنرانی خود در دانشگاه هاروارد، در برابر دیدگاه آخوندی بایستد و تصریح کند که اشغالگری رژیم صهیونیستی هیچ مشروعیتی ندارد و مبارزه ملت فلسطین و گروه‌های مقاومت در برابر اشغالگر، نه تروریسم، بلکه «مقاومت مشروع» در برابر تجاوز است.

ریشه اصلی تناقض‌گویی‌ها و نسخه‌پیچی‌های خطرناک آخوندی را باید در شیفتگی مفرط (جزمی) او به «لیبرالیسم» و سرمایه‌داری غربی جست‌وجو کرد. در شرایطی که جنایات هولناک رژیم صهیونیستی با حمایت مستقیم آمریکا، نقاب از چهره حقوق بشر غربی کنار زده و حتی متفکران غربی به بن‌بست ساختاری نظم لیبرال اذعان دارند، وزیر اسبق دولت روحانی در نشست بنیاد باران، تمام‌قد به دفاع از «نظم لیبرال» پرداخت و منکر افول هژمونی غرب شد! او تا آنجا پیش رفت که حتی رشد اقتصادی چین را نیز به پای «احترام پکن به اصول لیبرال» نوشت و تنها راه نجات ایران را حل شدن در این نظم معرفی کرد.

این نگاه واداده و غرب‌زده تا جایی افراطی و غیرواقع‌بینانه بود که خاتمی بار دیگر مجبور به مداخله شد و صراحتاً هشدار داد که نباید این سوءتفاهم ایجاد شود که «نظم لیبرال، مطلوب و راه نجات بشریت است»؛ بلکه نظم کنونی جهان، نظمی عمیقاً «ظالمانه» است. نخبگان غرب‌گرا که سال‌ها در مناصب اجرایی کشور، با همین عینک لیبرالی، مسکن و معیشت مردم را به بازار آزاد و نسخه‌های وارداتی سپردند و کارنامه سیاهی از رکود و تورم به جا گذاشتند، اکنون در جایگاه تئوریسین، از مردم ایران می‌خواهند که برای رسیدن به رفاه، دست از استقلال، عزت ملی و آرمان‌های انسانی و اسلامی خود بردارند.

آنچه در یکصد و چهل و هفتمین نشست بنیاد باران گذشت، یک عبرت تاریخی بزرگ برای فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور است. اظهارات عباس آخوندی نشان داد که جریان تکنوکرات و شیفته غرب، برای توجیه وابستگی فکری خود به نظم سرمایه‌داری جهانی، هیچ ابایی از تحریف تاریخ، مصادره به مطلوب کردن شخصیت حضرت امام (ره) و پشت کردن به مظلوم‌ترین ملت‌های منطقه و شهدای مقاومت ندارد. 

وقتی عمق بی‌اطلاعی تاریخی و وادادگی در برابر لیبرالیسم به نقطه‌ای می‌رسد که حتی صدای اعتراض و نقد رهبران سیاسی جریان اصلاحات را در همان تریبون بلند می‌کند، مشخص می‌شود که این قبیل تئوری‌های تاریخ‌مصرف‌گذشته، هیچ نسبتی با واقعیت‌های جامعه ایران، اندیشه اصیل انقلاب اسلامی و الزامات ژئوپلیتیکی دنیای امروز ندارند. امنیت و توسعه واقعی ایران عزیز، نه از مسیر استحاله در هاضمه نظم ظالمانه لیبرال و رها کردن سنگرهای مقاومت، بلکه از شاهراه تکیه بر توان داخلی، حفظ عمق راهبردی و وفاداری به مکتب عزت‌آفرین امام خمینی (ره) عبور می‌کند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :