گروه سیاسی: نظریهپردازانِ انفعال که روزگاری مدعی بودند آمریکا با یک دکمه سیستم دفاعی ما را نابود میکند، اکنون در برابرِ اقتدارِ نظامیِ ایران به یاوهگویی روی آوردهاند. فعالانِ فرهنگی تأکید دارند که امنیتِ امروزِ ایران مدیونِ همان توانِ موشکی است که این جریان سعی در کوچکنماییِ آن دارد. مذاکره با دشمنِ عهدشکن بدونِ پشتوانهیِ قدرت، نه استراتژی، بلکه خودزنیِ ملی است.
علیرضا حاج حسینی، عضو شورای سردبیری بولتن نیوز، در یادداشتی نوشت: دوباره همان جریانِ خسته و همان تئوریهایِ خاکخورده از راه رسیدند. «تئوریسینِ وادادگی» با دستمایه قرار دادنِ مدلِ پیشرفتِ چین، پروژهیِ جدیدی را برایِ تطهیرِ سیاستهایِ شکستخوردهیِ گذشته آغاز کرده است. این سناریو، نه یک تحلیلِ علمی، بلکه یک فریبِ آشکارِ تاریخی است که هدفِ نهاییاش خلعِ سلاحِ ذهنیِ ملتِ ایران در برابرِ دشمنی است که هیچگاه به هیچ عهدی پایبند نبوده است.
۱. دروغِ بزرگِ «چینِ مذاکرهجو»
این جریانِ مرعوب، آگاهانه در حالِ سانسورِ حقیقتِ تاریخِ چین است. آنها میگویند «چین پیشرفت کرد چون با آمریکا مذاکره کرد»؛ اما عمداً فراموش میکنند که مائو پیش از هرگونه تعامل با غرب، چین را به یک «قدرتِ اتمی» و نظامیِ بلامنازع در منطقه تبدیل کرد. مائو قبل از آنکه به میزِ مذاکره بیاید، «بازدارندگیِ مطلق» ایجاد کرد. قدرتِ چین بر لولهیِ تفنگ و اقتدارِ نظامی بنا شد، نه بر لبخندِ دیپلماتیک یا التماس برایِ رفعِ تحریم. تئوریسینهایِ ما، آن بخشِ «قدرت» را سانسور میکنند و فقط بخشِ «تعامل» را نمایش میدهند تا به ملت بقبولانند که راهِ پیشرفت، کوتاه آمدن است.
۲. ایرانِ مقتدرِ امروز، در کجایِ پازلِ آنهاست؟
آنها میخواهند ما را متقاعد کنند که در همان جایگاهی هستیم که چینِ دههیِ هفتاد بود؛ یک کشورِ محاصرهشده که برایِ بقا باید به دامنِ دشمن پناه ببرد. این یک دروغِ استراتژیک است. ایرانِ امروز، برخلافِ چینِ آن زمان، خود یک قطبِ قدرتِ منطقهای است که توانسته معادلاتِ ابرقدرتها را در خاورمیانه برهم بزند. دشمنِ ما امروز بیش از آنکه از تحریمهایش مطمئن باشد، از توانِ موشکی و نفوذِ منطقهایِ ما در هراس است. تئوریسینِ وادادگی میخواهد این «نقطهیِ قوت» را به عنوانِ «هزینه» معرفی کند تا ما را دوباره به همان مسیرِ انفعالیِ دولتهایِ قبل بازگرداند.
۳. چرا این تحریفِ تاریخی، خطرناک است؟
این تحلیلِ یکسویه، یک «پروتکلِ کودتایِ فکری» است. آنها با حذفِ نقشِ «قدرتِ نظامی» از مدلِ پیشرفتِ چین، میخواهند در ذهنِ جوانانِ ما اینگونه القا کنند که: «قدرتِ نظامی دشمنتراش است و باید آن را فدایِ رابطه با آمریکا کرد». این همان تفکری است که سالها کشور را معطلِ برجام کرد و نتیجهاش جز خسارتِ محض نبود. حالا که کشور با تکیه بر توانِ بومی و قدرتِ میدانی توانسته است ابهتِ پوشالیِ آمریکا را در هم بشکند، این جریانِ سیاسی دوباره به تکاپو افتاده تا با جعلِ تاریخ، اقتدارِ ما را به پایِ میزِ مذاکره با دستانِ خالی ببرد.
هشدار به افکارِ عمومی:
این «تئوریسینِ مرعوب» نه به دنبالِ پیشرفتِ چین است و نه به دنبالِ رفاهِ ایران؛ او به دنبالِ احیایِ روابطی است که ایران را از درون تهی کند. تاریخِ پیشرفتِ چین، درسِ «عزتِ مبتنی بر قدرت» است، نه «حقارتِ مبتنی بر التماس». بدانید که هرگاه سخن از مذاکره بدونِ پشتوانهیِ قدرت به میان میآید، در واقع در حالِ طراحیِ نقشهای برایِ تکرارِ خسارتهایِ گذشته هستند. دورانِ بازی با امنیتِ ملی به سر آمده است؛ ما دیگر فریبِ روایتهایِ تحریفشده از تاریخ را نمیخوریم. راهِ نجات، نه در مذاکره از موضعِ ضعف، که در تقویتِ همان بازدارندگیای است که دشمن را به جنون کشانده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com