گروه سیاسی رضا شریفی – کارشناس حوزه صنعت و معدن: مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، با بازخوانی گزینشی جنگهای ایران و یونان، کوشیده است تصویری از ایرانیان بهعنوان مردمانی جنگطلب و ویرانگر ارائه کند؛ غافل از آنکه تاریخ ایران را نمیتوان در آتش یک جنگ خلاصه کرد. ایران سرزمین کوروش و داریوش، زرتشت و فردوسی، ابنسینا و رازی، بیرونی و خوارزمی، سعدی و حافظ است؛ تمدنی که پیش از اسلام در حکمرانی، مهندسی، معماری و فرهنگ پیشگام بود و پس از اسلام نیز به یکی از کانونهای بزرگ علم، فلسفه، هنر و معنویت جهان تبدیل شد.
تاریخ ایران را نمیتوان از آتش آتن آغاز کرد
به گزارش بولتن نیوز مارکو روبیو در سخنان خود در آتن، با اشاره به لشکرکشی خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، تخریب معابد این شهر را نشانهای از رفتار ایرانیان معرفی کرده و از مقاومت ۳۰۰ سرباز اسپارتی بهعنوان نمادی از فداکاری یاد کرده است.
تخریب بخشهایی از آتن در جریان جنگهای ایران و یونان، واقعیتی ثبتشده در منابع تاریخی است؛ اما آیا میتوان تاریخ یک ملت را با یک واقعه نظامی تعریف کرد و هزاران سال دستاورد علمی، فرهنگی و انسانی آن را نادیده گرفت؟
اگر قرار باشد تمدنها را تنها با جنگهایشان قضاوت کنیم، تاریخ یونان، روم، بریتانیا و حتی ایالات متحده آمریکا نیز باید صرفاً بر اساس جنگها و ویرانیهایشان نوشته شود.
تمدنها را باید با مجموعه دستاوردها، ارزشها، تجربهها و تأثیرات تاریخی آنها شناخت، نه با انتخاب چند واقعه که برای اهداف سیاسی امروز مناسبتر به نظر میرسند.
کوروش؛ پادشاهی که نامش در تاریخ ملتهای دیگر نیز ماندگار شد
بیش از دو هزار و پانصد سال پیش، کوروش بزرگ امپراتوری هخامنشی را بنیان گذاشت؛ حکومتی که اقوام گوناگون با زبانها، فرهنگها و آیینهای متفاوت در قلمرو آن زندگی میکردند.
استوانه کوروش، که امروز در موزه بریتانیا نگهداری میشود، از بازسازی پرستشگاهها و بازگرداندن پیکره خدایان و گروههایی از مردم به سرزمینهایشان سخن میگوید.
این سند تاریخی را نباید بدون توجه به شرایط دوران باستان، معادل اعلامیه حقوق بشر امروزی دانست؛ اما اهمیت آن در شناخت سنتهای حکمرانی، مناسبات فرهنگی و جایگاه آیینهای گوناگون در جهان باستان انکارناپذیر است.
در کتاب مقدس یهودیان نیز از کوروش به سبب فراهمکردن زمینه بازگشت تبعیدیان و بازسازی معبد اورشلیم یاد شده است.
آقای روبیو! اگر سخن از معابد و پرستشگاههاست، چرا این بخش از تاریخ ایران را روایت نمیکنید؟
چرا از پادشاهی سخن نمیگویید که نام او در حافظه تاریخی مردمانی بیرون از مرزهای ایران نیز با بازسازی پرستشگاه و بازگشت تبعیدیان پیوند خورده است؟
ایران پیش از اسلام؛ سرزمین مهندسی، صنعت و سازماندهی
تاریخ ایران باستان تنها تاریخ پادشاهان و سپاهیان نیست؛ تاریخ مهندسان، صنعتگران، معماران و مردمانی است که با دانش و تجربه خود، سازههایی ماندگار پدید آوردند.
تخت جمشید، پاسارگاد، سازههای آبی شوشتر، قناتهای ایرانی و شبکه راههای شاهنشاهی، نمونههایی از توان مهندسی و سازماندهی ایرانیان در دورههای مختلف تاریخی هستند.
ساخت و بهرهبرداری از قناتها، مدیریت منابع آب در مناطق خشک، استخراج و فرآوری فلزات، توسعه صنایع دستی و احداث بناهای عظیم، نشاندهنده پیوند دیرینه دانش و صنعت در تمدن ایران است.
ایرانیان از روزگاران کهن با فلزاتی همچون مس، آهن، نقره و طلا آشنایی داشتند و آثار برجایمانده از دورههای مختلف تاریخی، مهارت آنان در فلزکاری، ساخت ابزار و تولید مصنوعات هنری را نشان میدهد.
این دستاوردها حاصل کار نسلهایی از معدنکاران، صنعتگران، معماران و مهندسان ایرانی بود که در شکلگیری زیرساختهای تمدنی نقش داشتند.
در دوره هخامنشیان نیز ایجاد شبکه راههای ارتباطی، نظام اداری گسترده و سازوکارهای مدیریت قلمرو، از عوامل مهم دوام و قدرت این امپراتوری به شمار میرفت.
در کنار این دستاوردهای مادی، اندیشه زرتشتی با تأکید بر نیکی در پندار، گفتار و کردار، یکی از جریانهای اثرگذار اخلاقی و معنوی جهان باستان را شکل داد.
تمدن ایران پیش از اسلام، ترکیبی از قدرت سیاسی، دانش فنی، هنر، فرهنگ و اندیشه بود؛ مجموعهای که نمیتوان آن را به یک لشکرکشی تقلیل داد.
ایران پس از اسلام؛ شکوفایی دانش و تمدن
با ورود اسلام به ایران، فصل تازهای در تاریخ این سرزمین آغاز شد. ایرانیان ضمن حفظ زبان و بخش مهمی از میراث فرهنگی خود، سهمی بنیادین در گسترش دانش، فلسفه، ادبیات، هنر و تمدن اسلامی ایفا کردند.
محمد بن زکریای رازی در پزشکی و شیمی، ابنسینا در پزشکی و فلسفه، خوارزمی در ریاضیات، ابوریحان بیرونی در نجوم و جغرافیا و خواجه نصیرالدین طوسی در ریاضیات و ستارهشناسی، آثاری برجای گذاشتند که از مرزهای ایران و جهان اسلام فراتر رفت.
کتاب «قانون» ابنسینا قرنها در مراکز علمی اروپا تدریس میشد. آثار خوارزمی در تحول دانش ریاضی نقشی تاریخی داشت و واژه الگوریتم نیز از صورت لاتینی نام او ریشه گرفته است.
در معماری نیز ایرانیان با تلفیق میراث فنی و هنری پیش از اسلام با مفاهیم و نیازهای فرهنگی دوران اسلامی، آثاری کمنظیر خلق کردند.
از مسجد جامع اصفهان تا گنبد سلطانیه، از مدارس تاریخی تا رصدخانهها و کتابخانهها، آثار تمدن ایران اسلامی همچنان گواه توان علمی و هنری مردمان این سرزمین است.
ایران پس از اسلام نهتنها هویت تاریخی خود را از دست نداد، بلکه با مشارکت فعال در تمدن اسلامی، فصل تازهای از شکوفایی علمی و فرهنگی را تجربه کرد.
فردوسی؛ نگهبان هویت و زبان ایرانی
در میان بزرگان تاریخ ایران، فردوسی جایگاهی ممتاز دارد.
شاهنامه تنها روایت جنگها و پهلوانیها نیست؛ حافظه تاریخی و فرهنگی ملتی است که در گذر قرنها، زبان و هویت خود را حفظ کرده است.
فردوسی با آفرینش شاهنامه، سهمی بیمانند در ماندگاری زبان فارسی و انتقال میراث ایران باستان به نسلهای بعد ایفا کرد.
پس از او، سعدی از انسانیت و اخلاق سخن گفت، حافظ عشق و معرفت را در شعر جاودانه ساخت و مولانا با اندیشه و عرفان خود از مرزهای جغرافیایی و زبانی عبور کرد.
سعدی سرود:
«بنیآدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند»
این سخن، جلوهای از عمق اندیشه انسانی در فرهنگ ایرانی است؛ فرهنگی که ارزش آن تنها به گذشته تعلق ندارد و همچنان برای جهان امروز پیام دارد.
از کوروشنامه تا اندیشه سیاسی غرب
یکی از نکات قابلتأمل در تاریخ تمدن ایران، تأثیر تجربه حکمرانی و اندیشه سیاسی ایران باستان بر مطالعات اندیشمندان غربی است.
«کوروشنامه» اثر گزنفون، نویسنده یونانی، قرنها در اروپا بهعنوان اثری درباره رهبری، تربیت و حکومتداری مورد مطالعه قرار گرفت.
توماس جفرسون، از بنیانگذاران ایالات متحده آمریکا، نیز نسخههایی از این اثر را در کتابخانه شخصی خود داشت.
البته مطالعه کوروشنامه بهتنهایی به معنای اقتباس مستقیم قانون اساسی آمریکا از نظام حکمرانی هخامنشیان نیست؛ اما نشان میدهد تجربه تاریخی ایران باستان حتی در سنت فکری و سیاسی غرب نیز مورد توجه بوده است.
این حقیقت تاریخی، پرسشی جدی را پیش روی وزیر خارجه آمریکا قرار میدهد:
چگونه میتوان تمدنی را صرفاً با جنگ و ویرانی معرفی کرد، در حالی که میراث فکری همان تمدن، قرنها بعد در میان اندیشمندان غربی مطالعه میشد؟
از معادن باستان تا صنعت امروز؛ استمرار توان ایرانی
یکی از ویژگیهای مهم تمدن ایران، پیوند دیرینه آن با تولید، مهندسی و بهرهگیری از منابع طبیعی است.
وجود معادن غنی مس، آهن، سرب، روی و دیگر مواد معدنی در ایران، از دیرباز زمینهساز شکلگیری فعالیتهای صنعتی و تولیدی بوده است.
آثار فلزکاری و معدنکاری در مناطق مختلف کشور نشان میدهد ایرانیان در دورههای تاریخی گوناگون، تجربه ارزشمندی در استخراج مواد معدنی و ساخت ابزار و مصنوعات فلزی داشتهاند.
این میراث فنی در دوران معاصر نیز با توسعه صنایع فولاد، مس، پتروشیمی، پالایشگاهی، نیروگاهی و دیگر بخشهای صنعتی ادامه یافته است.
امروز نیز متخصصان، مهندسان، کارگران و پژوهشگران ایرانی، با وجود محدودیتها و تحریمهای گسترده، در بخشهای مختلف صنعتی و معدنی کشور فعالیت میکنند.
البته برخورداری از پیشینه تمدنی و منابع طبیعی، بهتنهایی تضمینکننده پیشرفت اقتصادی نیست. تبدیل این ظرفیتها به قدرت واقعی، نیازمند مدیریت کارآمد، سرمایهگذاری، توسعه فناوری، افزایش بهرهوری و توجه به نیروی انسانی متخصص است.
افتخار به گذشته زمانی ارزشمندتر خواهد بود که به مسئولیتپذیری در ساختن آینده منجر شود.
تمدن ایران تنها میراثی برای ستایش نیست؛ سرمایهای تاریخی برای حرکت به سوی توسعه و پیشرفت است.
ایران؛ سرزمین پیوستگی فرهنگی در گذر هزاران سال
یکی از برجستهترین ویژگیهای ایران، استمرار فرهنگی آن در میان تحولات بزرگ تاریخی است.
حکومتها تغییر کردند، جنگها رخ دادند و سلسلهها آمدند و رفتند؛ اما زبان، فرهنگ، هنر، آیینها و حافظه تاریخی ایرانیان همچنان به حیات خود ادامه دادند.
نوروز، که ریشه در تاریخ کهن ایران دارد، پس از اسلام نیز زنده ماند و امروز در کشورهای مختلف گرامی داشته میشود.
معماری ایرانی از شکوه تخت جمشید تا زیبایی میدان نقش جهان و مسجد شیخ لطفالله، پیوستگی خلاقیت هنری این سرزمین را به نمایش میگذارد.
ایران پیش از اسلام و ایران پس از اسلام، دو هویت جدا و بیگانه نیستند؛ دو دوره از تاریخ طولانی ملتی هستند که در تعامل با تحولات سیاسی، فرهنگی و دینی، هویت امروز خود را ساخته است.
آقای روبیو! تاریخ را با معیارهای یکسان بخوانید
اگر تخریب معابد آتن در ۲۵ قرن پیش سزاوار محکومیت تاریخی است، ویرانی شهرها، آسیب به میراث فرهنگی و کشتهشدن غیرنظامیان در جنگهای معاصر نیز باید با همان حساسیت اخلاقی مورد بررسی قرار گیرد.
نمیتوان برای محکومکردن خشونت در دوران باستان از ارزشهای انسانی سخن گفت، اما در برابر رنج انسانهای امروز، همان معیارها را نادیده گرفت.
ملت ایران نه نیازی به انکار اشتباهات تاریخی فرمانروایان خود دارد و نه میپذیرد که تاریخ و فرهنگش به ابزاری برای تبلیغات سیاسی تبدیل شود.
ایران را باید با تمام تاریخش شناخت؛ با پیروزیها و شکستها، با دستاوردها و کاستیها، با پادشاهان و دانشمندان، با شاعران و صنعتگران و با مردمی که این تمدن را نسل به نسل زنده نگاه داشتهاند.
سخن پایانی؛ تمدنی که با یک سخنرانی از تاریخ حذف نمیشود
آقای روبیو!
ایران را نمیتوان در خاکستر آتن خلاصه کرد؛ همانگونه که تاریخ آمریکا را نمیتوان تنها با جنگها و ویرانیهای آن نوشت.
ایران سرزمین کوروش و داریوش، فردوسی و سعدی، ابنسینا و رازی، بیرونی و خوارزمی است.
سرزمینی که پیش از اسلام در مهندسی، معماری، صنعت و حکمرانی دستاوردهای برجسته داشت و پس از اسلام نیز در گسترش علم، فلسفه، هنر و معنویت سهمی ماندگار ایفا کرد.
قدرت حکومتها ممکن است دگرگون شود، مرزها ممکن است تغییر کنند و امپراتوریها ممکن است فروبپاشند؛ اما تمدنی که در زبان، دانش، هنر و حافظه ملتها ریشه دوانده است، با یک سخنرانی سیاسی از تاریخ حذف نمیشود.
ایران را با آتش یک جنگ نشناسید؛ با روشنایی هزاران سال فرهنگ، دانش و تمدن بشناسید.
این سرزمین تنها وارث تاریخی پرافتخار نیست؛ مسئول ساختن آیندهای است که شایسته آن تاریخ باشد.
رضا شریفی
کارشناس حوزه صنعت و معدن
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com