گروه اقتصادی دامادها فقط در دولت و شرکتهای خصولتی نمیدرخشند؛ گاهی در بخش خصوصی هم دامادها درخششی فوقالعاده دارند!
به گزارش بولتن نیوز ،ماجرایی که در حال بررسی آن هستیم، ظاهراً با چند معدن و کارخانه خصوصی آغاز میشود؛ مجموعههایی که محصول تولید میکنند، میفروشند و بخشی از کالاهایشان راه بازارهای خارجی را در پیش میگیرد.
تا اینجا اتفاق عجیبی نیست.
اما سؤال از جایی شروع میشود که کالا از ایران خارج میشود و پیدا کردن مسیر ارز آن دشوار میشود.
یک «داماد» در مرکز بسیاری از ارتباطات مورد بررسی قرار میگیرد؛ فردی که براساس اسناد در دست بررسی، باید نقش دقیق او در اداره مجموعههای خصوصی، معاملات ارزی و ارتباط با واسطههای خارج از کشور روشن شود.
از اینجا داستان چندشاخه میشود.
🇮🇷 تولیدکنندگان معدنی خصوصی
↓ صادرات کالا / فروش ریالی مورد ادعا
🔶 حلقه مدیریتی و اجرایی
↓
🇦🇪 امارات و ترکیه — دریافت و معامله درهم
↔️ 🔷 واسطه و صرافی مستقر در دبی
↔️ 🇨🇦 صرافی در تورنتو
↓
🇺🇸 حوالههای دلاری به آمریکا و حساب مدیر سابق مجموعه دولتی مس
و در کنار این مسیر:
🇹🇷 ترکیه — تجارت و صادرات مورد بررسی
اما پرونده به همینجا ختم نمیشود.
اسنادی در دست بررسی است که انتقال وجوه به حسابهایی در آمریکا را نشان میدهد. یکی از پرسشهای مهم تحقیق این است که آیا میان این پرداختها و شخصی با سابقه مدیریتی/تخصصی در صنعت مس ایران ارتباط قابل اثباتی وجود دارد و منشأ واقعی این وجوه چه بوده است؟ آیا پاسخ به خدمات سابق است ؟
در امارات نیز رد یک سرمایهگذاری دیگر دیده میشود:
یک رستوران شناختهشده ایرانی.
اسناد مربوط به مشارکت اشخاص در این فعالیت اقتصادی در حال تطبیق است. پرسش اساسی این است که سرمایه اولیه و هزینه توسعه آن دقیقاً از چه منابعی تأمین شده است.
حضور یا همکاری چهرههای خوشنام، هنرمندان یا ورزشکاران با یک مجموعه تجاری نیز بهخودیخود هیچ دلالتی بر اطلاع یا مشارکت آنان در تخلف احتمالی ندارد. اتفاقاً یکی از موضوعات تحقیق این است که آیا اعتبار اجتماعی چنین افرادی بدون اطلاع آنان برای عادی و معتبر جلوه دادن برخی فعالیتهای اقتصادی مورد استفاده قرار گرفته است یا خیر.اصلا چرا باید یک ورزشکار خود را در دام چنین مافیایی قرار دهد
رد دیگری به کانادا میرسد.
صرافی، انتقال پول و برخی داراییها و املاک مورد بررسی قرار گرفتهاند. اینجا نیز سؤال روشن است:
آیا سرمایهگذاری یا خرید دارایی در کانادا ارتباطی با همین گردش مالی داشته یا منشأ مستقلی داشته است؟
و شاید مهمترین حلقه هنوز پیدا نشده باشد:
صادرکننده واقعی چه کسی بوده؟
آیا همه صادرات به نام خود تولیدکنندگان انجام شده؟
یا بخشی از کالا ابتدا در ظاهر «ریالی» فروخته شده و سپس شرکتهای بازرگانی دیگری آن را صادر کردهاند؟
آیا در میان آنها شرکتهای کوتاهعمر یا دارندگان کارتهای بازرگانی یک بار مصرف وجود داشتهاند؟
تعهد ارزی صادرات به نام چه کسانی ایجاد شده و چند درصد آن واقعاً رفع شده است؟
اینها فعلاً پرسشاند؛ نه حکم.
اما پاسخ آنها قابل پیدا کردن است.
اظهارنامه گمرکی فراموش نمیکند.
بانک فراموش نمیکند.
حواله بینالمللی فراموش نمیکند.
و پول، هرچقدر هم میان کشورها و واسطهها حرکت کند، معمولاً رد بر جا میگذارد.
ما اکنون در حال کنار هم قرار دادن چهار قطعه یک پازل هستیم:
کالای صادراتی در ایران؛
ریال پرداختشده در ایران؛
ارز جابهجاشده در امارات، امریکا ، انگلیس ، ترکیه و کانادا؛
و مقصد نهایی برخی وجوه در خارج از کشور.
وقتی این چهار قطعه روی یک خط زمانی قرار بگیرند، مشخص خواهد شد آیا با چند معامله مستقل و قانونی مواجهیم یا ساختاری وجود داشته که نیازمند رسیدگی جدی مراجع ذیصلاح است.
فعلاً هیچ نامی منتشر نمیکنیم.
نه نام «داماد».
نه نام صاحبان مجموعه.
نه نام صراف.
نه نام دریافتکنندگان خارجی.
نه نام رستوران.
و نه نام اشخاص خوشنامی که ممکن است اساساً از پشتصحنه مالی فعالیتها اطلاعی نداشته باشند.یا خودش را به بی اطلاعی زده و وسط سفره مافیا نشسته است ؟
اما اسناد در حال تکمیل است.
پس از تکمیل مدارک داخلی و بینالمللی، تطبیق تراکنشها و بررسی اصالت اسناد، مجموعه مستندات حسب مورد در اختیار مراجع قضایی و نهادهای قانونی ذیصلاح قرار خواهد گرفت.
آن روز دیگر قرار نیست شایعه تعیین کند چه کسی خادم بوده و چه کسی مرتکب تخلف شده است.
سند تعیین خواهد کرد.
«مسِ گمشده» و رسید پرداخت در حسابهای امریکا ؟!؟!
از معدن در ایران تا درهم دبی، صرافی تورنتو و دلار آمریکا؛ حلقه مفقوده کجاست؟
بهزودی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com