گروه اقتصادی: فولاد هرمزگان با حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان فروش، نزدیک به ۲۲۰۰ میلیارد تومان سود گزارش کرده است؛ اما بررسی ارقام مالی سال ۱۴۰۴، سه موضوع مهم را مقابل این سود قرار میدهد: حدود هزار میلیارد تومان مرتبط با هزینه گاز، حدود سه هزار میلیارد تومان هزینه مالی مرتبط با پروژههای توسعه و نزدیک به ۱۴۰۰ میلیارد تومان سود ناشی از تغییر نرخ ارز. این ارقام بهخودیخود اثباتکننده ثبت نادرست نیستند، اما در مقایسه با سود ۲۲۰۰ میلیارد تومانی شرکت آنقدر بزرگ هستند که مدیریت باید درباره نحوه انعکاس آنها در حسابها توضیح روشن ارائه کند.
به گزارش بولتن نیوز، گاهی برای فهمیدن وضعیت واقعی یک کارخانه بزرگ نباید فقط آخرین سطر صورت سود و زیان را خواند.
باید یک سؤال ساده پرسید:
این سود چگونه ساخته شده است؟
این پرسش درباره فولاد هرمزگان اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ شرکتی با حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان فروش که در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۲۰۰ میلیارد تومان سود شناسایی کرده است.
یعنی حاشیه سودی کمتر از چهار درصد فروش.
اما داستان فقط فاصله بزرگ میان فروش و سود نیست.
بررسی ارقام مالی، سه نقطه حساس را پیش روی سهامداران قرار میدهد که پاسخ به آنها میتواند تصویر دقیقتری از کیفیت سود شرکت ارائه کند.
هزار میلیارد تومان هزینه گاز؛ دقیقاً کجا ثبت شده است؟
گاز برای یک کارخانه فولادی هزینهای حاشیهای نیست؛ یکی از اجزای مهم هزینه تولید است.
در بررسی اطلاعات مالی فولاد هرمزگان، رقمی در حدود هزار میلیارد تومان مرتبط با هزینه گاز نیازمند توضیح روشن است.
سؤال مشخص این است:
آیا تمام هزینه گاز مصرفشده در هزینه تولید شرکت منظور شده یا بخشی از آن در قالب اعتبار مالیات بر ارزش افزوده یا مطالبات شرکت انعکاس یافته است؟
اگر نحوه ثبت این مبلغ دارای مبنای قانونی و حسابداری مشخص است، انتشار آن میتواند این ابهام را برطرف کند.
اما اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم هر تغییری در هزینه تولید میتواند مستقیماً بر سود گزارششده شرکت اثر بگذارد.
سه هزار میلیارد تومان هزینه مالی؛ چرا به پروژهها رفت؟
دومین موضوع، از نظر مبلغ حتی بزرگتر است.
رقمی در حدود سه هزار میلیارد تومان هزینه مالی با پروژههای توسعهای شرکت مرتبط شده است.
اصل انتقال هزینه تأمین مالی به بهای یک پروژه الزاماً اشکال ندارد. استانداردهای حسابداری در شرایط مشخص اجازه میدهند هزینه تأمین مالی یک پروژه در دوران ساخت به ارزش همان پروژه اضافه شود.
اما این مجوز بدون شرط نیست.
وقتی هزینهکرد پروژهها در همان دوره حدود دو هزار میلیارد تومان عنوان میشود، چند سؤال جدی شکل میگیرد:
این سه هزار میلیارد تومان هزینه مالی مربوط به کدام پروژههاست؟
تسهیلات مربوط به چه طرحهایی بوده است؟
مانده پروژههای در حال ساخت از سالهای قبل چقدر بوده؟
پروژهها در چه مرحلهای قرار داشتهاند؟
و مهمتر از همه:
چه میزان از این سه هزار میلیارد تومان طبق استانداردهای حسابداری قابلیت انتقال به پروژهها داشته و چه میزان باید هزینه همان سال محسوب میشده است؟
البته بالاتر بودن هزینه مالی از مخارج انجامشده در یک سال، بهتنهایی اثباتکننده ثبت نادرست نیست؛ زیرا پروژه میتواند از سالهای قبل مانده قابلتوجهی داشته باشد.
اما وقتی کل سود شرکت حدود ۲۲۰۰ میلیارد تومان است، سه هزار میلیارد تومان هزینه مالی عددی نیست که بتوان بدون توضیح دقیق از کنار آن عبور کرد.
۱۴۰۰ میلیارد تومان سود ارزی؛ کارخانه ساخته یا نرخ ارز؟
سومین عدد نیز برای سنجش عملکرد واقعی کارخانه اهمیت دارد.
حدود ۱۴۰۰ میلیارد تومان سود ناشی از تغییر نرخ ارز در نتیجه مالی شرکت اثرگذار بوده است.
این سود میتواند کاملاً قانونی و منطبق با استانداردهای حسابداری باشد.
اما از منظر ارزیابی عملکرد مدیریت، یک سؤال باقی میماند:
سودی که از افزایش تولید، کاهش مصرف انرژی، بالا رفتن بهرهوری یا کنترل هزینه حاصل میشود، با سودی که بر اثر تغییر ارزش داراییها و بدهیهای ارزی ایجاد شده، یک جنس نیست.
بنابراین سهامدار حق دارد بداند:
اگر اثر تغییر نرخ ارز را کنار بگذاریم، فعالیت اصلی فولاد هرمزگان در سال ۱۴۰۴ چه میزان سود ساخته است؟
سه عدد بزرگ مقابل سود ۲۲۰۰ میلیارد تومانی
حالا دوباره اعداد را کنار هم قرار دهیم:
حدود هزار میلیارد تومان مرتبط با هزینه گاز؛
حدود سه هزار میلیارد تومان هزینه مالی مرتبط با پروژههای توسعه؛
و حدود ۱۴۰۰ میلیارد تومان سود ناشی از تغییر نرخ ارز.
بولتن نیوز تأکید میکند که نمیتوان این سه رقم را بهسادگی با یکدیگر جمع کرد و نتیجه گرفت سود شرکت باید به همان میزان تغییر کند؛ اثر مالیاتی، ماهیت هر قلم و نحوه ثبت حسابداری آنها متفاوت است.
اما یک واقعیت را هم نمیتوان نادیده گرفت:
ابعاد این ارقام در مقایسه با سود ۲۲۰۰ میلیارد تومانی شرکت بسیار بزرگ است.
و همین مسئله، پاسخ مدیریت و حسابرس را ضروری میکند.
اگر این سه قلم متفاوت ثبت میشد، نتیجه شرکت چه بود؟
این شاید مهمترین سؤال باشد.
اگر بررسی اسناد نشان دهد همه این اقلام دقیقاً مطابق استانداردها ثبت شدهاند، موضوع روشن خواهد شد و اتفاقاً پاسخ مستند میتواند به نفع مدیریت شرکت باشد.
اما اگر مشخص شود بخشی از هزینههای سال به پروژهها منتقل شده، هزینه تولید به شکل دیگری منعکس شده یا بخش قابلتوجهی از سود بیش از آنکه حاصل فعالیت اصلی کارخانه باشد از تغییرات ارزی آمده است، سهامداران نیز باید بدانند.
موضوع، متهم کردن مدیریت پیش از بررسی اسناد نیست.
موضوع کیفیت سود است.
سود واقعی کارخانه را روی میز بگذارید
فولاد هرمزگان حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان فروش داشته و حدود ۲۲۰۰ میلیارد تومان سود گزارش کرده است.
سهامدار حق دارد بداند از این حجم عظیم فعالیت، کارخانه واقعاً چه میزان سود از تولید فولاد ساخته است؛ هزینه انرژی دقیقاً چگونه ثبت شده، هزینه تأمین مالی چرا و با چه مبنایی به پروژهها منتقل شده و تغییر نرخ ارز چه سهمی در سود نهایی داشته است.
پاسخ به این پرسشها دشوار نیست؛ اسناد مالی شرکت باید بتوانند پاسخ دهند.
بولتن نیوز نیز پیشاپیش درباره نتیجه قضاوت نمیکند، اما سه موضوع با ابعاد هزار میلیارد، سه هزار میلیارد و ۱۴۰۰ میلیارد تومان آنقدر مهم هستند که نمیتوان آنها را میان دهها صفحه صورت مالی رها کرد.
حالا نوبت مدیریت فولاد هرمزگان است که روشن و مستند توضیح دهد: پشت سود ۲۲۰۰ میلیارد تومانی سال ۱۴۰۴ دقیقاً چه گذشته است؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com