به گزارش بولتن نیوز، امسال هفته دفاع مقدس با صدای آژیرها آغاز میشود، نه با رژهها. در حالی که ایران در ۳۱ شهریور ۱۴۰۵، چهلوپنجمین سالگرد آغاز جنگ تحمیلی را گرامی میدارد، جنگی دیگر از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شده و همچنان ادامه دارد؛ جنگی که این بار نه با ارتش صدام، بلکه با بمبارانهای مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران شکل گرفته است. همزمانی این دو تاریخ، تصادفی نیست؛ بلکه آینهای است که گذشته و حال را در برابر یک پرسش بزرگ قرار میدهد: یک کشور چگونه میتواند زیر فشار نظامی، تحریم، انزوای بینالمللی و جنگ رسانهای، همزمان بقای خود را حفظ کند و روایت خود را از «مقاومت» بازتولید کند؟
از «دوازده روز» تا «شش ماه»
آنچه در بهار ۱۴۰۴ با یک رویارویی کوتاهمدت آغاز شد، در اسفند همان سال به جنگی تمامعیار بدل شد. در نخستین ساعات ۹ اسفند ۱۴۰۴، حملات هوایی و موشکی آمریکا و اسرائیل به اهدافی در سراسر ایران انجام شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، در همان ساعات اولیه، بالاترین سطوح رهبری و فرماندهی ایران هدف قرار گرفتند؛ ضربهای که اگر در جنگ هشتساله ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ بیسابقه بود، در جنگ امروز به یک واقعیت تلخ تبدیل شد. از آن روز تاکنون، ایران نهتنها صحنه حملات مستمر هوایی است، بلکه بهطور متقابل، دهها موج حمله موشکی و پهپادی را علیه اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه اجرا کرده است.
اگر جنگ ۱۳۵۹ یک جنگ زمینی با خطوط مقدم مشخص بود، جنگ ۱۴۰۴ جنگی ترکیبی است: آسمان، دریا، سایبر، انرژی و افکار عمومی. در جنگ اول، جبههها در غرب و جنوب کشور بودند. در جنگ امروز، تهران، اصفهان، تبریز، بندرعباس و بسیاری از شهرهای دیگر، همزمان جبهه و پشتجبههاند.
اعداد؛ خون، آوارگی و انرژی
بر پایه آمارهای منتشرشده تا پایان فروردین ۱۴۰۵، شمار شهدای ایرانی به حدود ۳۴۶۸ نفر رسیده است؛ از این میان، ۱۴۶۰ نفر غیرنظامی و ۲۰۰۸ نفر نظامی. دهها هزار نفر زخمی شدهاند، بیش از ۸۱ هزار مرکز غیرنظامی آسیب دیده و حدود ۳٫۵ میلیون نفر آواره شدهاند. اما این اعداد، فقط بخشی از تصویرند. حمله به زیرساختهای انرژی، بندرها، فرودگاهها و شبکههای برق، زندگی روزمره را به میدانی از بیثباتی تبدیل کرده است.
جنگ، بازار انرژی جهان را نیز زیر و رو کرده است. با بستهشدن عملی تنگه هرمز، قیمت نفت برنت در هفتههای نخست جنگ بیش از ۵۰ درصد جهش کرد و بالای ۱۰۰ دلار تثبیت شد. این تنها یک بحران اقتصادی نیست؛ یک اهرم فشار ژئوپلیتیک است که ایران آن را در دست دارد و آمریکا و متحدانش را وادار به محاسبههای دشوار میکند.
ماشین نظامی ایران؛ ویران، اما بازسازیشدنی
یکی از پرسشهای کلیدی از روز نخست جنگ این بوده است: هدف واقعی آمریکا و اسرائیل چیست؟ «تضعیف» ایران، «توقف برنامه هستهای»، «تغییر رفتار منطقهای» یا «براندازی»؟ شش ماه پس از آغاز جنگ، هیچیک از این اهداف بهطور کامل محقق نشده است.
ارزیابیهای اطلاعاتی منتشرشده نشان میدهد که ایران همچنان بخش قابلتوجهی از توان موشکی، پهپادی و پدافندی خود را حفظ کرده است. گفته میشود حدود ۷۰ درصد ذخایر موشکی پیش از جنگ، ۶۰ درصد سامانههای پرتاب و ۴۰ درصد انبار پهپادهای تهاجمی همچنان در اختیار ایران است. برخی گزارشها حتی از بازسازی سریع خطوط تولید پهپاد خبر میدهند؛ روندی که به گفته یک مقام آمریکایی، «از همه زمانبندیهای اطلاعاتی جلوتر است.» این تناقض میان ادعای «نابودی زیرساختهای دفاعی ایران» و واقعیت میدانی، یکی از مهمترین شکافهای روایی این جنگ است.
پرونده هستهای؛ هدفی که دورتر شده
اگر یکی از اهداف اصلی جنگ، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بوده است، گزارشهای اطلاعاتی چندان از موفقیت آن حکایت نمیکنند. ارزیابیها حاکی از آن است که زمان لازم برای تولید سلاح هستهای توسط ایران، پس از ماهها حمله، تغییر محسوسی نکرده است. تهران همچنان مقداری اورانیوم با غنای بالا را در اختیار دارد که در صورت تصمیم سیاسی، میتواند در مدتی کوتاه به مواد لازم برای چند کلاهک تبدیل شود. به بیان دیگر، جنگ نهتنها برنامه هستهای ایران را متوقف نکرد، بلکه ممکن است آن را به سمت تصمیمهای سختتر و پنهانتر سوق داده باشد.
خیابان و ۳۰ میلیون داوطلب جان فدا
در جنگ ۱۳۵۹، بسیج مردمی ستون فقرات دفاع بود. در جنگ ۱۴۰۴، دولت ایران تلاش کرده همان الگو را بازتولید کند. در ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، دهها هزار نفر در تهران با لباس رزم و سلاح به خیابان آمدند. خبرگزاریهای رسمی از حضور بیش از ۳۰۰ هزار نفر و ثبتنام بیش از ۳۰ میلیون نفر در طرح «جانفدای ایران» خبر دادند؛ یعنی حدود یکسوم جمعیت کشور.
خلیج فارس و نظم جهانی زیر فشار
جنگ امروز، جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل نیست؛ جنگی منطقهای با پیامدهای جهانی است. کشورهای خلیج فارس، که میزبان پایگاههای آمریکاییاند، در این جنگ هم هدف حملات ایران قرار گرفتهاند و هم شاهد آسیب به زیرساختهای غیرنظامی خود بودهاند. اعتماد این کشورها به «چتر امنیتی» آمریکا، برای نخستین بار در دهههای اخیر، بهطور جدی خدشهدار شده است. اگر پایگاههای آمریکایی نهتنها بازدارنده نباشند، بلکه خود به هدف تبدیل شوند، معنای اتحاد استراتژیک با واشینگتن تغییر میکند.
در سطح جهانی نیز، این جنگ به فرسایش بیشتر حقوق بینالملل، چندجانبهگرایی و مشروعیت نهادهای بینالمللی دامن زده است. نظم جهانی نه با یک انفجار، بلکه با انباشت تدریجی شکافها، ضعیفتر میشود.
پایان باز
هفته دفاع مقدس امسال، بیش از هر چیز، یک آزمون است. آزمونی برای حافظه جمعی ایرانیان: آیا روایت «دفاع مقدس» میتواند در جنگی با ماهیت متفاوت، همچنان الهامبخش مقاومت باشد؟ آزمونی برای دولت ایران: آیا میتواند همزمان جنگ را اداره کند، اقتصاد را سرپا نگه دارد و مشروعیت داخلی را حفظ کند؟ و آزمونی برای آمریکا و اسرائیل: آیا میتوانند به هدفی برسند که در شش ماه گذشته، هر روز دورتر به نظر رسیده است؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com