گروه ورزشی: ماجرای چمن ورزشگاه آزادی، از روزی که زمزمه تعویض آن شنیده شد، بیشتر شبیه یک سریال طولانی با فصلهای تکراری است تا یک پروژه عمرانی منسجم. در فروردین ۱۴۰۵، مدیرعامل شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی صراحتاً اعلام کرد که هنوز بودجهای برای تعویض چمن تخصیص پیدا نکرده است. با این حال، تنها چند هفته بعد، مسئولان ورزشگاه اقدام به جمعآوری کامل چمن کردند و ورزشگاه را عملاً تا اواسط نیم فصل اول لیگ برتر از دسترس خارج کردند. این تناقض آشکار میان نبود بودجه و اقدام عملیاتی، از همان ابتدا نشان میداد که این پروژه نه بر پایه یک برنامهریزی فنی، بلکه بر اساس تصمیمهای لحظهای و بدون پشتوانه مالی مشخص پیش میرود.
به گزارش بولتن نیوز، شاید عجیبترین بخش ماجرا، جهش نجومی هزینهها باشد. ابتدا صحبت از بودجهای ۸۰۰ میلیارد تومانی بود و وعده داده شد که ورزشگاه تا آذر ماه تحویل داده میشود. اما چندی بعد، همان رقم به حدود ۱۵۰۰ میلیارد تومان افزایش یافت و تاریخ افتتاح نیز به زمانی نامعلوم موکول شد. محمدحسین میثاقی، مجری برنامه فوتبال برتر، در انتقادی تند گفت: «دوستان فراکسیون ورزش مجلس و سازمان بازرسی کل کشور جلسهای با مسئولان شرکت توسعه و تجهیز برگزار کردند و پرسیدند چرا چمن ورزشگاه آزادی را کندند؟ این در حالی است که ما چهار ماه پیش گفتیم چمن را حفظ کنید». این حجم از افزایش هزینه در شرایطی رخ میدهد که بسیاری از ورزشگاههای کشور از کمبودهای ابتدایی رنج میبرند و همین بودجه میتوانست چندین پروژه ورزشی را در شهرستانها به سرانجام برساند.
روایت رسمی درباره دلیل تعویض چمن، وجود نوعی ویروس در خاک عنوان شده است. اما این روایت با واقعیتهای پیشین در تناقض است. در همان دورانی که ورزشگاه آزادی در حال بازسازی بود، تصاویر منتشرشده نشان از سبز بودن چمن و شرایط مناسب آن داشت و حتی گفته میشد ممکن است چمن آزادی به ورزشگاه تختی منتقل شود. اگر چمن واقعاً به ویروس آلوده بود، چگونه قرار بود به ورزشگاه دیگری منتقل شود؟ این ابهامها باعث شد روحالله لک علی آبادی، سخنگوی فراکسیون ورزش مجلس، هشدار دهد که اگر مشخص شود چمن ورزشگاه آزادی از نظر فنی قابلیت استفاده داشته و بدون ضرورت کارشناسی تخریب شده، این موضوع میتواند مصداق تضییع بیتالمال باشد. نبود مستندات فنی شفاف و صورتجلسه کارشناسی، این پرسش را بیپاسخ میگذارد که بر اساس کدام معیار علمی، چمنی که ظاهراً سالم بود، تخریب شد.
یکی دیگر از وعدههای بزرگ و ناکام، استفاده از چمن هیبریدی بود. قرار بود چمن جدید آزادی از نوع هیبریدی باشد تا کیفیت زمین مسابقات در مهمترین ورزشگاه ایران ارتقا یابد. اما در اردیبهشت ۱۴۰۵ اعلام شد که به دلیل مشکلات واردات تجهیزات تخصصی و ماشینآلات سنگین مورد نیاز، چمن جدید هیبریدی نخواهد بود. این خبر یعنی پروژهای که با وعده کیفیت جهانی آغاز شده بود، حالا به یک چمن معمولی و غیرهیبریدی بسنده میکند. در واقع، نهتنها هزینهها چند برابر شده، بلکه کیفیت نهایی نیز از وعده اولیه عقبتر است. این چرخه معیوب – وعده بزرگ، اجرای ناقص، هزینه بیشتر، کیفیت کمتر – به الگویی تکراری در مدیریت پروژههای ورزشی ایران تبدیل شده است.
ماجرای چمن ورزشگاه آزادی، فراتر از یک پروژه عمرانی ساده، آینهای است که ضعفهای ساختاری در مدیریت ورزش کشور را نشان میدهد. نبود بودجه اولیه، تصمیمگیریهای شتابزده، عدم شفافیت در ضرورت فنی، جهش غیرقابل توجیه هزینهها و ناکامی در تحقق وعده چمن هیبریدی، همگی نشانههای یک مدیریت بحران زده هستند. ورزشگاه آزادی نماد فوتبال ایران است و مردم حق دارند بدانند چرا میلیاردها تومان از منابع عمومی صرف پروژهای شده که نه تاریخ مشخصی برای اتمام دارد و نه تضمینی برای کیفیت نهایی آن. مجلس و سازمان بازرسی باید این پرونده را تا روشن شدن تمام ابعاد آن پیگیری کنند تا مشخص شود چه کسی مسئول این هزینهکرد غیرشفاف است. بدون پاسخگویی، ورزشگاه آزادی هرگز روی آرامش و چمن باکیفیت را نخواهد دید.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com