گروه سیاسی مسعود پزشکیان در دهلینو جملهای گفت که شاید بتوان آن را مهمترین بخش اقتصادی سخنان رئیسجمهور در اجلاس بریکس دانست: «قدرت بریکس زمانی آشکارتر میشود که از همکاری بالقوه به همکاری عملیاتی حرکت کند.» اگر قرار است این جمله برای اقتصاد ایران معنای ملموسی داشته باشد، شاید یکی از نخستین میدانهای آن بازار ارز باشد؛ جایی که دولت میتواند مشخص کند چه میزان از تجارت ایران با اعضای بریکس قابلیت تسویه با ارزهای ملی را دارد و چه مقدار از تقاضای واقعی دلار را میتوان پیش از ورود به بازار، از طریق سازوکارهای تجاری و پرداختی بریکس کاهش داد.
به گزارش بولتن نیوز، مسعود پزشکیان در سفر به هند برای شرکت در اجلاس سران بریکس، توسعه استفاده از ارزهای ملی در تجارت میان اعضای این مجموعه را ضروری دانست و گفت نظام مالی کنونی به دلیل تمرکز بر چند ارز محدود، در برابر شوکهای سیاسی آسیبپذیر است.
رئیسجمهور همچنین تأکید کرد بریکس باید فضایی ایجاد کند که هیچ کشوری نتواند تجارت مشروع کشورهای دیگر را مختل کند.
اما شاید کلیدیترین جمله پزشکیان آنجا بود که گفت:
«قدرت بریکس زمانی آشکارتر میشود که از همکاری بالقوه، به همکاری عملیاتی حرکت کند.»
این جمله را میتوان به یک پرسش کاملاً داخلی تبدیل کرد:
همکاری عملیاتی بریکس برای بازار ارز ایران دقیقاً چه معنایی دارد؟
از سخنرانی دهلینو تا چهارراه استانبول
فاصله میان اجلاسهای بینالمللی و زندگی روزمره مردم زمانی کم میشود که توافقهای سیاسی بتوانند خود را در اقتصاد واقعی نشان دهند.
برای مردم ایران، دلار صرفاً یک ارز خارجی نیست. تغییرات نرخ آن بر انتظارات تورمی، قیمت مواد اولیه، هزینه واردات، تصمیمات سرمایهگذاری و حتی قیمتگذاری برخی کالاهایی که ارتباط مستقیمی با واردات ندارند اثر میگذارد.
بنابراین اگر رئیسجمهور در دهلینو از کاهش تمرکز نظام مالی جهان بر چند ارز محدود سخن میگوید، سؤال طبیعی این است:
این سیاست چه زمانی در میزان نیاز اقتصاد ایران به دلار دیده خواهد شد؟
یک تفاوت مهم؛ کنترل قیمت دلار یا کاهش نیاز به دلار؟
مدیریت بازار ارز معمولاً پس از شکلگیری تقاضا آغاز میشود.
تقاضا بالا میرود، بازار تحت فشار قرار میگیرد و بانک مرکزی تلاش میکند با عرضه ارز، مداخله در بازار یا سایر ابزارهای سیاستی شرایط را مدیریت کند.
اما یک سیاست میتواند یک مرحله عقبتر آغاز شود:
آیا تمام تقاضایی که امروز برای دلار ایجاد میشود، اساساً باید دلار باشد؟
فرض کنیم واردکننده ایرانی قصد خرید کالا از چین دارد.
اگر سازوکاری رسمی، قابل اتکا و کمهزینه وجود داشته باشد که واردکننده بتواند معامله خود را با یوان انجام دهد، چرا ابتدا باید نیاز تجاری او به تقاضای دلار تبدیل شود؟
همین سؤال درباره تجارت با روسیه، هند و دیگر اقتصادهای بزرگ بریکس قابل طرح است.
در این صورت بانک مرکزی فقط «عرضهکننده ارز» نیست؛ بلکه میتواند معمار کاهش تقاضای دلاری تجارت خارجی نیز باشد.
اتفاق مهم این است که بریکس به همین سمت حرکت میکند
این پیشنهاد صرفاً برداشت از سخنان رئیسجمهور نیست.
در نشستهای مالی بریکس در دهلینو، وزرای دارایی و رؤسای بانکهای مرکزی اعضا بر تقویت پرداختهای فرامرزی و توسعه راهکارهایی تأکید کردهاند که پرداخت میان کشورهای عضو را سریعتر، ارزانتر و امنتر کند.
هند نیز بهعنوان رئیس دورهای بریکس، بهجای تمرکز بر ایده پرحاشیه ایجاد فوری یک «پول مشترک بریکس»، بر اتصال زیرساختهای پرداخت، ارزهای ملی و استفاده از ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی برای تسویه فرامرزی تمرکز کرده است.
این تفاوت بسیار مهم است.
صحبت از فروپاشی دلار یا ساخت یک ارز جهانی جدید نیست؛ صحبت از این است که دو کشور برای تجارت با یکدیگر الزاماً مجبور نباشند از ارز کشور ثالث عبور کنند.
پزشکیان یک امتیاز مهم برای مذاکره دارد؛ ایران فقط خریدار نیست
رئیسجمهور در دهلینو نکته دیگری نیز مطرح کرد که میتواند مکمل همین سیاست باشد.
پزشکیان گفت ایران با برخورداری از موقعیت جغرافیایی ممتاز و منابع انرژی آمادگی دارد یکی از حلقههای مهم اتصال اقتصادی بریکس باشد.
این ظرفیت اهمیت زیادی دارد.
ایران فقط متقاضی کالا و ارز اعضای بریکس نیست؛ صادرکننده نفت، فرآوردههای نفتی، محصولات پتروشیمی، مواد معدنی و مجموعهای از کالاها و خدمات نیز هست.
بنابراین مسئله میتواند فراتر از یک مبادله دوجانبه باشد.
حلقهای که اگر ساخته شود، ارزش بریکس برای ایران چند برابر میشود
فرض کنیم ایران به یکی از اعضای بریکس صادرات انجام میدهد و در مقابل، برای واردات کالا یا تجهیزات از عضو دیگری از همین مجموعه نیاز ارزی دارد.
پرسش مهم این است:
آیا میتوان سازوکاری ایجاد کرد که منابع حاصل از صادرات ایران در شبکه تجارت بریکس، بدون تبدیل چندمرحلهای به دلار، برای تأمین واردات مورد استفاده قرار گیرد؟
اگر پاسخ روزی مثبت باشد، آنوقت ما با مسئلهای بسیار بزرگتر از «ریال ـ روبل» یا «ریال ـ یوان» روبهرو هستیم.
موضوع، ایجاد یک چرخه تسویه تجاری میان اعضای بریکس است.
چنین سازوکاری میتواند بخشی از منابع حاصل از صادرات ایران را مستقیماً در خدمت تأمین نیازهای وارداتی کشور قرار دهد.
دیدار پزشکیان و مودی؛ اینجا میتوان یک پروژه آزمایشی تعریف کرد
دیدار پزشکیان با نارندرا مودی، نخستوزیر هند، نیز از همین زاویه اهمیت پیدا میکند.
ایران و هند سابقه طولانی تجارت دارند و هند از پیشرفتهترین زیرساختهای پرداخت دیجیتال جهان برخوردار است.
بنابراین میتوان پرسید چرا ایران و هند نتوانند یکی از پروژههای آزمایشی تسویه تجارت با ارزهای ملی و اتصال سازوکارهای پرداخت را در چارچوب بریکس تعریف کنند؟
اگر چنین پروژهای عملی شود، دستاورد سفر رئیسجمهور دیگر صرفاً در تعداد ملاقاتها و بیانیههای سیاسی خلاصه نمیشود.
آقای رئیسجمهور؛ از دهلینو یک «عدد» بیاورید
اینجا شاید بتوان مطالبه را بسیار ساده کرد.
از رئیسجمهور انتظار نداریم از هند با وعده «حذف دلار» بازگردد.
چنین شعاری نه ضروری است و نه واقعبینانه.
اما دولت میتواند پس از اجلاس بریکس یک عدد مهم را منتشر کند:
امروز چند درصد تجارت ایران با اعضای بریکس بدون نیاز مستقیم به دلار انجام میشود؟
و سپس عدد دوم:
هدف دولت برای افزایش این سهم طی یک یا دو سال آینده چقدر است؟
اگر این دو عدد مشخص شود، برای نخستین بار میتوان موفقیت سیاست استفاده از ارزهای ملی را اندازهگیری کرد.
بانک مرکزی یک «داشبورد بریکس» ایجاد کند
حتی میتوان یک قدم جلوتر رفت.
بانک مرکزی میتواند بهصورت دورهای گزارشی منتشر کند که در آن حجم تجارت ایران با هر عضو بریکس، ارز مورد استفاده در تسویه، سهم معاملات غیردلاری و میزان استفاده از سازوکارهای پرداخت مستقیم مشخص باشد.
آن زمان فعال اقتصادی نیز میفهمد برای تجارت با چین، هند، روسیه، امارات یا سایر اعضا چه گزینههایی در اختیار دارد.
و افکار عمومی نیز میتواند ببیند سیاست کاهش وابستگی به دلار در عمل چقدر پیشرفت کرده است.
مردم هم باید نتیجه بریکس را احساس کنند
پیش از این درباره نقش مردم در تقویت تولید داخلی، هدایت سرمایههای خرد به فعالیتهای مولد و کاهش رفتارهای هیجانی در بازار ارز نوشته بودیم.
اما این مطالبه یک طرف دیگر هم دارد.
اگر از مردم انتظار میرود به تولید داخلی اعتماد کنند و سرمایه خود را با هر التهاب سیاسی به بازار ارز نبرند، سیاستگذار نیز باید سهم خودش را انجام دهد.
یکی از مهمترین وظایف دولت میتواند این باشد که اقتصاد واقعی را تا حد امکان از نیاز غیرضروری به دلار دور کند.
اعتماد مردم زمانی تقویت میشود که ببینند کاهش وابستگی به دلار فقط توصیهای برای رفتار آنها نیست، بلکه دولت نیز ساختار تجارت خارجی را در همان جهت تغییر میدهد.
حالا زمان آزمون همان جمله پزشکیان است
رئیسجمهور گفته است بریکس باید از «همکاری بالقوه» به «همکاری عملیاتی» حرکت کند.
این شاید بهترین معیار برای ارزیابی نتیجه سفر خود رئیسجمهور نیز باشد.
اجلاسها تمام میشوند، عکسهای یادگاری گرفته میشود و هیأتها به کشورهایشان بازمیگردند؛ اما آنچه باقی میماند باید یک سازوکار اقتصادی قابل استفاده باشد.
برای ایران یکی از این دستاوردها میتواند کاملاً مشخص باشد:
کاهش سهم دلار از تسویه تجارت ایران با اقتصادهای عضو بریکس.
نه حذف دلار، نه اعلام جنگ با یک ارز و نه یک شعار بزرگ سیاسی.
فقط یک هدف اقتصادی قابل اندازهگیری:
هر معاملهای که بتوان آن را بهصورت امن، رسمی و کمهزینه با ارزهای ملی انجام داد، یک تقاضای کمتر برای دلار ایجاد میکند.
اگر پزشکیان بتواند جملهای را که در دهلینو مطرح کرد به چنین برنامهای تبدیل کند، آنوقت «همکاری عملیاتی بریکس» از پشت میز اجلاس خارج شده و مستقیماً به مدیریت بازار ارز ایران رسیده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com