کد خبر: ۸۹۴۴۰۰
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۸
گاهی در اقتصاد، مهم‌تر از «قیمت»، نحوه آماده‌سازی افکار عمومی برای پذیرش آن قیمت است؛ و شاید ماجرای بنزین را بتوان یکی از نمونه‌های قابل تأمل همین الگ

گروه انرژی گزارش و تحلیل: محمد ح ف، فعال حوزه صنعت نفت، گاز و پتروشیمی*گاهی در اقتصاد، مهم‌تر از «قیمت»، نحوه آماده‌سازی افکار عمومی برای پذیرش آن قیمت است؛ و شاید ماجرای بنزین را بتوان یکی از نمونه‌های قابل تأمل همین الگو دانست.

به گزارش بولتن نیوز در ماه‌های گذشته، اعداد بسیار سنگینی درباره قیمت تمام‌شده یا قیمت احتمالی بنزین مطرح شد؛ حتی عددی مانند ۸۷ هزار تومان برای هر لیتر که در برخی گزارش‌ها و مطالب رسانه‌ای و فضای مجازی بازتاب پیدا کرد. چنین اعدادی، چه به‌عنوان قیمت واقعی، چه به‌عنوان سناریوی احتمالی و چه صرفاً یک برآورد اقتصادی، یک اثر مهم روانی دارند: ذهن جامعه را با یک عدد بسیار بزرگ مواجه می‌کنند.

در ادبیات اقتصادی و روان‌شناسی تصمیم‌گیری، این پدیده را می‌توان به مفهوم «لنگر انداختن ذهنی» (Anchoring) نزدیک دانست؛ یعنی نخستین عدد یا سناریوی پررنگی که در ذهن مخاطب قرار می‌گیرد، می‌تواند بر ارزیابی بعدی او از اعداد دیگر اثر بگذارد.

حالا اگر بعد از مطرح شدن اعداد بسیار بزرگ، قیمت بنزین به ۱۰ هزار تومان برسد، واکنش طبیعی بخشی از جامعه ممکن است این باشد که:

«خوب، قرار بود ۸۷ هزار تومان شود؛ پس ۱۰ هزار تومان آن‌قدرها هم عجیب نیست.»

اینجاست که عنوان این گزارش معنا پیدا می‌کند:

«به مرگ گرفتن تا به تب راضی شدن.»

مسئله فقط قیمت بنزین نیست؛ مسئله مهندسی ادراک قیمت است.

این مدل سیاست‌گذاری البته الزاماً به معنای وجود یک «توطئه پشت پرده» یا یک تصمیم سازمان‌یافته برای فریب افکار عمومی نیست و برای چنین ادعایی به اسناد روشن نیاز است. اما از منظر اقتصادی و ارتباطات عمومی، کاملاً شناخته‌شده است که قرار دادن یک سناریوی بسیار شدید در برابر جامعه می‌تواند باعث شود سناریوی بعدی، حتی اگر گران باشد، در مقایسه با آن «قابل تحمل‌تر» به نظر برسد.

همین الگو را مردم سال‌ها در بازار دلار و طلا نیز تجربه کرده‌اند؛ زمانی که ابتدا اعداد بزرگ به‌عنوان سناریوهای احتمالی مطرح می‌شوند و پس از مدتی، همان اعداد از حالت «غیرقابل تصور» به «قابل تصور» و نهایتاً به «عادی» تبدیل می‌شوند.

در مورد بنزین، شرایط امروز البته با گذشته متفاوت است. اقتصاد ایران هم‌زمان با فشارهای بودجه‌ای، ناترازی انرژی، قاچاق سوخت، رشد مصرف و هزینه‌های سنگین تأمین انرژی مواجه است و در شرایط پرتنش منطقه‌ای و درگیری مستقیم یا غیرمستقیم با آمریکا و اسرائیل، حساسیت تصمیمات اقتصادی چند برابر شده است.

بنابراین افزایش قیمت سوخت را نمی‌توان صرفاً با یک عدد مقایسه کرد؛ باید پرسید:

جامعه چگونه برای پذیرش این عدد آماده شده است؟

در علم اقتصاد رفتاری، دولت‌ها و سیاست‌گذاران در کشورهای مختلف بارها از ابزارهای ارتباطی، اعلام سناریوهای مختلف، ایجاد انتظارات و سپس ارائه گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر در مقایسه با سناریوی اولیه استفاده کرده‌اند. نمونه‌های تاریخی آن را می‌توان در سیاست‌های ریاضتی، اصلاح یارانه‌ها، مالیات انرژی و اصلاح قیمت سوخت در کشورهای مختلف مشاهده کرد.

در واقع، سیاست‌گذار گاهی با «بدترین سناریو» وارد میدان می‌شود تا گزینه مطلوب خود را در مقایسه با آن، منطقی‌تر و قابل پذیرش‌تر نشان دهد.

این همان نقطه‌ای است که باید میان اصلاح اقتصادی و اقناع افکار عمومی تفاوت قائل شد.

اگر بنزین واقعاً نیازمند اصلاح قیمت است، باید شفاف گفته شود:

* قیمت واقعی تولید و توزیع چقدر است؟
* یارانه پنهان دقیقاً چقدر است؟
* درآمد حاصل از افزایش قیمت کجا هزینه خواهد شد؟
* سهم مردم از این منابع چیست؟
* آیا حمل‌ونقل عمومی تقویت خواهد شد؟
* تکلیف خودروهای فرسوده چه می‌شود؟
* با قاچاق سوخت چگونه برخورد خواهد شد؟
* و مهم‌تر از همه، آیا افزایش قیمت بدون اصلاح مصرف و بهره‌وری، صرفاً به افزایش تورم منجر خواهد شد؟

مردم با اصل اصلاح اقتصادی لزوماً مشکل ندارند؛ مشکل از جایی شروع می‌شود که احساس کنند ابتدا با یک عدد بزرگ ترسانده شده‌اند و سپس باید برای عدد کوچک‌تر خوشحال باشند.

اگر قرار است قیمت سوخت اصلاح شود، بهتر است سیاست‌گذار به جای «شوک‌درمانی ذهنی»، با شفافیت اقتصادی صحبت کند.

جامعه باید بداند بنزین چرا گران می‌شود، چه کسی از این افزایش منتفع می‌شود، منابع حاصل کجا می‌رود و در مقابل، چه خدمتی دریافت خواهد کرد.

چرا که در نهایت، قیمت فقط یک عدد روی تابلو جایگاه نیست؛ قیمت، بخشی از اعتماد عمومی به سیاست‌گذار است.

و شاید سؤال اصلی امروز این نباشد که:

«بنزین ۱۰ هزار تومان گران است یا ارزان؟»

بلکه سؤال مهم‌تر این باشد:

«چگونه ذهن جامعه را به جایی رساندیم که ۱۰ هزار تومان، در مقایسه با ۸۷ هزار تومان، دیگر آن‌قدر بزرگ به نظر نرسد؟»

این همان جایی است که اقتصاد، روان‌شناسی اجتماعی و سیاست‌گذاری عمومی به یکدیگر می‌رسند

برچسب ها: بنزین مرگ

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :