کد خبر: ۸۹۴۲۶۶
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۱
از «مذاکره‌کنندگان مسلمان نیستند، خائن‌اند» تا «مذاکره از کشور دفاع می‌کند»؛ روایتی از تغییر موضع یا تغییر منفعت؟
در سیاست، تغییر موضع امری نادر نیست؛ اما وقتی این تغییر چنان رادیکال باشد که گویندۀ آن را در دو قطب متضاد جای دهد، دیگر نمی‌توان آن را «تکامل فکری» نامید. آنچه این روزها از حسن روحانی می‌شنویم، در تناقضی آشکار با سخنانی است که خود او در مقام نماینده مجلس بر زبان آورده است؛ تناقضی که جز در چارچوب «نفاق» یا «تغییر منفعت» قابل تبیین نیست.

گروه سیاسی در سیاست، تغییر موضع امری نادر نیست؛ اما وقتی این تغییر چنان رادیکال باشد که گویندۀ آن را در دو قطب متضاد جای دهد، دیگر نمی‌توان آن را «تکامل فکری» نامید. آنچه این روزها از حسن روحانی می‌شنویم، در تناقضی آشکار با سخنانی است که خود او در مقام نماینده مجلس بر زبان آورده است؛ تناقضی که جز در چارچوب «نفاق» یا «تغییر منفعت» قابل تبیین نیست.

وقتی مذاکره با غرب «خیانت» بود

به گزارش بولتن نیوز،در سال‌های دور، زمانی که حسن روحانی در قامت نماینده مجلس و از موضعی انقلابی سخن می‌گفت، لحنش در قبال هرگونه مذاکره با غرب آکنده از نفی و طرد بود. او در یکی از سخنرانی‌های خود با صراحت گفت: «کسانی که پای میز مذاکره با غرب می‌روند مسلمان نیستند و عده‌ای خائن هستند». در جای دیگر با لحنی تندتر افزود: «مسلمان‌ها را ذلیلانه می‌خواهند پای میز مذاکره بکشانند... این به معنای حضور مسلمانان پای این میز نبود، بلکه حضور یک عده خائن پای این میز مذاکره بود». در آن روزگار، مذاکره با غرب نه یک راهکار دیپلماتیک، که نشانه‌ای از بی‌ایمانی و خیانت تلقی می‌شد و روحانی خود یکی از پرچم‌داران این گفتمان بود.

امروز اما، مذاکره «دفاع از کشور» است

سال‌ها بعد، روایتی کاملاً متضاد ارائه می‌دهد. او این روزها که از ضرورت پایان جنگ و اهمیت نظرخواهی از مردم سخن می‌گوید، مذاکره را نه تنها جایز، که ضروری می‌داند و تأکید می‌کند: «مذاکره هم از کشور دفاع می‌کند. اگر هم به یک توافق عزتمندانه برسیم برای کشور است». او حتی از مردم می‌پرسد: «قرار ما این است که با قدرت‌های بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم... اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند، آیا ما نمی‌خواهیم بپذیریم؟». در این روایت جدید، مذاکره از یک تابوی مذهبی به یک «راه عزتمندانه» تبدیل شده است.

صورت‌مسئله عوض شده است؟

 این دوگانگی از کجا ریشه می‌گیرد؟ آیا دشمن تغییر کرده یا محاسبات روحانی؟ مگر نه اینکه او خود سال‌ها پیش غرب را چنان غیرقابل‌اعتماد می‌دانست که هرگونه نشست با آنها را خیانت می‌خواند؟ حالا چرا غرب ناگهان «قابل مذاکره» شده است؟

نکته ظریف‌تر آنکه روحانی در سخنان اخیر خود، با طرح این سؤال که «آیا مردم با ۲۰ سال جنگ موافق‌اند؟» صورت مسئله را وارونه جلوه می‌دهد. گویی کسی از ابتدا تصمیم به جنگ گرفته و حالا باید از مردم اجازه ادامه بگیرد؛ در حالی که جنگ تحمیلی نبوده و ماهیت دفاعی داشته است. این تغییر روایت، خود مصداق همان بازی با مفاهیم است که او سال‌ها پیش علیه دیگران به کار می‌برد.

نفاق یا مصلحت‌اندیشی؟

آنچه در این میان رخ می‌نماید، نه یک تحول فکری که حاصل سال‌ها مطالعه و تجربه است، بلکه تغییری موقعیتی و مصلحتی است. روحانی در مقام نماینده مجلس، از زاویه یک منتقد تندرو سخن می‌گفت و این روزها، از منظر یک مدیر اجرایی که ناچار به تعامل با جهان است. این تغییر جایگاه، البته می‌تواند تغییر رویه را توجیه کند، اما هرگز نمی‌تواند تکذیب تمام اصول پیشین را توضیح دهد.

وقتی کسی دیروز مذاکره‌کنندگان را «خائن» و «غیرمسلمان» خطاب می‌کند و امروز خود بر صدر همان میز می‌نشیند و آن را «عزتمندانه» می‌خواند، یا باید گفت در ارزیابی‌های گذشته اشتباه می‌کرده یا باید اعتراف کرد که امروز به ناچار بر خلاف باور خود عمل می‌کند. در هر دو صورت، اعتماد عمومی خدشه‌دار می‌شود؛ زیرا مردم به‌درستی می‌پرسند: اگر مذاکره با غرب امروز «دفاع از کشور» است، چرا دیروز «خیانت» بود؟

برچسب ها: روحانی نماینده

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما
* نظر :