گروه سیاسی: دو روایت متفاوت از تنگه هرمز بار دیگر بحث بر سر مفهوم «بازدارندگی» در سیاست خارجی و امنیت ملی ایران را به متن فضای سیاسی کشانده است؛ حسن روحانی میگوید «تنگه هرمز نباید تنگه جنگ باشد»، اما سرلشکر محسن رضایی با یک بازتعریف معنادار پاسخ میدهد: «تنگه هرمز، تنگه جنگ نیست؛ تنگه عزت است.» جملهای کوتاه که در دل خود یک منطق راهبردی دارد؛ حفظ صلح نه با کنار گذاشتن ابزار قدرت، بلکه با بالا بردن هزینه تعرض به ایران.
به گزارش بولتن نیوز، در بزنگاههای تاریخی، گاه یک جمله بیش از دهها صفحه تحلیل میتواند تفاوت دو نگاه به امنیت ملی را آشکار کند. ویدیویی که این روزها در فضای مجازی بازتاب یافته، تقابل دو برداشت از جایگاه تنگه هرمز و چگونگی مواجهه ایران با تهدیدهای خارجی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است.
در یک سو، حسن روحانی با تأکید بر اینکه «تنگه هرمز نباید تنگه جنگ باشد»، نسبت به قرار گرفتن کشور در وضعیت درگیری مستمر هشدار میدهد. مبنای این نگاه آن است که باید از هر اقدامی که احتمال افزایش تنش و درگیری را بالا میبرد، فاصله گرفت و مسیر دیپلماسی را در اولویت قرار داد.
اما سرلشکر محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و از چهرههای باسابقه حوزه نظامی و راهبردی کشور، مسئله را از زاویه دیگری صورتبندی میکند؛ زاویهای که میان «جنگطلبی» و «قدرت بازدارنده» تفاوت اساسی قائل است.
پاسخ رضایی کوتاه اما معنادار است:
«تنگه هرمز، تنگه جنگ نیست؛ تنگه عزت است.»
اهمیت این جمله در آن است که رضایی اساساً دوگانه «اقتدار یا صلح» را نمیپذیرد. در منطق او، نمایش قدرت الزاماً مقدمه جنگ نیست؛ بلکه میتواند مهمترین ابزار جلوگیری از جنگ باشد. کشوری که ابزارهای ژئوپلیتیکی خود را پیشاپیش از معادله خارج کند، بخشی از قدرت چانهزنی و بازدارندگی خود را نیز کنار گذاشته است.
از همین منظر، سخنان رضایی را میتوان حامل چند پیام مهم دانست:
نخست؛ عزتآفرینی بهجای جنگطلبی.
اقتدار ایران در تنگه هرمز قرار نیست ابزاری برای آغاز جنگ باشد؛ این ظرفیت بخشی از قدرت ملی ایران برای دفاع از حقوق و منافع مشروع خود و ایجاد بازدارندگی در برابر تهدید خارجی است.
دوم؛ بازدارندگی بهجای انفعال.
در منطق راهبردی رضایی، صلح پایدار هنگامی شکل میگیرد که طرف مقابل بداند تعرض به ایران بدون هزینه نخواهد بود. بنابراین موضع قاطع، لزوماً دعوت به جنگ نیست؛ چهبسا دقیقاً عاملی برای جلوگیری از وقوع جنگ باشد.
سوم؛ هرمز فقط یک آبراه نیست.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مؤلفههای ژئوپلیتیکی ایران است و اهمیت آن تنها در عبور نفتکشها خلاصه نمیشود. موقعیت جغرافیایی ایران در این منطقه بخشی از سرمایه راهبردی کشور است؛ سرمایهای که میتواند در محاسبات امنیتی و سیاسی قدرتهای خارجی اثرگذار باشد.
چهارم؛ پاسخ به برچسب «تندروی».
نقطه مهم سخنان رضایی آنجاست که میان هیجانزدگی و بازدارندگی مرزبندی میکند. دفاع از ابزارهای قدرت ملی را نمیتوان صرفاً با عنوان «تندروی» از میدان سیاست خارجی خارج کرد؛ همانگونه که دیپلماسی نیز زمانی مؤثرتر خواهد بود که پشت میز مذاکره، قدرت واقعی کشور حضور داشته باشد.
تقابل این دو نگاه در نهایت به یک پرسش اساسی میرسد: آیا برای جلوگیری از جنگ باید از مؤلفههای قدرت فاصله گرفت، یا باید آنقدر قدرتمند بود که دشمن اساساً جرأت آغاز جنگ را نداشته باشد؟
پاسخ محسن رضایی روشن است؛ تنگه هرمز قرار نیست «تنگه جنگ» باشد، اما نباید از ظرفیت راهبردی آن نیز چشم پوشید. از این منظر، هرمز برای ایران «تنگه عزت» است؛ نمادی از اینکه امنیت و منافع ملی نه با عقبنشینی از مؤلفههای قدرت، بلکه با ترکیب هوشمندانه دیپلماسی، اقتدار و بازدارندگی تأمین میشود.
و شاید دقیقاً همین چند کلمه رضایی، مرز میان دو قرائت را روشن میکند: صلح از موضع ضعف، یا صلح متکی بر قدرت؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com