گروه سیاسی: امام خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی، در سخنانی که هنوز پس از دههها تازگی خود را حفظ کرده، غربزدگی را «سرچشمه اصل و علتالعلل مصائب ما» خواندند و تأکید کردند: «اگر بخواهیم بهواقع، مملکتمان نجات پیدا کند، مقدّم بر همه، این است که از "غربزدگی" نجات پیدا کنیم».
به گزارش بولتن نیوز، اما شاید صریحترین و هشداردهندهترین توصیه ایشان، آن جمله معروفی باشد که خطاب به ملت ایران فرمودند: «ای ملت، بساط این غربزدهها را از مملکت جمع کنید». ایشان در جای دیگر تصریح کردند که «تا غربزدههایی که در همه جا موجودند از مملکت نروند یا اصلاح نشوند، شما به استقلال نخواهید رسید».
امروز، با نگاهی به آمارهای اقتصادی کشور، این پرسش به ذهن هر تحلیلگری خطور میکند: مگر نه اینکه بیش از چهار دهه از آن هشدارها میگذرد؟ مگر نه اینکه انقلاب شد و نظام تغییر کرد؟ پس چرا هنوز «غربزدگی» چونان بیماری مزمن، بر پیکره اقتصاد ایران سایه افکنده است؟
واقعیت تلخ اقتصادی امروز ایران، گویای عمق فاجعهای است که امام خمینی دهها سال پیش نسبت به آن هشدار داده بودند. بر اساس گزارشهای رسمی و تحلیلهای نهادهای بینالمللی، اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ با پدیده نادر «رکود تورمی حاد» دست و پنجه نرم کرده است.
نرخ تورم نقطهبهنقطه که پیشتر در کانالهای ۴۰ تا ۵۰ درصد نوسان داشت، در اسفندماه ۱۴۰۴ به رقم بیسابقه ۷۱.۸ درصد افزایش یافت. در سوی دیگر، رشد اقتصادی تقریباً متوقف شد و به ۰.۲ درصد رسید؛ رقمی که بدون احتساب درآمدهای نفتی به -۰.۳ درصد نیز تنزل پیدا کرد.
این یعنی اقتصاد ایران نه تنها از دستیابی به رشد بازمانده، بلکه به سمت کوچکشدن ابعاد خود حرکت کرده است. کارشناسان از این وضعیت به عنوان «بیشترین رکود تورمی تجربهشده در کشور» یاد میکنند.
امام خمینی در تبیین ماهیت غربزدگی، به نکتهای کلیدی اشاره کردند که شاید رمزگشای معضل امروز اقتصاد ایران باشد. ایشان فرمودند: «بالاتر فاجعهای که برای این ملت اتفاق افتاده است... این است که فکرشان عوض شده است. یک فکر غربی شده است فکرشان، توجهشان، همه به این است که ما خودمان چیزی نداریم، از خارج باید بیاید».
این نگاهِ «از خارج باید بیاید»، امروز در کدام بخش از اقتصاد کشور جاری نیست؟ از وابستگی به واردات کالاهای اساسی گرفته تا اتکا به سرمایهگذاری خارجی و چشمداشتن به برجام و مذاکرات برای گشایش اقتصادی. انگار همچنان «قبلهشان غرب است» و به جای تکیه بر توان داخلی، به آن سوی مرزها دوختهاند.
امام خمینی اما بر این باور بودند که «مملکت ما یک مملکت غنیای است، یک مملکتی است که همه چیز خودش را میتواند اداره بکند». ایشان تأکید داشتند که «ما همه چیز داریم. فرهنگ ما فرهنگ غنی است. مملکت ما مملکت غنی است. مُنتها نگذاشتند که این امور تحقق پیدا بکند».
شاید دردناکترین بخش تحلیل امام، اشاره به نقش «غربزدههای وطنی» باشد. ایشان هشدار دادند: «ما از شرّ رضاخان و محمدرضا خلاص شدیم، امّا از شرّ تربیتیافتگانِ غرب، به این زودیها نجات نخواهیم یافت. اینان برپادارندگانِ سلطه ابرقدرتها و سرسپردگانی هستند که با هیچ منطقی، خلعِ سلاح نمیشوند».
اینان، به تعبیر امام، «سربازان وطنیِ دشمن هستند که در لباس دوست و بهعنوان خودی، سخن دشمن را تکرار و برنامههای او را محقّق میکنند». چهبسا اگر اینان در میان نباشند، امکانی نیز برای پیشروی دشمن به وجود نیاید.
آیا مشاوران اقتصادی امروز کشور، مدیران بانکها، برنامهریزان بودجه و سیاستگذاران ارزی، همگی از این آفت مصوناند؟ پاسخ، با نگاه به عملکرد اقتصاد در سالهای اخیر، روشن است.
امام خمینی راه نجات را نه در مذاکره با غرب و نه در چشمداشتن به کمکهای خارجی، بلکه در تکیه بر فرهنگ اسلام و هویت خویش میدانستند. ایشان فرمودند: «بر فرهنگ اسلام تکیه زنید و با غرب و غربزدگی مبارزه نمایید و روی پای خودتان بایستید و بر روشنفکران غربزده و شرقزده بتازید و هویت خویش را دریابید».
اما این توصیه، همچنان در حد یک شعار باقی مانده است. اقتصاد مقاومتی که بارها از سوی رهبری معظم انقلاب مورد تأکید قرار گرفته، در عمل با نسخههای غربی و وابستگی به خارج گره خورده است. نسخههایی که «گشایش اقتصادی را بیش از آنکه در تقویت توان داخلی جستوجو کنند، در تغییر مناسبات با غرب و جلب رضایت آمریکا و اروپا میبینند».
امام خمینی (ره) فرمودند: «تا غربزدهها اصلاح نشوند، به استقلال نخواهید رسید». امروز که تورم افسارگسیخته، معیشت مردم را به کام مرگ کشانده و رشد اقتصادی به صفر رسیده، این پرسش اساسی مطرح است: آیا زمان آن نرسیده که «بساط غربزدهها» را از اقتصاد کشور جمع کنیم؟
تجربه چهار دهه اخیر نشان داده که هرگاه به توان داخلی تکیه شده، کشور از گردنههای سخت عبور کرده و هرگاه چشم به خارج دوخته شده، جز تحقیر و وابستگی، حاصلی در بر نداشته است.
شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، به عمل به این وصیت تاریخی نیاز داریم. وصیتی که اگر عملی شود، تحول در اقتصاد کشور نه یک رویا، که یک ضرورت حتمی خواهد بود. و گرنه، همچنان باید منتظر ماند و دید که «بساط غربزدگی» تا کی بر تارک اقتصاد این مملکت برپا خواهد بود؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com