گروه سیاسی،یک قاب از بیشکک؛ پزشکیان کنار پوتین و سخن گفتن از صلح
به گزارش بولتن نیوز،ساعاتی پیش از دور تازه حملات آمریکا، رئیسجمهور ایران در بیشکک و در حاشیه اجلاس سازمان همکاری شانگهای، هنوز پنجره دیپلماسی را باز نگه داشته بود.
پزشکیان صریحاً اعلام کرد اگر ایالات متحده به تعهدات خود در یادداشت تفاهم اسلامآباد بازگردد، ایران نیز «بلافاصله» اقدام متقابل خواهد کرد.
این صرفاً روایت رسانههای داخلی ایران نبود. رویترز نیز گزارش داد پزشکیان گفته است تهران آماده بازگشت متقابل به چارچوب تفاهم است و تأکید کرده که جنگ به سود هیچکس نیست و ایران همچنان راهحل مذاکرهشده را ممکن میداند.
پزشکیان سپس در دیدار با ولادیمیر پوتین بار دیگر از ضرورت مقابله با یکجانبهگرایی و احترام به قواعد بینالمللی سخن گفت؛ در همان دیدار، پوتین نیز از تفاهم ایران و آمریکا استقبال کرد و شکنندگی آتشبس را تأسفآور خواند.
پس تصویر نخست این روز روشن بود:
رئیسجمهور ایران در کنار رئیسجمهور روسیه، با وجود ماهها جنگ و درگیری، هنوز از امکان بازگشت به یک تفاهم سیاسی سخن میگفت.
چند ساعت بعد؛ پاسخ واشنگتن از آسمان رسید
اما تصویر دوم، دیگر در سالن اجلاس شانگهای نبود.
دونالد ترامپ اعلام کرد نیروهای آمریکایی در حال حمله به اهدافی در نزدیکی تنگه هرمز هستند. واشنگتن این عملیات را واکنشی به اقدامات ایران علیه نیروهای آمریکایی و تلاش برای مینگذاری در تنگه هرمز معرفی کرد.
اما ترامپ به اعلام عملیات بسنده نکرد.
رئیسجمهور آمریکا همزمان هشدار داد اگر ایران به این حمله پاسخ دهد، حمله بعدی آمریکا بسیار شدیدتر خواهد بود و از حمله بزرگتری سخن گفت که به تعبیر او «در انتظار» است.
یعنی تنها چند ساعت پس از آنکه پزشکیان از آمادگی برای بازگشت متقابل به تفاهم سخن گفته بود، زبان حاکم بر واشنگتن نه مذاکره، بلکه حمله و تهدید به حمله بزرگتر بود.
دو جمله را کنار یکدیگر بگذارید
از یک سو:
پزشکیان: اگر آمریکا به تعهداتش بازگردد، ایران نیز بلافاصله اقدام متقابل خواهد کرد.
و از سوی دیگر:
ترامپ: اگر ایران تلافی کند، بسیار سختتر هدف قرار خواهد گرفت.
فاصله میان این دو جمله، شاید خلاصه یکی از مهمترین بحرانهای امروز منطقه باشد.
یکی از تعهد متقابل حرف میزند و دیگری از مجازات در صورت پاسخ.
این مقایسه البته به معنای نادیدهگرفتن اختلافات عمیق تهران و واشنگتن یا اقدامات نظامی دو طرف نیست؛ اما برای سنجش ادعای دیپلماسی، زمانبندی وقایع اهمیت دارد.
اگر واشنگتن معتقد بود هنوز راهی برای حل سیاسی بحران وجود دارد، پاسخ آن به اعلام آمادگی تهران برای بازگشت متقابل به تفاهم چه بود؟
ترامپ حتی اعتبار «توافق» را هم زیر سؤال برد
تناقض زمانی برجستهتر شد که ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز، اساس اعتبار توافق با تهران را زیر سؤال برد.
او گفت فرصتهای زیادی در اختیار ایران گذاشته شده و توافق با تهران را فاقد ارزش دانست.
حالا مسئله فقط اختلاف ایران و آمریکا نیست.
پرسش مهمتری برای هر کشوری که روزی پای میز مذاکره با واشنگتن مینشیند مطرح میشود:
وقتی رئیسجمهور آمریکا خود ارزش توافق احتمالی با طرف مقابل را زیر سؤال میبرد، چه تضمینی برای اعتبار تعهد بعدی واشنگتن باقی میماند؟
از «مردم ایران» تا واقعیت میدان
ترامپ بارها کوشیده میان حاکمیت ایران و مردم ایران فاصله بگذارد و خود را حامی مردم معرفی کند.
اما آزمون واقعی چنین ادعایی نه پشت تریبون، بلکه در میدان جنگ است.
هر حملهای که به غیرنظامیان آسیب بزند، این پرسش را جدیتر میکند که چگونه میتوان همزمان از دلسوزی برای مردم یک کشور سخن گفت و همان کشور را با ادبیات نابودی و حملات گستردهتر تهدید کرد؟
دلسوزی برای مردم با بمب اثبات نمیشود.
پشت صحنهای که نامش «هرمز» است
نقطهای که نباید در میان تهدیدهای ترامپ گم شود، محل این رویارویی است: تنگه هرمز.
این فقط یک آبراه میان ایران و همسایگان جنوبی خلیج فارس نیست؛ یکی از حیاتیترین شریانهای انتقال انرژی جهان است.
بنابراین در تحلیل این نبرد باید فراتر از ادبیات رسمی دو طرف رفت.
امنیت کشتیرانی، نفت، آزادی عبور کشتیها و موازنه قدرت در تنگه هرمز اکنون در مرکز اختلاف قرار گرفتهاند. به همین دلیل، درباره انگیزههای واشنگتن میتوان پرسشهای جدی مطرح کرد؛ اما بدون سند نباید «تسلط بر نفت و هرمز» را بهعنوان نیت قطعی آمریکا اعلام کرد.
واقعیت مستند بهاندازه کافی سنگین است:
بخش مهمی از قدرت اقتصادی جهان از همین چند ده کیلومتر آب عبور میکند و اکنون جنگ نیز به همان نقطه کشیده شده است.
پزشکیان و ترامپ؛ دو تصویر برای قضاوت افکار عمومی
در نهایت شاید لازم نباشد برای توصیف دونالد ترامپ حتی یک ناسزا نوشته شود.
دو تصویر را کنار یکدیگر قرار دهید:
پزشکیان در کنار پوتین:
بازگشت آمریکا به تعهدات؛ بازگشت متقابل ایران؛ جنگ به سود هیچکس نیست.
ترامپ چند ساعت بعد:
حمله نظامی؛ تهدید به حمله شدیدتر؛ و زیر سؤال بردن ارزش توافق با ایران.
قضاوت را میتوان به مخاطب سپرد.
زیرا آنچه در این روز ثبت شد، فقط تبادل آتش میان ایران و آمریکا نبود؛ تقابل دو ادبیات نیز بود: ادبیات بازگشت به تفاهم در برابر ادبیات تهدید.
و شاید سؤال نهایی از رئیسجمهور آمریکا همین باشد:
آقای ترامپ؛ اگر پاسخ سخن گفتن از مذاکره، حمله است و پاسخ واکنش به حمله نیز تهدید به حملهای بزرگتر، دقیقاً در کجای این معادله جایی برای همان «صلحی» باقی میماند که واشنگتن از آن سخن میگوید؟
تاریخ فقط ثبت نمیکند چه کسی موشک بیشتری داشت؛
ثبت میکند چه کسی، در لحظهای که هنوز امکان سخن گفتن وجود داشت، کدام زبان را انتخاب کرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com